ماجرای بهدست آمدن یک زیردریایی بدونسرنشین آمریکایی در خلیج فارس فراتر از یک موفقیت تبلیغاتی است. Dive-LD یکی از سامانههای پیشرفته زیرسطحی اندوریل به شمار میرود و اگر نمونه بهدستآمده واقعا سالم و قابل بهرهبرداری باشد، میتواند برای ایران ارزش مهندسی قابل توجهی داشته باشد.
طی روزهای اخیر، ماجرای یک شناور زیرسطحی آمریکایی در آبهای خلیج فارس به یکی از سوژههای مهم میان ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ سپاه پاسداران از شناسایی و بهدست آوردن یک Dive-LD متعلق به شرکت آمریکایی اندوریل اینداستریز خبر داده و تصاویر منتشرشده نیز نمونهای از همین سامانه را در اختیار نیروهای ایرانی نشان میدهد. بهگزارش پدال، درباره نحوه وقوع این اتفاق هنوز روایتها یکسان نیستند و ایران از موفقیت در شناسایی و به دام انداختن شناور سخن میگوید، در حالی که یک مقام آمریکایی مدعی شده این وسیله پیش از آن دچار نقص فنی شده و از کار افتاده بود.
در نتیجه، فعلا نمیتوان با قطعیت گفت Dive-LD در نتیجه یک عملیات پیچیده ضدزیردریایی شکار شده یا پس از نقص فنی بازیابی شده است. با این حال، یک واقعیت اهمیت ماجرا را تغییر نمیدهد و آن هم در اختیار قرار گرفتن یک آییووی آمریکایی از این خانواده توسط ایران است.
Dive-LD چیست؟ پیش از هر چیز باید یک سوءتفاهم رایج را برطرف کرد. Dive-LD را نباید یک «زیردریایی هدایتشونده از راه دور» به معنای متعارف دانست. این وسیله در رده Autonomous Underwater Vehicle یا آییووی قرار میگیرد؛ یعنی یک وسیله زیرسطحی خودران که میتواند ماموریت از پیش تعریفشده را بدون حضور خدمه و بدون نیاز به کنترل لحظهبهلحظه اپراتور انجام دهد.
تفاوت آن با زیردریاییهای سرنشیندار بسیار بنیادی است. Dive-LD نه برای حمل انسان ساخته شده و نه قرار است مانند یک پهپاد هوایی، دائما از طریق لینک رادیویی فرمان بگیرد. ارتباط رادیویی زیر آب بسیار محدود است و به همین دلیل چنین سامانهای باید بخش مهمی از تصمیمگیری و ناوبری خود را بهصورت مستقل انجام دهد. اندوریل این محصول را Large Diameter Autonomous Undersea Vehicle معرفی میکند؛ یک پلتفرم بزرگ زیرسطحی که برای انجام ماموریتهای طولانیمدت و نصب محمولهها و حسگرهای مختلف طراحی شده است.
قیمت هر فروند Dive-LD بر اساس برآوردهای منتشرشده حدود ۲.۵ میلیون دلار است؛ هرچند قیمت نهایی بسته به تجهیزات، حسگرها و پیکربندی مأموریتی میتواند بالاتر باشد.
Dive-LD چقدر بزرگ و توانمند است؟ بر اساس مشخصات رسمی اندوریل، Dive-LD حدود ۵٫۸ متر طول و ۱٫۲ متر قطر دارد و میتواند تا حدود ۱۰ روز در ماموریت باقی بماند. نکته مهمتر، عمق عملیاتی اعلامشده برای این سامانه است که به حدود ۶۰۰۰ متر میرسد. این رقم برای یک وسیله خودران بسیار قابل توجه است، زیرا Dive-LD فقط برای حرکت در آبهای ساحلی یا عمقهای کم ساخته نشده و اساسا بخشی از فلسفه طراحی آن، فعالیت در محیطهای زیرسطحی عمیق است.
از سوی دیگر، این وسیله بیش از یک مترمکعب فضای قابل استفاده برای محموله دارد. بنابراین Dive-LD یک سامانه تکمنظوره نیست و بسته به ماموریت میتواند با مجموعهای از حسگرها و تجهیزات مختلف تجهیز شود. مشخصات اصلی آن را میتوان اینطور خلاصه کرد.
مشخصات اصلی Dive-LD
نوع سامانه، آییووی بزرگقطر؛ طول، حدود ۵٫۸ متر؛ قطر، حدود ۱٫۲ متر؛ مداومت عملیاتی، تا حدود ۱۰ روز؛ عمق عملیاتی اعلامی، تا حدود ۶۰۰۰ متر؛ فضای محموله، بیش از ۱ مترمکعب؛ پیشرانش، الکتریکی دایرکت درایو؛ طراحی، ماژولار.
این اعداد البته بهخودیخود نشان نمیدهند که نمونهای که ایران به دست آورده دقیقا با همین پیکربندی عملیاتی کار میکرده است. محموله و تجهیزات داخلی Dive-LD با توجه به نوع ماموریت قابل تغییر هستند. ارزش چنین سامانهای زمانی روشنتر میشود که نقش آن در جنگ دریایی و ماموریتهای پرخطر را ببینیم.
چرا یک آییووی بزرگ برای نیروی دریایی آمریکا ارزشمند است؟ پاسخ را باید در تغییر ماهیت جنگ دریایی جستوجو کرد. سالهاست نیروی دریایی قدرتهای بزرگ به این سمت میرود که بخشی از وظایف پرخطر را از زیردریاییها و شناورهای سرنشیندار به سامانههای بدونسرنشین منتقل کند. شناسایی، نقشهبرداری بستر دریا، پایش مسیرهای کشتیرانی، جستوجوی مین و جمعآوری اطلاعات محیطی، همگی از جمله ماموریتهایی هستند که میتوان با آییوویها انجام داد.
مزیت اصلی چنین سامانهای روشن است. اگر وسیلهای چند کیلومتر زیر آب و در محیطی خطرناک از دست برود، جان خدمه انسانی به خطر نمیافتد. اندوریل حتی برای Dive-LD از مفهوم اتریتبل استفاده میکند؛ یعنی سامانهای که در طراحی آن، احتمال از دست رفتن در ماموریتهای پرخطر قابل پذیرش است. اما این به معنای بیارزش بودن وسیله در صورت سقوط به دست دشمن نیست.
یک Dive-LD سالم برای مهندسی معکوس چه ارزشی دارد؟ مهمترین بخش ماجرا شاید همینجا باشد. مقامهای آمریکایی تلاش کردهاند اهمیت اطلاعاتی نمونهای که در اختیار ایران قرار گرفته را محدود نشان دهند و گفتهاند این وسیله تجهیزات حساس یا اطلاعات طبقهبندیشدهای همراه نداشته است. حتی اگر این ادعا را کاملا بپذیریم، خود وسیله همچنان ارزش مهندسی دارد.
یک نمونه کامل از چنین سامانهای میتواند اطلاعات زیادی درباره طراحی و ساخت آن در اختیار مهندسان قرار دهد؛ از شکل بدنه و نحوه چینش اجزای داخلی گرفته تا معماری پیشرانش، آببندی، سیستمهای برق، عملگرها، تجهیزات کنترلی و روش نصب محمولهها. برای مهندسی معکوس، همیشه لازم نیست کامپیوتر سامانه حاوی فایلهای فوقمحرمانه باشد. گاهی خود سختافزار، بهترین منبع اطلاعات است.
یک مهندس میتواند قطعات را بررسی، ابعاد را اندازهگیری، مواد را شناسایی و ساختار داخلی را مستندسازی کند. همین اطلاعات ممکن است در طراحی نسل بعدی یک وسیله مشابه مورد استفاده قرار گیرد. البته این مسئله به معنای آن نیست که ایران میتواند با باز کردن Dive-LD، فردا یک نسخه مشابه آن را تولید کند. بخش مهمی از عملکرد چنین سامانهای به نرمافزار، الگوریتمهای ناوبری، کنترل خودکار، پردازش دادههای حسگر و تجربه عملیاتی وابسته است؛ بخشهایی که مهندسی معکوس آنها بسیار دشوارتر از باز کردن بدنه و موتور است.
اما فاصله میان «نمیتوان نسخه اصلی را کپی کرد» و «هیچ اطلاعات باارزشی از آن به دست نمیآید» بسیار زیاد است. همین فاصله، نقطهای است که نگرانی واقعی را برای آمریکاییها شکل میدهد.
پیشرانش Dive-LD چرا اهمیت دارد؟ اندوریل برای Dive-LD از پیشرانش الکتریکی دایرکت درایو استفاده کرده است. سازنده تأکید میکند این معماری علاوه بر افزایش بهرهوری، میتواند به کاهش امضای صوتی سامانه نیز کمک کند. در یک وسیله زیرسطحی، صدا موضوع بسیار مهمی است؛ زیردریایی یا آییووی باید تا حد امکان کمصدا باشد تا شناسایی آن توسط سامانههای سوناری دشوارتر شود.
البته هیچ سامانهای زیر آب «نامرئی» نیست. Dive-LD نیز مانند هر وسیله زیرسطحی دیگر میتواند تحت شرایط مناسب توسط تجهیزات مختلف شناسایی شود. اما کاهش صدا در سامانهای که قرار است روزها در محیط عملیاتی باقی بماند، مزیت مهمی محسوب میشود. از سوی دیگر، پشت Dive-LD فقط یک بدنه ساده قرار ندارد؛ فلسفه طراحی آن نیز اهمیت زیادی دارد.
پشت Dive-LD فقط یک بدنه نیست این سامانه از ابتدا با رویکرد ماژولار توسعه یافته و اندوریل از رابطهای باز مکانیکی، الکتریکی و نرمافزاری آن سخن میگوید. هدف این است که شرکتها و کاربران بتوانند مجموعههای مختلفی از حسگرها و محمولهها را روی یک پلتفرم مشترک نصب کنند. چنین معماریای به ارتش اجازه میدهد یک وسیله واحد را برای ماموریتهای متفاوت پیکربندی کند.
همین موضوع، ارزش مطالعه یک نمونه واقعی را هم بالا میبرد. چون آنچه به دست آمده صرفا یک «زیردریایی کوچک» نیست؛ بلکه یک پلتفرم زیرسطحی است که برای اتصال مجموعهای از سامانههای مختلف طراحی شده است. در همین چارچوب، باید به مسیر شکلگیری Dive-LD و انتقال آن به اندوریل هم نگاه کرد.
اندوریل چگونه به Dive-LD رسید؟ Dive-LD در ابتدا محصول شرکت Dive Technologies بود؛ یک شرکت آمریکایی فعال در حوزه سامانههای خودران زیرسطحی. اندوریل در سال ۲۰۲۲ این شرکت را خرید و فناوری Dive را وارد مجموعه خود کرد. از آن زمان، توسعه آییوویها بخشی از سبد اصلی اندوریل در حوزه جنگ زیرسطحی شد.
این شرکت همچنین تلاش کرده سامانه زیرسطحی خود را با پلتفرم نرمافزاری لیتیس یکپارچه کند؛ مجموعهای که برای فرماندهی، کنترل، شبکهسازی و خودکارسازی سامانههای مختلف طراحی شده است. بنابراین، ارزش Dive-LD را باید ترکیبی از سختافزار و نرمافزار دانست، نه صرفا یک بدنه زیردریایی با موتور برقی.
آیا Dive-LDی که ایران به دست آورده واقعا یک سامانه مهم بود؟ در اینجا باید میان اطلاعات قطعی و حدسهای رسانهای فاصله گذاشت. مقامهای آمریکایی گفتهاند وسیلهای که در اختیار ایران قرار گرفته، نمونهای قدیمیتر بوده و به دلیل نقص فنی متوقف شده است. همچنین گفته شده تجهیزات طبقهبندیشده روی آن وجود نداشته است. در مقابل، برخی گزارشهای تخصصی به سابقه عملیاتی Dive-LD و استفاده از این خانواده در ماموریتهای واقعی منطقه اشاره کردهاند.
در نتیجه، نمیتوان با اطلاعات فعلی مشخص کرد که نمونه بهدستآمده دقیقا چه محمولهای داشته و در آخرین ماموریت خود چه کاری انجام میداده است. اما حتی در سناریوی حداقلی نیز یک نکته پابرجاست و آن هم این است که ایران صاحب یک نمونه واقعی از یک آییووی مدرن آمریکایی شده است.
چرا آمریکا نمیخواهد چنین سامانهای در اختیار ایران باقی بماند؟ این موضوع سابقه دارد. در سالهای گذشته، ایران چندین سامانه بدونسرنشین آمریکایی را به شکلهای مختلف به دست آورده است. مشهورترین مورد، RQ-170 بود که در سال ۲۰۱۱ در اختیار ایران قرار گرفت و بعدها تهران نمونههایی را که مدعی ساخت آنها بر پایه مهندسی معکوس بود، معرفی کرد.
در سال ۲۰۲۲ نیز تنش مشابهی بر سر Saildrone Explorer رخ داد و نیروی دریایی آمریکا برای بازپسگیری سامانههای بدونسرنشین خود که توسط ایران توقیف شده بودند، وارد عمل شد. این سابقه نشان میدهد که حتی سامانهای که حاوی اطلاعات سری نیست، اگر به شکل سالم در اختیار یک رقیب قرار بگیرد، میتواند ارزش اطلاعاتی داشته باشد. در جنگ فناوری، همیشه نگرانی اصلی این نیست که دشمن به یک فایل محرمانه دست پیدا کند؛ گاهی خود محصول، اطلاعاتی است که قرار نبوده در اختیار او باشد.
آیا ایران میتواند از Dive-LD یک نسخه بومی بسازد؟ احتمال ساخت یک نسخه دقیق و همسطح با نمونه آمریکایی در کوتاهمدت پایین است. ساخت چنین وسیلهای تنها به تولید بدنه و موتور محدود نمیشود. باتری و مدیریت انرژی، سامانههای کنترل، ناوبری زیر آب، حسگرهای دقیق، نرمافزار خودکارسازی، مدیریت ماموریت و آزمایش در شرایط واقعی، همگی به فناوری و تجربه نیاز دارند.
اما هدف مهندسی معکوس لزوما کپی صفر تا صد محصول نیست. ممکن است مهندسان ایرانی از یک نمونه خارجی برای پاسخ دادن به پرسشهای بسیار سادهتر استفاده کنند؛ از جمله اینکه چگونه باید یک آییووی بزرگ طراحی کرد، اجزای اصلی آن چگونه کنار هم قرار میگیرند، چه نوع پیشرانشی برای چنین وسیلهای مناسب است، چگونه باید فضای داخلی را مدیریت کرد و چه بخشهایی ارزش توسعه بومی دارند و کجا میتوان از راهحلهای موجود استفاده کرد. پاسخ به همین پرسشها نیز میتواند ارزش زیادی داشته باشد.
در واقع، شاید مهمترین درس ماجرای Dive-LD همین باشد: در عصر جنگ رباتها، سامانهای که برای عملیات بدون حضور انسان ساخته شده، اگر سالم به دست دشمن برسد، خودش میتواند به یک «غنیمت اطلاعاتی بزرگ» تبدیل شود.
شما درباره ارزش فنی Dive-LD چه فکر میکنید؟