غولِ بیرحم بوگاتی بولاید؛ هایپرکاری فراتر از زمان
بوگاتی بولاید از همان لحظهای که معرفی شد، در گروه خودروهایی قرار گرفت که موفقیتشان تقریبا قطعی به نظر میرسید. تنها ۴۰ دستگاه از آن برنامهریزی شد و زیر بدنهاش همان موتور افسانهای W16 بوگاتی قرار داشت؛ ترکیبی که آن را به یکی از موردانتظارترین هایپرکارهای نسل خود بدل کرد. با این حال، پرسش اصلی درباره بولاید فقط فروش کامل آن نبود، بلکه این بود که آیا چنین خودرویی چیزی فراتر از یک پروژه بسیار گران و بسیار کمیاب برای نشان دادن توان مالی خریداران هم ارائه میکرد یا نه.
بهگزارش تاپ اسپید، فروش کامل در دنیای هایپرکارها همیشه بهمعنای اوج موفقیت نیست، چون بسیاری از این خودروها پیش از آنکه حتی نخستین دستگاهشان تحویل شود، عملا خریدار خود را پیدا میکنند. در بازاری که ثروتِ کلان، تولید محدود و اعتبار برندهای بزرگ دستبهدست هم میدهند، تقاضا اغلب از قبل قطعی است. فراری، پاگانی و کونیگزگ سالهاست این منطق را به استراتژی بدل کردهاند و کمیابی را به بزرگترین دارایی محصولاتشان تبدیل کردهاند. بوگاتی هم در اوت ۲۰۲۱ تایید کرد که همه ۴۰ جایگاه تولید بولاید از سالها پیش از شروع تحویلها واگذار شدهاند؛ خبری که نشان میداد این خودرو نه یک معامله سخت، بلکه انتخابی بود که مجموعهداران نمیتوانستند نادیده بگیرند.
بوگاتی بولاید از ابتدا برای شوکهکردن ساخته شد و هیچکدام از محدودیتهای معمول یک خودروی جادهای در آن دیده نمیشود. این مدل صرفا یک شیرون بازطراحیشده برای پیست نیست، بلکه هر جزء آن با یک هدف مشخص توسعه یافت، یعنی بیرون کشیدن بیشترین توان ممکن از W16 چهار توربوشارژر. ظاهر خودرو هم همین پیام را فریاد میزند؛ ارتفاع کم، اسپلیتر بزرگ جلو، باله عظیم عقب و پکیج آیرودینامیکی تهاجمی، آن را بیشتر به پروتوتایپهای لمانز شبیه میکند تا یک بوگاتی سنتی. با وجود این ظاهر پیستمحور، کیفیت ساخت، پرداخت نهایی و ظرافتی که همیشه امضای بوگاتی بوده، در بولاید حفظ شده است.
ماته ریمات، مدیرعامل بوگاتی، توضیح داده که چالش اصلی در این پروژه، پیوند دادن عملکرد یک ماشین مسابقهای با دقت و ظرافت همیشگی بوگاتی بوده است. او گفته است: «ماشینهای مسابقهای چیزهای جذابی هستند، اما بوگاتی نیستند.» در قلب بولاید، موتور ۸.۰ لیتری W16 چهار توربوشارژر بوگاتی قرار دارد که ۱۵۷۸ اسببخار قدرت و ۱۱۸۰ پوندفوت گشتاور تولید میکند. این نیرو از طریق یک گیربکس هفتسرعته دوکلاچه به هر چهار چرخ منتقل میشود و خودرو را ظرف ۲.۲ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت میرساند؛ در ادامه هم به حداکثر سرعت ادعایی ۳۸۰ کیلومتر بر ساعت میرسد.
ترکیب شاسی سبک و آیرودینامیک پیشرفته، بولاید را به متمرکزترین بوگاتی تاریخ این برند تبدیل کرده است. پشت فرمان، این خودرو معنای تازهای به انتظارها میدهد و واکنش رسانهای هم دقیقا همین را نشان داده است. اُلی ماریج از تاپ گیر، این W16 را «پادشاه موتورها» توصیف کرده و از شتاب بیامان آن و غرش تقریبا ارکسترالی که با هر اوجگیری قدرت شنیده میشود، شگفتزده شده است. او نوشته که تحویل نیرو خشن نیست و بهطرز عجیبی نرم، پیوسته و مسحورکننده حس میشود.
برای مهار این حجم از سرعت، بوگاتی و برمبو با هم روی ترمزهای کربنکربن ۳۹۰ میلیمتری کار کردند و از فناوری فرمول یک بهره گرفتند. حاصل این همکاری، قدرت توقفی است که هم اطمینانبخش به نظر میرسد و هم بیرحمانه عمل میکند؛ سیستمی که میتواند بارها و بارها انرژی جنبشی این هیولای ۱۶۰۰ اسببخاری را مهار کند. بررسیکنندگان همچنین از تعادل و ارتباط خوب خودرو با راننده گفتهاند، از فرمانی سریع که هرگز عصبی نمیشود، از شاسیای که نیت خود را لو میدهد و از سامانه چهارچرخمحرکی که از تکتک اسببخارها بهترین استفاده را میبرد.
بوگاتی بولاید در میان رقبای سرسختش هم جایگاه ویژهای پیدا کرد، چون بسیاری از هایپرکارهای مدرن بهدنبال توان پیست هستند اما فلسفههای متفاوتی را دنبال میکنند. مکلارن سنا بر چابکی سبکوزن تکیه دارد، آستون مارتین والکری بر آیرودینامیک الهامگرفته از فرمول یک متکی است و مرسدس-ایامجی وان فناوری هیبریدی را مستقیما از مسابقات گرندپری وام میگیرد. در مقابل، بولاید بیتردید بوگاتی باقی میماند و بهجای آنکه مانند یک خودروی مسابقهای بدقلق رفتار کند، با پایداری، شاسی قابل پیشبینی و اعتمادبهنفس بالایش تحسین میشود؛ ویژگیهایی که نشان میدهد بوگاتی توانسته یک ماشین صرفا پیستمحور بسازد که هم دسترسپذیر بهنظر میرسد و هم بهشدت ویرانگر است.
موفقیت بولاید اما فقط به فروش کامل آن خلاصه نمیشود. سالها پیش از آنکه این خودرو حتی یک چرخ بچرخاند، W16 چهار توربوشارژر بوگاتی جای خود را در تاریخ بهعنوان یکی از تحسینشدهترین موتورهایی که روی یک خودروی تولیدی نصب شدهاند، باز کرده بود. این پیشرانه ۸.۰ لیتری که با ویرون در سال ۲۰۰۵ معرفی شد، بخش هایپرکار را دوباره تعریف کرد، چون ظرافت خارقالعاده را با سطحی بیسابقه از عملکرد ترکیب میکرد. بعدتر هم همه مدلهای پرچمدار بوگاتی را از ویرون سوپر اسپرت تا شیرون سوپر اسپرت ۳۰۰ پلاس نیرو داد و درست مثل جلوپنجره نعلاسبی این برند، به بخشی از هویت آن تبدیل شد.
زمانی که بولاید وارد صحنه شد، صنعت خودرو در نقطه عطفی مهم قرار داشت. مقررات آلایندگی سختتر میشد، برقیسازی بهسرعت در میان هایپرکارها پیش میرفت و بوگاتی با همکاری ریمک، نشانههای ورود به عصر تازهای را بروز داده بود. رود اند ترک بهاختصار بولاید را «نوعی بدرقه برای دبلیو-شانزده» توصیف کرده و همین تعبیر دقیقا جایگاه آن را روشن میکند؛ نه صرفا یک نسخه ویژه با تیراژ محدود، بلکه خداحافظی پرشور با یکی از موتورهای تعیینکننده عصر مدرن هایپرکارها.
بوگاتی بهجای رامکردن W16 برای راحتی یا ملایمت، آن را آزاد گذاشت. بولاید این پیشرانه را به افراطیترین شکل ممکن به کار میگیرد و آن را با شاسی فوقسبک، آیرودینامیک مسابقهای و نیروی رو به پایین شگفتانگیز ۲۷۲۲ کیلوگرم همراه میکند؛ رقمی که حدود ۵۰ درصد بیش از یک خودروی فرمول یک امروزی بهشمار میرود. هر جزئیات، هر سطح و هر گرم از این خودرو برای آن وجود دارد که W16 بتواند اجرای اپرایی کامل خود را روی پیست ارائه کند.
رمات تاکید کرده است که بوگاتی هرگز نخواسته بولاید فقط یک خودروی مسابقهای دیگر باشد. او گفته است: «ماشینهای مسابقهای چیزهای جذابی هستند، اما بوگاتی نیستند.» از همان آغاز، این خودرو قرار بود عملکردی پیستمحور را با همان کیفیت ساختی که از بوگاتی انتظار میرود، در هم بیامیزد. همین نگاه باعث شد بولاید بیشتر از یک اسباببازی نمایشی برای ثروتمندان جلوه کند و به نمادی برای توانایی فنی برند تبدیل شود.
زمانبندی هم به تقویت میراث بولاید کمک کرده است. با معرفی توربیون و پیشرانه هیبریدی دوازده سیلندر طبیعی آن، بوگاتی رسما ورق عصر W16 را برگردانده است. همین موضوع به بولاید اهمیتی دوچندان میدهد، چون حالا دیگر فقط یک خودروی کلکسیونی نیست و به آخرین و متمرکزترین تجلی موتوری تبدیل شده که نزدیک به دو دهه چشمانداز هایپرکار را دگرگون کرد.
وقتی بوگاتی تولید را به ۴۰ دستگاه محدود کرد، موفقیت تجاری بولاید تقریبا از پیش تضمین شده بود. با قیمت پایهای در حدود ۴.۷ میلیون دلار پیش از مالیات و اعتبار نام بوگاتی، همه جایگاههای ساخت خیلی زود پر شدند، آن هم در حالی که خودرو فقط برای پیست ساخته شده بود. برای مجموعهداران، بولاید چیزی فراتر از یک هایپرکار تولید محدود بود و بیشتر شبیه یک قطعه تاریخی برای مالکیت شخصی جلوه میکرد.
با این حال، قضاوت درباره بولاید فقط بر پایه فروش کامل، اصل ماجرا را نادیده میگیرد. بولاید برای لوکسبودن طراحی نشده بود، بلکه همهچیز در آن حول عملکرد شکل گرفت. داخل کابین، صندلیهای ثابت فیبرکربنی، فرمانی به سبک خودروهای فرمولی، کمربندهای ششنقطهای و یک قفس ایمنی کامل، جایگزین فضای چرمپوش و مجلل همیشگی بوگاتی شدهاند. همین فلسفه در تمام خودرو ادامه پیدا میکند؛ از ساختار سبکوزن گرفته تا کابین سادهشده، همهچیز نشان میدهد که در بولاید، عملکرد بالاتر از هر چیز دیگری قرار گرفته است.
در نهایت، موفقیت بولاید به این دلیل نبود که هر ۴۰ دستگاه آن فروخته شد. موفقیتش از آنجا میآید که بوگاتی توانست با آن ماشینی پیستمحور بسازد که در تاریخ مدرن این برند نمونهای مشابه ندارد. بولاید بهجای آنکه یک گرندتورر دیگر باشد، به آخرین فرصت برای آزمودن مرزهای W16 تبدیل شد. این خودرو نه بهدلیل نیاز بوگاتی به یک پرچمدار دیگر، بلکه برای پاسخ دادن به یک پرسش نهایی بهوجود آمد؛ اینکه اگر قانون جاده، لوکسبودن و کاربرد روزمره کنار بروند، W16 تا کجا میتواند پیش برود. پاسخ، بولاید بود؛ خودرویی که دقیقا نشان داد این موتور افسانهای وقتی هیچ مانعی در برابرش نباشد، چه تواناییهایی دارد.
شما بولاید را بیشتر یک شاهکار مهندسی میدانید یا یک وداع تاریخی با W16؟