نگاهی به هواپیمای تهاجمی A-10 تاندربولت، شکارچی بی‌رحم تانک‌ها

جمعه 10 بهمن 1404 - 14:00
مطالعه 6 دقیقه
هواپیمای تهاجمی فیرچایلد A-10 تاندربولت
هواپیمای فیرچایلد A-10 تاندربولت توپخانهٔ پرنده‌ای است که برای بقا در جهنم طراحی شده و کابوسی برای نیروهای زمینی محسوب می‌شود.
تبلیغات

درحالی‌که آسمان نظامی مدرن مملو از جنگنده‌های چندمنظوره سریع و پنهان‌کار است، یک هواپیمای قدیمی اما سرسخت بنام فیرچایلد A-10 تاندربولت II همچنان جایگاهی منحصربه‌فرد و حیاتی را اشغال کرده است. این هواپیما نمی‌تواند به سرعت‌های مافوق صوت دست پیدا کند و ظاهری خشن و غیرآیرودینامیک دارد اما دقیقاً همین ویژگی‌ها هستند که آن را به کابوسی برای نیروهای زرهی زمینی تبدیل کرده‌اند. A-10 نتیجه مستقیمی از نیاز استراتژیک در دوران جنگ سرد برای مقابله با صفوف انبوه تانک‌های شوروی بود؛ هواپیمایی که هدفش نه برتری هوایی، بلکه دفاع مستقیم و بی‌وقفه از سربازان در خط مقدم بود. تمرکز طراحی بر بقاپذیری مطلق، قابلیت پرواز در سرعت‌های بسیار پایین برای شناسایی دقیق و جای دادن تسلیحاتی با قدرت تخریب بی‌نظیر، این هواپیما را از تمام همتایانش متمایز ساخت و آن را به ستون فقرات پشتیبانی نزدیک هوایی (CAS) آمریکا تبدیل کرد؛ نقشی که حتی پیشرفته‌ترین جنگنده‌های نسل جدید نیز در انجام آن به‌خوبی A-10 نیستند.

ریشه‌های توسعه

زمینه اصلی ظهور A-10 به اواسط دهه ۱۹۶۰ بازمی‌گردد، زمانی که فرماندهان نظامی آمریکا به این جمع‌بندی رسیدند که هواپیماهای چندمنظوره موجود، برای مقابله مؤثر با موج انبوه تانک‌های شوروی در صورت وقوع جنگ در اروپا مناسب نیستند. این نیاز اولیه، در ابتدا قرار بود توسط هلیکوپترهای تهاجمی برآورده شود. پروژه اصلی برای انجام این مأموریت هلیکوپتر AH-56 شاین ساخت لاکهید بود. شاین یک هلیکوپتر پیشرفته با قابلیت پرواز با سرعت بالاتر از هلیکوپترهای معمول (به لطف روتور کمکی در پشت) و ظرفیت حمل تسلیحات سنگین بود اما این پروژه با چالش‌های فنی متعددی در زمینه قابلیت اطمینان و هزینه‌های عملیاتی روبرو شد.

درنهایت، شکست برنامه شاین در تأمین انتظارات موردنیاز برای CAS، به‌علاوه نگرانی‌ها در مورد آسیب‌پذیری هلیکوپترها در برابر دفاع هوایی زمین به هوا، موجب شد تا فرماندهان به سراغ یک راه‌حل کاملاً هواپیمایی بروند. این امر منجر به شکل‌گیری برنامه AX (مخفف Attack Experimental) شد که هدف آن ساخت یک هواپیمای تخصصی CAS بود. معیارهای اصلی شامل توانایی پرواز با سرعت پایین و مانورپذیری عالی در ارتفاعات زیر ۷۰۰ متر، قابلیت حمل بار سنگین تسلیحات و مهم‌تر از همه، توانایی تحمل آسیب‌های گسترده جنگی و بازگشت ایمن به پایگاه بود. پس از ارزیابی‌های دقیق، طرح شرکت فیرچایلد پذیرفته شد و A-10 با هدفی کاملاً مشخص، یعنی انهدام تانک، وارد خط تولید شد. اولین پرواز این هواپیما در سال ۱۹۷۲ انجام شد.

طراحی رادیکال

طراحی ظاهری و ساختاری A-10 مستقیماً منعکس‌کننده هدف اصلی آن است؛ این هواپیما به‌گونه‌ای طراحی شده که در صورت دریافت ضربات متعدد، بتواند به پرواز ادامه دهد. شاخص‌ترین ویژگی آن، نصب توپ عظیم GAU-8/A اونجر است که ساختار کلی بدنه هواپیما را تحت تأثیر قرار داده است. این توپ هفت‌لول که قادر است گلوله‌های ۳۰ میلی‌متری را با نرخی حدود ۴۰۰۰ گلوله در دقیقه شلیک کند، سنگین‌تر از بسیاری از هواپیماهای شکاری است و به همین دلیل، ارابه فرود دماغه هواپیما به‌منظور ایجاد فضای کافی برای این سلاح، کوتاه و عقب‌تر از حد معمول نصب شده است.

سیستم بقاپذیری A-10 فراتر از زره‌بندی معمول است. بخش حیاتی کابین خلبان توسط یک ساختار محافظ تیتانیومی به وزن تقریباً ۵۹۰ کیلوگرم محصور شده است که به وان حمام معروف است و قابلیت مقاومت در برابر گلوله‌های کالیبر بزرگ ضدهوایی را دارد. همچنین، سیستم‌های کنترل پرواز به شکل افزونه‌ای طراحی شده‌اند؛ اگر سیستم هیدرولیکی اصلی نابود شود، خلبان می‌تواند از طریق یک سیستم مکانیکی پشتیبان که کاملاً مجزا است، کنترل هواپیما را حفظ کند. دو موتور توربوفن جنرال الکتریک TF34 نیز در ارتفاع بالا و دور از بدنه نصب شده‌اند تا هم از شلیک‌های مستقیم محافظت شوند و هم در صورت آسیب دیدن، از آسیب بیشتر به بال‌ها جلوگیری شود. بال‌های مستقیم و بزرگ این هواپیما نیز امکان پرواز در سرعت‌های بسیار پایین را فراهم کرده و به A-10 اجازه می‌دهد تا حتی از باندهای کوتاه و جاده‌های آسفالته نیز امکان پرواز داشته باشد.

تسلیحات و قدرت آتش

توان تسلیحاتی A-10 گسترده است، اما همه‌چیز حول محور توپ اصلی آن می‌چرخد. همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، توپ GAU-8/A اونجر سلاحی است که عملاً هواپیما به دور آن ساخته شده است. این توپ با استفاده از گلوله‌های اورانیوم ضعیف‌شده می‌تواند زره قسمت فوقانی تانک‌های اصلی جنگی را به‌راحتی سوراخ کند. علاوه بر توپ قدرتمند، این هواپیما دارای یازده جایگاه خارجی است که به آن انعطاف‌پذیری عملیاتی زیادی می‌دهد. خلبانان می‌توانند ترکیبی از موشک‌های ضدزره هدایت‌شونده AGM-65 ماوریک، موشک‌های هوا به هوای کوتاه برد AIM-9 سایدوایندر برای دفاع شخصی در برابر جنگنده‌های مهاجم، انواع بمب‌های هدایت‌شونده لیزری یا GPS و همچنین راکت‌های غیر هدایت‌شونده را حمل کند. این توانایی در حمل بار تسلیحاتی سنگین در یک پلتفرم پرواز آهسته، مزیت تاکتیکی بزرگی در پشتیبانی مستقیم از نیروهای درگیر فراهم می‌آورد.

مشخصات و پیشینه عملیاتی

A-10 برخلاف جنگنده‌های مدرن، به سرعت بالا متکی نیست؛ حداکثر سرعت آن حدود ۵۹۰ کیلومتر بر ساعت است که در مقایسه با سرعت‌های مافوق صوت جنگنده‌ها بسیار ناچیز به نظر می‌رسد؛ اما این سرعت پایین، همراه با پایداری عالی در ارتفاع پایین، زمان بیشتری برای خلبان فراهم می‌کند تا اهداف خود را شناسایی کرده و با دقت بالا مورد اصابت قرار دهد. برد عملیاتی آن نیز مناسب است و به آن اجازه می‌دهد برای مدت طولانی در منطقه نبرد باقی بماند. این هواپیما می‌تواند مدت‌ها با سرعت نسبتاً کم ۳۲۰ کیلومتر در ساعت در ارتفاع پایین‌تر از ۳۰۰ متری زمین حرکت کند. با این ویژگی‌ها A-10 می‌تواند نقطه‌ضعف جنگنده‌های پرسرعت را که توان زدن هدف‌های کوچک با سرعت کم را ندارند، پوشش دهد.

کارنامه عملیاتی A-10 با درخشش در عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱ آغاز شد؛ جایی که این هواپیماهای مقاوم، موجی از خودروهای زرهی عراق را منهدم کردند و خسارات عملیاتی بسیار کمی متحمل شدند. این هواپیما در جنگ سال ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ ائتلاف علیه عراق به‌تنهایی بیش از ۵۰ درصد تانک‌های عراقی و ۳۱ درصد کل نفربرهای زرهی این کشور را نابود کرد. حضور فعال A-10 در نبردهای بعدی مانند جنگ افغانستان و عراق، تداوم نقش حیاتی آن را در پشتیبانی از نیروهای خودی ثابت کرد، به‌ویژه در محیط‌هایی که تهدیدات پدافندی هوایی پیشرفته کم است. با وجود سوانح متعددی که به دلیل سن بالای ناوگان رخ داده است، نرخ بقای خلبانان A-10 در حوادث به دلیل زره‌کشی گسترده، بسیار بالا بوده است.

رقبا و جانشینی در آینده

از دیدگاه فنی، A-10 هیچ رقیب مستقیمی ندارد زیرا مفهوم هواپیمای صرفاً تهاجمی با زره سنگین، در میان جنگنده‌های چندمنظوره امروزی جایی ندارد. بااین‌حال، در عرصه عملیاتی، جنگنده‌های چندمنظوره‌ای مانند F-16 یا اخیراً F-35، وظایف CAS را نیز بر عهده می‌گیرند. نگرانی اصلی نیروی هوایی آمریکا همواره مربوط به هزینه‌های نگهداری این ناوگان قدیمی و لزوم به‌روزرسانی مداوم آن‌ها بوده است. اگرچه تلاش‌هایی برای جایگزینی A-10 با پروژه‌هایی مانند OA-X صورت گرفت، اما هیچ پلتفرمی نتوانسته است قابلیت‌های منحصربه‌فرد A-10 در ترکیب سرعت پایین، دید عالی خلبان و استقامت باورنکردنی در برابر آتش را هم‌زمان ارائه دهد. به همین دلیل، علیرغم برنامه‌های بازنشستگی، A-10 همچنان در خدمت باقی‌مانده و تا زمانی که جانشین شایسته‌ای با همان مشخصات پیدا نشود، نقش خود را حفظ خواهد کرد.

نظرات

تبلیغات

©1404 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.