رولزرویس فانتوم و تعریف تازهای از افراط و مهندسی بریتانیایی
رولزرویس فانتوم نسل هشتم با وجود سنوسالش هنوز در جایگاهی ایستاده که هیچچیز دیگری به آن نزدیک نشده؛ باشکوهترین راه برای سفر جادهای، آن هم با فاصلهای محسوس. در دنیایی که خودروها هر روز بهسوی شتاب و هیجان بیشتر میروند، فانتوم مسیر دیگری را انتخاب کرده و با سکوتی کمنظیر، حضوری تئاتری و مهندسیای که از هر گوشهاش افراط میچکد، خودش را از بقیه جدا نگه داشته است.
بهگزارش اوو، همین خودرو با فهرست آپشنهایش تا مرز ۵۰۰ هزار پوند بالا رفته و همین عدد بهتنهایی برای فهمیدن جایگاهش کافی است. با وجود آنکه نزدیک به یک دهه از عرضهی این نسل میگذرد، هنوز هیچچیز نتوانسته به موقعیتش در قلهی لوکسترین سدانها نزدیک شود؛ از همینرو نویسندهی گزارش مدتی با آن زندگی کرده تا روشن شود آیا چنین برچسب قیمتی اصلا میتواند توجیهی داشته باشد یا نه.
با رینگهای پوشیدهشده با رنگ بدنه، فانتوم دستکم ظاهری دارد که با قیمتش هماهنگ میشود؛ موضوعی که با توجه به اینکه یکی از بلندترین خودروهای تولیدیِ بازار هم است، چندان غافلگیرکننده نیست. کلمهی باشکوه اولین توصیفی است که به ذهن میرسد، اما بعضی عابران عبوری از آن بهعنوان «هاله» یاد کردهاند و در این مورد میشود با آنها همنظر بود. ظاهرش طوری است که انگار بدون خودروی همراه نباید در خیابان ظاهر شود و کیفیت پرداخت بدنه و جزئیاتش از هر چیزی که امروز بتوانید بخرید فراتر میرود.
جزئیات کرومی خیرهکننده، یکی از برجستهترین بخشهای این خودرو بهشمار میآید و تیغههای عمودی جلوپنجره یادآور پرههای توربین در موتور جت هستند. همین مقایسهی عجیب، لحن کلی فانتوم را هم توضیح میدهد؛ خودرویی که از همان نگاه اول نشان میدهد قرار نیست تنها یک سدان لوکس معمولی باشد، بلکه نمایشی تمامعیار از اغراق است.
فانتوم هشتم یک تم اصلی دارد و از همان مجموعهی محرکه شروع میشود. رولزرویس فانتوم رسما ۱۰۰ ساله است و با توجه به وضعیت امروز صنعت خودرو، انگار پیشرانهاش هم از همان دوران آمده؛ یک وی دوازده دوقلو توربوشارژ ۶٫۷۵ لیتری که بر پایهی واحد ان ۷۴ بیامو ساخته شده، در جهانی که مرسدس-ایامجی در محصولات «۶۳» خود از یک چهارسیلندر هیبرید ۲ لیتری استفاده میکند. در عمل، این مجموعه به گذشته عقب میرود، اما عملکردش هیچ آسیبی نمیبیند.
توان خروجی ۵۶۳ اسببخار و گشتاور ۶۶۴ پوند-فوت برای کار پیشرو بیش از اندازه کافی است و اوج گشتاور از دور ۱۷۵۰ بهدست میآید؛ عددی که برای کشش آسان و بیزحمت، عالی به نظر میرسد. شتاب صفر تا ۶۲ مایلبرساعت در ۵٫۵ ثانیه ثبت میشود و حداکثر سرعت به ۱۵۵ مایلبرساعت میرسد؛ رقمی که شاید در برابر بعضی سدانهای لوکس ارزانتر چشمگیر نباشد، اما برای فانتوم سریعتر بودن حتی نامناسب هم بهنظر میرسد.
ماموریت اصلی این خودرو حرکتکردن با سرعتی مناسب و با کمترین حس جابهجایی در کابین است و در همینجا گیربکس خودکار هشتسرعتهی زدف با تنظیم اختصاصی وارد عمل میشود تا پیوستگی حرکت تا حد ممکن مختل نشود. رولزرویس برای همین هدف، یکی از پیشرفتهترین سامانههای تعلیق بازار را با نام پلنار توسعه داده؛ سامانهای که با دادههای جیپیاس و دوربین، شرایط پیشِرو را میخواند و در لحظه، ضربهگیرها را متناسب با سطح مسیر تنظیم میکند. فرمانپذیری چهارچرخ هم همزمان پایداری در سرعت بالا و مانورپذیری را بهتر میکند؛ موضوعی ضروری برای خودرویی که طولش از ۵٫۷ متر فراتر میرود.
رانندگی با فانتوم، درست مثل هدایت یک هایپرکار ۲۰۰۰ اسببخاری، میتواند کمی ترسناک باشد؛ البته نه بهخاطر قدرت، بلکه بهخاطر ابعاد و حضور فیزیکیاش. سطح براق و عظیم بدنه باعث میشود مانور در فضاهای تنگ چندان خوشایند نباشد و طول افراطی آن اغلب در پارکینگهای معمولی بهاندازهی نیم خودرو بیرون بزند، پس برنامهریزی قبلی برای پارککردن ضرورتی واقعی دارد. با این حال، همینکه پشت فرمان بنشینید، بسیاری از نگرانیها کنار میروند؛ چون همانطور که انتخابگر دنده، پیچ تنظیم صدا و دکمههای دریچههای هوا با دقتی وسواسگونه دمپ شدهاند، کنترلهای دیگر هم همین رفتار را دارند.
فرمان با وزنی بسیار سبک و سنجیده تنظیم شده و پدال گاز و ترمز هم همان دقت را دریافت کردهاند؛ بهمحض نشستن، روشن میشود که وسواس مهندسی در فانتوم فقط به کروم بیرونی محدود نمانده است. از داخل کابین، صدای درجا کارکردن وی دوازده تقریبا شنیده نمیشود، اما بیرون از این پناهگاه آرام، صدایی خوشایند و اطمینانبخش از مجموعهی سوپاپها به گوش میرسد که یادآور درون یک ساعت پیچیده است. شیوهی تحویل نیرو هم به همان اندازه شگفتانگیز بوده و واژهی بیزحمت را معنا میکند.
اگر پدال گاز را تا انتها بفشارید، خودرو همچنان آرام و جمعوجور میماند و دماغه را بهنرمی بالا میآورد، بیآنکه تکانهای اضافی به کابین برسد. رهاکردن پدال هم تقریبا هیچ ترمز موتوریای بههمراه ندارد؛ انتخابی عمدی برای جلوگیری از انتقال وزن ناخواسته. اگر هم نیاز به کمکردن سرعت باشد، فانتوم این کار را بدون نمایش اضافه انجام میدهد و همینجا یکی از درخشانترین بخشهای تجربهی رانندگیاش خود را نشان میدهد: کالیبراسیون ترمزها.
رولزرویس برای پدال ترمز عمدا واکنش تند و لحظهای را حذف کرده تا راننده خیلی زود بفهمد چطور فشار پا را تنظیم کند و به توقفی مخملی و لیموزینوار برسد. همانطور که گاز قرار نیست مسافران عقب را آزار بدهد، ترمزها هم همین ماموریت را دنبال میکنند. در خودروهای رانندهمحور، معمولا پاسخ آنی و حس ریزبینانهی پدال را میخواهیم، اما فانتوم دقیقا به نقطهی مقابل این فلسفه میرود و همانجا هم عالی ظاهر میشود.
البته سدان تمامبرقی بیامو آیایکس۳ با قیمت ۵۸ هزار پوند میتواند بهلطف قابلیت نرمتوقف رایانهای خود، توقف نهایی نرمتری ارائه دهد، اما در میان خودروهای با پیشرانهی درونسوز، بعید است چیزی از فانتوم بهتر عمل کند. خودروهای پرفورمنس معمولا شما را به فشار بیشتر دعوت میکنند، اما فانتوم دقیقا برعکس عمل میکند و با شخصیت فوقالعاده آرام و کنترلهایی بیشازحد دمپشده، شما را وادار میکند برای راحتی سرنشینان عقب ــ حتی اگر کسی آنجا نباشد ــ محتاطتر برانید. حفظ سرعت برای سواری نرم و رسیدن بهموقع کلیدی است و فانتوم این کار را به شکلی انجام میدهد که هیچ خودروی دیگری از پسش برنمیآید؛ به سرعتگیر که میرسد، انگار چیزی آنجا وجود نداشته است.
برای آزمایش، نویسنده عمدا خواسته ببیند اگر سبک رانندگی آرامی را که خودرو القا میکند کنار بگذارد چه اتفاقی میافتد و نتیجه، شگفتانگیز توصیف شده است. ورود به پیچ یا میدانگاه با سرعتی که با ریختن شامپاین در صندلیهای عقب سازگار نباشد، انتظار جابهجایی شدید بدن را ایجاد میکند، اما چنین انتقال جرمی تقریبا رخ نمیدهد؛ آن هم در خودرویی با وزن ۲۶۷۰ کیلوگرم. تعلیق بادی فعال بسیار پیشرفته، ضربهگیرها و میلههای ضدغلت مسئول این رفتار هستند و کمکفنرهای ثانویه روی طبقهای بالا، هر انرژی اضافی را که ممکن بود وارد کابین شود حذف میکنند.
هر ناهمواری اجتنابناپذیر جادههای بریتانیا که سر راهش قرار بگیرد، بهمحض رسیدن به خودرو میشکند و برمیگردد، اما در فانتوم خبری از ضربهی دوم نیست. حتی یک خودروی رالی یک هم احتمالا به چگونگی جذب انرژی جنبشی در این رولزرویس حسادت میکند. اگر خودرویی واقعا قوانین فیزیک را به سخره بگیرد، همینجا باید نام فانتوم را نوشت.
اثر خودتراز میلههای ضدغلت هم حس قطع ارتباط عجیبی با جاده ایجاد میکند و تقریبا هیچ حسی از بار تایر زیر پا منتقل نمیشود؛ ویژگیای که در مدلهای رانندهمحور مثل پورشه پانامرا توربو با سامانههای مشابه چندان مطلوب نیست، اما دقیقا همان چیزی است که فانتوم برایش ساخته شده. کمکفنرهای ثانویه و مجموعهای از تدابیر دیگر هم باعث میشوند کابین در هر حالتی، چه سطح جاده زبر باشد چه صاف، شبیه یک کتابخانهی بیصدا بماند.
چنین سطحی از پالایش البته دردسر خودش را دارد، چون کوچکترین نقصهای دینامیکی بیش از حد به چشم میآیند. در میانهی پیچ و روی دستاندازها یا درپوشهای فاضلاب، گاهی حس میکنید خودرو اندکی به یک سمت میپرد؛ عیبی بسیار جزئی که البته دلیلی برای گریه روی شامپاین ریختهشده نیست، اما نشان میدهد حتی پیچیدهترین و بیقیدوشرطترین ماشین هم بینقص مطلق نیست.
دستگیرهی بیرونی درها همان ابتدا لحن تجربه را مشخص میکند و حس سنگین و دمپشدهای دارد. خود درها با عایق صوتی فراوان، تزئینات فلزی یکپارچه و چرم پر شدهاند و هر کدام با یک موتور برقی پشتیبانی میشوند. نکتهی مهمتر آنکه درها بسیار عمیقاند و بیرونآمدن از فضای تنگ را دشوارتر از چیزی میکنند که طول متوسطشان نشان میدهد؛ با این حال، احتمالا دلتان هم نمیخواهد از کابینی بیرون بیایید که از بسیاری خانهها راحتتر است.
کافی است دکمهی بستن خودکار هر در را نگه دارید تا با زمزمهای نرم و یک تقهی ملایم بسته شود و شما را از دنیای بیرون جدا کند. در این کابین هیچچیز جیرجیر نمیکند و هیچچیز به هم نمیخورد؛ هر نقطهی تماس با دقتی وسواسگونه برای حسکردن در نظر گرفته شده و آشناترین صدا، زنگ فلزیِ سرد روی دریچههای هوا، دکمههای کنترل تهویه و درپوشهای بطری در پنل درها خواهد بود.
فرشهای پرزبلندِ عمیق، یکی از نمادهای همیشگی رولزرویس هستند و هرچند کمی قدیمی بهنظر برسند، اما سطح تازهای از راحتی را به تجربه اضافه میکنند. پرز آنقدر عمیق است که حتی لازم نیست کفشهایتان را دربیاورید تا متوجهاش شوید و بیاختیار شما را به یاد افراط و تجمل اطرافتان میاندازد. سقف کهکشانی مشهور هم همین نقش را دارد و صور فلکی کاملا دقیق را با ستارههای دنبالهدار متحرک بازسازی میکند؛ در کنار آن، «اثر هنری» پشت پنل شیشهایِ سمت سرنشین جلو هم قابل سفارشسازی مطابق سلیقهی خریدار است، البته با هزینه.
فانتوم نمایشگر لمسی مرکزی ندارد و سامانهی سرگرمی و اطلاعات اصلی پشت یک پنل شیشهای پنهان شده که هنگام روشنکردن خودرو با سازوکاری موتوری بالا میآید. تنها راه تعامل با آن، یک پیچ گردان است که خودِ آن هم برای خلوتی بیشتر میتواند جمع شود. این روش در عین کارآمدی، برای خودرویی با چنین جایگاهی کمی قدیمی بهنظر میرسد و نبود نمایشگر لمسی برای کاهش اثر انگشت قابلفهم است، اما نرمافزار پشتصحنه متعلق به نسل قبل است.
وجود اپل کارپلی باعث میشود برای راننده، قدیمیبودن نرمافزار چندان مسئلهساز نباشد، اما سرنشینان عقب بیشتر به آن وابستهاند. هر سرنشین عقب یک نمایشگر روی پشت صندلی جلو در اختیار دارد که از طریق پنل کنترل مرکزی یا نمایشگر لمسی مدیریت میشود، اما رابط کاربری دستکم طبق گزارش چندان شهودی نیست و اگر زمان نگذارید و دستگاههای شخصی خود را دستی متصل نکنید، چیز زیادی برای سرگرمی در دسترس نخواهد بود. با این حال، سردکن شامپاینِ اختیاری و با مهندسی بسیار دقیق میان صندلیها میتواند برای بعضیها همهچیز را جبران کند.
نحوهی دسترسی سرنشینان به نمایشگرهای عقب، یکی دیگر از ویژگیهای عجیب فانتوم را آشکار میکند. تقریبا هر چیزی در کابین سطحی از موتوریسازی دارد؛ حتی میزهای تاشو و نمایشگرهای پشت آنها هم نیاز دارند دکمهای مخفی را فشار دهید و نگه دارید تا عملیات کامل شود. شاید وجود یک مکانیزم دستیِ رضایتبخشتر با شخصیت خودرو هماهنگتر بهنظر برسد، اما شاید هم خریداران این خودرو چنین احساسی نداشته باشند.
فانتوم هشتم نمونهی کامل «اگر لازم باشد بپرسی، برای تو نیست» بهشمار میآید. قیمت پایه از ۴۳۳ هزار و ۷۴۵ پوند آغاز میشود، اما با توجه به قابلیت شخصیسازی گسترده، این رقم بهسرعت به محدودهی نیممیلیون میرسد و رولزرویس میگوید هر فانتومی که ساخته میشود بهصورت سفارشی سفارشگذاری میشود؛ خودروی مورد بررسی هم با عدد ۴۷۵ هزار پوند آپشن شده بود. در نتیجه، رقیب مستقیمی برای آن وجود ندارد و نزدیکترین گزینهی بنتلی، یعنی فِلایینگ اسپور، بیش از نصف ارزانتر تمام میشود؛ هرچند آن سدان در مقایسه، خودرویی بسیار رانندهمحورتر و دارای شخصیتی دوگانه است، در حالی که فانتوم یک لیموزین لوکسِ تمامعیار باقی میماند.
مطمئنا هیچ خریدار احتمالیای بیش از حد نگران قیمت نخواهد بود و اساسا هم دلیلی برای نگرانی ندارد. فانتوم به همان خوبی که سرنشینانش را با آسایش جابهجا میکند، بنزین بیسرب را هم میبلعد؛ میانگین مصرف ثبتشده در یک رانندگی کاملا معمولی به ۱۳ مایل بر گالن رسید، در حالی که رولزرویس عدد ۱۸ مایل بر گالن را بر پایهی دبلیو ال تی پی اعلام میکند.
رولزرویس فانتوم سری ۲ همچنان یکی از تاثیرگذارترین خودروهایی است که میشود پشت فرمانش نشست، هرچند شاید دقیقتر باشد بگوییم نباید اصلا برای رانندگیکردن ساخته شده باشد. خودرو در هر جزئیاتش، از مهندسی بریتانیایی تا افراطیترین شکل تجمل، ثابت میکند که برخی محصولات قرار نیست منطقی باشند؛ قرار است بیرقیب و دستنیافتنی باشند.
شما دربارهی قیمت و شخصیت فانتوم چه فکری میکنید؟