هوندا با حذف کلاچ دستی و استفاده از سیستم گریز از مرکز، سوپر کاب را به موتورسیکلتی ساده و در دسترس برای استفاده روزمره عموم مردم تبدیل کرد.
تصور کنید قرار است موتورسیکلتی بسازید که حتی یک فرد کاملا مبتدی هم بتواند بهراحتی سوار آن شود، در خیابانهای شلوغ حرکت کند و بدون دردسرهای معمول موتورسواری، خودش را به مقصد برساند. حالا یک شرط دیگر هم به این مأموریت اضافه کنید: راننده باید بتواند در شرایطی که یک دستش آزاد نیست، همچنان موتورسیکلت را کنترل کند. شاید در نگاه اول چنین خواستهای کمی عجیب به نظر برسد اما برای هوندا، همین مسئله به یکی از ایدههای مهم در طراحی یک موتورسیکلت افسانهای تبدیل شد؛ هوندا سوپر کاب (Honda Super Cub).
سوپرکاب نه یک موتورسیکلت مسابقهای بود، نه قرار بود رکورد سرعتی را جابهجا کند و نه برای خودنمایی در خیابانها ساخته شده بود. مأموریتش بسیار سادهتر و در عین حال دشوارتر محسوب میشد: تبدیل موتورسواری به کاری آسان، کمدردسر و در دسترس برای همه. ابن شرکت ژاپنی برای رسیدن به هدف خود، باید یکی از مهمترین پیچیدگیهای موتورسیکلتهای آن زمان را کنار میگذاشت.
در دهه ۱۹۵۰، بسیاری از موتورسیکلتها هنوز به تعویض دنده دستی و استفاده از کلاچ وابسته بودند. برای کسی که تجربه موتورسواری نداشت، هماهنگ کردن دستها و پاها هنگام حرکت، توقف و تعویض دنده میتوانست دردسرساز باشد. بهخصوص در رفتوآمدهای روزمره و خیابانهای شلوغ، این پیچیدگی چندان خوشایند نبود.
هوندا در آن زمان به دنبال ساخت موتورسیکلتی بود که فروشندگان، کارگران، صاحبان کسبوکارهای کوچک و حتی افرادی که پیشتر سراغ موتورسیکلت نرفته بودند، بتوانند از آن استفاده کنند. در واقع، قرار نبود مشتری برای یاد گرفتن سوپرکاب به یک موتورسوار حرفهای تبدیل شود؛ این موتورسیکلت باید خودش را با نیازهای مشتری تطبیق میداد.
ایده اصلی این بود که راننده برای کنترل موتورسیکلت، نیازی به درگیر کردن هر دو دست با فرمان و کلاچ نداشته باشد. اما چطور میشد چنین چیزی را بدون قربانی کردن راحتی رانندگی ممکن کرد؟
راز مهندسی هوندا سوپرکاب: خداحافظی با اهرم کلاچ!
پاسخ هوندا به سوال بخش قبل، حذف یکی از اجزای آشنای موتورسیکلتها بود: اهرم کلاچ روی فرمان.
مهندسان هوندا بهجای استفاده از کلاچ دستی متداول، سراغ یک سیستم کلاچ گریز از مرکز رفتند که بهصورت خودکار عمل میکرد. نتیجه این شد که راننده دیگر مجبور نبود هنگام تعویض دنده، دست چپ خود را از فرمان جدا کند و با اهرم کلاچ سروکله بزند. تعویض دنده هم از طریق یک پدال پایی انجام میشد.
به این ترتیب، سوپر کاب عملا بخش مهمی از هماهنگی موردنیاز برای موتورسواری را حذف کرده بود. راننده میتوانست با دست راست گاز و ترمز جلو را کنترل کند، با پای چپ دنده را عوض کند و پای راست را برای ترمز عقب به کار بگیرد. دست چپ نیز دیگر وظیفهای برای فشردن کلاچ نداشت.
البته منظور از رانندگی با یک دست، این نبود که موتورسوار نیازی به کنترل فرمان نداشته باشد؛ بلکه هوندا با حذف کلاچ دستی، امکان آزاد ماندن دست چپ را فراهم کرده بود. همین تفاوت کوچک، تجربه سواری با سوپرکاب را برای افراد تازهکار بسیار سادهتر میکرد.
نقطه عطف طراحی سوپر کاب؛ یک موتورسیکلت برای همه!
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشد. قرار بود سوپرکاب در زندگی روزمره مردم حضور داشته باشد و هوندا برای تحقق این هدف، به جزئیات دیگری هم توجه کرد.
ارتفاع مناسب زین، قاب محافظ زنجیر، پوشش اطراف موتور و طراحی خاص بدنه باعث میشد سوار و پیاده شدن از آن راحت باشد و لباس راننده نیز کمتر در معرض تماس با قطعات روغنی و متحرک قرار بگیرد. چرخهای کوچکتر در مقایسه با بسیاری از موتورسیکلتهای همدوره و ساختار ساده آن نیز به کاربرد شهری این وسیله کمک میکردند.
اما شاید مهمترین اتفاق، زمانی رخ داد که هوندا در سال ۱۹۵۸ مدل C100 سوپرکاب را به بازار فرستاد. این موتورسیکلت برخلاف بسیاری از محصولات همدوره خود، قرار نبود فقط نظر موتورسواران حرفهای را جلب کند. هوندا میخواست کسانی را هم به دنیای موتورسیکلت وارد کند که پیشتر آن را وسیلهای دشوار، پرزحمت یا حتی نامناسب برای استفاده روزمره میدانستند.
تدبیری متفاوت
اینجا همان نقطه عطف داستان است: معرفی هوندا سوپرکاب موفقیتآمیز بود. پیروزی اقتصادی سوپرکاب نشان داد که سازنده در تشخیص نیاز بازار اشتباه نکرده است. این موتورسیکلت بهتدریج از مرزهای ژاپن فراتر رفت و در بازارهای مختلف جهان به وسیلهای محبوب برای رفتوآمد روزمره تبدیل شد.
البته نباید تصور کرد که تمام موفقیت آن فقط به سیستم کلاچ خودکار مربوط میشد. قیمت مناسب، مصرف سوخت پایین، دوام فنی، تعمیر و نگهداری نسبتا آسان و انعطافپذیری بالا، همگی در محبوبیت آن نقش داشتند.
ابعاد این موفقیت زمانی روشنتر میشود که بدانیم خانواده هوندا سوپرکاب در سال ۲۰۱۷ به رکورد تولید ۱۰۰ میلیون دستگاه رسید؛ رقمی که آن را به یکی از موفقترین خانوادههای موتورسیکلت در تاریخ تبدیل کرد.
شاید امروز با وجود گیربکسهای اتوماتیک و سیستمهای الکترونیکی پیشرفته، حذف اهرم کلاچ از یک موتورسیکلت چندان اتفاق شگفتانگیزی به نظر نرسد اما در دهه ۱۹۵۰ میلادی، همین تصمیم مهندسی ساده توانست تجربه موتورسواری را برای میلیونها نفر تغییر دهد.
سوپرکاب قرار نبود سریعترین موتورسیکلت دنیا باشد؛ بلکه مأمور شد تا آنقدر ساده باشد که تقریبا هر کسی بتواند از آن استفاده کند؛ ظاهرا در انجام این مأموریت، چیزی را فروگذار نکرد.