آینده صنعت خودرو و قطعه‌سازی ایران در افق پساجنگ؛ تحلیل جامع پدال را بخوانید

شنبه 22 فروردین 1405 - 12:00
مطالعه 11 دقیقه
ikco pars car industry
در صنعت خودرو و قطعه‌سازی ایران صدها هزار نفر مشغول به کار هستند. سؤال اصلی این است که شرایط صنعت در دوران پس از جنگ چگونه خواهد بود.
تبلیغات

حمله نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه‌های گذشته، خسارات سنگینی به زیرساخت‌های کلیدی کشور وارد کرده است. بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، ائتلاف مهاجم دست‌کم ۱۷ هزار هدف را در طول پنج هفته جنگ مورد اصابت قرار داده که شامل کارخانه‌ها، خطوط ریلی و جاده‌ای، زیرساخت‌های بندری، ساختمان‌های دولتی و تأسیسات نظامی بوده است. رسانه‌های مختلف هزینه بازسازی را ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند، هرچند تحلیلگران معتقدند ارزیابی دقیق‌تر نیازمند گذر زمان و آشکار شدن ابعاد کامل خسارت‌هاست.

در این میان، صنعت خودروسازی و قطعه‌سازی ایران که پیش از این نیز با تحریم‌های بین‌المللی و مشکلات ساختاری دست‌به‌گریبان بود، با موج جدیدی از آسیب‌های مستقیم و غیرمستقیم مواجه شده است. در این نوشتار می‌خواهیم به بررسی ابعاد این آسیب‌ها و ترسیم سناریوهای محتمل برای آینده این صنعت حیاتی در دوران پساجنگ بپردازیم و ببینیم که چه راه‌هایی برای برون‌رفت از بحران و بهبود وضعیت وجود دارد.

زنجیره تخریب؛ از پتروشیمی و فولاد تا خطوط تولید خودرو

یکی از راهبردهای اصلی حملات اخیر، هدف قرار دادن صنایع مادر و ارزآور کشور بوده است. دو صنعت پتروشیمی و فولاد که به ترتیب حدود ۱۸ میلیارد و ۷ میلیارد دلار درآمد ارزی سالانه برای ایران داشته‌اند، در خط مقدم این حملات قرار گرفتند.

خسارت به صنعت پتروشیمی

تأسیسات پتروشیمی در ماهشهر (استان خوزستان) و عسلویه (استان بوشهر) به‌طور مستقیم مورد حملات هوایی قرار گرفته‌اند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، هشت کارخانه پتروشیمی در جنوب غرب ایران از جمله مجتمع عظیم پتروشیمی بندر امام هدف حمله قرار گرفته‌اند. این حملات نه تنها زیرساخت‌های تولید را تخریب کرده، بلکه زنجیره تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی از جمله صنعت خودروسازی را با اختلال جدی مواجه ساخته است.

مقامات کشورمان چند روز پیش طی بخشنامه‌ای رسمی، تمامی صادرات محصولات پتروشیمی را تا اطلاع ثانوی ممنوع اعلام کردند تا نیازهای داخلی در اولویت قرار گیرد. این تصمیم اگرچه در کوتاه‌مدت برای تأمین مواد اولیه صنایع داخلی ضروری به نظر می‌رسد، اما درآمد ارزی کشور را که برای تأمین قطعات وارداتی حیاتی است، به شدت کاهش می‌دهد.

خسارت به صنعت فولاد

کارخانه‌های عظیم فولاد مبارکه در اصفهان و فولاد خوزستان در اهواز نیز از اهداف اصلی حملات هوایی بوده‌اند. فولاد مبارکه به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد در ایران، نقش کلیدی در تأمین ورق‌های فولادی موردنیاز بدنه خودروها ایفا می‌کند. بر اساس برخی برآوردها تا ۷۰ درصد از ظرفیت تولید فولاد ایران در این حملات از کار افتاده است. این موضوع به معنای کاهش شدید توان داخلی برای تأمین مواد اولیه بدنه، شاسی و سایر قطعات فلزی خودروهاست.

محاصره دریایی و قطع زنجیره تأمین قطعات

هم‌زمان با حملات هوایی، محاصره بنادر ایران توسط نیروهای آمریکایی تشدید شده است. برای صنعت خودروسازی که به شدت به واردات قطعات و مواد اولیه وابسته است، این محاصره فاجعه‌بار است. صنعت خودرو ایران عمدتاً مبتنی بر تولید تحت لیسانس و مونتاژ قطعات نیمه مونتاژ وارداتی (SKD/CKD) است. بسته شدن مسیرهای دریایی، به معنای قطع کامل جریان قطعات از کشورهای مبدأ به ویژه چین است. البته داده‌های مربوط به تردد کشتی‌ها نشان می‌دهد که محاصره دریایی آمریکا عملیاتی نبوده و چندین کشتی و نفت‌کش مرتبط با کشورمان توانسته‌اند به آب‌های آزاد راه یافته و یا در بندرهای کشورمان پهلو بگیرند.

چالش‌های مزمن؛ از تحریم تا ناترازی انرژی

جنگ کنونی، بحران‌هایی را که صنعت خودرو ایران پیش از این نیز با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد، تشدید کرده است.

کمبود مواد اولیه و قطعات

مدیر یکی از کارگاه‌های تراشکاری و ماشین‌کاری قطعات خودرو در گفت‌وگو با CGTN می‌گوید: به دلیل تحریم‌های آمریکا، تقاضای داخلی برای محصولات ما تا حدودی افزایش یافته است. با این حال، چالش اصلی ما مواد اولیه در دسترس است. این سخن نشان می‌دهد که تحریم‌ها حتی پیش از جنگ نیز دسترسی به مواد اولیه با کیفیت را دشوار کرده بود. با تخریب صنایع فولاد و پتروشیمی در جریان جنگ، این مشکل به مراتب حادتر شده است.

مشکل تأمین قطعات یدکی ماشین‌آلات

یکی از معضلات مزمن صنعت قطعه‌سازی ایران، وابستگی به واردات قطعات یدکی ماشین‌آلات خطوط تولید است. همان مدیر کارگاه می‌گوید: هنگامی که دستگاه‌های ما خراب می‌شوند، قطعات یدکی را از چین وارد می‌کنیم، زیرا این قطعات اصلاً در ایران موجود نیستند، به ویژه قطعات مکانیکی و الکترونیکی. بدون واردات این قطعات از چین، دستگاه‌های ما مجبور به توقف می‌شوند که مستقیماً بر تولید تأثیر می‌گذارد. محاصره دریایی و تحریم‌های تشدیدشده، واردات این قطعات حیاتی را با مانع بزرگی مواجه کرده است.

قطعی برق و ناترازی انرژی

قطع مکرر برق که پیش از جنگ نیز یکی از معضلات اساسی صنایع بود، در شرایط جنگی تشدید شده است. این کارگاه‌ها که اغلب به شبکه برق سراسری وابسته هستند، روزانه با چند نوبت قطعی برق مواجه می‌شوند. مدیر کارگاه توضیح می‌دهد: یکی از جدی‌ترین مشکلات ما قطعی مکرر برق است. وقتی برق قطع می‌شود، چاره‌ای جز تعطیلی کارگاه و فرستادن کارگران به خانه نداریم. این قطعی‌ها برای ما بسیار پرهزینه است، زیرا گاهی اوقات برق دو بار در روز قطع می‌شود و ما را مجبور می‌کند در آخر هفته‌ها برای جبران زمان تولید از دست رفته کار کنیم.

بحران نیروی کار ماهر

در کنار تمام مشکلات فنی و زیرساختی، صنعت خودرو با بحران کمبود نیروی کار ماهر نیز مواجه است. همان مدیر کارگاه می‌گوید: دغدغه‌های اصلی ما مواد اولیه و نیروی کار است. یافتن کارگران ماهر بسیار دشوار شده است. وقتی آگهی استخدام منتشر می‌کنیم، از میان ۱۰۰ متقاضی، شاید تنها یک نفر حاضر به کار کردن باشد، زیرا بیشتر مردم خدمات مبتنی بر اپلیکیشن‌های تاکسی اینترنتی را ترجیح می‌دهند.

چشم‌انداز بازار و سناریوهای پیش رو

پیش از جنگ، بازار خودرو ایران با وجود تحریم‌ها، از رشدی نسبی برخوردار بود. بر اساس گزارش مؤسسه تحقیقاتی Mordor Intelligence، ارزش بازار خودرو ایران در سال ۲۰۲۶ حدود ۴۳.۸۶ میلیارد دلار برآورد شده بود و پیش‌بینی می‌شد با نرخ رشد سالانه ۵.۵ درصدی تا سال ۲۰۳۱ به ۵۷.۳۱ میلیارد دلار برسد. دو خودروساز بزرگ ایران (ایران‌خودرو و سایپا) حدود ۸۰ درصد از فروش بازار را در اختیار داشتند.

اما جنگ کنونی، تمام این پیش‌بینی‌ها را بر هم زده است. در ادامه به بررسی سناریوهای محتمل برای آینده این صنعت می‌پردازیم.

سناریوی اول: بازسازی تدریجی با اتکا به توان داخلی (خوش‌بینانه)

این سناریو مبتنی بر چند پیش‌فرض کلیدی است: برقراری آتش‌بس پایدار در ماه‌های آینده، کاهش تدریجی تحریم‌ها و توانایی دولت در تأمین منابع مالی بازسازی از محل ذخایر ارزی و کمک‌های بین‌المللی.

در این سناریو، اولویت نخست بازسازی صنایع مادر (فولاد و پتروشیمی) خواهد بود تا زنجیره تأمین مواد اولیه خودرو احیا شود. دولت موقتاً ممنوعیت صادرات محصولات پتروشیمی را حفظ می‌کند تا خوراک کارخانه‌های داخلی تأمین شود. هم‌زمان، واردات قطعات یدکی خطوط تولید از مسیرهای جایگزین مانند کریدور شمال-جنوب از طریق روسیه تسهیل می‌شود.

خودروسازان داخلی با استفاده از موجودی قطعات و افزایش سهم تولید داخلی (بومی‌سازی)، خطوط تولید را با ظرفیت محدود راه‌اندازی مجدد می‌کنند. خودروهای ساده‌تر و با فناوری پایین‌تر که نیاز به قطعات کمتری دارند، در اولویت تولید قرار می‌گیرند. بر اساس آمارهای پیش از جنگ، خودروهای بنزینی هنوز ۶۷.۱۰ درصد از سهم بازار ایران را تشکیل می‌دادند و خودروسازان روی این پلتفرم‌های قدیمی اما قابل‌اطمینان تمرکز خواهند کرد.

در این سناریو، قیمت خودرو به دلیل هزینه‌های بالای تولید داخلی و کمیابی قطعات، به‌طور موقت افزایش می‌یابد، اما با گذشت زمان و افزایش عرضه، تثبیت می‌شود.

سناریوی دوم: افول عمیق و طولانی‌مدت (بدبینانه)

در این سناریو، فرض بر این است که جنگ وارد مرحله جدیدی می‌شود، تحریم‌ها تشدید می‌گردد و ایران قادر به تأمین قطعات و مواد اولیه از خارج نیست.

نخست، تأثیرات منفی بر اشتغال بسیار گسترده خواهد بود. برخی کارشناسان هشدار داده‌اند که تا ۱۲ میلیون شغل در معرض خطر تعطیلی یا تعدیل قرار دارند. اختلال در صنعت فولاد به تنهایی بیش از ۵.۵ میلیون شغل و صنایع پتروشیمی و داروسازی نیز ۱.۲ میلیون شغل دیگر را تهدید می‌کند.

دوم، وابستگی به چین به عنوان تأمین‌کننده قطعات، صنعت خودرو را در موقعیت بسیار آسیب‌پذیری قرار داده است. در صورت تشدید تحریم‌ها، خودروسازان چینی ممکن است تمایلی به ادامه فعالیت در ایران نداشته باشند. در این سناریو، صنعت خودرو ایران با شرایط بسیار دشواری روبرو می‌شود. تولید به کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت اسمی کاهش می‌یابد، قیمت خودرو به سطحی غیرقابل‌دسترس برای عموم می‌رسد و بازار سیاه قطعات یدکی گسترش می‌یابد.

سناریوی سوم: جهش فناورانه و گذار به خودروهای برقی/هیبریدی (تحول‌آفرین)

این سناریو که در نگاه اول دور از ذهن به نظر می‌رسد، مبتنی بر این ایده است که بحران کنونی می‌تواند به عنوان یک فرصت تحمیلی برای بازسازی صنعت خودرو بر مبنای فناوری‌های نوین مانند خودروهای برقی و هیبریدی عمل کند.

پیش از جنگ، نشانه‌هایی از حرکت ایران به سمت خودروهای با سوخت پاک وجود داشت. وزارت صنعت، معدن و تجارت چند ماه پیش از جنگ اعلام کرده بود که خط تولید جدیدی برای خودروهای هیبریدی داخلی تا پایان سال ۱۴۰۴ راه‌اندازی می‌شود. این خودروها دارای موتورهایی با مصرف سوخت کمتر از ۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر هستند.

دولت ایران همچنین هدف‌گذاری کرده بود که سهم خودروهای گازسوز در سبد سوخت کشور را از ۲۳ درصد به ۳۵ درصد افزایش دهد و مقرر کرده بود نیمی از خودروهای جدید به قابلیت استفاده از این سوخت مجهز شوند. این برنامه‌ها نشان می‌دهد که ایران پیش از جنگ نیز به سمت تنوع‌بخشی به سبد سوخت و کاهش وابستگی به بنزین حرکت می‌کرد.

در سناریوی تحول‌آفرین، بازسازی صنعت خودرو پس از جنگ نه به معنای بازگشت به وضعیت سابق، بلکه به معنای پرش از نسل‌های قدیمی فناوری و حرکت مستقیم به سمت خودروهای برقی و هیبریدی خواهد بود. این رویکرد اگرچه در کوتاه‌مدت نیازمند سرمایه‌گذاری کلان و همکاری بین‌المللی است، اما در بلندمدت می‌تواند ایران را از وابستگی به فناوری‌های قدیمی و تحریم پذیر رهایی بخشد.

بازیگران کلیدی و راهبردهای بقا

خودروسازان داخلی: ایران‌خودرو و سایپا

این دو غول خودروسازی ایران که سهم عمدهای از بازار را در اختیار دارند، در خط مقدم مدیریت بحران قرار دارند. در شرایط جنگی، این شرکت‌ها باید راهبردهای زیر را دنبال کنند:

افزایش عمق ساخت داخل: با قطع زنجیره تأمین خارجی، این شرکت‌ها چاره‌ای جز افزایش سهم قطعات تولید داخل ندارند. تجربه جنگ تحمیلی نشان داده که خودکفایی در شرایط بحران نه ممکن است که ضروری است.

تولید خودروهای ساده‌تر: تمرکز بر تولید خودروهایی با فناوری پایین‌تر و قطعات کمتر مانند پلتفرم‌های قدیمی اما بومی‌شده می‌تواند راهگشا باشد.

انعقاد قراردادهای پایاپای: همانند آنچه در سال‌های اخیر با چین انجام می‌شد، خودروسازان می‌توانند با استفاده از سازوکار پایاپای (تهاتر نفت و فرآورده‌های پتروشیمی با قطعات خودرو)، زنجیره تأمین را حفظ کنند.

قطعه سازان: فرصت در دل بحران

قطعه سازان داخلی که سال‌ها از کاهش تعرفه‌های وارداتی و رقابت با قطعات چینی ناراضی بودند، در شرایط پساجنگ با یک فرصت تاریخی روبه‌رو می‌شوند. محدودیت شدید واردات، تقاضا برای قطعات داخلی را به شدت افزایش خواهد داد. با این حال، این قطعه سازان برای بهره‌مندی از این فرصت باید دو مشکل اساسی را حل کنند: تأمین مواد اولیه که صنایع فولاد و پتروشیمی آن را تأمین می‌کنند و تأمین قطعات یدکی ماشین‌آلات خطوط تولید که همچنان به واردات وابسته است.

حضور چین: تداوم یا خروج؟

قبل از جنگ، خودروسازان چینی سهم قابل‌توجهی از بازار ایران را در اختیار داشتند و بر اساس برخی گزارش‌ها تا ۲۰ درصد از سهم بازار را به خود اختصاص داده بودند. این حضور عمدتاً از طریق مونتاژ قطعات نیمه مونتاژ (CKD) و مشارکت با شرکت‌های خصوصی ایرانی بود.

آینده حضور چین در بازار پساجنگ ایران مبهم است. از یک سو، چین به دنبال حفظ نفوذ اقتصادی خود در ایران است و ممکن است از مسیرهای جایگزین مانند کریدور شمال-جنوب از طریق روسیه به ارسال قطعات ادامه دهد. از سوی دیگر، تشدید تحریم‌ها و ریسک اقدامات متقابل آمریکا، ممکن است خودروسازان چینی را به کاهش فعالیت در ایران ترغیب کند.

سخن پایانی: بازسازی یا بازآفرینی؟

صنعت خودروسازی ایران در آستانه یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تاریخ خود قرار دارد. حملات گسترده به زیرساخت‌های فولاد و پتروشیمی، محاصره دریایی و تشدید تحریم‌ها، عملاً زنجیره تأمین این صنعت را از هم گسسته است. برآوردها حاکی از آن است که بازسازی اقتصاد ایران به ۲۷۰ میلیارد دلار نیاز دارد و صنعت خودرو سهم قابل‌توجهی از این رقم را به خود اختصاص خواهد داد.

با این حال، تجربه تاریخی نشان داده است که بحران‌ها نیز می‌توانند سرآغاز تحول باشند. جنگ تحمیلی ۸ ساله، هر چند خسارات جبران‌ناپذیری به بار آورد، اما صنعت دفاعی و زیرساخت‌های صنعتی ایران را مستحکم‌تر کرد. شاید این بار نیز فرصتی فراهم شود تا صنعت خودروی ایران که سال‌ها در جا زده بود، با یک بازآفرینی اساسی، خود را از قید فناوری‌های قدیمی و وابستگی به خارج رها سازد.

مسیر پیش رو دشوار است. ترکیبی از سه سناریوی مطرح‌شده در این نوشتار محتمل به نظر می‌رسد. آنچه مسلم است این است که در پساجنگ، دیگر نمی‌توان به روال سابق ادامه داد. صنعت خودرو ایران باید با چهره‌ای جدید و متکی بر توان داخلی و فناوری‌های نوین (برقی و هیبریدی) از دل این آتش بیرون آید. انتخاب میان افول و تحول، نه تنها سرنوشت این صنعت، بلکه معیشت میلیون‌ها ایرانی را که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به این صنعت وابسته هستند، رقم خواهد زد.

تبلیغات

نظرات

تبلیغات

©1405 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.