چرا حاشیه سود چری سه برابر گروه فولکسواگن است؟
در سالهای اخیر، خودروسازان چینی از تولیدکنندگان خودروهای اقتصادی به رقبایی جدی برای برندهای باسابقه جهان تبدیل شدهاند. در میان آنها، چری بیش از دیگران توجه تحلیلگران صنعت خودرو را به خود جلب کرده است. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد این شرکت در برخی دورههای مالی توانسته حاشیه سودی بهمراتب بالاتر از گروه فولکسواگن به ثبت برساند؛ موضوعی که در نگاه نخست با توجه به سابقه، گستردگی فعالیت و ارزش برند فولکسواگن عجیب به نظر میرسد. با این حال، بررسی مدل کسبوکار چری نشان میدهد این اختلاف تنها به هزینه پایین نیروی کار در چین محدود نمیشود، بلکه نتیجه مجموعهای از تصمیمات راهبردی در زمینه طراحی محصول، تولید، زنجیره تأمین، صادرات و سرمایهگذاری است.
یکی از مهمترین عوامل موفقیت چری، استفاده گسترده از پلتفرمهای مشترک در تولید محصولات مختلف است. این شرکت با توسعه معماری ماژولار T1X، توانسته طیف متنوعی از کراساوورها و شاسیبلندهای خود از جمله خانواده تیگو، اومودا و جیکو را روی یک زیرساخت مشترک تولید کند. استفاده از یک پلتفرم مشترک باعث میشود هزینههای تحقیق و توسعه، طراحی، مهندسی و تولید به شکل قابل توجهی کاهش یابد و در عین حال فرآیند توسعه محصولات جدید نیز با سرعت بیشتری انجام شود. به همین دلیل چری میتواند در مدتزمان کوتاهتری مدلهای جدید را به بازار عرضه کند و سریعتر به تغییرات سلیقه مشتریان واکنش نشان دهد.
عامل مهم دیگر، زنجیره تأمین قدرتمند چین است. برخلاف بسیاری از خودروسازان اروپایی که قطعات مورد نیاز خود را از کشورهای مختلف تأمین میکنند، چری بخش عمده قطعات خودروهایش را از تأمینکنندگان داخلی تهیه میکند. نزدیکی کارخانههای قطعهسازی به خطوط مونتاژ، کاهش هزینههای حملونقل، دسترسی سریع به قطعات و داخلیسازی گسترده موجب شده هزینه تولید هر خودرو به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کند. این مزیت در شرایطی که هزینه انرژی، مواد اولیه و حملونقل در بسیاری از نقاط جهان افزایش یافته، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
چری همچنین با تمرکز بر تولید خودروهای کراساور و شاسیبلند، توانسته از یکی از سودآورترین بخشهای بازار جهانی خودرو بهره ببرد. این کلاس از خودروها به دلیل تقاضای بالا و امکان قیمتگذاری بهتر، معمولاً حاشیه سود بیشتری نسبت به هاچبکها و سدانهای اقتصادی دارند. علاوه بر برند اصلی چری، این شرکت با توسعه برندهایی مانند اکسید، جتور، اومودا و جیکو، طیف وسیعتری از مشتریان را هدف قرار داده و سهم بیشتری از بازارهای جهانی را به دست آورده است.
صادرات گسترده به امریکای جنوبی، شرق آسیا و بریتانیا
صادرات از مهمترین ارکان سودآوری چری محسوب میشود. این شرکت اکنون یکی از بزرگترین صادرکنندگان خودرو در چین است و محصولات خود را به بیش از ۱۰۰ کشور جهان ارسال میکند. حضور گسترده در بازارهای خاورمیانه، آمریکای جنوبی، آفریقا، آسیای مرکزی و اروپای شرقی باعث شده وابستگی چری به بازار داخلی چین کاهش یابد. از سوی دیگر، این شرکت در بسیاری از بازارهای صادراتی خودروهای خود را با قیمت بالاتری نسبت به بازار چین عرضه میکند، در حالی که هزینه تولید تقریباً ثابت باقی میماند. همین موضوع نقش مهمی در افزایش سودآوری این خودروساز داشته است.
یکی دیگر از ویژگیهای مدل کسبوکار چری، توسعه بینالمللی با سرمایهگذاری محدود است. برخلاف بسیاری از خودروسازان سنتی که برای ورود به بازارهای جدید میلیاردها دلار صرف احداث کارخانه و زیرساخت میکنند، چری در بسیاری از کشورها از طریق همکاری با شرکای محلی، شبکه نمایندگیها و مونتاژ CKD فعالیت میکند. این رویکرد علاوه بر کاهش هزینههای سرمایهای، ریسک حضور در بازارهای جدید را نیز کمتر میکند و بازده سرمایه را افزایش میدهد.
در سوی دیگر، گروه فولکسواگن با وجود جایگاه قدرتمند خود در بازار جهانی، در سالهای اخیر با چالشهای متعددی روبهرو شده است. این گروه علاوه بر هزینه بالای نیروی کار در اروپا، با قوانین سختگیرانه زیستمحیطی، افزایش قیمت انرژی، ساختار پیچیده مدیریتی و هزینههای بالای تحقیق و توسعه مواجه است. سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد یورویی در حوزه خودروهای برقی، توسعه نرمافزار، فناوری باتری و سامانههای رانندگی خودران اگرچه برای حفظ رقابتپذیری در آینده ضروری هستند، اما در کوتاهمدت فشار قابل توجهی بر سودآوری این شرکت وارد کردهاند. از سوی دیگر، کاهش سهم بازار فولکسواگن در چین و رشد سریع برندهای بومی نیز درآمد این گروه را تحت تأثیر قرار داده است.
البته باید توجه داشت که مقایسه حاشیه سود چری و فولکسواگن همیشه ساده نیست. بسته به اینکه حاشیه سود ناخالص، عملیاتی یا خالص بررسی شود، نتایج متفاوت خواهد بود. همچنین گروه فولکسواگن علاوه بر برند فولکسواگن، مالک برندهای لوکس و سودآوری مانند پورشه، آئودی، بنتلی و لامبورگینی است و ساختار درآمدی بسیار پیچیدهتری نسبت به چری دارد. بنابراین، عبارت «سه برابر بودن حاشیه سود چری» بیشتر به برخی شاخصهای مالی و دورههای زمانی مشخص اشاره دارد و نباید آن را به تمام بخشهای فعالیت این دو شرکت تعمیم داد.
با این حال، روند کلی بازار نشان میدهد خودروسازان چینی دیگر تنها به دلیل قیمت پایین محصولات خود شناخته نمیشوند. چری با تکیه بر توسعه سریع محصولات، بهرهگیری از پلتفرمهای مشترک، زنجیره تأمین کارآمد، صادرات گسترده و مدیریت دقیق هزینهها توانسته به یکی از سودآورترین خودروسازان جهان تبدیل شود. این موفقیت نشان میدهد رقابت آینده صنعت خودرو تنها بر پایه فناوری یا سابقه برندها نخواهد بود، بلکه توانایی مدیریت هزینه، سرعت توسعه محصول و انعطافپذیری در پاسخ به نیاز بازار، نقش تعیینکنندهای در موفقیت خودروسازان ایفا خواهد کرد.