نبرد سوپر شاسیبلندها، فراری پوروسانگوئه، آستونمارتین DBX707 و بنتلی بنتایگا
به اواسط دههٔ 2010 برگردید و تصور کنید مدیر فراری هستید که به طراحی اولین شاسیبلند مارانلو فکر میکنید. هیچ پلتفرم مشترکی وجود ندارد و شما و تیم خود یک بوم سفید خالی برای ساخت چیزی دارید که به پوروسانگوئه تبدیل شد. این کلمه به معنای اصیل است و نام بسیار خوبی برای چنین خودرویی محسوب میشود زیرا پوروسانگوئه یک فراری واقعی است. این خودرو با تمام شاسیبلندهای بازار کاملاً متفاوت بوده و به شیوهٔ فراری ساخته شده است. با فقط چند دقیقه رانندگی، این موضوع را میتوان از صدای موتور 6.5 لیتری V12 تنفس طبیعی که تا حد امکان به عقب کشیده شده گرفته تا هندلینگ چابک و تعلیق بسیار هوشمندانه متوجه شد.
بااینحال، در شاسیبلندها چیزی بیش از هندلینگ چابک و پیشرانهٔ دور بالا اهمیت دارد و بنابراین، برای ارزیابی نقاط قوت و ضعف پوروسانگوئه، آن را در برابر دو شاسیبلند فوق لوکس بریتانیایی قرار دادهایم. یکی از این دو رقیب، آستونمارتین DBX707 است که داغترین نسخهٔ اولین شاسیبلند آستون محسوب میشود. مثل فراری و برخلاف بنتلی، DBX هم پلتفرم اختصاصی خود را دارد که در نسخهٔ 707 با ارتقاءهایی مثل تعلیق بادی، ترمزهای سرامیکی و تغییرات بیرونی همراه است. نکتهٔ مهمتر، قدرت موتور V8 مرسدس است که در اینجا با 157 اسب بخار افزایش، به 707 اسب بخار رسیده است.
این پیشرانهٔ توئین توربو، شاسیبلند 2.2 تنی آستون را مثل گلوله شلیک میکند و پرفورمنس بینظیری را فراهم میکند که تقریباً همسطح فراری 725 اسب بخاری است. DBX همچنین گشتاور فوقالعادهٔ 900 نیوتن متری دارد که از 715 نیوتن متر رقیب ایتالیایی بسیار بیشتر است. بااینحال، قیمت آستون از 194,500 پوند آغاز میشود درحالیکه این رقم برای فراری 313,120 پوند است. با افزودن آپشنها نیز فاصله بیشتر شده و به ترتیب به 238,860 پوند در برابر 411,620 پوند میرسد.
قیمت پایهٔ 189,700 پوندی بنتلی بنتایگا S بسیار به DBX707 نزدیک است اما قدرت 550 اسب بخاری پیشرانهٔ V8 ساخت پورشهٔ آن بسیار کمتر است. به همین دلیل، ازآنجاییکه وزن 2341 کیلوگرمی بنتلی تنها حدود 100 کیلوگرم از آستونمارتین کمتر است، تعجبی ندارد که این اختلاف قدرت را پشت فرمان احساس خواهید کرد هرچند که شتاب صفرتاصد 4.5 ثانیهای و حداکثر سرعت 290 کیلومتر بر ساعت آن برای چنین خودرویی کافی به نظر میرسد. همچنین به لطف سیستم اگزوز اسپرت استاندارد، این V8 صدای بسیار جذابی هم دارد اما عجیب به نظر میرسد که این صدا از بنتایگا V8 معمولی بهتر نیست. نسخهٔ S بنتایگا با تنظیمات خاص شاسی و حال و هوای اسپرتتر، بهوضوح خریداران جوانتر را هدف قرار داده است و کسانی که خواهان یک بنتایگای باشکوه هستند باید سراغ نسخهٔ V8 معمولی بروند.
ابتدا پشت فرمان آستون مینشینم. این ماشین آنقدر تیز است که میتوانید با سبز شدن چراغها تمام گرید فرمول یک را پشت سر بگذارید. سیستم تعلیق بادی و آنتیرول فعال، تأثیر منفی رینگهای بزرگ 23 اینچی و لاستیکهای فاق کوتاه روی کیفیت سواری را از بین برده و مشکلات آسفالت را محو میکند. وقتی گشتاور دور پایین و تعویض دندههای نرم هم به این مهمانی اضافه میشود، با پکیجی فوقالعاده طرف خواهیم بود. فرمان خودرو با وزن مناسب، همیشه حس و حال اسپرت دارد و وقتی خودرو را در حالت رانندگی اسپرت قرار میدهیم، با سفت شدن تعلیق، 707 عملکرد شگفتانگیزی برای خودرویی به این بزرگی و سنگینی نشان میدهد.
انتقاد اصلی ما از DBX اما مربوط به کابین و سیستم اطلاعاتی-سرگرمی است. البته فضای کلی کابین مناسب و راحت است اما طراحی آن کمی ساده به نظر میرسد و تعداد دکمههای فیزیکی هم بسیار زیاد است. مشکل بزرگتر، سیستم اطلاعاتی-سرگرمی است. حتی یک مرسدس A کلاس پنج سال پیش هم سیستمی بهتر از این دارد که برای خودرویی 200 هزار پوندی فاجعهبار است. کابین بنتلی اما با قیمت آن همخوانی بهتری دارد. در اینجا کنترلها بهخوبی مرتب شدهاند و سیستم اطلاعاتی-سرگرمی هرچند قدیمی شدن خود را نشان میدهد اما در بین این سه خودرو بهترین است. بهطورکلی، کابین بنتلی با وجودی که برخی قطعات را از آئودی قرض گرفته اما فوقالعاده است.
بنتایگا در تجربهٔ رانندگی اولویتهای متفاوتی نسبت به آستون دارد. فرمان خودرو تا حدودی بیحس است و بازخورد خوبی از چرخهای جلو ارائه نمیکند. مثل آستون، بنتلی هم به تعلیق بادی با آنتیرول فعال مجهز است اما فراتر از انتظار عمل میکند تا جایی که به نظر میرسد روی مبل راحتی خانه نشستهاید. حالت رانندگی اسپرت نیز فقط 15 درصد تعلیق را سفتتر میکند و حتی در این حالت هم سواری خودرو همچنان از حالت GT آستون راحتتر است. پیشرانهٔ نرم خودرو هم با تحویل قدرت یکنواخت، کاملاً با این شخصیت آرام همخوانی دارد؛ اما چیزی که بنتایگا ندارد، پویایی است. گلایهٔ ما این است که بنتلی در نسخهٔ S پرفورمنس یا هندلینگ را بهبود نداده است درحالیکه میتوانست با کمی افزایش قدرت و شاسی چابکتر، این پکیج را تکمیل کند و همچنان فضای کافی برای نسخهٔ پرچمدار اسپید W12 باقی بگذارد.
فراری اما در مقایسه با بنتایگا شبیه یک رعدوبرق است. طراحی بیرونی خودرو که با ترکیب دیتونا SP3 و GTC4 لوسو شکل گرفته، پوروسانگوئه را به یک سوپرکار نزدیکتر کرده و در داخل نیز تجربهای شبیه شاسیبلند ندارد. در اینجا بسیار پایینتر مینشینید و نمیتوانید دماغهٔ خودرو را ببینید زیرا ترکیب پیشرانهٔ جلو-وسط و کاپوت برآمده، جلوی دید را میگیرد. صندلیهای اسپرت بدن را کاملاً دربر میگیرند و همهچیز از غربیلک فرمان کوچک گرفته تا انتخابگر زرد روی کنسول میانی، شما را برای تجربهٔ رانندگی فراری آماده میکند.
پوروسانگوئه با 725 اسب بخار قدرت، ظرف 3.3 ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر بر ساعت میرسد و حداکثر سرعت آن بیش از 310 کیلومتر بر ساعت است اما هنوز هم آنقدر که انتظار میرود سریع نیست. این موضوع دو دلیل دارد. اول اینکه موتور V12 فاقد گشتاور پیشرانههای توربوی رقبا است و دوم اینکه پوروسانگوئه سنگینتر از 812 کامپتیزیونه است که با همین پیشرانه واکنش وحشیانهای دارد. همچنین در اینجا موتور V12 برای واکنشهای آرامتر تنظیم شده است. البته بااینوجود، پوروسانگوئه هنوز هم خودرویی بسیار سریع و پاسخگو است و بنابراین، انتخاب بهترین پیشرانهٔ این رقابت آسان خواهد بود.
پوروسانگوئه علیرغم تمرکز واضح روی پویایی، سواری هیجانانگیزی دارد و کمکفنرهای فعال مالتیمتیک هم راحتی مناسبی را برای این کلاس فراهم میکنند. این خودرو به سیستم فرمان گیری چرخهای عقب هم مجهز است که میتواند بهطور مستقل زاویهٔ چرخها را تنظیم کند. شاید عجیب به نظر برسد اما رفتار این شاسیبلند با افزایش دمای لاستیکها بهتر میشود و حالا میتوان تهاجمیتر رانندگی کرد زیرا چسبندگی مطمئنی وجود خواهد داشت. با این فراری میتوانید به پیچها حمله کرده و بلافاصله گاز را تخته کنید، چیزی که برای هر شاسیبلندی غیرممکن است. وزن خودرو بهطور باورنکردنی کنترل میشود، سیستم فرمان گیری چهارچرخ چرخشهای مصنوعی عالی را فراهم میکند و سامانهٔ چهارچرخ محرک متمرکز بر عقب امکان دریفت کشیدن را فراهم میکند.
کابین پوروسانگوئه هرچند اسپرت و هوشمندانه به نظر میرسد اما مشکلاتی دارد. بهعنوانمثال، نمایشگر اطلاعاتی-سرگرمی از طریق کنترلهای لمسی روی فرمان کنترل میشود که اصلاً خوب نیست و از ناوبری هم بیبهره است. همچنین موتور الکتریکی کمکی درهای عقب هم زمانی که پیشرانه خاموش باشد کار نمیکند. در عقب فراری هم شاهد فضای کمتری نسبت به رقبا هستیم. در اینجا بجای سه صندلی، فقط دوتا وجود دارد اما بزرگسالانی با قد 180 سانتیمتر بهراحتی میتوانند در اینجا بنشینند هرچند که مدل مویشان با آستر سقف آشنا خواهد شد؛ بنابراین، پوروسانگوئه خودروی بینقصی نیست اما بدون شک فراری شاسیبلند خاصی را ارائه کرده است.
نتیجهگیری
وقتی سه خودروی آزمایش ما اولویتهای متفاوتی دارند، صدور حکم منصفانه باید با سختگیری زیادی صورت گیرد. با توجه به این، شاسیبلندی که من میخرم آستونمارتین است. این خودرویی است که راحتی، پرفورمنس و هندلینگ چشمگیری را ارائه میکند، برای حمل پنج نفر مناسب است، بسیار از فراری ارزانتر است و تواناییهای آفرود کافی دارد. آستون فقط باید اقداماتی برای بهبود کابین و سیستم اطلاعاتی-سرگرمی انجام دهد اما بهطورکلی، DBX707 خودروی بسیار خوبی است. بااینحال، با توجه به برتری فراری در پویایی، قوای محرکه و طراحی، قرار دادن آستون در جایگاهی بالاتر از پوروسانگوئه عادلانه نخواهد بود؛ بنابراین، در این رقابت رتبهٔ اول مشترک داریم.
طراحی کوپه شوتینگ بریک پوروسانگوئه بسیار جذابتر از رقبا است، پیشرانه V12 تنفس طبیعی و گیربکس دوکلاچه قدرت و واکنش فوقالعادهای دارند، چسبندگی و درگیری شاسی آن با دو خودروی دیگر قابل قیاس نیست و کمکفنرهای تطبیقی هم سواری خوبی را فراهم میکنند. پوروسانگوئه بهعنوان یک GT لوکس که رانندگی شبیه یک سوپرکار دارد، قطعاً برنده است اما به دلیل کارایی کمتر، فاصلهٔ کم از زمین و سیستم اطلاعاتی-سرگرمی نامناسب، باید این جایگاه را با رقیب بریتانیایی تقسیم کند.
رتبهٔ آخر اما چندان شایستهٔ بنتلی نیست زیرا از لحاظ راحتی، تجمل، کیفیت داخلی و سیستم اطلاعاتی-سرگرمی بیشترین امتیاز را میگیرد و اگر خودرویی میخواستم که خانوادهام در طول سفر در آن آرامش داشته باشند، بنتایگا را انتخاب میکردم اما نسخهٔ S این خودرو را نیمهکاره میدانم. بهبود پرفورمنس و هندلینگ در این نسخه میتوانست شرایط آن را بسیار بهتر کند.
مقام اول (مشترک): آستونمارتین DBX707
شکاف بین پویایی فراری و کارایی و تجمل بنتلی را پر میکند. نقاط ضعف، کابین و بخصوص سیستم اطلاعاتی-سرگرمی.
مقام اول (مشترک): فراری پوروسانگوئه
بهترین و افراطیترین رانندگی را در کنار شخصیت یک گرند تورر دارد. نقاط ضعف، کارایی کمتر از رقبا و سیستم اطلاعاتی-سرگرمی ضعیف.
مقام دوم: بنتلی بنتایگا S
بهترین خودروی جمع از لحاظ راحتی، تجمل و کابین. نقاط ضعف، پرفورمنس و دینامیک رانندگی ضعیفتر از دو رقیب دیگر.