تحلیل ارزشگذاری سایپا و سناریوهای واقعی واگذاری
اعلام ارزشگذاری حدود ۲ میلیارد دلاری برای گروه خودروسازی سایپا، بار دیگر بحث واگذاری این خودروساز را به کانون توجه بازار سرمایه بازگردانده است؛ اما آیا این عدد با واقعیتهای مالی سایپا همخوانی دارد و اساساً خریداران بالقوهای مانند کرمانموتور یا ماموت توان ورود به چنین معاملهای را دارند؟
ارزشگذاری جدید سایپا از کجا آمده است؟
طبق نامه رسمی منتشرشده از سوی گروه خودروسازی سایپا خطاب به اداره کل ناشران بازار سرمایه، ارزش کارشناسی این گروه خودروسازی حدود ۲ میلیارد دلار برآورد شده است. بر پایه این ارزیابی، ارزش ذاتی هر سهم سایپا (خساپا) حدود ۲٬۰۷۵ ریال اعلام شده؛ عددی که بلافاصله توجه فعالان بازار سرمایه و سهامداران خرد را به خود جلب کرد.
این اعلام در شرایطی انجام شده که نمادهای مرتبط با سایپا، از جمله خساپا و وساپا، مدتی است با موجی از گمانهزنیها درباره واگذاری، تغییر مدیریت و آینده مالکیت مواجهاند.
اما سؤال اصلی اینجاست:
این ۲ میلیارد دلار دقیقاً بابت چه چیزی پرداخت میشود؟
دارایی روی کاغذ، بدهی در دنیای واقعی
در نگاه اول، سایپا یک خودروساز بزرگ با داراییهای گسترده است:
- زمینهای وسیع در تهران و استانها
- برند شناختهشده در بازار داخلی
- زنجیره تأمین، سایتهای تولیدی و شرکتهای زیرمجموعه
اما روی دیگر این سکه، چیزی است که تقریباً در تمام واگذاریهای خودرویی ایران نادیده گرفته میشود: بدهی انباشته و ساختار مالی فرسوده.
برآوردهای غیررسمی و گزارشهای مالی منتشرشده نشان میدهد سایپا:
- با بدهی سنگین بانکی و تعهدات معوق روبهروست
- بخش مهمی از داراییها غیرمولد یا قفلشده هستند
- سودآوری عملیاتی آن بهشدت وابسته به قیمتگذاری دستوری است
به بیان سادهتر، خرید سایپا فقط خرید کارخانه و برند نیست؛
خریدار همزمان یک بسته بزرگ از بدهی، نیروی انسانی مازاد، تعهدات دولتی و ریسک سیاسی را هم تحویل میگیرد.
تجربه ایرانخودرو؛ الگو یا هشدار؟
مقایسه با ایرانخودرو اجتنابناپذیر است. در سالهای اخیر، این خودروساز عملاً با ورود تدریجی بخش خصوصی به مدیریت، مسیر متفاوتی را طی کرده است. هرچند مشکلات ایرانخودرو حل نشده، اما:
- تصمیمگیریها چابکتر شده
- مدیریت کمتر دولتی است
- سود و زیان واقعیتر دیده میشود
با این حال، حتی در ایرانخودرو هم خصوصیسازی کامل اتفاق نیفتاده و دولت هنوز نقش پررنگی دارد. این تجربه نشان میدهد که واگذاری خودروساز در ایران، بیش از آنکه اقتصادی باشد، پروژهای سیاسی–امنیتی است.
آیا کرمانموتور یا ماموت میتوانند سایپا را بخرند؟
پاسخ کوتاه: نه، حداقل نه به این سادگی.
۱. مسئله نقدینگی
عدد ۲ میلیارد دلار فقط «قیمت خرید» است. خریدار باید:
- بدهیها را مدیریت کند
- سرمایه در گردش تزریق کند
- خطوط تولید را نوسازی کند
این یعنی نیاز به چند میلیارد دلار منابع واقعی، نه فقط اعتبار بانکی.
۲. تفاوت مقیاس
کرمانموتور و ماموت، هرچند بازیگران مهمی در بازار خودرو هستند، اما:
- عمدتاً مونتاژکارند
- ساختارشان برای اداره یک غول زیانده طراحی نشده
- تجربه مدیریت بنگاههای دولتی–سیاسی در این مقیاس را ندارند
خرید سایپا برای این شرکتها، بیشتر شبیه بلعیدن یک نهنگ با دهان یک کوسه است.
۳. ریسک سیاست
حتی اگر سرمایه هم فراهم شود، سؤال مهمتر این است:
آیا خریدار میتواند آزادانه قیمتگذاری کند، تعدیل نیرو انجام دهد یا استراتژی محصول را تغییر دهد؟
تجربه نشان میدهد پاسخ اغلب منفی است.
بابک زنجانی؛ اسم پرسر و صدا، واقعیت کمصدا
در فضای غیررسمی، نامهایی مانند بابک زنجانی هم مطرح میشوند. اما فارغ از حاشیهها ورود چنین فردی به واگذاری یک خودروساز بزرگ نیازمند تأییدهای پیچیده سیاسی، حقوقی و امنیتی است و عملاً ریسک پروژه را چند برابر میکند. در نتیجه، این سناریو بیش از آنکه اقتصادی باشد، رسانهای و هیجانی است.
جمعبندی؛ عدد جذاب، مسیر پرسنگلاخ
ارزشگذاری ۲ میلیارد دلاری سایپا روی کاغذ ممکن است منطقی به نظر برسد اما بدون شفافسازی بدهیها، اصلاح ساختار مالی و آزادی عمل مدیریتی، این عدد قابل تحقق نیست. خریداران داخلی فعلی، توان یا تمایل پذیرش چنین ریسکی را ندارند. بنابراین واگذاری سایپا، اگر قرار است موفق باشد، نیازمند تصمیمی فراتر از بازار سرمایه است.
به زبان سادهتر: سایپا را میشود فروخت، اما به هرکسی نه و به هر قیمتی هم نه. نظر شما چیست؟