داستان FB-22، پروژه محرمانه بمبافکن مافوق صورت بر پایه رپتور
در دنیای هوانوردی نظامی، داستان پروژههایی که به سرانجام نمیرسند، همیشه جذابیت خاصی دارد. یکی از بزرگترین این حسرتها، داستان FB-22 استرایک رپتور است. یک بمبافکن رادارگریز فوقسریع که قرار بود نسخهٔ جهشیافته و مرگبارتر جنگندهٔ افسانهای F-22 رپتور باشد اما درنهایت در نطفه خفه شد. این فقط یک طرح ساده نبود و لاکهید مارتین ایدهای انقلابی را مطرح کرده بود؛ تبدیل بهترین جنگندهٔ برتری هوایی جهان به یک شکارچی قاتل دوربرد که بتواند در روز اول هر نبردی، دفاع هوایی دشمن را فلج کند و راه را برای بمبافکنهای سنگینتری مانند B-2 باز کند.
یکی از ویژگیهای اصلی جنگنده F-22 رپتور، توانایی مطلق آن در نبردهای هوایی یا همان داگفایت است. ویژگی پنهانکاری این پرنده خیرهکننده بوده و بهروزرسانیهای مداوم در طول سالها، آن را برای خلبانان کاربردیتر کرده است. اگرچه رپتور در صورت نیاز قادر به حمل و رهاسازی بمبهای هدایتشونده JDAM است اما تمرکز اصلی F-22 همیشه بر کسب برتری هوایی و شکار جنگندههای دشمن بوده است. نسخهٔ استرایک رپتور اما قرار بود در دوران اوج جنگ علیه تروریسم، برای انهدام اهداف زمینی وارد عمل شود. در آن زمان، سربازان و تفنگداران دریایی به پشتیبانی هوایی نزدیک از سوی یک پرنده پنهانکار نیاز داشتند.
FB-22 قرار بود بدنهای کشیدهتر داشته باشد تا بتواند انواع بمبهای تخصصی را حمل کند. همچنین این بمبافکن برای کنترل بهتر تسلیحات، به صندلی دوم برای افسر ناوبری و تسلیحات مجهز میشد. هدف نهایی این بود که FB-22 جایگزین هواپیمای F-15E استرایک ایگل شود. شرکت لاکهید مارتین این بمبافکن میانبرد مافوق صوت را بهعنوان گزینهای برای سرکوب پدافند هوایی دشمن در روز اول جنگ پیشنهاد داد تا راه برای حملات بعدی سایر بمبافکنها هموار شود.
هیولایی با بالهای دلتا
طرح مفهومی FB-22 نفسگیر بود. با کشیدهتر کردن بدنه و استفاده از بالهای دلتای بزرگتر، برد عملیاتی این پرنده به حدود ۲۹۰۰ کیلومتر میرسید که تقریباً سه برابر برد جنگندهٔ F-22 بود. این یعنی توانایی نفوذ به عمق خاک دشمن بدون نیاز به سوختگیریهای متعدد و پرخطر هوایی؛ اما قدرت اصلی FB-22 در محفظهٔ تسلیحاتش نهفته بود. استرایک رپتور میتوانست تا ۳۰ بمب هوشمند یا بمبهای سنگرشکن غولپیکر ۲٫۳ تنی را حمل کند. همهٔ اینها در حالی بود که همچنان میتوانست به سرعت خیرهکنندهٔ ۲۳۵۰ کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند و آ به سریعترین بمبافکن ناوگان هوایی آمریکا تبدیل شود.
رؤیایی در زمان اشتباه
پس چرا چنین ماشین جنگی بینقصی هرگز از روی کاغذ بلند نشد؟ پاسخ در تغییر اولویتهای ژئوپلیتیک اوایل دههٔ ۲۰۰۰ میلادی نهفته است. دولت جورج بوش تمام تمرکز خود را روی جنگهای ضدشورش در عراق و افغانستان گذاشته بود؛ نبردهایی که به پشتیبانی هوایی نزدیک و نیروهای زمینی چابک نیاز داشت نه یک بمبافکن رادارگریز گرانقیمت برای مقابله با یک ابرقدرت. در آن دوران کمتر کسی پیشبینی میکرد که دوباره رقابت قدرتهای بزرگ با چین و روسیه به اولویت اصلی تبدیل شود. درنتیجه، FB-22 که برای جنگی متفاوت طراحی شده بود، گزینهای غیرضروری و پرهزینه به نظر میرسید و بهآرامی از لیست اولویتها کنار رفت.
حسرتی برای امروز
امروز که تنشها با قدرتهایی مانند چین و روسیه دوباره بالا گرفته، اهمیت توسعهٔ پروژهٔ FB-22 برجسته میشود. درحالیکه هماکنون نیروی هوایی آمریکا تنها حدود ۱۹ فروند B-2 سالخورده در اختیار دارد و بمبافکن جدید و دوربرد B-21 رایدر نیز هنوز آماده نشده، جای خالی FB-22 بهعنوان یک هواپیمای انتقالی کاملاً احساس میشود اما زمانبندی نامناسب پروژه در دوران جنگ جهانی علیه تروریسم، این طرح درخشان را به دست فراموشی سپرد.