مرسدس بنز چگونه اصالت و هویت طراحی خود را از دست داد؟
نگاهی به تاریخچه مرسدس بنز، فهرستی بینظیر از شاهکارهای ماندگار صنعت خودرو را پیش روی ما میگذارد؛ از مدلهای افسانهای 300 SL گالوینگ در دهه ۱۹۵۰ و 280 SL پاگودا در دهه ۱۹۶۰ گرفته تا سوپراسپرت جاودانه AMG GT و نسلهای مختلف S کلاس که همواره الگوی اصلی سدانهای لوکس جهان بودهاند. طراحان بزرگی چون فریدریش گایگر، پاول براک و برونو ساکو در طول چند دهه زبان طراحی این برند آلمانی را تثبیت کردند و روح اصالت را در آن دمیدند. ساکو تا زمان بازنشستگی در سال ۱۹۹۹، فرمهایی ماندگار، منسجم و باوقار خلق کرد که تا سالها تعریف تجمل خودرویی را تعیین میکردند. پس از او پیتر فایفر دوره کوتاهی مدیریت طراحی را بر عهده گرفت و درنهایت از سال ۲۰۰۸، گوردن واگنر سکان هدایت بخش طراحی مرسدس را به دست گرفت؛ دورانی پرفرازونشیب که اوایل سال ۲۰۲۶ با خروج او پس از حدود ۱۸ سال به پایان رسید.
اما در دهه گذشته، رویکرد مرسدس بنز دچار تغییری بنیادین و نگرانکننده شد. این کمپانی که زمانی خودش استانداردهای وقار و زیبایی سنتی را تعیین میکرد، به سمت پیروی شتابزده از مد روز و ترندهای نوظهور حرکت کرد. با ظهور تسلا و موج فراگیر خودروهای برقی، مرسدس به نظر دچار دستپاچگی شد. حاصل این رویکرد، خلق خودروهای برقی خانواده EQ با فرمهای یکنواخت، بدون زاویه و تخممرغی شکل بود؛ خودروهایی که جذابیت گذشته را نداشتند. در نمای داخلی نیز کابین خودروها با نمایشگرهای غولپیکر سرتاسری، خروجیهای هوای توربینی و نورپردازیهای اغراقآمیز شبیه به سالنهای بازی یا شهربازی شد تا به نام «تجمل مدرن» به مشتریان فروخته شود. نمونه بارز این انحراف از مسیر اصیل، نسل جدید AMG GT چهاردر کوپه است؛ خودرویی که جلوپنجره عظیم با خطوط عمودی درخشان و بخش عقب ناهماهنگ آن با چراغهای سهگانه، جایگزین استایل موزون، شیک و اصیل نسلهای قبلی شده است.
ظهور جنسیس و جذب نخبگان طراحی صنعت خودرو
در آن سوی میدان، متولد شدن جنسیس از یک سدان لوکس دیفرانسیل عقب هیوندای در سال ۲۰۰۷ آغاز شد. پس از موفقیتهای اولیه، گروه هیوندای در سال ۲۰۱۵ تصمیم گرفت برند مستقل و پرچمدار جنسیس را کلید بزند و با عرضه سدان لوکس G90 مستقیم به سراغ رقبای سرسختی چون مرسدس بنز S کلاس و بامو سری ۷ برود. نقطه عطف و راز موفقیت جنسیس، استراتژی هوشمندانه آن در جذب نخبهترین طراحان جهان بود. این برند نوپا لوک دانکرولکه، مدیر سابق طراحی برندهای مطرحی چون بنتلی، لامبورگینی، اشکودا و آئودی را به خدمت گرفت؛ شخصی که خلق شاهکارهای ماندگاری چون لامبورگینی مورسیهلاگو و گالاردو را در کارنامه درخشان خود داشت. دانکرولکه از سال ۲۰۱۶ در کنار پیتر شرایر (خالق آئودی TT و مدیر ارشد وقت طراحی هیوندای-کیا) و با همراهی منفرد فیتزجرالد (از مدیران ارشد سابق لامبورگینی)، بوژنا لالوا (طراح سابق نمای داخلی مرسدس بنز) و الکساندر سلیپانوف (طراح سابق بوگاتی) تیمی رؤیایی و بینظیر از نخبگان صنعت خودرو تشکیل داد. دانکرولکه فلسفه طراحی جنسیس را در رعایت دقیق تناسبات، پرهیز از جزئیات شلوغ و ساختگی و ایجاد سادگی باوقار میداند؛ رویکردی اصیل که در خودروهای کانسپت جذابی چون X گرن کوپه و X گرن کانورتیبل به اوج زیبایی رسید.
چرا جنسیس از مرسدس بنز پیشی گرفت؟
نتیجه این جابهجایی نخبگان و تفکر ساختارشکنانه، در نسل جدید سدانهای G90، G80، G70 و همچنین شاسیبلندهای مدرن سری GV کاملاً درخشان بود. جنسیس موفق شد تجملی اصیل و باوقار را با جزئیات جسورانه مدرن ترکیب کند؛ کاری که مرسدس بنز در سالهای اخیر از انجام آن عاجز بوده است. خودروهای جدید جنسیس همانند محصولات فاخر بنتلی و رولزرویس، بدون نیاز به شلوغکاری، نورپردازیهای عجیبوغریب یا جلوپنجرههای زننده، وقار و ابهت خود را به رخ میکشند و در خیابان جلبتوجه میکنند.
تفاوت اصلی در دیدگاه بینالمللی و تجربه گسترده طراحان نهفته است. دانکرولکه با تجربه گرانبهای کار در چندین قاره، فرهنگهای مختلف و برندهای گوناگون، درک بسیار عمیقی از سلیقه جهانی مشتریان لوکسپسند دارد. در مقابل، مرسدس بنز پس از خروج واگنر، باستیان باودی (مدیر سابق طراحی AMG) را به سمت مدیر جدید طراحی کل مجموعه منصوب کرده است؛ طراح برجستهای که البته تمام دوران تحصیل و زندگی کاری خود را منحصر به آلمان و مجموعه مرسدس گذرانده است. اگرچه باودی استعدادی انکارناپذیر در حوزه خودروهای اسپرت دارد اما مرسدس برای بازگشت به روزهای اوج و رقابت واقعی با برندهای تازهنفس و جسوری چون جنسیس، به بازتعریف یک زبان طراحی منسجم، باوقار و اصیل نیاز مبرم خواهد داشت؛ زبانی که دوباره شکوه گذشته ستاره سهپر اشتوتگارت را زنده کند.
منبع: CarBuzz