نیازهای عملیاتی ژاپن در پروژه جنگنده نسل جدید GCAP (برنامه جامع نبرد هوایی) منجر به طراحی هواپیمایی غیرمعمول، بزرگ و بسیار سنگین شده است؛ جنگندهای که نیازمندیهای توکیو برای برد حرکتی بالا، مداومت پروازی چشمگیر و ظرفیت حمل تسلیحات سنگین را تأمین میکند و ابعاد آن فراتر از هر پروژه مشترک دیگری در اروپا است. ژاپن به دنبال جایگزینی ساده برای جنگندههای F-2 نبود بلکه به دنبال پرندهای بود که بتواند مسافتهای طولانی اقیانوس آرام غربی را پوشش دهد، حجم بالایی از موشکهای دوربرد را حمل کند و درعینحال به پیشرفتهترین حسگرها و سامانههای جنگ الکترونیک برای پرواز در فضای هوایی بهشدت متراکم مجهز باشد. نتیجه این الزامات، جنگندهای بسیار بزرگتر و گرانتر از حدی است که اروپاییها در حالت عادی طراحی میکردند.
ابعاد غولپیکر برای جایگزینی F-15
پیکربندی هواپیمای GCAP که در نمایشگاه هوایی فارنبورو به نمایش درآمد، طبق برآوردهای کارشناسی طولی در حدود ۲۰ متر و پهنای بالی نزدیک به ۱۶.۵ متر دارد. مساحت بال این جنگنده حدود ۱۱۲ مترمربع تخمین زده میشود که آن را حدود ۳۰ درصد بزرگتر از یوروفایتر تایفون میسازد. این جثه بزرگ، GCAP را به گزینهای ایدهآل برای جایگزینی جنگندههای F-15 در نیروی هوایی ژاپن تبدیل میکند؛ جنگندههایی که در حال حاضر بالاترین برد عملیاتی را در میان جنگندههای غربی دارند. این در حالی است که کشورهای اروپایی هرگز تجربه بهرهبرداری از جنگندههایی تا این حد بزرگ، نیازمند نگهداری سنگین و دوربرد را نداشتهاند. علت اصلی این ابعاد برای ژاپن، با جغرافیای این کشور پیوند خورده است. ژاپن مجمعالجزایری است که هزاران کیلومتر از شمال اقیانوس آرام تا دریای چین شرقی گستردگی دارد و بسیاری از مناطق مأموریتی نیروی هوایی آن از پایگاههای اصلی بسیار دور هستند. عملیاتهای احتمالی در اطراف جزایر نانسی، دریای چین شرقی و مسیرهای منتهی به تایوان، شعاع عملیاتی بالا بدون نیاز به سوختگیری هوایی را به یک ضرورت حیاتی تبدیل کرده است. ازاینرو، جنگندههای کوتاهبردی که برای مأموریتهای تاکتیکی در فضای قاره اروپا طراحی میشوند، اصلاً به درد سناریوهای عملیاتی ژاپن نمیخورند.
هزینههای سنگین و برتریهای فنی نسبت به F-35
درحالیکه تنها جنگنده نسل پنجم غربی در حال تولید یعنی F-35 بر پنهانکاری، تلفیق اطلاعات حسگرها و چندمنظوره بودن در جثهای نسبتاً فشرده تمرکز دارد، جنگنده GCAP با اولویت برد حرکتی، ظرفیت سوخت داخلی بالا، توان حمل تسلیحات بیشتر و آنتنهای حسگر بزرگتر طراحی میشود. جزئیات منتشرشده از این پروژه نشان میدهد که ظرفیت حمل سلاح درون بدنه این جنگنده تقریباً دو برابر F-35A بوده و سوخت داخلی آن برای عبور از عرض اقیانوس اطلس بدون نیاز به تانکر سوخترسان کافی است. همین نیازمندیهای سنگین در کنار ناکارآمدیهای ساختاری صنایع هوایی اروپا باعث شده تا قیمت هر فروند از این جنگنده تا مرز ۶۰۰ میلیون دلار برآورد شود؛ رقمی که در مقایسه با قیمت حدود ۹۰ میلیون دلاری F-35A باورنکردنی است.
جایگاه GCAP در میان جنگندههای نسل ششم
اگرچه این پروژه بهعنوان یک جنگنده نسل ششم پنهانکار شناخته میشود اما پیشبینیهای واقعبینانه نشان میدهد که حاصل این تلاش بیشتر یک جنگنده نسل پنج پلاس خواهد بود که توانایی رقابت با ارتقاهای آتی F-35 یا J-20 چین را دارد اما ممکن است در حد و اندازه مدعیان اصلی نسل ششم آمریکا و چین قرار نگیرد. استفاده از سکانهای عمودی سنتی که توان پنهانکاری جنگنده را محدود میکند یکی از شواهد این ادعاست زیرا پیشنمونههای نسل ششم چین بدون سکان عمودی، مانورپذیری خارقالعادهای را به نمایش گذاشتهاند. سابقه نهچندان درخشان پروژههای رزمی اروپا در نیم قرن اخیر نیز کارشناسان را به این نتیجه رسانده که GCAP شاید نتواند عملکردی کاملاً همسطح با رقبای ساخت ابرقدرتها ارائه دهد.