رمزگشایی از معمای بازار خودرو: سه سناریو پیش روی شما
تصور کنید در بازاری ایستادهاید که سالها با یک قانون نانوشته اما آهنین اداره میشده: «دلار عطسه کند، خودرو تب میکند.» این قانونی بود که هر ایرانی، از دلال حرفهای گرفته تا خریداری که سالها برای خرید یک پراید پسانداز کرده بود، آن را از بَر بود. اما حالا، این قانون شکسته شده است. دلار برای دومین بار در تاریخ از مرز ۱۰۰ هزار تومان عبور میکند، اما در نمایشگاههای خودرو، تنها سکوت و رکود حکمفرماست. گویی پیوندی که دههها قیمت این دو را به هم گره زده بود، برای همیشه پاره شده است.
بررسیهای «دنیای اقتصاد» این روایت را با آمار تأیید میکند. در یک ماه گذشته، در حالی که دلار با رشد خیرهکننده ۱۳.۳ درصدی در بازار آزاد تاختوتاز میکرد، میانگین قیمت خودروهای داخلی، مونتاژی و وارداتی در مجموع تنها ۰.۶ درصد رشد را به ثبت رسانده است. این شکاف عمیق، یک سوال بزرگ را در ذهن همه ایجاد کرده: چه اتفاقی افتاده که خودرو، این کالای سرمایهای محبوب ایرانیان، دیگر به ساز دلار نمیرقصد؟
برای پاسخ به این معما، باید به سراغ کارشناسان برویم. سهراب دلانگیزان، استاد دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی، معتقد است هرچند نرخ ارز در اقتصاد ما نقش «لنگر» را بازی میکند، اما تأثیر آن بر خودرو دیگر به شدت گذشته نیست. او چهار دلیل کلیدی را برمیشمرد:
نخست اینکه تقاضای مصرفی به دلیل افزایش شدید قیمتها و افت قدرت خرید، به شدت کاهش یافته است. دوم، تقاضای غیرمصرفی و سوداگرانه نیز الگوی خود را تغییر داده و به سمت داراییهایی با نقدشوندگی بالاتر مانند طلا و سکه کوچ کرده است. سومین عامل، بهبود نسبی شرایط واردات و افزایش تنوع خودروهاست و چهارم اینکه چشمانداز بازار خودرو به روشنی بازارهای نقدی دیگر نیست.
اما داستان وجه دیگری هم دارد. مرتضی افقه، دیگر استاد اقتصاد، زاویه دید متفاوتی را مطرح میکند. از نظر او، فرمولهای خشک اقتصادی در شرایط فعلی تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد ماجرا را توضیح میدهند. او انگشت روی متغیر قدرتمندتری میگذارد: انتظارات.
تا زمانی که فضای التهاب و نگرانی از آینده در اقتصاد ایران حاکم باشد، فرمولهای اقتصادی کارایی چندانی ندارند. در حال حاضر، تأثیرگذارترین مهره بر متغیرهای اقتصادی، وزارت خارجه و تیم دیپلماسی است، نه وزارت اقتصاد یا بانک مرکزی.
این یعنی کلید آرامش بازار خودرو، شاید نه در پارکینگ خودروسازان، که در راهروهای مذاکرات دیپلماتیک پنهان شده باشد.
سه راهی سرنوشتساز پیش روی بازار
با کنار هم گذاشتن این تحلیلها، سه سناریوی اصلی برای آینده بازار خودرو در ماههای پیش رو قابل تصور است:
۱. سناریوی طلاق قطعی: در این سناریو، بازار خودرو راه خود را برای همیشه از دلار جدا کرده است. کاهش قدرت خرید و جذابیت بیشتر بازارهای موازی (طلا، سکه و ارز) باعث شده خودرو دیگر گزینه اول سرمایهگذاری نباشد. در این حالت، حتی با تداوم رشد دلار، بازار خودرو واکنشی حداقلی و جزئی نشان خواهد داد.
۲. سناریوی کلید دیپلماتیک: این سناریو معتقد است رکود فعلی بیش از آنکه اقتصادی باشد، روانی است. تا زمانی که گشایشی در سیاست خارجی رخ ندهد و «انتظارات تورمی» در جامعه بالا بماند، مردم ترجیح میدهند نقدینگی خود را نگه دارند یا به بازارهای امنتر ببرند. هرگونه خبر مثبت در حوزه دیپلماسی میتواند به سرعت یخ این بازار را آب کند.
۳. سناریوی فشار از کارخانه: این سناریو به صدای خودروسازان گوش میدهد. حسن کریمی سنجری، کارشناس صنعت خودرو، هشدار میدهد که افزایش نرخ ارز، هزینه مواد اولیه و قطعات را بالا میبرد و مجوزی مانند افزایش ۱۵ درصدی قیمت، به سرعت بیاثر میشود. اگر قیمتگذاری دستوری ادامه یابد، خودروسازان با زیان مواجه میشوند و اگر قیمتها آزاد شود، این افزایش هزینه به مصرفکننده منتقل خواهد شد. در این حالت، حتی اگر تقاضا کم باشد، قیمت خودرو از مبدأ کارخانه بالا میرود و بازار را مجبور به تبعیت میکند، هرچند ممکن است این کار به تعمیق رکود و فعال شدن ابزارهایی مانند فروش اقساطی منجر شود.
بازار خودروی ایران امروز بر سر یک سه راهی پیچیده ایستاده است. آیا این جدایی از دلار پایدار خواهد ماند، یا این آرامش قبل از طوفانی دیگر است که کلید آن در دستان سیاستمداران یا مدیران کارخانهها قرار دارد؟ پاسخ به این سوال، سرنوشت سرمایههای میلیونها ایرانی را در ماههای آینده رقم خواهد زد.
شما کدام سناریو را برای آینده بازار خودرو محتملتر میدانید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.