در دهه ۱۹۷۰، سوپراسپرت بودن تعریف مشخصی داشت. خودرو باید سریع، گران، عجیب‌وغریب و تا حدی ترسناک می‌بود. بسیاری از مدل‌های مطرح آن دوران بیشتر برای هیجان آخر هفته ساخته شده بودند تا رفت‌وآمد روزمره. فرمان‌های سنگین، کلاچ‌های سفت، کابین‌های نامتعارف و موتورهایی که برای راننده کم‌تجربه چندان رضایت‌بخش نبودند، بخشی از ذات سوپراسپرت‌های آن دوره به حساب می‌آمدند.

ب‌ام‌و اما ایده‌ متفاوتی داشت؛ این شرکت می‌خواست خودرویی بسازد که تمام ویژگی‌های یک سوپراسپرت واقعی را داشته باشد، اما راننده مجبور نباشد برای لذت بردن از آن با خودرو بجنگد. نتیجه، ب‌ام‌و M1 بود؛ خودرویی که امروز یکی از مهم‌ترین محصولات تاریخ این شرکت مونیخی به شمار می‌رود.

آغاز یک ایده‌ی غیرمعمول برای ب‌ام‌و

ب‌ام‌و در آن سال‌ها بیشتر به‌عنوان سازنده‌ محصولات سدان و کوپه اسپرت شناخته می‌شد؛ با این حال، این شرکت از مدت‌ها قبل به دنبال راهی برای نشان دادن توانایی‌های فنی خود در قالبی متفاوت بود. E25 توربو که در سال ۱۹۷۲ معرفی شد، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تغییر مسیر بود. خودرویی مفهومی با طراحی آینده‌نگرانه که نشان می‌داد باواریا قصد ندارد برای همیشه در کلاس سدان‌های سریع و خودروهای خانوادگی باقی بماند.

بازخورد مثبت به این کانسپت، ایده‌ ساخت یک سوپراسپرت موتورمیانی را جدی‌تر کرد. ب‌ام‌و می‌خواست خودرویی بسازد که بتواند در برابر فراری و لامبورگینی قرار بگیرد اما در عین حال از ویژگی‌هایی برخوردار باشد که خودروهای اسپرت آن زمان کمتر ارائه می‌کردند: قابلیت استفاده روزمره و رفتار قابل پیش‌بینی. پیشبری این پروژه بر دوش زیرمجموعه ب‌ام‌و موتوراسپرت GmbH قرار گرفت؛ همان مجموعه‌ای که بعدها به یکی از مهم‌ترین بخش‌های تاریخ خودروهای پرفورمنس ب‌ام‌و تبدیل شد.

تولد M1

ب‌ام‌و M1 در نمایشگاه خودروی پاریس سال ۱۹۷۸ برای نخستین‌بار به شکل رسمی در معرض دید عموم قرار گرفت. طراحی آن را جورجتو جوجارو از شرکت ایتال‌دیزاین انجام داده بود؛ اما اهمیت M1 فقط به ظاهرش محدود نمی‌شد. در قلب این خودرو یک موتور ۳.۵ لیتری شش‌سیلندر خطی با کد M88 قرار داشت. این پیشرانه ۲۷۷ اسب‌بخار قدرت و ۳۳۱ نیوتن‌متر گشتاور تولید می‌کرد و از فناوری‌هایی بهره می‌برد که ریشه در موتورهای مسابقه‌ای BMW داشتند.

شاسی فضایی، سیستم تعلیق مستقل با دو جناغی در هر چهار چرخ و دو میل ضدغلت در هر محور، ساختاری کاملا جدی را برای این خودروی خیابانی ایجاد کرده بودند. M1 می‌توانست در حدود ۵.۵ ثانیه از صفر به ۹۶ کیلومتر بر ساعت برسد و حداکثر سرعت حدود ۲۵۹ کیلومتر بر ساعت را لمس کند. اما ویژگی اصلی این خودرو در شخصیت و راندمان آن نهفته بود.

سوپراسپرتی که راننده را نمی‌ترساند

نقطه‌ قوت واقعی M1 زمانی مشخص می‌شد که پشت فرمان آن می‌نشستید. در دورانی که بسیاری از سوپراسپرت‌ها به دلیل موقعیت رانندگی، کنترل‌های سنگین و رفتار عصبی خود تجربه‌ای طاقت‌فرسا را برای راننده ایجاد می‌کردند، M1 رویکرد متفاوتی داشت. صندلی‌ها موقعیتی منطقی داشتند، کنترل‌ها در دسترس بودند و کابین بیش از آنکه احساس یک اتاقک مسابقه‌ای را منتقل کند، برای رانندگی جاده‌ای طراحی شده بود.

گیربکس نیز رفتاری قابل‌پیش‌بینی داشت و سیستم تعلیق، با وجود توانایی بالای خودرو، قرار نبود در هر کیلومتر راننده را تنبیه کند. M1 همچنان یک سوپراسپرت واقعی بود؛ اما لازم نبود برای راندن آن با خودرو بجنگید. همین ویژگی بعدها اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرد.

ایده‌ای که سال‌ها زودتر مطرح شد

یکی از بهترین نمونه‌هایی که نشان می‌دهد M1 تا چه اندازه جلوتر از زمان خودش بود، هوندا NSX به شمار می‌رود. NSX که حدود یک دهه بعد وارد بازار شد، نشان داد یک سوپراسپرت می‌تواند در کنار عملکرد بالا، دقت، ارگونومی مناسب، دید خوب و قابلیت استفاده‌ی روزمره را هم داشته باشد؛ هدفی که ب‌ام‌و به‌دنبال دستیابی به آن بود.

کوپه اسپرت هوندا هم با موتور V6 سه‌لیتری خود ۲۷۰ اسب‌بخار قدرت تولید می‌کرد و صفر تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت را در حدود ۵.۳ ثانیه طی می‌کرد. اما چیزی که آن را متفاوت می‌کرد، صرفا سرعت نبود؛ NSX تلاش می‌کرد تجربه‌ی یک سوپراسپرت را برای راننده قابل‌دسترس‌تر کند. سال‌ها بعد، آئودی R8 نیز همین فلسفه را در قالبی مدرن‌تر دنبال کرد. R8 بخشی از هیجان و فناوری خودروهای سوپراسپرت را در اختیار راننده قرار می‌داد اما در عین حال برای استفاده‌ روزمره بسیار منطقی‌تر از بسیاری از رقبای خاص خود از برندهای لامبورگینی و فراری بود. به این ترتیب، ایده‌ای که M1 در اواخر دهه ۱۹۷۰ مطرح کرده بود، به تدریج به یکی از ویژگی‌های مهم سوپراسپرت‌های مدرن تبدیل شد.

پس چرا M1 با شکست مواجه شد؟

شاید بزرگ‌ترین تراژدی در داستان ب‌ام‌و M1 این باشد که بسیاری از مشکلاتش ارتباط چندانی با خود خودرو نداشتند. شرکت سازنده در ابتدا قصد داشت تولید M1 را به برند لامبورگینی بسپارد اما مشکلات مالی و مدیریتی لامبورگینی باعث شد این برنامه عملی نشود. در نتیجه، تولید خودرو به زنجیره‌ای پیچیده از شرکت‌های مختلف در ایتالیا و آلمان سپرده شد.

شاسی فضایی توسط «مارچکی» ساخته می‌شد، بدنه‌ فایبرگلاس توسط «T.I.R.» تولید می‌شد و درنهایت، وظیفه‌ مونتاژ اولیه و بخش‌هایی از ساخت خودرو به ایتال‌دیزاین محول می‌گشت. سپس خودروها برای نصب مجموعه‌های مکانیکی و تکمیل فرایند تولید به Baur در اشتوتگارت فرستاده می‌شدند. این فرایند چندمرحله‌ای باعث شد تولید M1 بسیار دشوارتر و طولانی‌تر از برنامه‌ی اولیه شود. همین این تأخیر، مشکلی بزرگ‌تر ایجاد کرد.

مسابقه‌ای که دیر رسید

در ابتدا برنامه بر آن بود که ب‌ام‌و M1 در بخشی از برنامه‌ مسابقه‌ای ب‌ام‌و موتوراسپرت شرکت داشته باشد؛ اما تا زمانی که خودرو آماده شد، شرایط و قوانین مربوط به همولوگیشن و تطبیق‌پذیری خودروها با قوانین تغییر کرده بود و برنامه‌ اولیه، دیگر به شکل مورد انتظار قابل اجرا نبود. به این ترتیب مدیربان ب‌ام‌و در نهایت برای M1 یک راه‌حل مسابقه‌ای اختصاصی ایجاد کرد: سری پروکار! M1های مسابقه‌ای در این رقابت با مشخصات بسیار متفاوتی نسبت به نمونه‌های جاده‌ای شرکت می‌کردند و تعدادی از مشهورترین رانندگان فرمول یک آن دوران نیز پشت فرمان آن‌ها نشستند.

اما این رویداد هم نتوانست تمام مشکلات پروژه را جبران کند. M1 تنها چند سال در خط تولید باقی ماند و مجموع تولید نسخه‌های جاده‌ای آن بسیار محدود بود. در نهایت حدود ۴۵۰ دستگاه از خودرو ساخته شد؛ تا اینکه ب‌ام‌و در سال ۱۹۸۱ تولید آن را متوقف کرد. در مقام مقایسه می‌توان به برنامه اولیه‌ تولید نگاه کرد که تولید ۸۰۰ دستگاه M1 را پیش‌بینی می‌کرد.

از دید تجاری، M1 را نمی‌توان یک موفقیت بزرگ دانست. اما داستان این خودرو هنوز تمام نشده بود... .

قلب M1 به زندگی ادامه داد

یکی از مهم‌ترین میراث‌های M1، موتور M88 بود. این پیشرانه بعدها در نسل E28 سدان پرچمدار ب‌ام‌و M5 مورد استفاده قرار گرفت و به ب‌ام‌و کمک کرد تا مفهوم جدیدی را در بازار خودرو شکل دهد: یک سدان خانوادگی با عملکردی در حد خودروهای اسپرت. به عبارت دیگر، M1 فقط یک سوپراسپرت تولیدشده در تیراژ محدود نبود. فناوری و فلسفه‌ ساخت آن بخشی از مسیر رشد سازنده شد و به شکل‌گیری زیرگروه ب‌ام‌و M کمک فراوانی کرد.

امروز ترکیب یک موتور قدرتمند، قابلیت استفاده‌ روزمره و عملکرد بالا در یک سدان یا کوپه، چیزی کاملا عادی به نظر می‌رسد. اما در آن زمان، چنین ترکیبی هنوز ایده‌ای نسبتا جدید محسوب می‌شد.

بازاری که سرانجام M1 را فهمید

با گذشت زمان، ارزش تاریخی M1 بیشتر و بیشتر مشخص شد. تولید محدود، طراحی ماندگار، ارتباط مستقیم با بخش موتوراسپرت شرکت ب‌ام‌و و جایگاه آن به‌عنوان تنها سوپراسپرت تولیدی موتورمیانی این شرکت، باعث شد تا M1 امروزه هم یکی از ارزشمندترین خودروهای کلاسیک این برند باشد.

اما ارزش واقعی M1 فقط در قیمت آن خلاصه نمی‌شود.

بازار خودرو در سال ۱۹۷۸ هنوز کاملا آماده‌ پذیرش ایده این سوپراسپرت نبود. مهندسان باواریا تلاش کردند که بگویند یک خودروی اسپرت می‌تواند سریع باشد، صدای موتور را به گوش راننده برساند و هیجان ایجاد کند اما همچنان رفتاری قابل‌ پیش‌بینی را از خود به نمایش بگذارد.

این همان فلسفه‌ای بود که سال‌ها بعد در خودروهایی مانند NSX و R8 به یکی از نقاط قوت اصلی سوپراسپرت‌ها تبدیل شد. هرچند که ب‌ام‌و M1 در زمان خودش نتوانست به موفقیت تجاری بزرگی برسد، اما امروز می‌توان با اطمینان بیشتری درباره‌ آن قضاوت کرد؛ M1 لزوما یک محصول شکست‌خورده نبود؛ شاید فقط کمی زودتر از زمانی که بازار آماده‌ پذیرش یک سوپراسپرت قابل‌استفاده بود، از راه رسیده بود.

نظر شما درباره این سوپراسپرت کلاسیک چیست؟