ششسیلندر خطی دوباره به مرکز توجه برگشته و حالا دو نمونهی بسیار مهم از این نوع روبهروی هم قرار گرفتهاند. استلانتیس هوریکین توئین توربوشارژ خطی خود را از پایه ساخت تا جانشین V8 افسانهای هِمی شود؛ موتوری که آلایندگی کمتری دارد و عملکرد مشابه ارایه میدهد.
بیشتر بخوانید:
هوریکین در وانت رم TRX و سپس در نسل جدید دوج چارجر تواناییاش را نشان داده و در نسخهی اصلی، ۵۴۰ اسببخار قدرت و ۷۰۷ نیوتنمتر گشتاور تولید میکند؛ اعدادی که نمیشود ساده از کنارشان گذشت.
بهگزارش هاتکارز، سوی دیگر این نبرد به بیامو و موتور S58 تعلق دارد؛ پیشرانهای که طی چند سال گذشته آرامآرام جای خود را بهعنوان یکی از بهترین ششسیلندرهای خطی تاریخ محکم کرده است. S58 اکنون بهعنوان موتوری قابلاعتماد و بسیار توانمند شناخته میشود و با قطعات داخلی فورجشده، نیروی خود را به M2، M3 و M4 نسل کنونی میرساند. هوریکین استلانتیس و S58 بیامو یک حجم مشابه دارند، هر دو توئین توربو هستند و هر دو ارقام قدرتی نزدیک ارائه میدهند؛ با وجود این، شباهتهایشان از آنچه در نگاه اول به نظر میرسد، بیشتر است.
شباهتهای موتور S58 بیامو با هوریکین دوج
نخستین شباهت بزرگ از جنس معماری است. هوریکین و S58 هر دو از ساختار تمامآلومینیومی بهره میبرند؛ انتخابی که وزن را پایین میآورد، دفع حرارت را بهتر میکند، مقاومت در برابر خوردگی را افزایش میدهد و ماشینکاری با تلرانس دقیق را آسانتر میسازد. نتیجهی چنین ساختاری، موتوری کارآمدتر، قابلتولیدتر در مقیاس بالا و انعطافپذیرتر در نصب روی پلتفرمهای مختلف است. با توجه به اینکه هر دو موتور در دامنهای گسترده از خودروها، از اسپرتها تا کامیونهای بزرگ، به کار میروند، این تصمیم مهندسی در هر دو طرف کاملا منطقی به نظر میرسد.
نقطهی اشتراک مهم بعدی، استفاده از سرسیلندرهای دِکبسته (Closed deck) است. در این طراحی، بخش بالای سیلندرها با مادهی بیشتری پوشانده میشود و در نتیجه بلوکی بسیار صلب و مقاوم شکل میگیرد که فشارهای بالاتر سیلندر و سطوح توان بیشتری را تاب میآورد. چنین موتوری برای توربوشارژ شدن یا تیونینگهای افراطی و مسابقهای گزینهای عالی محسوب میشود. با توجه به اینکه هوریکین و S58 از ابتدا برای کاربردهای پرفورمنس طراحی شدهاند، بستهدک بودن سرسیلندرها احتمالا یکی از بهترین تصمیمهای مهندسی هر دو شرکت بوده است.
اما مهمترین ماموریت مشترک آنها جایگزینی V8ها بود. هوریکین با همین هدف ساخته شد تا هِمی محبوب را کنار بزند و توان مشابه را در بستهای کارآمدتر ارائه دهد. S58 هم با همین منطق شکل گرفت تا عملکردی در سطح بالا عرضه کند و همزمان با سختگیرانهتر شدن قوانین آلایندگی اروپا، از پس الزامات جدید برآید. دلیل تولدشان شاید یکسان نباشد، اما هدف نهایی مشابه است؛ تولید توان وی ۸ در قالبی سازگارتر با صنعت خودروی امروز که بیش از هر زمان دیگری روی پایداری و آلایندگی تمرکز دارد.
هر دو پیشرانه همچنین با نگاه به برقیسازی توسعه پیدا کردند. همانطور که از هر موتور متولدشده در دهههای ۲۰۱۰ یا ۲۰۲۰ انتظار میرود، هوریکین استلانتیس و S58 بیامو از ابتدا با در نظر گرفتن سامانههای برقی طراحی شدند. هرچند هیچکدام هنوز در چیدمان تمامهیبریدی دیده نشدهاند، هر دو با فناوری هیبرید خفیف جفت شدهاند. هوریکین یک باتری کوچک را برای کمک به شتابگیری در خود دارد و عملا از کارخانه بهصورت هیبرید خفیف عمل میکند. جفت شدن کامل هیبریدی برای هر دو موتور هنوز دور از ذهن نیست و با مسیر فعلی مقررات آلایندگی در دو سوی اقیانوس اطلس، شاید آن روز خیلی هم دور نباشد.
تفاوتهای موتور S58 بیامو با هوریکین دوج
با وجود این همه شباهت، تفاوتها هم کم نیستند. هوریکین یک موتور کاملا تازه است که از صفر طراحی شده و با وجود تکیه بر فرمول دوقلو توربو، همهچیز در آن مدرن و هدفمند است. S58 بیامو هم هرچند در اجرا کاملا مدرن است، ریشههای عمیقتری دارد؛ این موتور در واقع تکامل شدیدا بازمهندسیشده و موتوراسپرتمحورِ ب ۵۸ تکتوربو است، پیشرانهای بسیار محبوب که از سری ۳ تا سری ۷ و حتی در محصولات برندهای دیگر مانند تویوتا سوپرا و وانت آفرودی اینیوس گرنادیر هم به کار رفته است.
تفاوت اصلی میان B58 و S58 را باید در توربوشارژینگ و طراحی داخلی جستوجو کرد. S58 از دو توربوشارژر تکاسکرول بهجای یک واحد دوقلواسکرول در B58 استفاده میکند و در کنار آن، قطر سیلندر بزرگتر، کورس کوتاهتر، نسبت تراکم پایینتر و قطعات داخلی تقویتشده دارد تا بتواند بوست بسیار بیشتری را تحمل کند. همین موتور همچنین دورگیری بالاتری دارد و به دور نهایی ۷۲۰۰ دور در دقیقه میرسد.
شاید یکی از بزرگترین تفاوتها میان هوریکین استلانتیس و S58 بیامو به خروجیها برگردد. از نظر قدرت، S58 موتور قویتر محسوب میشود. نیرومندترین نسخهی آن، نمونهی ۵۵۲ اسببخاری است که در بیامو ۳.۰ CSLبه کار رفته؛ نسخهای محدود و با حالوهوای کلاسیک بر پایهی بیامو ام۴. در سوی دیگر، قدرتمندترین هوریکین ۵۵۰ اسببخار تولید میکند و در دوج چارجر اسکت پَک دیده میشود. با این حال، هوریکین گشتاور بسیار بیشتری دارد.
بیشترین گشتاور ثبتشده برای هر وسیلهای که از هوریکین استفاده میکند، ۷۲۰ نیوتنمتر است؛ رقمی که دوج چارجر اسکت پَک به دست میآورد. در مقایسه، پرگشتاورترین نسخهی S58، در تیپهای کامپتیشن و CSL بیامو ام۳ و ام۴، ۶۴۹ نیوتنمتر تولید میکند. بنابراین، هوریکین برای هر کسی که کشش در دورهای پایین را در اولویت میگذارد، برندهی روشن این بخش است.
چرا هوریکین گشتاور بیشتری دارد؟ پاسخ احتمالا به ماموریتش برای جایگزینی وی ۸های آمریکایی برمیگردد. در سنت مهندسی آمریکا، تمرکز روی گشتاور بیش از توان پیک همواره اهمیت بالایی داشته و همین فلسفه در هوریکین هم دیده میشود. وانتهای فولسایز، که باید بارهای سنگین را بکِشند و حمل کنند، سالها به وی ۸های بنزینی تکیه کردهاند و هوریکین دقیقا برای ایفای همان نقش ساخته شده است.
هوریکین از نظر پیچیدگی فنی هم سادهتر از S58 ظاهر میشود. موتورهای آمریکایی همواره به سادهتر بودن در مقایسه با نمونههای اروپایی شهرت داشتهاند و هوریکین هم از این قاعده دور نیست. در حالی که S58 بیامو هم زمانبندی متغیر سوپاپها را دارد و هم لیفت متغیر سوپاپ را، هوریکین استلانتیس فقط از زمانبندی متغیر سوپاپ استفاده میکند. سادگی بیشتر میتواند یک مزیت بالقوه هم داشته باشد؛ چون قطعات متحرک کمتر یعنی نقاط خرابی احتمالی کمتر و در نتیجه امکان دوام بلندمدت بهتر. البته باید یادآور شد که هوریکین هنوز موتور نسبتا تازهای به شمار میرود و دادههای جامع و واقعیِ بلندمدت دربارهی قابلیت اطمینان آن محدود است.
در مجموع، هوریکین دوج و S58 بیامو بیشتر از آنچه انتظار میرود به هم شبیهاند؛ هر دو ششسیلندر خطی دوقلو توربو، هر دو تمامآلومینیومی، هر دو بستهدک و هر دو با هدفی مشترک برای ادامهی میراث وی ۸ها. با این حال، بیامو در سمت اوج قدرت میایستد و استلانتیس در سمت گشتاور و سادگی فنی امتیاز میگیرد. همین تضاد است که نبرد بیامو در برابر دوج و استلانتیس را جذابتر میکند؛ جایی که هر طرف ادعای خودش را دارد و بحث را برای طرفداران داغتر از همیشه نگه میدارد.
شما کدام را برنده میدانید؛ هوریکین دوج یا S58 بیامو؟