چرا خودروسازان دیگر از سپرهای بزرگ و حجیم در خودروهای خود استفاده نمیکنند؟
زمانی خودروهای تولیدشده برای بازار آمریکا با ابعاد بزرگ، طراحی جعبهای و حجم زیادی از تزئینات کرومی شناخته میشدند؛ اما با گذشت زمان، خودروها بهتدریج جمعوجورتر، آیرودینامیکتر و مدرنتر شدند و استفاده از قطعات کرومی نیز جای خود را به متریالهای جدید داد. در این میان، سپرهای بزرگ و حجیمی که سالها یکی از شاخصههای خودروهای آمریکایی بودند نیز بهتدریج از طراحی خودروها حذف شدند؛ تغییری که بیش از هر چیز، نتیجه اصلاح مقررات دولتی در سال ۱۹۸۳ بود.
این تغییرات توسط اداره ملی ایمنی ترافیک بزرگراههای آمریکا (NHTSA) اعمال شد. بر اساس مقررات جدید، الزام مقاومت سپرهای جلو و عقب در برخورد با سرعت ۸ کیلومتر بر ساعت به ۴ کیلومتر بر ساعت کاهش یافت. همچنین استاندارد مربوط به برخورد از گوشههای خودرو نیز از ۴ به حدود ۲.۴ کیلومتر بر ساعت تقلیل پیدا کرد.
کاهش این الزامات، آزادی عمل بیشتری در اختیار خودروسازان قرار داد تا طراحی سپرها را متحول کنند. به همین دلیل، طراحان دیگر مجبور نبودند از سازههای بزرگ و سنگین در قسمت جلو و عقب خودرو استفاده کنند و توانستند سپرهایی طراحی کنند که بهصورت یکپارچه با بدنه خودرو هماهنگ باشند. در نتیجه، سپرهای عظیم و سنگین دهه ۱۹۷۰ جای خود را به نمونههایی دادند که ضمن حفظ ایمنی در تصادفهای کمسرعت، ظاهر خودرو را نیز زیباتر و مدرنتر نشان میدادند.
این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که اداره NHTSA هزینهها و مزایای اجرای استاندارد سپر را مورد بررسی قرار داد. این سازمان در ارزیابی سال ۱۹۸۱ به این نتیجه رسید که اگرچه مقررات وقت از سختگیری بالایی برخوردار بودند، اما مزایای آنها برای مصرفکنندگان به اندازه هزینههای تحمیلشده قابل توجه نیست. در نهایت، با در نظر گرفتن نتایج این بررسیها و همچنین نظرات عمومی، استاندارد سپر در سال ۱۹۸۲ اصلاح شد و این تغییرات از مدلهای سال ۱۹۸۳ به اجرا درآمد.
در سالهای ابتدایی صنعت خودرو، سپرها تنها نقش محافظت از خودرو و سرنشینان را بر عهده نداشتند، بلکه یکی از مهمترین عناصر طراحی ظاهری نیز محسوب میشدند و به جذابیت خودرو میافزودند؛ اما این روند با معرفی استاندارد شماره ۲۱۵ ایمنی وسایل نقلیه موتوری فدرال آمریکا (FMVSS 215) با عنوان حفاظت خارجی برای خودروهای مدل ۱۹۷۳ تغییر کرد.
این استاندارد، الزام مشخصی برای مقاومت سپرهای جلو و عقب در برخوردهای کمسرعت تعیین کرد؛ قانونی که با عنوان قانون سپر ۵ مایل بر ساعت شناخته میشد. به دنبال اجرای این قانون، بسیاری از خودروسازان ناچار شدند سپرهای بزرگتر و مستحکمتری طراحی کنند تا بتوانند الزامات جدید را رعایت کنند.
برخی خودروسازان برای کاهش هزینههای توسعه، به جای طراحی کامل یک سپر جدید، تنها سپرهای فولادی بزرگ را به بدنه خودروهای موجود اضافه کردند. همین موضوع باعث شد خودروهای آن دوران به قسمت جلویی و عقبی حجیمتر مجهز شوند. این سپرها فاصله بیشتری نسبت به بدنه داشتند، طول بیرونزدگی خودرو در جلو و عقب را افزایش میدادند و وزن قابل توجهی نیز به خودرو اضافه میکردند.
البته همه خودروسازان چنین رویکردی را انتخاب نکردند. برخی شرکتها تلاش کردند سپرهایی طراحی کنند که ضمن رعایت استانداردهای ایمنی، هماهنگی بیشتری با طراحی خودرو داشته باشند و ظاهر آن را بر هم نزنند. نسل سوم شورولت کوروت یکی از نمونههای موفق این رویکرد به شمار میرود.
امروزه سپر خودروها دیگر مانند گذشته بهصورت برجسته و کاملاً قابل مشاهده نیستند. خودروسازان اکنون اجزای اصلی سیستم ایمنی سپر را در پشت یک پوشش پلاستیکی مخفی میکنند. در زیر این پوشش، فومهای ضخیم جذبکننده انرژی و تقویتکنندههای فلزی قرار گرفتهاند که در کنار یکدیگر میتوانند از خودرو در برخوردهای کمسرعت مطابق با استانداردهای ایمنی محافظت کنند، بدون آنکه ظاهر خودرو قربانی الزامات فنی و ایمنی شود.