فورد سال‌هاست با تجربه‌ی موتور میانی خود ثابت کرده که خودروسازان آمریکایی هم می‌توانند سوپرکارهای در کلاس جهانی بسازند، اما بازنشستگی GT یک جای خالی آشکار در سبد محصول فورد گذاشت. حالا که رقبای ایتالیایی مرزها را جابه‌جا می‌کنند، پرسش اصلی فقط پر شدن آن جای خالی نیست، بلکه این است که کدام نامِ فورد شایسته‌ی چنین افتخاری خواهد بود. در میان علاقه‌مندان، دو نام بیشتر از همه مطرح می‌شود: موستانگ و، هرچه بیشتر، تاندربردی که مدت‌هاست خاموش مانده است.

وقتی فورد تصمیم گرفت GT موتور میانی را کنار بگذارد، ظرفیت خالی برای نشستن یک مدل تازه در آن جایگاه روی سبد فورد به‌مراتب بیشتر شد و هر جا ظرفیت باشد، گمانه‌زنی هم سر برمی‌آورد. این حدس‌ها وقتی جدی‌تر شد که فورد نام قدیمی تاندربرد را ثبت تجاری کرد. تاندربرد در اصل قرار بود در میانه‌ی دهه‌ی پنجاه میلادی رقیب شورولت کوروت باشد و حالا با موفقیت بسیار خوب کوروت مدرن، بازگشت تاندربرد لازم به نظر می‌رسد.

تغییر کوروتِ محبوب از موتور جلو به موتور میانی در نسل هشتم، با استقبال پرشور بازار امریکا و طرفداران سوپرکار روبه‌رو شد. دیدن اینکه کوروت C8 با چنین موفقیتی ظاهر و چیدمان پیشرانه‌ی کاملا تازه‌ای را پذیرفت، راه را برای فکر کردن به خودروهای پرفورمنس دیگر برای مهاجرت به ساختار موتور میانی باز کرد؛ از جمله تاندربرد.

در چنین فضایی، موستانگ موتور میانی است که بیشترین توجه را جلب می‌کند؛ هرچند بعید است فورد واقعا موستانگ را به این چیدمان تبدیل کند. با این حال، پیشرانه‌ی تنفس‌طبیعی نسل چهارم در دارک هورس می‌تواند در محیط مناسب از موتور ۴۹۵ اسب‌بخارِ C8 استینگری هم جذاب‌ترظاهر شود، به‌ویژه اگر مهارت اثبات‌شده‌ی فورد در مهندسی پرفورمنس را هم کنار آن بگذاریم.

در سوی دیگر، واحد توئین‌توربوی ۳٫۵ لیتری فورد GT با ۶۶۰ اسب‌بخار قدرت و ۷۴۵ نیوتن‌متر، نیاز به بازبینی دارد. مشابه نسخه‌ی پایه از کورون مدرن، تاندربرد نیز یک تریم پایه‌ی مقرون‌به‌صرفه و ضعیف‌تر لازم دارد. همان‌طور که کوروت نسل هشتم نشان داد، ساختار موتور میانی فضای بسیار بیشتری برای موتور آزاد می‌کند، به‌خصوص از نظر ارتفاع پیشرانه، و همین موضوع ایده‌ی استفاده از یک موتور تنفس‌طبیعی بزرگ‌تر، شاید نسخه‌ای از شش‌سیلندر وی-شکل ۳٫۵ لیتریِ فورد GT را در موستانگ موتور میانی یا تاندربرد چندان دور از ذهن نشان نمی‌دهد.

رندرهایی از یک موستانگِ موتور میانی که از فورد GT الهام گرفته‌اند، این ایده را به تصویر می‌کشند؛ جایی که نشانه‌های آشنای هر دو نماد در قالبی آینده‌نگرانه کنار هم می‌درخشند. این طرح‌ها با شباهت به سوپرکارهای امروز، از جمله کوروت C8، فراری ۳۶۰ و البته فورد GT ، بستری احتمالی برای ساختن گمانه‌زنی درباره‌ی ویژگی‌های یک فورد موتور میانی آینده فراهم می‌کنند. آیرودینامیک فعال در این رندرها هم به طراحی‌های نوآورانه‌ی فورد در دهه‌های گذشته، که در تونل باد پالایش شده‌اند، ارجاع می‌دهد؛ از فرم قطره‌اشکی مشهور گرفته تا ورودی‌های هوای بزرگ و دیفیوزرهای تهاجمی.

هرچند این نوع بدنه‌ی عملکردمحور فقط به فورد محدود نیست، اما خودروسازان آمریکایی در اجرای آن همیشه درخشان عمل نکرده‌اند و فورد در این میدان واقعا مهارت دارد. از نظر قوای محرکه، چیدمان موتور میانی فورد بدون تردید پخته‌ترین نمونه در میان خودروسازان آمریکایی به‌شمار می‌رود و GT در مقایسه با رقبای برتر آمریکایی، از جمله C8 کوروت، بارها برتری خود را نشان داده است. از سویی دیگر، نمی‌توان اطمنان داشت موستانگ یا تاندربردِ موتور میانی فورا صدر جدول را تصاحب کنند، اما طراحی الهام‌بخش و نگاه رو به جلو در بخش پرفورمنس فورد تقریبا حضورشان را سر میز رقابت تضمین می‌کند.

وقتی صحبت از نامزدهای واقع‌بینانه‌ی موتور میانی فورد می‌شود، تاندربرد بالاتر از همه‌ی زمزمه‌ها قرار می‌گیرد. با توجه به علاقه‌ی تازه‌ی فورد به این نامِ متوقف‌شده و همچنین آزمایش کوروتِ موتور میانی در مراکز تست فورد، علاقه‌مندان و جست‌وجوگران اینترنتی نشانه‌های حدسیِ بازگشت تاندربرد را کنار هم گذاشته‌اند؛ بازگشتی که شاید موتور میانی هم باشد.

این‌که فورد در آینده با فرمول موتور میانیِ پالایش‌شده‌ی خود پیش برود یا نه، فعلا فقط در حد گمانه‌زنی مانده، اما بسیاری نمی‌توانند از تصور مسیری که این برند انتخاب می‌کند دست بکشند. در مورد موستانگ موتور میانی، صرفِ تبدیل یک ماسل‌کار آشنای موتور جلو به چیدمانی موتور میانی برای قرار گرفتن نام فورد در تیترها کافی است. در مورد تاندربرد هم، شواهد و گمانه‌زنی‌ها درباره‌ی علاقه‌ی فورد به احیای این نام، اینترنت را به بازآفرینی آن به‌عنوان یک سلاح مدرنِ موتور میانی واداشته است.

نمای طراحی جدید خودروی فورد GT با موتور میانی و مشخصات فنی نسخه دارک هورس

با وجود اینکه تاندربرد پیش از توقف تولید، مسیر لوکس‌تری را دنبال می‌کرد، بسیاری گمان می‌کنند اگر فورد بخواهد با هدف موتور میانی پیش برود، تاندربرد آینده می‌تواند با شخصیتی کاملا متفاوت و ماموریتی تازه ظاهر شود. لوازم جانبی مدرن فورد، از ارتقاهای پرفورمنس افترمارکت گرفته تا فناوری‌های رده‌بالا، می‌توانند فرمول موتور میانی این برند را به‌مراتب جذاب‌تر کنند. بسیاری از امکانات رفاهی که رقبا ارائه می‌دهند، عمدا از GT موتور میانی فورد حذف شده‌اند تا تمرکز کاملا روی عملکرد بماند و فضای سرنشین و کمبود راحتی‌های روزمره از رایج‌ترین انتقادها به GT بوده‌اند.

برخی تصور می‌کنند اگر فورد یک گزینه‌ی موتور میانیِ مجهز با امکانات ممتاز و ارتقاهای اختیاری، مشابه آنچه در جدیدترین موستانگ نسل هفتم دیده می‌شود، عرضه کند، مشتریانی را جذب خواهد کرد که هم یک خودروی روزمره‌ی درست‌وحسابی می‌خواهند و هم یک سلاح آماده‌ی پیست برای آخر هفته؛ درست شبیه پایگاه طرفداران گسترده‌ی کوروت. با اینکه علاقه واقعی است، همه‌چیز درباره‌ی موستانگ موتور میانی و احیای تاندربرد فعلا در حد speculation باقی مانده، اما ظرفیت یک مدل موتور میانی تازه از فورد همچنان علاقه‌مندان را به خود می‌کشاند و هر کس برداشت خودش را از آن دارد.

طرح مفهومی جدید فورد با موتور میانی که الهام گرفته از نسل‌های مدرن سری GT است.

فرمول غالب موتور میانی فورد نخستین‌بار در دهه‌ی ۱۹۶۰ یک نوآوری بزرگ بود، زمانی که فورد GT40 فراری را در مسابقه‌ی ۲۴ ساعته‌ی لمان مغلوب کرد. وقتی این ایده در قالب فورد GT مدل ۲۰۰۵ به مردم معرفی شد، واکنش‌های اولیه دوگانه بود و قیمت بالای آن میان مصرف‌کننده‌ی معمولی و محصول فاصله انداخت. با این حال، همان نماد موتور میانی به یکی از محبوب‌ترین و خواستنی‌ترین سوپرکارهای قرن بیست‌ویکم تبدیل شد.

چشم‌انداز یک موستانگ یا تاندربرد موتور میانی می‌تواند آن سد قیمتی را تا حدود صد هزار دلار پایین بیاورد و یک خودروی اسپرت موتور میانی دسترس‌پذیرتر ارائه کند؛ مدلی که شاید همان سطح توجه و حتی فروشِ C8کوروتِ محبوب را به خود جلب کند. کوروتِ موتور میانی با تریم‌های متعددش توجه علاقه‌مندان را جلب کرده و مجموعه‌ی گسترده‌ای از امکانات استاندارد و اختیاری را در اختیار می‌گذارد؛ تجهیزاتی که بسیاری از آن‌ها واقعا تجربه‌ی رانندگی را بهتر می‌کنند. در همین حال، پرچم‌دار پرفورمنس فعلی فورد، موستانگ نسل هفتم اس۶۵۰، با ارتقاهای خودش از راه رسیده؛ از جمله مدل دارک هورس با ترمزها، تایرها، کمک‌فنرها، گیربکس و سیستم تعلیق به‌روزشده و مواردی دیگر.

ارتقاهای قابل‌توجه افترمارکت موستانگ دارک هورس شامل کالیپرهای ترمز جلو برمبو شش‌پیستونه، کالیپرهای ترمز عقب برمبو چهارپیستونه، سامانه‌ی میراید، گیربکس دستی شش‌سرعته‌ی ترمِک، گیربکس اتوماتیک ده‌سرعته‌ی سِلِکت‌شیفت به‌صورت آپشن، سامانه‌ی صوتی دوازده‌بلندگوئی بی‌اندا، و صندلی‌های اسپرت ریکاروی اختیاری می‌شود. با چنین پایه‌ای، اگر فورد روزی واقعا سراغ موستانگ موتور میانی یا احیای تاندربرد برود، بحث دیگر فقط درباره‌ی یک شایعه نخواهد بود، بلکه درباره‌ی بازتعریف دوباره‌ی یکی از مهم‌ترین فصل‌های پرفورمنس آمریکایی خواهد بود.

شما فکر می‌کنید موستانگ باید موتور میانی شود یا تاندربرد باید برگردد؟