بیعلاقگی مشتریان همیشگی این برند به خرید XM تنها بهخاطر ظاهر نهچندان دلچسب آن نیست؛ XM چاق در هیچ سطحی موفق به راضی نگهداشتن خریداران و حتی سازنده نشده است. در بخش طراحی، XM خودرویی جسور اما نهچندان عامهپسند و حتی زشت یا کودکانه به شمار میرود. بهعنوان یک محصول لوکس هم راندمانی خشک دارد و عملکرد آن آزاردهنده محسوب میشود؛ بهعنوان یک خودروی اسپرت هم حس جاده را اصلا خوب به راننده منتقل نمیکند و تاحدی میتوان گفت خپل است. بهعنوان یک خودروی خانوادگی گران و غیرکاربردی است و بهعنوان یک مسابقهدهنده درگ در میان رقبای خود، خودروی سریعی قلمداد نمیشود. حتی سامانه هیبریدی آن هم رضایتبخش نیست.
برخی از خودروهای بیامو مانند M3 تورینگ با اختلاف زیادی بهعنوان بهترین خودروی کلاس خود برشمرده شده و برخی دیگر با وجود مشکلات متعدد، در بخشهای انگشتشماری موفق به برتری بر سایر رقبا میشوند. حتی شاسیبلند کوپه X6 جدید هم با وجود طراحی مانند همیشه عجیبش، راندمانی خوب دارد.
اما داستان درباره XM پرحاشیه فرق میکند. تمام کارهایی را که این شاسیبلند سایز بزرگ توانایی انجامش را دارد، توسط خودرویی دیگر بهشکلی بهتر انجام میشود. عملا بیامو در ازای فروش خودرویی که در هر پیچ واقعی یا خیالی از رقبا (مانند برادرش یعنی بیامو X5) عقب میماند، مبلغ یک صد و چهل و هشت هزار و شصت پوند انگلیسی طلب میکند.
اگر با یکی از مهندسان بخش توسعه XM روبهرو شوید، احتمالا به شما میگوید که ساخت این خودرو از وهله نخست طلسم و از سوی بخش بازاریابی وارد خط تولید شده است. بخش بازاریابی این شرکت انتظار داشت که با ترکیب دنیای X و M بیامو بتواند فرمول موفقیت X5M را تکرار کند. مهندسان بهترین تلاششان را با توجه به وضعیت خود انجام دادند اما نیروی توقف ناپذیرشان برای ارتقای ایده ناپخته XM کافی نبوده است.
همچنین بخوانید: نکات شگفتانگیز در بی ام و XM، از هندلینگ تا طراحی و امکانات
سال نوی میلادی در راه است و حتی رانندگان بیامو X4 که دسته راهنمای خودروشان را بهخاطر ساعتمچی بزرگشان نمیبینند هم در تلاش هستند تا دورانی خوش را برای خود بسازند. اما فارغ از تمام خودروهای خوب، متوسط یا بد باواریا، بهترین توصیفی که میتوان درباره این شاسیبلند بزرگ نوشت این است: بیامو XM شکست خورد. شاسیبلند یادشده کوچکترین شباهتی به گزینه دلخواه یک طرفدار M اسپرت و خبرنگاران خودرو ندارد؛ این داستان برای مردم نیز صدق میکند. در فصل سوم سال 2023، بیامو تنها چند صد دستگاه از آن فروخت که نسبت به فصل دوم روند نزولی را تجربه کرده بود.
بخش بازاریابی بیامو تصور میکرد که ایالاتمتحده، بازاری گرم و دلچسب برای XM باشد؛ چراکه مردمان آن سرزمین با ابعاد بزرگ و طراحی عحیب مشکل ندارد اما XM با وجود تخفیف ده هزار دلاری (که توسط نمایندگیها ارائه شده بود) هم بر دل خریداران بالقوه این برند ننشست. بیامو با تولید XM نشان داد که میتوان در ساخت یک شاسیبلند زیادهروی هم کرد. آلمانیها نشان دادند که میتوانند خودرویی بسازند که با وجود نشان بیامو روی کاپوتش، باز هم فروش ناامیدکنندهای را تجربه کند.
مدیر بخش M بیامو، «فرانک میل»، در مصاحبهای با مجله «تاپگیر» گفته که دلیل اصلی شکست XM، خرابکاری بیامو محسوب میشود. حال اشتباه آنها در معرفی این شاسیبلند چه بود؟ معرفی زودهنگام نسخه «لیبل رِد» 750 اسب بخاری با نوارهای سرخرنگ زشت. ظاهرا وقتی مردم میدانند یک ساندویچ گرانقیمت میتواند بدمزه باشد، علاقهای به خریدن نمونه عادی آن هم ندارند. بنابراین XM به یک دستگاه پولسوزی تبدیل شد که برای سازنده خود نیز خیری نداشت. خودرویی که هرگز از آن بهعنوان یک بیامو M خوب یاد نخواهد شد؛ حتی نیمه خوب هم نبود. با این حال اگر به M5 تورینگ نگاه کنید، داستان کاملا متفاوت است. نظر شما درباره XM چیست؟ آیا بیامو واقعا در طراحی و ساخت XM زیادهروی کرده است؟