اگر کسی از ما میپرسید چگونه میتوانیم ساختار و اجزای یک خودرو را توصیف کنیم، احتمالاً اولین کلمهای که به ذهنمان میرسید پیچیده بود. البته این به آن معنا نیست که نحوه عملکرد خودرو مفهومی دشوار برای درک یا حتی پیادهسازی است. در واقع، خودرو مجموعهای از انفجارهای کنترلشده درون یک فضای بسته است که تعداد زیادی قطعه متحرک، این انرژی را به حرکت دورانی تبدیل میکنند. موتورهای احتراق داخلی بیش از یک قرن است که با همین روش کار میکنند و در حال حاضر، سازوکار آنها علمی کاملاً شناختهشده است. پس چرا به نظر میرسد بعضی قطعات طوری طراحی شدهاند که دسترسی به آنها به شکل غیرمنطقی دشوار باشد؟
بهعنوان افرادی که چندین سال است در حوزه خودرو فعال هستیم، این موضوع آنقدر برای ما آزاردهنده است که تا حدی به همین دلیل، برای استفاده روزمره فقط خودروهای کلاسیک را ترجیح میدهیم؛ چون کار کردن روی آنها آسانتر است. البته بعضی از آنها اینطور هستند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت؛ اما به نظر میرسد هر بار که کاپوت یک خودروی مدرن را باز میکنیم تا کاری به سادگی تعویض روغن انجام دهیم، با فیلتری مواجه میشویم که برای دسترسی به آن باید انعطاف بدنی یک آکروبات را داشته باشیم، انبوهی از پوششهای پلاستیکی و سیمکشیها که موتور را پنهان کردهاند و حتی حذف عجیب قطعهای به سادگی میله اندازهگیری روغن.
اما واقعاً دلیل این مسئله چیست؟ آیا مهندسان از اینکه کار تعمیر و نگهداری را برای ما چقدر دشوار کردهاند بیخبرند؟ آیا پای سیاستهای صنعتی و کاهش هزینهها در میان است؟ یا خودروها این روزها صرفاً بیش از حد پیچیده شدهاند؟ حقیقت این است که فکر نمیکنیم این موضوع تقصیر مهندسان باشد، اما همچنان بر دو مورد آخر تأکید داریم. این مسئله ترکیبی از سیاستهای تجاری، نحوه جانمایی قطعات و فضای موجود در خودرو و همچنین فضای کلی حاکم بر صنعت خودروسازی است.
خودروهای مدرن بهطور ذاتی دارای تجهیزات الکترونیکی زیادی هستند. آنها صندلی شما را بهصورت خودکار تنظیم میکنند، تنظیمات سیستم تهویه مطبوع را به خاطر میسپارند، میزان تیرگی آینهها را تغییر میدهند، هنگام دندهعقب گرفتن یا ورود به بزرگراه هشدارهای مختلف نمایش میدهند و موارد بسیار دیگری از این دست دارند. بخش زیادی از این تجهیزات و پیچیدگیها به دلیل مقررات ایمنی است که چنین امکاناتی را با هدف افزایش ایمنی و بهرهوری الزامی یا بهشدت توصیه کرده است؛ البته به قیمت ایجاد پیچیدگیهای گاه غیرمنطقی.
در همین حال، شاهد تغییر یا حذف قطعاتی هستیم که برای تعمیر و نگهداری خودرو اهمیت زیادی دارند؛ قطعاتی مانند میله اندازهگیری روغن، نشانگرهای مختلف و موارد دیگر. حتی بی ام و نیز برای نوع جدیدی از پیچها درخواست ثبت اختراع کرده است که برای باز کردن آنها به یک پیچگوشتی تخصصی نیاز است. متأسفانه حق تعمیر دیگر یک امر بدیهی نیست؛ یا دستکم در عمل چنین نیست. البته بی ام و تنها شرکت مقصر در این زمینه نیست.
در سال ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مدعی شد که فورد و جنرال موتورز هر دو برای تصویب لایحهای تلاش میکنند که مانع از تعمیر خودرو توسط مالکان آن شود. به نظر میرسد خودروسازان، بهطورکلی، توجه چندانی به قابلیت تعمیر خودرو ندارند؛ زیرا این فرض وجود دارد که در هر صورت خودرو را برای تعمیرات تحت گارانتی به نمایندگی خواهید برد و سپس، زمانی که فرسودگی برنامهریزیشده از راه رسید، خودرو را تعویض خواهید کرد.
برای روشن شدن موضوع باید بگوییم ما با فناوریهای بهکاررفته در خودروهای مدرن مشکلی نداریم. در یک دنیای ایدهآل، همه این تجهیزات باید بهراحتی قابل سرویس و تعمیر باشند. متأسفانه، دلیل چندانی وجود ندارد که خودروسازان زمان و هزینه بیشتری صرف کنند تا قطعات و تجهیزات مرتبط با خودرو را به شکلی جانمایی کنند که تعمیر آنها برای ما آسان باشد.
خب پس خودروهای مدرن تمام قطعات مکانیکی را زیر انبوهی از تجهیزات و فناوریها پنهان میکنند؛ اما درباره خودروهایی که چنین تجهیزاتی ندارند چه میتوان گفت؟ اصطلاح خون، عرق و اشک درباره خودروهای کلاسیک کاملاً واقعی است و این مسئله اغلب به محدودیتهای ابعادی مربوط میشود، نه مسائل فنی. البته ممکن است با سیستمهای کنترل آلایندگی خلأمحور مربوط به دوران موسوم به Malaise Era مواجه شوید که ظاهراً عمداً پیچیده و نامفهوم طراحی شدهاند، اما در بیشتر موارد، خودروهای کلاسیک ساده هستند، درست است؟
بله و خیر! ما مالک بدشانس یک فولکسواگن سوپر بیتل مدل ۱۹۷۳ بودیم. بارها مجبور شدیم موتور آن را از خودرو خارج کنیم و در این کار حسابی ماهر شدیم؛ اما ابتدا باید چهار پیچی را پیدا میکردیم که موتور را به گیربکس متصل میکردند؛ برای دسترسی به این پیچها باید دستمان را با زاویهای بسیار نامناسب، از فضای بین محفظه فن و بدنه خودرو عبور میدادیم. به همین ترتیب، محفظه موتور خودروی JDM رؤیایی ما، یعنی نیسان اسکای لاین، آنقدر فشرده است که برای دسترسی به پولی میللنگ و تعویض تسمه تایم، مجبور شدیم رادیاتور را خارج کنیم.
این موارد تقصیر مهندسان نیستند. آنها نتیجه محدودیتهای ابعادی خودرو هستند. موتور شش سیلندر خطی اسکای لاین طول زیادی دارد و به همین دلیل فضای کافی از قسمت جلو تا عقب در اختیار نیست. فولکسواگن نیز موتور هوا خنک داشت و فن بزرگ موتور در مسیر دسترسی قرار گرفته بود.
وقتی قطعاتی مانند توربوشارژر، ورودیهای هوای بزرگتر، سیستم تزریق سوخت و موارد مشابه را اضافه میکنید، شرایط پیچیدهتر هم میشود؛ زیرا در این حالت، طراحیهای قدیمی با فناوریهای جدید ترکیب میشوند. در نهایت، مسئله به یک محاسبه ساده تبدیل میشود: بازطراحی کامل محفظه موتور برای ایجاد فضای کافی جهت قرار دادن تمام این تجهیزات، واقعاً چقدر هزینه خواهد داشت؟ به اعتقاد ما، در بسیاری از موارد این هزینه آنقدر زیاد نیست که چنین پروژهای را توجیه کند و به همین دلیل است که کار کردن روی بسیاری از این خودروها تا این حد دشوار و آزاردهنده میشود.