چرا خودروهای جدید شبیه اسباب‌بازی شده‌اند؟ از فراری تا تسلا زیر ذره‌بین

دوشنبه 25 خرداد 1405 - 20:00
مطالعه 10 دقیقه
طراحی خودروهای مدرن
چرا خودروهای جدید از فراری و ب‌ام‌و تا تسلا و جگوار شبیه اسباب‌بازی، لگو یا گجت‌های دیجیتال شده‌اند؟ بررسی عجیب‌ترین ترند طراحی خودرو.
تبلیغات

کافی است یک عکس از پارکینگ سال ۱۹۹۵ را کنار پارکینگ سال ۲۰۲۶ قرار دهید تا متوجه شوید اتفاقی عجیب در طراحی خودرو رخ داده است. خودروهای قدیمی، حتی مدل‌های اقتصادی، حس یک ماشین واقعی را منتقل می‌کردند؛ بدنه‌هایی که گویی از فلز تراش خورده بودند، خطوطی که قدرت مکانیکی را به نمایش می‌گذاشتند و تناسباتی که ریشه در مهندسی داشتند.

اما بسیاری از خودروهای جدید انگار از دنیای دیگری آمده‌اند. سطوح صاف و یکپارچه، چراغ‌های باریک LED، حجم‌های اغراق‌شده و جزئیاتی که بیشتر یادآور اسباب‌بازی‌های فروشگاه‌های مدرن یا مدل‌های دیجیتالی بازی‌های ویدیویی هستند تا خودروهای واقعی.

جالب آنکه این پدیده محدود به یک برند یا یک کشور نیست. از فراری و مرسدس گرفته تا تسلا، ب‌ام‌و، کیا و آئودی، همه به شکلی درگیر این موج شده‌اند. گویی صنعت خودرو به تدریج در حال فاصله گرفتن از دنیای مکانیک و نزدیک شدن به دنیای گجت‌هاست.

فراری لوچه؛ وقتی مارانلو به شنژن نزدیک می‌شود

برای دهه‌ها، فراری نماد یکی از خالص‌ترین زبان‌های طراحی در جهان خودرو بود. کافی بود سایه یک فراری روی دیوار بیفتد تا بدون دیدن نشان اسب رقصان، بتوانید آن را تشخیص دهید. دماغه کشیده، گلگیرهای عضلانی، کابین عقب‌نشسته و تناسباتی که مستقیماً از پیست مسابقه الهام گرفته بودند.

اما تصاویر اولیه از فراری لوچه، نخستین محصول تمام‌برقی این برند، بسیاری از علاقه‌مندان را غافلگیر کرد. در نگاه اول، خودرو بیش از آنکه یادآور فراری‌های کلاسیک باشد، شبیه خودروهای لوکس چینی به نظر می‌رسد؛ محصولاتی که توسط شرکت‌هایی مانند لی اتو ساخته می‌شوند.

بدنه بلندتر، سقف کشیده‌تر و حجم‌های ساده‌تر باعث شده لوچه بخشی از هویت بصری سنتی فراری را از دست بدهد. مشکل این نیست که خودرو زیبا نیست؛ مشکل این است که دیگر از فاصله دور فریاد نمی‌زند «من یک فراری هستم».

این همان بحرانی است که بسیاری از برندهای قدیمی در عصر خودروهای برقی با آن روبه‌رو شده‌اند؛ زمانی که آیرودینامیک، بسته‌بندی باتری و الزامات فنی جدید، طراحان را مجبور می‌کند به سمت فرم‌هایی حرکت کنند که شباهت بیشتری به کراس‌اوورهای چینی دارند تا سوپراسپرت‌های افسانه‌ای ایتالیایی.

ب‌ام‌و Neue Klasse؛ مینیمالیسم یا اسباب‌بازی پلاستیکی؟

در دهه‌های گذشته، ب‌ام‌و استاد خلق خودروهایی بود که حتی در حالت سکون نیز حس حرکت و پویایی داشتند. از سری ۳ نسل E46 گرفته تا سری ۵ نسل E39، همه دارای خطوطی بودند که تنش بصری ایجاد می‌کردند.

اما در پروژه Neue Klasse، فلسفه طراحی ب‌ام‌و به شکلی رادیکال تغییر کرده است. سطوح صاف‌تر شده‌اند، جزئیات کاهش یافته‌اند و بسیاری از خطوط سنتی حذف شده‌اند. جلوپنجره معروف کلیوی حالا بیشتر شبیه یک گرافیک دوبعدی است تا یک قطعه واقعی روی بدنه خودرو.

نتیجه برای برخی تحسین‌برانگیز است و برای برخی دیگر ناامیدکننده. منتقدان معتقدند خودروهای Neue Klasse بیشتر شبیه ماکت‌های پلاستیکی نمایشگاه‌های طراحی صنعتی هستند تا خودروهایی که قرار است روح رانندگی ب‌ام‌و را زنده نگه دارند.

در واقع اگر نشان ب‌ام‌و را از روی برخی تصاویر مفهومی این خانواده حذف کنید، تشخیص اینکه با یک محصول واقعی طرف هستید یا یک مدل دیجیتالی ساخته‌شده برای یک بازی کامپیوتری، چندان آسان نخواهد بود.

کیا تاسمان؛ پیکاپی که شبیه شخصیت کارتونی شد

در تاریخ صنعت خودرو، مدل‌های زیادی وجود داشته‌اند که در شبکه‌های اجتماعی سوژه شوخی شده باشند.

از همان روز نخست رونمایی، کاربران اینترنت شروع به مقایسه چهره این پیکاپ با شخصیت «سید» در انیمیشن عصر یخبندان کردند؛ شخصیتی با چشم‌های درشت، چهره‌ای عجیب و ظاهری که هرگز از ذهن مخاطب پاک نمی‌شود. نکته جالب اینجاست که شاید همین موضوع دقیقاً هدف طراحان بوده باشد.

در بازاری که تقریباً تمام پیکاپ‌ها شبیه یکدیگر شده‌اند، متفاوت بودن ارزشمندتر از زیبا بودن است. تاسمان ممکن است برای بسیاری زشت باشد، اما تقریباً هیچ‌کس نمی‌تواند آن را با محصول دیگری اشتباه بگیرد.

این رویکرد بخشی از روند جدید طراحی خودرو است؛ دورانی که برندها ترجیح می‌دهند خودرویی جنجالی بسازند که همه درباره آن حرف بزنند، به جای خودرویی متعادل که پس از چند دقیقه فراموش شود.

تسلا سایبرتراک؛ نقاشی کودکانه‌ای که واقعی شد

شاید هیچ خودرویی به اندازه سایبرتراک مفهوم «خودروی اسباب‌بازی» را به دنیای واقعی نزدیک نکرده باشد.

ظاهر این خودرو به گونه‌ای است که انگار کودکی هشت ساله با خط‌کش روی یک کاغذ چند خط مستقیم کشیده و گفته است: «این ماشین آینده است.»

نکته شگفت‌انگیز اینجاست که ایلان ماسک دقیقاً همان ایده را به خط تولید رساند.

سایبرتراک تقریباً تمام قواعدی را که بیش از یک قرن در طراحی خودرو پذیرفته شده بود کنار گذاشت. خبری از انحناهای سنتی نیست، سطوح پیچیده وجود ندارد و حجم‌پردازی کلاسیک تقریباً حذف شده است.

در نتیجه، خودرو از برخی زوایا بیشتر شبیه یک اسباب‌بازی فلزی غول‌پیکر یا مدل اولیه یک پروژه دانشجویی است تا یک پیکاپ چند ده هزار دلاری.

اما شاید همین ویژگی دلیل موفقیت آن باشد. سایبرتراک در دورانی متولد شد که جلب توجه مهم‌تر از هماهنگی بصری است.

آئودی Nuvolari؛ سوپراسپرتی از جنس مقوا؟

آئودی سال‌ها به طراحی‌های دقیق و مهندسی‌شده شهرت داشت. خودروهایی که شاید محافظه‌کار بودند، اما همیشه حس کیفیت و استحکام را منتقل می‌کردند.

با این حال، کانسپت‌های جدید این برند که مسیر جانشین احتمالی R8 را ترسیم می‌کنند، رویکرد متفاوتی دارند. حجم‌های ساده، خطوط مستقیم و سطوح تخت باعث شده خودرو از برخی زوایا بیشتر شبیه یک ماکت مقوایی یا مدل سه‌بعدی اولیه باشد.

گویی طراحان پیش از آنکه به جنس فلز، آلومینیوم یا فیبرکربن فکر کنند، خودرو را برای نمایش روی صفحه نمایش یک کامپیوتر طراحی کرده‌اند.

این همان اتفاقی است که بسیاری از کارشناسان از آن به عنوان «دیجیتالی شدن طراحی خودرو» یاد می‌کنند؛ زمانی که خودرو بیش از آنکه برای خیابان طراحی شود، برای دیده شدن در اینستاگرام و رندرهای سه‌بعدی ساخته می‌شود.

مرسدس AMG GT چهاردر برقی؛ عصر خودروهای پلاستیکی

mercedes amg gt 4door ev
مرسدس AMG GT چهاردر برقی

اگر یک AMG را در دهه ۲۰۰۰ می‌دیدید، اولین چیزی که توجه شما را جلب می‌کرد عضلات بدنه بود. گلگیرهای برجسته، خطوط کشیده و تناسباتی که قدرت موتور را فریاد می‌زدند. اما در نسل جدید محصولات برقی مرسدس، داستان متفاوت است.

بدنه‌ها نرم‌تر، سطوح یکپارچه‌تر و جزئیات کمتر شده‌اند. خودروها بیش از هر زمان دیگری شبیه محصولات الکترونیکی مصرفی هستند. درست همان‌طور که گوشی‌های هوشمند طی دو دهه اخیر به مستطیل‌هایی مشابه هم تبدیل شدند، بسیاری از خودروهای برقی نیز در حال طی کردن مسیری مشابه هستند.

به همین دلیل است که برخی منتقدان، نسل جدید محصولات برقی مرسدس را به اسباب‌بازی‌های پیشرفته‌ای تشبیه می‌کنند که با پلاستیک و LED ساخته شده‌اند؛ محصولاتی بسیار مدرن اما فاقد بخشی از شخصیت مکانیکی گذشته.

جگوار؛ از گربه وحشی به اسباب‌بازی مفهومی

شاید هیچ برندی به اندازه جگوار در سال‌های اخیر هویت بصری خود را دگرگون نکرده باشد.

جگوار برای دهه‌ها مترادف با خودروهایی بود که ترکیبی از ظرافت بریتانیایی و خشونت پنهان را به نمایش می‌گذاشتند. از E-Type افسانه‌ای گرفته تا F-Type مدرن، همیشه نوعی جذابیت حیوانی در طراحی این برند دیده می‌شد.

اما کانسپت‌های جدید جگوار که قرار است مسیر آینده این شرکت را مشخص کنند، بیشتر شبیه آثار هنری یک نمایشگاه طراحی صنعتی هستند تا خودرو.

دماغه‌های بسیار بلند، سطوح اغراق‌شده، چرخ‌های عظیم و حجم‌هایی که گویی از نرم‌افزارهای سه‌بعدی بیرون آمده‌اند باعث شده بسیاری از طرفداران قدیمی نتوانند ارتباطی با آن‌ها برقرار کنند.

در برخی تصاویر حتی تشخیص جلو و عقب خودرو دشوار است؛ گویی طراحان عمداً تلاش کرده‌اند تمام قواعد سنتی طراحی خودرو را زیر پا بگذارند.

اگر یک کودک بخواهد «خودروی آینده» را با چند مکعب و چند استوانه طراحی کند، نتیجه احتمالاً چندان دور از کانسپت‌های جدید جگوار نخواهد بود.

هوندا Zero؛ وقتی خودرو شبیه کنسول بازی می‌شود

در میان تمام خودروهای مفهومی سال‌های اخیر، شاید هیچ‌کدام به اندازه خانواده Honda Zero حس یک وسیله الکترونیکی را منتقل نکنند.

هوندا در این پروژه تقریباً هر چیزی را که طی صد سال گذشته در طراحی خودرو شناخته شده بود کنار گذاشته است.

دماغه خودرو به شکل یک گوه تیز طراحی شده، شیشه‌ها به حداقل رسیده‌اند و بدنه از مجموعه‌ای از صفحات هندسی ساده تشکیل شده است.

نگاه کردن به هوندا Zero بیشتر شبیه دیدن یک کنسول بازی نسل بعدی یا سفینه فضایی در یک بازی علمی‌تخیلی است تا یک خودروی واقعی.

نکته جالب اینجاست که این طراحی کاملاً آگاهانه انجام شده است. هوندا معتقد است نسل جدید مشتریان بیشتر با محصولات دیجیتال ارتباط برقرار می‌کنند تا خودروهای سنتی. به همین دلیل خودرو نیز باید ظاهری شبیه گجت‌های مدرن داشته باشد.

اما همین رویکرد باعث شده بسیاری از علاقه‌مندان قدیمی صنعت خودرو احساس کنند روح ماشین‌ها در حال ناپدید شدن است.

هیوندای آیونیک ۹؛ لگو روی چرخ‌ها

هیوندای در سال‌های اخیر یکی از موفق‌ترین زبان‌های طراحی صنعت خودرو را خلق کرده است، اما آیونیک ۹ نمونه‌ای جالب از همان پدیده «اسباب‌بازی شدن خودروها» محسوب می‌شود. بدنه این شاسی‌بلند بزرگ از حجم‌های بسیار ساده و هندسی تشکیل شده است.

خطوط مستقیم، پنل‌های بزرگ، چراغ‌های پیکسلی و فرم جعبه‌ای خودرو باعث شده از برخی زوایا بیشتر شبیه یک مدل لگو یا یک رندر کامپیوتری باشد تا یک خودروی واقعی.

البته این موضوع الزاماً نقطه ضعف نیست. آیونیک ۹ در خیابان فوراً قابل تشخیص است و دقیقاً همان چیزی را انجام می‌دهد که طراحان مدرن می‌خواهند: جلب توجه در کسری از ثانیه.

اما اگر آن را کنار یک هیوندای جنسیس کوپه یا حتی سوناتای دهه ۲۰۱۰ قرار دهید، متوجه می‌شوید که خودروهای جدید تا چه اندازه از فرم‌های طبیعی و ارگانیک فاصله گرفته‌اند.

از خودرو تا گجت؛ چرا همه به این سمت می‌روند؟

نکته جالب اینجاست که تقریباً تمام نمونه‌های این مقاله یک وجه مشترک دارند؛ همگی خودروهای برقی یا محصولاتی هستند که برای عصر خودروهای برقی طراحی شده‌اند.

در گذشته طراحان مجبور بودند هویت خودرو را از طریق جلوپنجره، ورودی هوا، خطوط عضلانی و تناسبات مکانیکی ایجاد کنند. اما در عصر برقی‌سازی، بسیاری از این عناصر دیگر کاربردی ندارند.

موتورهای عظیم زیر کاپوت وجود ندارند، ورودی‌های هوای بزرگ لازم نیستند و قوانین ایمنی و آیرودینامیک نیز آزادی عمل طراحان را محدود کرده‌اند.

در نتیجه طراحان به سراغ چیزی رفته‌اند که در آن آزادی بیشتری دارند: خلق فرم‌های ساده، گرافیکی و دیجیتالی.

به همین دلیل است که وقتی به فراری لوچه، ب‌ام‌و Neue Klasse، کیا تاسمان، تسلا سایبرتراک، آئودی Nuvolari، مرسدس AMG GT برقی، جگوار جدید، هوندا Zero و هیوندای آیونیک ۹ نگاه می‌کنیم، احساس می‌کنیم آن‌ها از یک دنیای مشترک آمده‌اند؛ دنیایی که در آن خودروها کمتر شبیه ماشین و بیشتر شبیه اسباب‌بازی، گجت یا مدل‌های دیجیتالی به نظر می‌رسند.

شاید ۳۰ سال بعد، وقتی به عکس‌های این دوران نگاه کنیم، دهه ۲۰۲۰ و ۲۰۳۰ را به عنوان دوره‌ای به یاد بیاوریم که خودروها برای اولین بار از «ابزار مکانیکی» به «محصول دیجیتال متحرک» تبدیل شدند؛ همان لحظه‌ای که ماشین‌ها کم‌کم شبیه اسباب‌بازی شدند.

شاید در نهایت مشکل این نباشد که خودروهای جدید شبیه اسباب‌بازی شده‌اند؛ شاید مشکل این باشد که خودروها دیگر قرار نیست ماشین باشند. آن‌ها در حال تبدیل شدن به گجت‌های متحرک هستند؛ تلفن‌های هوشمند بزرگی که چهار چرخ دارند. و وقتی یک خودرو به یک گجت تبدیل شود، طبیعی است که بیشتر شبیه اسباب‌بازی به نظر برسد تا یک ماشین واقعی.

نظر شما چیست؟ آیا رویکردهای جدید طراحان خودرو و خودروسازها را می‌پسندید؟ آیا نسل جدید خودروها زیباتر شده‌اند یا خودروهای دهه ۹۰ و ۲۰۰۰ بسیار جذاب‌تر بودند؟ آیا شباهت زیاد خودروها به یکدیگر جذاب است؟ آیا مدرن شدن خودروها باعث کاهش شخصیت منحصر به فرد آنها نشده است؟

نظرات

تبلیغات

©1405 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.