استون مارتین با سوپراسپرت تازهی ولن بار دیگر نگاهها را به سمت خود کشانده، اما نه فقط بهخاطر پیشرانهی ۱۲ سیلندرش. چهرهی خودرو آنقدر بحثبرانگیز شده که خیلیها آن را به موستانگ، و بعضیها حتی به کامارو، تشبیه کردهاند. برای یک گرندتورر بریتانیایی که قیمتش از بیشتر خانهها هم بالاتر است، چنین مقایسهای عجیب به نظر میرسد، اما طراحی جلوی خودرو دقیقا همان چیزی است که آتش این بحث را روشن کرده.
دلیل جنجال فقط یک شباهت سطحی نیست. چراغهای باریک و فرورفته، نوارهای افقی چراغ روشنایی روز و قاب جلوپنجرهای که تا گوشههای سپر کشیده میشود، همگی زبانی تازه برای استون مارتین ساختهاند؛ زبانی که با امضای همیشگی این برند، یعنی دماغهی عمودی و جواهرمانند، فاصله دارد. نتیجه در نگاه اول چشمنواز است، اما همزمان برای بسیاری کمتر از همیشه شبیه یک استون مارتین سنتی به نظر میرسد.
طراح خودرو، استون مارتین، در عمل مسیر تهاجمیتری را انتخاب کرده و خودِ اندرو ریچمن هم تا حد زیادی به همین موضوع اشاره کرده است. او ولن را فرصتی برای تجربهی احساسات شدیدتر در قالبی تازه توصیف کرده و رابی ریپورت گزارش داده که تابلوی الهام تیم طراحی با چهار واژهی «بیرحم»، «تاریک»، «آزمایشی» و «آلتر اِگو» آغاز شده بود. چنین دستور کاری از شرکتی که بیش از یک قرن با ظرافت دربارهی توان خروجی حرف زده، غیرمنتظره است و توضیح میدهد چرا دماغهی ولن بیشتر حالت چالشی دارد تا متین.
با این حال، بخش زیادی از توجهها به رنگ خودرو کملطفی کردهاند؛ رنگی که شاید بهترین چیزی باشد که استون مارتین تا امروز روی یک خودرو پاشیده است. سَتین آندرومدا رد با فناوری پیگمنت کرومفلِیر از قرمز تیره به مسی و طلایی میلغزد و بعد به تهرنگهای آبی میرسد، آن هم در حالی که حتی در نور کم هم تغییرش را حفظ میکند. در کنار آن، امکان سفارش بدنهی تمامنمای کربنی با بافت هریینگبون در خط مرکزی و پرداخت سفارشی در حالت ساتن یا براق هم وجود دارد؛ مجموعهای که ولن را به یکی از جالبترین گزینههای پرداخت در میان خودروهای تولیدی امروز تبدیل میکند.
بخش عقب نیز همان روحیهی جنجالی را ادامه میدهد. استون مارتین شیشهی عقب و درِ صندوق وانکوئیش را بهطور کامل حذف کرده و بهجایش یک درِ عقب یکپارچهی کربنی گذاشته که لبهی بالاییاش به شکل یک گرنی فلپ تراش خورده تا بدون بالِ پیچشده به بدنه، نیروی رو به پایین تولید کند. زیر آن، یک صندوق ۱۷۰ لیتری قرار دارد و بستهی چمدان تورینگ پک هم بهصورت انتخابی ارائه میشود. چهار سر اگزوز تیتانیومی، دو عدد بالا و دو عدد پایین، از پشت پنلی سوراخدار برای مدیریت حرارت بیرون زدهاند و یک نوار سراسری نور هم بالای آنها دیده میشود.
همین حذف شیشهی عقب، ولن را وارد همان گفتوگویی میکند که پیشتر برای مکلارن پی یک و پولاستار پنج هم شکل گرفته بود؛ خودروهایی که برای رسیدن به فرم تمیزتر و آیرودینامیک هوشمندتر، دید عقب را قربانی کردهاند. در چنین ترکیبی، ولن همزمان هم یک سوپراسپرت نمایشی به نظر میرسد و هم یک تمرین جدی در مهندسی آیرودینامیک؛ چیزی میان نمایش و کارایی.
زیر این ظاهر پر سر و صدا، یک موتور ۵٫۲ لیتری دوازده سیلندر توئینتوربو قرار دارد که ۸۳۸ اسببخار و ۷۳۸ نیوتنمتر گشتاور تولید میکند. شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت آن سه ثانیه اعلام شده و حداکثر سرعتش به ۳۴۴ کیلومتر در ساعت محدود شده است. شاسی خودرو بر پایهی وانکوئیش ساخته شده و با استفاده از کربن، تیتانیوم و منیزیم تا ۱۱۰ کیلوگرم سبکتر شده؛ فقط ۱۵۰ دستگاه از آن ساخته میشود و قیمت پایه از حدود ۱٫۵ میلیون پوند آغاز خواهد شد، پیش از آنکه سفارشهای بیپایان بخش کیو رقم نهایی را بالاتر ببرند.
در نهایت، ولن برای بعضیها نماد پیدا کردن صدایی جسورتر برای استون مارتین است و برای بعضی دیگر نشانهای از دور شدن این برند از لهجهی همیشگیاش. اما یک چیز روشن مانده؛ کنار این خودرو نمیشود بیتفاوت ایستاد، و برای برندی که سالها با نجابت حرف زده، شاید همین واکنش تند و دوپاره خودِ پیروزی طراحی باشد.
شما شباهت جلوی ولن به موستانگ را میبینید یا این مقایسه را اغراقشده میدانید؟