خودروی گران، کیفیت ارزان؛ مردم دقیقاً پول چه چیزی را میدهند؟
حالا که قیمت خودروهای داخلی و مونتاژی با جهشهای ۶۰ و ۷۰ درصدی به سطوحی رسیده که تا همین یکی دو سال پیش غیرقابل تصور بود، یک سؤال اساسی پررنگتر از همیشه مطرح میشود:
این قیمتها دقیقاً در ازای چه چیزی از مردم گرفته میشود؟
نه کیفیت بالاتر،
نه ایمنی بیشتر،
نه فناوری جدید،
نه حتی حفظ همان امکانات قبلی.
وعدهای که سالهاست تکرار میشود و هرگز محقق نشده
تقریباً هر بار که قرار بوده مجوز افزایش قیمت به خودروسازان داده شود، یک جمله ثابت تکرار شده است:
«افزایش قیمت به شرط ارتقای کیفیت».
این جمله آنقدر تکرار شده که دیگر نه وعده است، نه توجیه؛ بلکه بیشتر شبیه یک شوخی تلخ و نخنماست.
در عمل، نهتنها کیفیت افزایش پیدا نکرده، بلکه در بسیاری از موارد افت محسوس کیفیت، حذف آپشنها و سادهسازی خطرناک خودروها را شاهد بودهایم.
ترمز دیسکی عقب حذف شد.
کنترل پایداری دیر اضافه شد.
عایقبندی ضعیفتر شد.
کیفیت مونتاژ افت کرد.
لیست امکانات کوچکتر شد، اما برچسب قیمت بزرگتر.
خودروی صفر، تجربه تعمیرگاه
وضعیت به جایی رسیده که بسیاری از خودروهای صفرکیلومتر، به محض تحویل، باید راهی تعمیرگاه یا نمایندگی شوند.
ایرادات برقی، صدای اضافی، خطاهای نرمافزاری، نقص در مونتاژ بدنه یا حتی مشکلات ایمنی، آنقدر رایج شده که دیگر «استثنا» نیست؛ بخشی از فرآیند تحویل خودروست.
در چنین شرایطی، خرید خودرو بهجای اینکه یک تجربه خوشایند باشد، تبدیل میشود به شروع یک دوره رفتوآمد اعصابخُردکن میان نمایندگیها و شیرینی خرید، پیش از آنکه ماشین از پارکینگ بیرون بیاید، از بین میرود.
قیمت جهانی، محصول جهانسومی
امروز با توجه به نرخ دلار، قیمت بسیاری از خودروهای تولید داخل و مونتاژی به جایی رسیده که انتظار یک محصول ایمن، کممصرف، بهروز و با کیفیت ساخت مناسب کاملاً منطقی است.
اما آنچه تحویل داده میشود، اغلب چیزی است که حتی با استانداردهای یک دهه قبل هم همخوانی ندارد.
واقعیت تلخ این است که با همین بازه قیمتی، در بازارهای جهانی میتوان خودروهایی خرید که:
- ایمنی فعال و غیرفعال کامل دارند
- مصرف سوخت پایینتر و استانداردهای آلایندگی سختگیرانهتری را پاس میکنند
- از پلتفرمهای جدید استفاده میکنند
- کیفیت مونتاژ و مواد داخلی بهمراتب بالاتری دارند
- و مهمتر از همه، خریدار را مشتری فرض میکنند، نه کیسه پول
مقایسه این خودروها با محصولات داخلی، نه از سر شیفتگی به خارج، بلکه از سر حسرت عقلانی است.
شکاف عمیق میان قیمت و ارزش
مشکل فقط گرانی نیست؛ بیتناسبی فاحش میان قیمت و ارزش دریافتی است.
وقتی خودرویی با قیمت بالا عرضه میشود اما:
- تست تصادف معتبر ندارد
- تجهیزات ایمنی پایه را ناقص ارائه میدهد
- طراحی فنی قدیمی دارد
- و کیفیت ساختش حتی ثبات ندارد
- مونتاژ یک محصول ار برند درجه چندم چینی است
دیگر نمیتوان آن را صرفاً «گران» نامید؛ این گرانفروشی ساختاریافته است.
انحصار، نه ناتوانی
اگر کیفیت پایین بود اما قیمت رقابتی، شاید میشد بحث ناتوانی یا محدودیت را مطرح کرد.
اما وقتی محصول هم ضعیف است و هم گران، مسئله دیگر ناتوانی نیست؛ انحصار است.
انحصاری که اجازه میدهد بدون ترس از ریزش مشتری، بدون نگرانی از رقابت و بدون الزام به پاسخگویی، هر قیمتی اعلام شود و هر کیفیتی تحویل داده شود.
نتیجه: پول جهانی، محصول محلی
امروز از مردم پولی گرفته میشود که در جهان میتواند یک خودروی ایمن، مدرن و باکیفیت بخرد، اما در عمل محصولی تحویل داده میشود که حتی در داخل هم اعتماد ایجاد نمیکند.
این تناقض، خطرناکتر از هر افزایش قیمتی است. چون وقتی قیمت بالا میرود اما کیفیت نه، اعتماد فرو میریزد. و بازاری که اعتماد در آن از بین برود، حتی با تزریق پول هم نجات پیدا نمیکند.
خودروی گران، اگر ایمن و باکیفیت باشد، قابل بحث است.
اما خودروی گرانِ بیکیفیت، فقط یک شکست صنعتی نیست؛ یک بیعدالتی آشکار است.