انتقاد آیرتون سنا از استحکام شاسی هوندا NSX باعث شد مهندسان با آزمایش در نوربرگرینگ صلبیت این خودروی اسپرت را ۵۰ درصد افزایش دهند.
در فوریه ۱۹۸۹، مهندسان هوندا فرصت پیدا کردند نمونه اولیه خودروی اسپرت تازه خود را به یکی از سختگیرترین رانندگان فرمول یک نشان دهند. آنها انتظار داشتند آیرتون سنا، قهرمان وقت فرمول یک، از خودرویی که برای رقابت با اسپرتهای مطرح اروپایی ساخته میشد، رضایت داشته باشد؛ اما نظر این راننده برزیلی با انتظارات مهندسان فاصله داشت.
سنا پس از رانندگی با نمونه اولیه هوندا NSX گفت:
مطمئن نیستم بتوانم درباره یک خودروی تولید انبوه توصیه مناسبی ارائه کنم، اما به نظرم کمی شکننده است.- آیرتون سنا
همین جمله کوتاه باعث شد تیم توسعه هوندا بار دیگر به یکی از مهمترین ویژگیهای فنی خودرو، یعنی صلبیت شاسی، توجه کند.
انتقادی که مسیر توسعه NSX را تغییر داد
پروژه NSX از سالها قبل آغاز شده بود و هوندا قصد داشت خودرویی بسازد که عملکرد یک اسپرت جدی را با قابلیت استفاده روزمره ترکیب کند. این شرکت به دنبال خودرویی با موتور در بخش میانی بدنه، هندلینگ دقیق و ساختاری سبک بود؛ خودرویی که بتواند با محصولات مطرحی مانند فراری و پورشه رقابت کند، اما رانندگی با آن به مهارت یک راننده حرفهای نیاز نداشته باشد.
در آن زمان، مهندسان هوندا تصور میکردند نمونه اولیه از صلبیت مناسبی برخوردار است. بااینحال، سنا هنگام آزمایش خودرو در پیست سوزوکا احساس کرد بدنه آن بهاندازه کافی محکم نیست. این ارزیابی از سوی رانندهای مطرح میشد که تجربه گستردهای در تشخیص رفتار شاسی و واکنش خودرو در سرعتهای بالا داشت. او قرار نبود طراحی NSX را از ابتدا انجام دهد؛ ارزش نظرش در این بود که ایرادی را تشخیص داد که ممکن بود در ارزیابیهای معمول کمتر آشکار شود.
چرا صلبیت شاسی اهمیت داشت؟
شاسی و ساختار بدنه باید نیروهای ناشی از پیچیدن، ترمزگیری و شتابگیری را تحمل کنند. اگر این ساختار بیش از اندازه انعطافپذیر باشد، واکنش خودرو به فرمان راننده میتواند با تأخیر همراه شود و تنظیم دقیق سیستم تعلیق نیز دشوارتر خواهد شد. در خودرویی اسپرت که دقت فرمانپذیری و رفتار قابل پیشبینی اهمیت زیادی دارد، چنین مسئلهای میتواند بر کیفیت رانندگی تأثیر بگذارد.
هوندا پس از شنیدن نظر سنا، در آوریل ۱۹۸۹ اهداف خود را برای افزایش صلبیت خودرو بالاتر برد. مهندسان تصمیم گرفتند آزمایشهای بیشتری در پیست نوربرگرینگ آلمان انجام دهند؛ مسیری دشوار با پیچهای متعدد، تغییرات ارتفاع و بخشهایی که ضعفهای ساختاری خودرو را آشکار میکرد. دادههای بهدستآمده در این آزمایشها به مرکز تحقیق و توسعه هوندا فرستاده شد تا مهندسان بتوانند شکل و ساختار قطعات را با هدف افزایش صلبیت و حفظ وزن مناسب اصلاح کنند.
بر اساس گفتههای هوندا، صلبیت خودرو پس از این دوره آزمایش و توسعه، نسبت به سطح پیش از آزمایشهای آلمان ۵۰ درصد افزایش یافت. این تغییر نتیجه مجموعهای از آزمایشها و اصلاحات مهندسی بود؛ بنابراین دقیقتر است بگوییم نظر سنا نقطه شروع بازنگری جدی در این بخش بود، نه اینکه تمام این افزایش صرفاً با یک توصیه به دست آمده باشد.
از یک انتقاد تا میراثی ماندگار
هوندا NSX در سال ۱۹۹۰ وارد بازار ژاپن شد و بهواسطه ترکیب عملکرد اسپرت، بدنه تمام آلومینیومی و قابلیت استفاده روزمره موردتوجه قرار گرفت. این خودرو نشان داد که یک خودروی اسپرت پیشرفته لزوماً نباید خستهکننده یا دشوار برای رانندگی باشد. هدف مهندسان، ایجاد تعادلی میان عملکرد، راحتی و ارتباط دقیق راننده با خودرو بود.
نقش آیرتون سنا در این مسیر مهم بود، اما نباید تلاش گسترده تیم مهندسی هوندا را نادیده گرفت. او با تجربه رانندگی خود به شناسایی یک ضعف کمک کرد و مهندسان نیز با آزمایشهای بیشتر و اصلاحات فنی به آن پاسخ دادند. داستان NSX یادآور این نکته است که گاهی یک انتقاد دقیق، اگر جدی گرفته شود، میتواند مسیر توسعه یک محصول را تغییر دهد؛ حتی اگر آن محصول پیش از شنیدن انتقاد، تقریباً آماده ورود به بازار به نظر برسد.