داستان پیشرانه دیزلی ماک که صنعت کامیون‌سازی را متحول کرد

یک‌شنبه 31 خرداد 1405 - 14:00
مطالعه 4 دقیقه
پیشرانه انقلابی مکسیداین ماک
معرفی یک موتور شش سیلندر انقلابی به نام مکسیداین نه‌تنها ماک را از ورشکستگی نجات داد بلکه استاندارد جدیدی برای تولید قدرت در خودروهای سنگین تعریف کرد.
تبلیغات

در اواسط دهه ۱۹۶۰، ماک به دلیل مشکلات شدید نقدینگی، کاهش سهم بازار و رقابت سخت با کامینز و دیترویت دیزل در آستانه نابودی بود. در این وضعیت بحرانی، مدیران ماک تصمیم گرفتند تمام آینده شرکت را روی یک ایده کاملاً جدید شرط‌بندی کنند؛ پیشرانه انقلابی مکسیداین (Maxidyne) که روی کامیون‌های سری R نصب شد. برای درک اهمیت این شاهکار مهندسی، باید بدانیم که دیزل‌های معمولی آن زمان اوج گشتاور خود را در محدوده دور موتور بسیار محدودی بین ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ rpm ارائه می‌دادند. این یعنی با رسیدن به یک سربالایی تند، دور موتور افت می‌کرد و راننده مجبور به معکوس کشیدن‌های مداوم بود؛ دلیلی که باعث می‌شد کامیون‌های آن دوران به گیربکس‌های ۱۱، ۱۳، ۱۵ یا حتی ۱۸ سرعته نیاز داشته باشند.

جادوی گشتاور در دور پایین

مکسیداین که ابتدا با کد ENDT 675 به‌عنوان یک موتور ۱۱ لیتری شش سیلندر خطی معرفی شد، در ظاهر قدرت معمولی ۲۳۷ اسب بخاری داشت اما جادوی اصلی در نمودار گشتاور آن نهفته بود. درحالی‌که رقبا در دورهای پایین از نفس می‌افتادند، مکسیداین اوج گشتاور ۱۲۲۸ نیوتن‌متری خود را در دور باورنکردنی ۱۲۰۰ rpm ارائه می‌کرد. این پیشرانه همچنین در دور پایین ۵۲ درصد گشتاور بیشتری نسبت به حداکثر قدرت خود تولید می‌کرد آن‌هم در دورانی که پیشرانه‌های معمولی تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد گشتاور بیشتری داشتند. با افت دور موتور در سربالایی، سیستم کنترل تزریق سوخت مکانیکی و توربوشارژر مکسیداین دست‌به‌کار می‌شدند و برخلاف دیزل‌های سنتی، با کاهش سرعت موتور، حجم هوا و سوخت ورودی به ازای هر کورس پیستون را افزایش می‌دادند. نتیجه این کار، دسترسی به یک قدرت ثابت و یکنواخت در محدوده وسیع ۱,۲۰۰ تا ۲,۱۰۰ rpm بود.

خداحافظی با گیربکس‌های سنگین و پر دنده

این بازدهی بی‌نظیر به ماک اجازه داد تا یک برگ برنده بزرگ رو کند؛ مکسیداین به‌جای گیربکس‌های سنگین و پر دنده رقبا، به یک گیربکس پنج سرعته ساده و بسیار جان‌سخت به نام مکسیتورک (Maxitorque) مجهز شد. ازآنجاکه موتور در دورهای پایین گشتاور فوق‌العاده‌ای داشت، همین پنج دنده با فواصل زیاد برای انجام سنگین‌ترین کارها کافی بود تا جایی که رانندگان می‌توانستند با یک ماک پر از بار بدون فشار به کلاچ یا سیستم انتقال قدرت از دنده چهار یا پنج حرکت را شروع کنند. هنگام مواجهه با شیب‌های تند بزرگراه‌ها نیز ماک نیازی به معکوس کردن‌های پیاپی و حرکت با سرعت ۸ کیلومتر بر ساعت نداشت؛ راننده صرفاً در دنده چهار باقی می‌ماند، اجازه می‌داد دور موتور تا ۱۲۰۰ افت کند و تماشاگر بالا رفتن کامیون با سرعت ثابت ۴۰ کیلومتر بر ساعت بود.

نوآوری اینترکولر و خنک‌کننده پیشرفته

موفقیت مکسیداین، رقبایی چون کامینز، کاترپیلار و دیترویت دیزل را مجبور کرد تا یک دهه بعد را صرف کپی‌برداری از این ایده کنند؛ اما ماک در سال ۱۹۷۳ با معرفی سری مکسیداین ۳۰۰ به‌عنوان نخستین موتور کامیون جاده‌ای مجهز به اینترکولر هوا به هوا، دوباره صنعت کامیون‌سازی را تکان داد. مهندسان ماک برای جانمایی این سیستم بدون نیاز به لوله‌کشی‌های طولانی و حجیم، یک مکانیزم خودکفا به نام تیپ توربین را روی موتور افسانه‌ای ENDT 676 مجهز به اینترکولر طراحی کردند. در این سیستم، یک لوله فرعی بخشی از هوای فشرده توربوشارژر را به سمت یک توربین کوچک ۶۶ پره هدایت می‌کرد تا یک فن ۱۰ پره را بچرخاند. این فن، هوای خنک محیط را مستقیماً از میان فین‌های اینترکولر که درست بالای منیفولد ورودی قرار داشت عبور می‌داد. این سیستم به موتور ۱۱ لیتری شش سیلندر خطی کمک کرد تا به قدرت ۲۸۵ تا ۳۱۵ اسب بخار و گشتاور عظیم ۱۴۶۴ نیوتن‌متر دست یابد که کاملاً با موتورهای سنگین‌تر ۱۴ لیتری V8 ماک رقابت می‌کرد. در نسل‌های بعدی با سرسیلندر ۴ سوپاپ، گشتاور این سری به رقم خیره‌کننده ۱۹۳۲ نیوتن‌متر رسید و درنهایت این خانواده به موتورهای E6 و EM7 با حجم ۱۱٫۹ لیتری تبدیل شد که تولید آن‌ها تا اوایل قرن جدید ادامه داشت؛ موتورهایی که به اندازۀ تانک جان‌سخت بودند و هرگز تسلیم نمی‌شدند.

نظرات

تبلیغات

©1405 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.