پیشرانه هشت سیلندر X شکل، رؤیای نافرجام هنری فورد برای انقلاب در خودروها
هنری فورد به مدل T عشق میورزید و معتقد بود این خودرویی بینقص برای مردمان عادی است تا جایی که وقتی متوجه شد پسرش ادسل مخفیانه نمونهای ارتقاءیافته از آن را ساخته، با دستان خالی به جان نمونه اولیه افتاد و قطعاتش را اوراق کرد. بااینحال، او میدانست که دنیای تکنولوژی در حال تغییر است و برای حفظ بازار در برابر رقبایی چون شورلت و دوج، باید به دنبال ایدههای نو باشد. یکی از این ایدهها، پیشرانه X-8 بود که حدود یک قرن پیش توسعه یافت.
الهام از موتور هواپیما
هنری فورد با الهام از پیشرانههای ستارهای هواپیما، یک موتور هشت سیلندر هواخنک با حجم حدود ۱.۸ لیتر طراحی کرد که اساساً از ترکیب دو پیشرانه چهار سیلندر V شکل تشکیل شده بود بهطوریکه یکی بهصورت وارونه روی دیگری سوار شده و هر دو از یک میللنگ مشترک در مرکز استفاده میکردند. این پیشرانهٔ خلاقانه ابعاد بسیار کوچکی (حدود ۴۳ در ۴۳ در ۳۵ سانتیمتر) داشت و بسیار فشردهتر از یک موتور چهار سیلندر خطی همحجم بود.
فورد که نام خودش را بهعنوان مخترع این موتور در سال ۱۹۲۷ به ثبت رساند، فرآیند توسعه را به مهندسان فورد سپرد که انواع مختلفی از این پیشرانه ازجمله نسخههای سرسیلندر L شکل هواخنک و حتی نمونهای آلومینیومی با میلسوپاپ روی سرسیلندر را تولید کردند. این پیشرانه قرار بود قدرتی بین ۲۵ تا ۳۰ اسب بخار تولید کند و به دلیل عدم نیاز به رادیاتور، اجازه میداد خودرو با دماغه شیبدار و آیرودینامیک طراحی شود. هنری فورد چنان به این پروژه حساس بود که بخش زیادی از کارهای طراحی را در ملک شخصی خود انجام میداد و حتی شخصاً نمونههای اولیه را در شاسی اصلاحشده یک الدزمبیل تست میکرد.
چالشهای فنی و شکست پروژه
با وجود سالها تلاش و ساخت دهها پروتوتایپ، موتور X-8 در عمل با مشکلات بنیادینی روبرو شد. بزرگترین معضل، سرازیر شدن روغن به سیلندرهای پایینی پس از خاموش شدن پیشرانه بود که باعث سوختن پیاپی شمعها و حتی قفل هیدرولیکی موتور میشد. از سوی دیگر، چهار سیلندر پایینی و بهویژه سیلندرهای عقب، جریان هوای کافی دریافت نمیکردند و در ترافیکهای شهری بهشدت داغ میشدند؛ مشکلی که در هواپیماها به دلیل جریان هوای مداوم وجود نداشت اما در ترافیک شهری فاجعهآفرین بود. علاوه بر این، ریختهگری و ماشینکاری بلوک سیلندر X شکل به همراه دو میلسوپاپ مجزا، بسیار دشوارتر و پرهزینهتر از موتورهای خطی یا V شکل مرسوم بود.
میراثی که به موتور V8 ختم شد
تا سال ۱۹۲۶، یوجین فارکاس (مهندس مدل T) و حتی ادسل فورد، پیرمرد لجوج را متقاعد کردند که پروژه موتور X شکل را بایگانی کند تا فورد مدل A با یک موتور چهار سیلندر خطی متعارف روانه بازار شود. بااینحال، هنری فورد حتی در سال ۱۹۳۰ و در جریان طراحی مدل معروف «دئوس» دوباره اصرار به احیای موتور X-8 داشت. درنهایت تیم مهندسی توانستند او را متقاعد کنند که یک موتور V8 با زاویه ۹۰ درجه کاربردیتر است و اینگونه بود که پیشرانه افسانهای V8 سرتخت فورد Flathead متولد شد. پروژه X-8 اما با وجود شکست کامل، یک دستاورد بزرگ داشت؛ دانش فنی گرانبهایی که مهندسان فورد در فرآیند ریختهگری پیچیده بلوک سیلندر تکتکه آن به دست آوردند، کلید موفقیت فورد در تولید انبوه و ارزانقیمت بلوکهای V8 شد. امروز تنها چند نمونه آزمایشی از این پیشرانه عجیب در جهان باقیمانده که یکی از آنها در موزه هنری فورد در معرض دید عموم قرار دارد.