لیبرتیواک دوباره سراغ یکی از چهرههای آشنای دنیای ماسلکارها رفته و دوج چلنجر را با کیت عریض البی-ورکز، رگههایی از طراحی جنگنده و تعلیق بادی قابل تنظیم بازآفرینی کرده است. نتیجه، خودرویی با پوشش خاکستری روشن شبیه هواپیمای نظامی، گلگیرهای پهن، ارتفاع نزدیک به زمین و صدای ترسناک است که حتی هلکت استاندارد را ساکت جلوه میدهد. لیبرتیواک برای این پروژه همان فرمول همیشگی خود را به کار گرفته؛ ترکیبی که از دور هم کاملا شناخته میشود.
بهگزارش موتور وان، این پروژه بر اساس یک چلنجر نسل سوم شکل گرفته؛ همان پلتفرم پایهای که دوج بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۴ با پیشرانههای شش و هشت سیلندر عرضه میکرد. لیبرتیواک شاسی و استخوانبندی ماسلکار را دستنخورده نگه داشته و همهچیز را اطراف آن بازسازی کرده تا خودرو، از نگاه طرفداران، بیشتر شبیه جنگندهای پارکشده کنار خیابان به نظر برسد. در عین حال، شرکت آن را صرفا یک کیت نیمهکاره معرفی نمیکند و آن را تبدیل کامل بدنه میداند.


کیت البی-ورکز دوج چلنجر شامل گلگیرهای پهن جلو و عقب، جلوپنجرهپوش یا همان هود با دریچههای باز، اسپلیتر جلو و اسپویلر داکتیل سهتکه میشود. همهی این قطعات با همان امضای همیشگی لیبرتیواک، یعنی پیچ و پرچهای نمایان، روی بدنه نشستهاند و بهجای آنکه با سطح بدنه یکی شوند، عمدا دیده میشوند. رینگهای مشکی با طراحی وای-اسپوک هم روی همین تناسب پهن سوار شدهاند و جلوهی تهاجمی خودرو را پررنگتر میکنند.
بخش مهم دیگر، سیستم تعلیق بادی قابل تنظیم است که اجازه میدهد چلنجر برای نمایش، کفخواب شود و برای رانندگی شهری دوباره بالا برود. لیبرتیواک سالهاست همین الگو را دنبال میکند؛ بدنهای آشنا را میگیرد، عرض و حالت ایستادنش را اغراقآمیز میکند و همهچیز را بهصورت آشکار پیچ میکند. همین شیوه نگاه بازار را به کیتهای عریض تغییر داده، هرچند ظاهر تمیز و خاص یک خودرو لزوما به معنای قیمت فروش بالاتر نیست.
لیبرتیواک زیر پوست خودرو سراغ ساختار اصلی نرفته و گلگیرهای عریض را روی همان بدنهی موجود سوار کرده است. این روش فقط برای همین چلنجر نیست و در غالب سبد محصولات لیبرتیواک دیده میشود. در نسخهی کارخانهای چلنجر، بازهی قدرت از مدل پایهی V6 شروع میشد و به SRT هلکت با بیش از ۷۰۰ اسببخار میرسید. نسخهی دیمون ۱۷۰ هم ۱٬۰۲۵ اسببخار قدرت داشت که مسافت یکچهارم مایل را در ۸.۹۱ ثانیه طی میکرد و شتاب صفر تا صد کیلومتر برساعت آن (طبق ادعای شرکت سازنده در شرایط خاص) ۱.۶۶ ثانیه بود.
خودروی نمایشی لیبرتیواک اما بهجای تعقیب اعداد و ارقام دیمون، بیشتر برای استفادهی خیابانی تنظیم شده و اگزوز سفارشی با سوپاپ متغیر دارد. همین انتخاب نشان میدهد هدف، ساخت یک هیولای پیستمحور نبوده و تأکید روی جلوهی بصری و قابلیت استفادهی روزمره مانده است. از نگاه موتور وان، این چلنجر شبیه جنگنده ثابت میکند فرمول البی-وورکز هنوز هم نگاهها را خیره میکند، بدون آنکه مکانیک خودرو را قربانی کند.
برای همین، جزئیاتی مثل قطعات استاندارد، ارتفاع از سطح زمین و رفتار تعلیق بادی روی جادههای ناهموار اهمیت زیادی پیدا میکند. همین ویژگیها هستند که تعیین میکنند یک خودروی نمایشی فقط در عکسها جذاب بماند یا در استفادهی روزانه هم دوام بیاورد. لیبرتیواک در این پروژه تلاش کرده هر دو جهان را کنار هم نگه دارد؛ هم ظاهر نمایشمحور و هم قابلیت رانندگی در خیابان.
شما این چلنجر جنگندهمانند لیبرتیواک را چطور ارزیابی میکنید؟