دهه ۱۹۸۰ دورانی بود که مردم با استفاده روزمره از سوپراسپرتها بیگانه بودند. این خودروهای تند و عصبی مجهز به صندلیهای سفتوخشک، بیشتر برای نمایش قدرت ساخته میشدند تا جابهجایی خانواده. تا اینکه در همان فضای غیرمنعطف، یک ایدهی نامعمول سر برآورد؛ ایدهای که میخواست کارایی یک MPV را با هویت لامبورگینی پیوند بزند.
ماجرای خودروی جنسیس از جایی آغاز شد که شرکت طراحی خودرو، برتونه، نگران آینده رابطهاش با لامبورگینی بود؛ پس تصمیم گرفت یک MPV را به موتور دوازدهسیلندر کانتاش مجهز کند. حاصل کار، در نمایشگاه خودروی تورین ۱۹۸۸ دیده شد؛ محصولی که هم به خانواده فکر میکرد و هم به هیجان!
خلق چنین محصولی، ناشی از تحلیل فضای بازار آن دوران به شمار میرفت. حباب مصرف و تجمل دهه ۱۹۸۰ رو به تغییر رفت، سقوط والاستریت در «دوشنبه سیاه» ۱۹۸۷ موجی از احتیاط میان خریداران ثروتمند به راه انداخت. پس تجملگرایی پرهزینهتر شد. از طرف دیگر، کلاس تازهای از خودروها راه خود را به میدان باز کرد؛ MPVها. محصولاتی مثل کرایسلر وویجر، دوج کاروان و رنو اسپیس نشان میدادند که یک ون کمدردسر هم میتواند برای خانوادهها جذاب باشد.
سوپراسپرتها در دههی ۱۹۸۰ چه شکلی بودند
برای درک جنسیس ابتدا باید به حالوهوای آن دوره نگاه کرد. در آن زمان، لامبورگینی با محصول میورا مفهوم سوپراسپرت را در ذهنها انداخت؛ یک V12 موتورمیاوی که گفته میشود از پس گذر از سرعت ۲۷۳ کیلومتر بر ساعت برمیآمد و با طراحی جسورانهاش شهرتی افسانهای پیدا کرد. بعدتر فراری تستاروسا و کانتاش از لامبورگینی هم هر کدام نسخهای افراطیتر از همین منطق را ارائه کردند؛ خودروهایی فراتر از زمان با راندمان دشوار.
در چنین فضایی، برتونه به سراغ ایدهای رفت که تازگیهای بسیاری داشت؛ فرم یکپارچه، درهای خاص، طراحی خانوادگی اما نوگرایانه و پیشرانهای که از دل یک سوپراسپرت بیرون آمده بود. نتیجه، یک محصول نمایشگاهی نبود که صرفا برای جلب توجه طراحی شود؛ بلکه کوششی بود برای بازتعریف آنچه یک خودروی ردهبالا میتواند باشد!
مشخصات فنی برتونه جنسیس
طراحی Marc Deschamps، طراح ارشد وقت برتونه، در نمایشگاه خودروی تورین 1988 در معرض دید عموم قرار گرفت. طول خودرو ۴٫۴۸ متر، عرض آن ۲٫۰۶ متر و ارتفاعش حدود ۱٫۵۲ متر بود. با وجود ظاهر شبیه به یک ون بزرگ، فقط چهار سرنشین را جا میداد اما یک صندلی جمعشونده کوچک هم برای نفر پنجم در نظر گرفته شده بود.
درهای جلو به سبک «بالپروانهای» باز میشدند و از میانه شیشه جلو لولا داشتند؛ جزئیاتی که بیشتر به یک سوپراسپرت تمامعیار شباهت داشت تا یک خودروی خانوادگی. فضای کابین هم طوری چیده شده بود که سرنشینان در وضعیتی نیمهخوابیده بنشینند اما همچنان دید مناسبی به جاده داشته باشند؛ درست مانند یک سوپراسپرت.
زیر کاپوت، همان جایی که انتظار یک پیشرانه خانوادگی میرفت، موتور ۱۲ سیلندر ۴۸ سوپاپی کانتاش 5000 QV قرار داشت. این پیشرانه ۵٫۲ لیتری توان تولید ۴۵۵ اسببخار قدرت را بههمراه ۵۰۰ نیوتنمتر گشتاور را داشت که همچنان رقمی فوقالعاده بود. برای مهار چنین نیرویی، برتونه از یک گیربکس خودکار سهسرعته کرایسلر تورکفلایت استفاده کرد؛ انتخابی که نشان میداد این پروژه، یک تلاش مهم فراتر از انتظار منتقدان بود.
با این حال، وزن خودرو حدود دو تُن برآورد شد. همین عدد، همراه با ضرایب بلند گیربکس، احتمالا شتابگیری آن را از یک لامبورگینی اصیل دور میکرد؛ هرچند که در بخش طراحی و با تکیهبر تجهیزاتی چون صندلی چرخان جلو، درهای کشویی، جانمایی هوشمندانه ادوات و... همپای سوپراسپرتهای ایتالیایی خودنمایی میکرد.
چه بر سر جنسیس آمد؟
جنسیس هرگز وارد خط تولید نشد. بسیاری از جزئیاتش بیش از حد نمایشی بودند و در سناریوهای واقعی کاربرد کمی داشتند. البته یکی دیگر از عوامل شکست این خودرو، نقطه قوت آن یعنی طراحی آیندهنگرانه به شمار میرفت که بازار هنوز آمادگی مواجهه با آن را نداشت.
در نهایت، جنسیس رهسپار موزههای نمایشی شد و به تاریخ خودروسازی جهان پیوست.
لامبورگینی هم بعد از پروژه جنسیس به مسیر اصلی خود برگشت و در دهه 90 میلادی دیابلو را معرفی کرد که یک حرکت مهم در راستای پیشرفت در سوپراسپرتسازی سنتآگاتا بهشمار میرفت.
ردپای یک ایده در خودروهای امروز
جنسیس صرفا یک کانسپت شکستخورده نبود؛ شباهتهایی میان آن و محصول جدیدتری چون رنو آوانتیم دیده میشود؛ یک MPV اسپرت و آیندهنگر با موتور V6 و ۲۰۷ اسببخار قدرت که سالها بعد وارد خط تولید شد. مهمتر از آن با نگاهی به سبد محصولات برندهای لوکسی چون کونیگزگ، لوسید و... میتوان ردپای جنسیس را مشاهده کرد. حتی فراتر از آن، امروزه از بسیاری از ابرخودروها برای خودنماییهای خیابانی و مصارف روزمره دیگر استفاده میشود.
داستان فراری پروسانگوئه هم نشان داد که SUVهای پرقدرت میتوانند مرزهای گذشته را جابهجا کنند. از این منظر، جنسیس فقط یک طرح عجیب نبود؛ آزمایشی بود برای تماشای واکنش مردم به آینده بازار محصولات لوکس.
مدیر برند برتونه در بیانیه این پروژه گفته بود:
جنسیس نمادی از بلندپروازیهای ممکن در کلاس GT در آینده نزدیک به شمار میرود؛ جایی که میتوان حرکتپذیری را با نیازهای رفاهی ترکیب کرد. به نظر من در آینده نزدیک، اتکاپذیری محصولات آنقدر بالا میرود که نیازی به تعمیرات مداوم نخواهد داشت. خورد مثل یخچال میشود؛ سالها و سالها بدون نیاز به نگهداری خاصی کار خواهد کرد.
در نگاه امروز، مخصوصا با رشد خودروهای برقی و شبیهتر شدن خودروها به ابزارهای دیجیتال، این پیشبینی رنگ واقعیت گرفته است. برتونه جنسیس به تولید نرسید اما ایده محصولی خانوادگی با قلب یک سوپراسپرت را مانند دانهای در دل صنعت کاشت؛ دانهای که امروز سر از خاک بیرون آورده است.
شما آینده خودروهای خانوادگیِ اسپرت را چطور میبینید؟