سقوط آرام جگوار؛ وقتی میراث مهندسی فراموش شد

یک‌شنبه 7 تیر 1405 - 16:00
مطالعه 7 دقیقه
جگوار
جگوار از برند مهندسی‌محور به مسیر تمام‌برقی رفت؛ اما این تغییر، پایان یک هویت ۹۰ساله را هم رقم زد.
تبلیغات

جگوار مدت‌هاست که فقط یک نام در صنعت خودرو نیست؛ نشانه‌ای از یک دوره است. دوره‌ای که در آن مهندسی سبک‌وزن، شاسی‌های آلومینیومی و سدان‌هایی با رفتار چابک، هویت برند را شکل می‌دادند. اما آن تصویر، آرام‌آرام عقب رفت و جای خود را به برندی داد که حالا به‌دنبال تعریف تازه‌ای از خود است.

به‌گزارش کارباز، بازسازی هویت جگوار در سال 2024، این برند را وارد جهانی تازه از خودروهای لوکسِ رده‌بالا کرد؛ جهانی که در آن، نه تنها لحن تبلیغاتی پررنگ و غیرمعمول بود، بلکه از نمایش یک خودرو هم خبری نبود و همین موضوع، ابهام را بیشتر کرد. بازتعریف جگوار به یک شرکت تمام‌برقی، بیش از ۹۰ سال طراحی و دستاوردهای مهندسی را کنار گذاشت تا شاید برای ۹۰ سال دیگر هم زنده بماند.

پیش از آن‌که سرنوشت آینده روشن‌تر شود، باید به عقب برگشت. به سال‌هایی که جگوار هنوز با محصولاتی تازه، زبان طراحی خود را عوض می‌کرد و تلاش داشت از سایه‌ی گذشته بیرون بیاید.

فصل تغییر؛ از XF تا F-Pace

این دگرگونی از 2007 جدی شد؛ زمانی که XF معرفی شد و فضای یک BMW سری 5 را با چاشنی اسپرت‌بودن و راحتی بیشتر ارائه داد. در مقایسه با چراغ‌های چهارگانه و فرم پف‌کرده‌ی S-Type، این یک چرخش روشن بود. جگوار دیگر شبیه برندی نبود که در دهه‌های پیش مانده باشد.

پس از آن، XJ در سال 2010 با پوسته‌ای کاملا تازه رسید؛ بدون نشانه‌های فرسوده‌ی سبک قدیمی XJها. این سدان به‌عنوان موشک اجرایی برند، با ساختار تک‌بدنه‌ی آلومینیومی، سبک و چابک بود و در هندلینگ، از بسیاری از رقبا بهتر عمل می‌کرد. سال 2015 که F-Pace و کمی پیش‌تر XE وارد بازار شدند، همان مسیر ادامه یافت؛ هر دو، سبک‌وزن و خوش‌تعادل بودند و از همان منطق آلومینیومی XJ بهره می‌بردند.

در کنار این مدل‌های پرفروش‌تر، جگوار در 2013 یک خواهر کوچک‌تر برای XK معرفی کرد: F-Type. این کوپه‌ی اسپرت با نام‌گذاری یادآور E-Type و بدنه‌ای عضلانی، توجه بیشتری به برند جلب کرد و دوباره جگوار را در ذهن خریدارانِ دنبال‌کننده‌ی کوپه‌های لوکس جلو آورد.

در فاصله‌ای فقط ده‌ساله، جگوار یک سدان لوکس میان‌سایز تازه عرضه کرد، قدیمی‌ترین نام‌گذاری‌هایش را نوسازی کرد، یک اسپرت دو‌نفره جدید و نخستین شاسی‌بلندش را به بازار فرستاد و حتی برنامه‌ی ساخت یک خودروی برقی را هم اعلام کرد. مسیر، روبه‌جلو به نظر می‌رسید. خیلی کوتاه.

فشار فروش و آغاز تردید

آنچه در ظاهر یک نوسازی موفق بود، در فروش دوام نیاورد. اوج فروش جگوار در پایان دهه 2010 ثبت شد و از 2020 تا 2024 روندی نزولی گرفت. در بازار آمریکا، فروش از 31,005 دستگاه در 2019 به 21,786 دستگاه در 2020 رسید. تا سال 2025، جگوار در مجموع فقط 6,670 خودرو فروخت.

هم‌زمان با موج بزرگ گرایش به کراس‌اوورها، محصولات کوچک‌تر Land Rover بخشی از فروش F-Pace و E-Pace را جذب کردند. دلیلش فقط سبد محصول نبود؛ مشتری‌ها بهتر می‌فهمیدند آینده‌ی برند به کدام سمت می‌رود. جگوار برای پاسخ به این وضعیت، مسیر خود را کاملا عوض کرد و تصمیم گرفت به‌جای رقابت با برندهای آلمانی در قالب قبلی، خود را به سطح بالاتری ببرد و فقط خودروهای برقی عرضه کند. تنها خودروی برقی این برند تا امروز، I-Pace بود؛ مدلی که آهسته فروخت و حتی در مقطعی، فروش یک‌ساله‌اش با تعداد خودروهایی برابری می‌کرد که تسلا در یک ماه از Model Y می‌فروخت.

پاسخ جگوار به این بن‌بست ساده بود: کنار گذاشتن کل سبد محصول و شروع دوباره.

پشت‌پرده طراحی‌هایی که هرگز به خط تولید نرسیدند

یان کالوم از 1999 به جگوار پیوست و مسئول آخرین موج طراحی‌هایی بود که امروز با نام جگوار شناخته می‌شوند. او در 2019 و پس از آن‌که تصمیم گرفته شد نسل بعدی مدل‌ها کنار گذاشته شود و جای خود را به Type 00 بدهند، برند را ترک کرد. او و Julian Thomson پیش‌تر روی جانشین‌های XE، XF، XJ، F-Pace و F-Type کار کرده بودند؛ طرح‌هایی که بعدا از دستور کار خارج شد.

ما تعداد زیادی Jaguar تازه طراحی کرده بودیم پیش از آن‌که من بروم، و همه‌شان کنار گذاشته شدند.

این جمله، بخشی از آن چیزی را نشان می‌دهد که پشت تغییر مسیر جگوار پنهان ماند: نه فقط توقف یک زبان طراحی، بلکه حذف پروژه‌هایی که آماده‌ی تولد بودند.

XF در روزهای پایانی تولید، گزینه‌های پیشرانه‌اش را به دو نسخه از موتور 2.0 لیتری چهارسیلندر توربوشارژ محدود کرده بود. F-Pace تا زمان توقف خط تولید در 2025، هر سه موتور خود را حفظ کرد. F-Type برای سال آخرش همه‌چیز را کنار گذاشت جز V8؛ و نسخه‌ی ویژه‌ی R 75 از همان V8 سوپرشارژش 575 اسب‌بخار نیرو می‌گرفت.

I-Pace در این میان، ترکیبی از هاچ‌بک بلندشده و یک کراس‌اوور کوچک بود؛ قالبی که برای یک خودروی برقی لوکس، منطقی به نظر می‌رسید. با این حال، فراخوانِ تعدادی از خودروها به‌دلیل مشکل باتری، به بازخریدهای بیشتری از سوی جگوار انجامید. متن منبع روشن می‌گوید اگر آن فراخوان‌ها نبود، شاید این برند در جایگاه بهتری نزد مشتریان می‌ماند و بحران هویتی‌اش هم دیرتر رخ می‌داد. هنوز هم مشخص نیست که پیش از بازسازی برند، جانشینی برای I-Pace در برنامه بوده یا نه.

پایان مدل‌های قدیمی و کاهش نیرو

جگوار نه فقط هویت قدیمی‌اش را کنار گذاشت، بلکه بخشی از نیروی انسانی خود را هم از دست داد. شرکت برآورد کرد که از طریق یک طرح خروج داوطلبانه، 500 موقعیت مدیریتی در بریتانیا حذف می‌شود؛ اقدامی برای مقابله با تعرفه‌های دولت ترامپ در 2025. این تصمیم پس از آن اعلام شد که جگوار از توقف تولید مدل‌های قدیمی آسیب‌های جدی دید و مسیر تازه‌اش به سمت سگمنت فوق‌لوکس را معرفی کرد؛ در همان دوره، فروش این برند در آمریکا 42 درصد سقوط کرد.

آخرین مدل‌های بازطراحی‌شده‌ی جگوار هم به ترتیب XF، F-Pace و F-Type برای سال‌های 2020 و 2021 بودند. XJ پس از 2019 در سطح جهانی کنار گذاشته شد و XE پس از 2020 از بازار آمریکا رفت. I-Pace و E-Pace هیچ‌گاه بازطراحی دوم یا نسل دوم دریافت نکردند؛ اولی از 2018 و دومی از 2019 در بازار حضور داشت. تا اواخر 2024، همه‌ی مدل‌ها به‌جز F-Pace از تولید خارج شدند و آخرین F-Paceها در اواخر 2025 از خط تولید بیرون آمدند.

میراثی که آرام و مهندسی‌محور بود

برندهای مهندسی‌محور معمولا بودجه‌ی بیشتری برای آزمودن فناوری‌های تازه دارند، چون خودروهای گران‌تر حاشیه سود بیشتری ایجاد می‌کنند. در این میان، BMW و مرسدس به‌سمت فناوری هیبریدی رفتند و خودروهایشان، دست‌کم از منظر حس رانندگی، مصنوعی‌تر شدند. جگوار مسیر دیگری را نگه داشت: فلسفه‌ی سبک‌وزنی که همیشه به فناوری پرزرق‌وبرق متکی نبود تا حس خوب را منتقل کند.

آنچه جگوار را متمایز می‌کرد، نوعی اطمینان از خود بود. خودروهایش، به‌گزارش منبع، ارزششان را می‌دانستند و چندان به تحسین‌نشدن اعتنا نداشتند. از نظر قیمت، خوب عمل می‌کردند و بقیه‌ی کارها را هم مثل رقبا انجام می‌دادند. XE و XF از آئودی‌ها و BMWهای هم‌دوره چابک‌تر بودند و F-Pace در فشار رانندگی، بیشتر شبیه یک هاچ‌بک حس می‌شد تا یک کراس‌اوور.

اما این معادله در بازار، همیشه به نفع مهندسی تمام نمی‌شود. مشتری نمی‌خرد، برند هم نمی‌ماند. جگوار با همین واقعیت روبه‌رو شد. خریدارانِ وفادار، با اتکا به تاریخ برند بازمی‌گشتند و می‌دانستند بحث‌های مربوط به قابلیت اعتماد، اغلب اغراق‌آمیز است و هزینه‌ی نگهداری جگوار چندان از آئودی یا مرسدس بنز فاصله ندارد. با این همه، برای نجات خود، برند به سمت طبقه‌ی قیمتی بالاتری رفت تا حاشیه سود بیشتری بسازد و رسما جست‌وجوی مهندسی دقیق را برای تعقیب پول کنار گذاشت.

این‌جاست که داستان جگوار از یک روایت صنعتی صرف، به یک جابه‌جایی هویتی تبدیل می‌شود؛ جابه‌جایی‌ای که هنوز پایانش روشن نیست.

شما آینده‌ی جگوار را چگونه می‌بینید؟

نظرات

تبلیغات

©1405 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.