در طول تاریخ، فورد موستانگ با موتورهای چهار سیلندر، شش سیلندر و هشت سیلندر راهی خط تولید شده است اما تاکنون موتور ۱۰ سیلندر هم روی نمونههای تولیدی این خودرو نصب نشده است ولی در اوایل دهه ۲۰۰۰، گروهی از مهندسان بخش تحقیقات پیشرانه و موتورهای پیشرفته فورد دقیقاً همین کار را انجام دادند آنهم بدون اینکه از مدیران بالادستی خود اجازه بگیرند! خودرویی که برای این پیوند قلب شگفتانگیز انتخاب شد، یک کوپه نقرهای مدل ۱۹۹۹ بود که پیش از آن بهعنوان نمونه آزمایشی برای تست موتور ۵.۴ لیتری تنفس طبیعی موستانگ کبرا R استفاده میشد.
موتور ۱۰ سیلندر جدید با حجمی معادل ۵.۸ لیتر، هیچ ارتباطی با پیشرانه V10 ترایتون مورداستفاده در وانتهای فورد نداشت بلکه درواقع یک پیشرانه ۴.۶ لیتری V8 سوپاپ DOHC بود که دو سیلندر دیگر به آن اضافه شده بود. به زبان سادهتر، مهندسان بلوک این موتور ۱۰ سیلندر تمام آلومینیومی را با برش قالبهای ریختهگری موتور ۴.۶ لیتری V8 و بازطراحی آن بهصورت V10 ساختند. این پیشرانه قطعات مشترکی نظیر شاتونها و پیستونها را از مدل کبرا به ارث برده بود اما میللنگ اختصاصی خود را داشت و درمجموع حدود ۲۷ کیلوگرم سبکتر از موتور V8 کبرا بود!
در سال ۲۰۰۴، این پیشرانه قدرتی معادل ۴۲۶ اسب بخار در دور ۶,۵۰۰ rpm تولید میکرد؛ رقمی فوقالعاده برای آن دوران که میتوانست مسیر ۴۰۰ متر را در محدوده ۱۱ ثانیه طی کند. جالبترین بخش داستان این است که تیم سازنده، جریان ساخت این خودرو را از مدیران ارشد پنهان کرده بودند و پس از اتمام کار، آن را بهعنوان یک عمل انجامشده به شرکت معرفی کردند؛ دقیقاً مشابه کاری که مهندسان لامبورگینی با ساخت پروتوتایپ میورا انجام دادند! با توجه به حجم موتور برحسب اینچ مکعب، این تیم نام پروژه را باس ۳۵۱ گذاشتند؛ اما فورد یک خودروساز کوچک ایتالیایی نبود و حسابداران آن سختگیرانه حسابوکتاب مالی را زیر نظر داشتند و درنتیجه هیچگاه اجازهٔ تولید این موستانگ V10 را ندادند.
علت اصلی این تصمیم، پیچیدگیهای فنی بیشمار و عدم توجیه اقتصادی بود؛ این پیشرانه از میللنگ یکتکه با توالی جرقهزنی بسیار غیرعادی بهره میبرد که در آن زمان هیچ کامپیوتر خودرویی توانایی مدیریت آن را نداشت و مهندسان مجبور شده بودند از دو واحد ECU مجزا استفاده کنند که مانند دو موتور پنج سیلندر خطی کاملاً مستقل عمل میکردند. این ساختار برای تولید انبوه بیشازحد پیچیده بود. از سوی دیگر، تولید یک موتور V10 اختصاصی نیاز به قالبسازی و خط تولید کاملاً جدید داشت که هزینهٔ هنگفتی را میطلبید درحالیکه مدیران فورد دریافتند با افزودن یک سوپرشارژر به موتورهای V8 موجود میتوان همان قدرت یا حتی بیشتر را با هزینه بسیار کمتر به دست آورد.
با گذشت زمان، این پروتوتایپ قدیمی شد و حسابداران فورد اصرار داشتند خودرویی که کد تولیدی ندارد باید راهی دستگاه اوراق و له شود! همین موضوع باعث شکلگیری یک موشوگربه بازی چندساله بین علاقهمندان این پروژه و تیم کنترل خودروی فورد شد. مهندسان خودرو را در بخشها و گاراژهای مخفی فورد پنهان میکردند تا دست حسابداران به آن نرسد. خوشبختانه پس از سالها پنهانکاری، سرانجام این موستانگ استثنایی به بخش «ناوگان میراث فورد» منتقل شد تا از خطر اسقاط حفظ شود.
اخیراً تیم ناوگان میراث فورد با همکاری اعضای اصلی تیم طراحی اولیه، این موستانگ V10 را بازسازی کردند. پس از نوسازی سیستمهای الکترونیکی و بازبینی کامل فنی، خودرو روی دستگاه داینو رفت. جالب اینجاست که این موتور با گذشت زمان قویتر شده و حالا بیش از ۵۱۰ اسب بخار قدرت را به چرخهای عقب منتقل میکند! صدای اگزوز آن نیز ترکیبی شنیدنی از یک خودروی عضلانی و نغمه ماندگار لکسوس LFA است. طراحی ظاهری این مدل کاملاً ساده است و بدنه نقرهایرنگ معمولی هرگز نشان نمیدهد که زیر کاپوت چه خبر است. درنهایت، هرچند فورد هرگز این ۱۰ سیلندر را به تولید انبوه نرساند اما خوشبختانه تنها نسخه موجود از باس ۳۵۱ هنوز زنده و سرحال است.