در پیست ناوارا، دو محصول بسیار متفاوت از مازراتی یعنی MCXtreme و MC20 GT2 در برابر یکدیگر قرار گرفتند؛ نخست یک ابرخودروی پیست‌محور و تولیدمحدود برای مشتریان خاص به شمار می‌رود و دومی یک خودروی مسابقه‌ای واقعی که در رقابت‌های GT2 حضور دارد. هدف مقایسه فقط مشخص‌کردن سریع‌تر بودن یکی از آن‌ها نیست بلکه مشخص کردن این است که کدام یک از این دو توان ایجاد یک تجربه هیجان‌انگیزتر را دارد... .

مازراتی MC Xtreme

MC Xtreme با تولید تنها ۶۲ دستگاه، قیمتی در حدود یک میلیون پوند دارد و از نظر طراحی و مهندسی، یکی از افراطی‌ترین محصولات پیست‌محور مازراتی محسوب می‌شود. این خودرو بر پایه MC20 ساخته شده اما تقریبا تمام اجزای بیرونی و بخش قابل‌توجهی از مجموعه فنی آن با الهام از MC20 GT2 بازطراحی شده است. موتور ۳ لیتری V6 نتونو با دو توربوشارژر ارتقایافته، ۷۳۰ اسب‌بخار قدرت تولید می‌کند؛ بیش از ۱۰۰ اسب‌بخار بیشتر از MC20 جاده‌ای. سیستم تعلیق، ترمزها، کنترل کشش، ABS و فرمان نیز با تمرکز بر استفاده در پیست توسعه یافته‌اند.

کابین MC Xtreme کاملا مسابقه‌ای طراحی شده و تماما با فیبرکربن سبک‌وزن پوشیده شده است؛ از صندلی کربنی گرفته تا فرمان کوچک مسابقه‌ای مخصوص و نمایشگر مرکزی آن. پیشرانه هنگام روشن‌شدن صدایی خشن و بسیار پرحجم تولید می‌کند؛ موردی که از نبود خفه‌کن‌های آپشنال ایجاد شده و آغازی جذاب را برای مالکان به ارمغان می‌آورد. با وجود ظاهر ترسناکش، MC Xtreme هنگام حرکت قابل پیش‌بینی رفتار می‌کند. فرمان سبک و دقیق است، پدال‌ها بازخورد مناسبی دارند و گیربکس شش‌سرعته پنوماتیکی پس از عبور از دورهای پایین، با سرعت و دقت بسیار بالا دنده‌ها را تعویض می‌کند. همین ویژگی‌ها باعث می‌شوند راننده به ترمزگیری دیرتر، ورود سریع‌تر به پیچ و استفاده بیشتر از گاز اعتماد کند.

مدل اختصاصی MC20ra از برند مازراتی در حال تست سرعت در پیست مسابقات.

MC Xtreme با وزن نامی ۱۴۶۰ کیلوگرم، نیروی عمودی حدود ۱۰۰۰ کیلوگرم و تایرهای فوق‌چسبنده پیرلی برای رقابت‌های GT2، در مسیر مستقیم ناوارا به سرعت ۲۶۵ کیلومتر بر ساعت می‌رسد؛ هرچند که حداکثر سرعت به 322 کیلومتر بر ساعت محدود شده است. این ابرخودروی تولیدمحدود در پیچ‌های سریع حس چسبندگی مطلق و فرازمینی ایجاد نمی‌کند و فرمان سبک، میزان اطلاعات منتقل‌شده از تایرها را تا حدی محدود می‌کند؛ با این وجود، عملکرد خودرو در بخش‌های فنی‌تر پیست، چشمگیرتر است: ترمزهای قدرتمند، کنترل کشش و ABS پیشرفته اجازه می‌دهند راننده با اعتماد بیشتری به خودرو حمله کند.

یکی از نقاط قوت اصلی MC Xtreme، پنجره کاری گسترده آن است. این خودرو مانند یک ریسِر خالص، دائما روی مرز توانایی‌های خود قرار ندارد و رانندگان با سطوح مختلف مهارت می‌توانند از آن لذت ببرند. سیستم تعلیق و کمک‌فنرهای چهارراهه اولینز نیز امکان تنظیم گسترده خودرو را فراهم می‌کنند. در نمونه آزمایش‌شده، خودرو کمی به کم‌فرمانی تمایل داشت، اما راننده می‌توانست با بازی‌کردن با گاز و اصلاح‌های کوچک فرمان، تعادل خودرو را کنترل کند. نتیجه ترکیبی جذاب از خشونت و ظرافت بود.

و اما MC20 GT2

در طرف مقابل، MC20 GT2 با قیمت تقریبی ۴۵۵ هزار پوند، کمتر از 50 درصد برچسب قیمت Xtreme را دارد؛ اما چیزی از ارزش آن کاسته نشده؛ چراکه این خودرو یک ماشین مسابقه‌ای واقعی در کلاس GT2 به شمار می‌رود. برای کسانی که نمی‌دانند باید بگوییم این کلاس برای رانندگان آماتور و حرفه‌ای طراحی شده و برخلاف نامش بین کلاس‌های GT3 و GT4 قرار می‌گیرد. کابین مدل GT2 برخلاف MC Xtreme بیشتر بر روی عملکرد تمرکز دارد و نمایشگر اصلی آن، داخل داشبورد قرار گرفته است. با وجود این، فرمان، ترمزها و گیربکس همان حس آشنای MC Xtreme را ارائه می‌کنند چون هر دو خودرو بسیاری از اجزای مکانیکی خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

MC20 GT2 از همان موتور V6 استفاده می‌کند اما قدرت آن به دلیل قوانین BoP در مسابقات استقامت به ۱۰۹ اسب‌بخار قدرت کمتر از MC Xtreme محدود شده است. بنابراین اگرچه سخت‌افزار موتور اساسا مشابه است، نقشه مدیریت موتور، ECU و محدودیت‌های مسابقه‌ای باعث تفاوت خروجی می‌شوند. با وجود این کاهش قدرت، GT2 همچنان بسیار سریع است و نکته جالب‌تر اینکه از نظر دینامیکی حتی می‌تواند عملکرد رضایت‌بخش‌تری را به نمایش بگذارد. خودرو سبک‌پا‌تر و چابک‌تر احساس می‌شود و راننده از همان لحظه اول اطلاعات بیشتری از رفتار شاسی دریافت می‌کند.

GT2 در پیکربندی آزمایش‌شده حدود ۱۰۰ کیلوگرم سبک‌تر از MC Xtreme است و همین موضوع بخشی از برتری دینامیکی آن را توضیح می‌دهد. واکنش دماغه خودرو در تغییر مسیر سریع‌تر و کنترل آن روی ناهمواری‌ها آرام‌تر است. این ویژگی در بخش‌های دشوارتر ناوارا کاملا محسوس می‌شود؛ GT2 زودتر به سمت اوج پیچ می‌رود، با اطمینان بیشتری روی حاشیه مسیر حرکت می‌کرد و در تغییر جهت‌های سریع، آرامش بیشتری داشت. حتی هنگام خروج از پیچ نیز می‌توانست با بیش‌فرمانی کنترل‌شده، قدرت را به شکلی لذت‌بخش روی زمین منتقل کند.

در پایان، راننده با هر دو خودرو به زمان دور مشابهی رسید اما احساس می‌کرد رانندگی از GT2 آسان‌تر است. این موضوع باعث شد تا پایان جلسه همچنان به این فکر کند که چگونه می‌توانست با GT2 سرعت بیشتری را اعمال کند، دیرتر ترمز بگیرد و تنظیمات کنترل کشش را تغییر دهد. به بیان دیگر، GT2 تجربه خوشایندتری را ایجاد می‌کرد.

اگر معیار ارزش خرید و لذت رانندگی خالص باشد، نتیجه نهایی چندان به نفع MC Xtreme نیست. MC20 GT2 قیمتی کمتر از نیمی از آن‌ها را دارد، به همان اندازه یا حتی بیشتر لذت رانندگی ایجاد می‌کند و برخلاف MC Xtreme می‌تواند در مسابقات رسمی نیز شرکت کند. با این حال، MC Xtreme را نمی‌توان صرفا با معیارهای منطقی سنجید؛ این خودرو یک محصول بسیار خاص، کمیاب و افراطی محسوب می‌شود که تجربه‌ای خشن، پرتنش و در عین حال قابل‌کنترل را ارائه می‌دهد. جذابیت اصلی آن دقیقا در همین تضاد میان خشونت و ظرافت نهفته است.

نظر شما درباره این دو سوپراسپرت خاص چیست؟ در کامنت‌ها بنویسید.