صنعت خودروسازی جهان در حال تجربه تغییری مهم در مسیر توسعه خودرو است. تا چند سال پیش، بسیاری از خودروسازان اروپایی و آمریکایی چین را عمدتاً بهعنوان یک بازار بزرگ فروش یا مرکز تولید کمهزینه میدیدند؛ اما امروز شرایط کاملاً متفاوت شده است. چین به یکی از مهمترین مراکز توسعه پلتفرم، نرمافزار، باتری، خودروهای برقی و فناوریهای تولید تبدیل شده و حتی خودروسازان باسابقه غربی برای کاهش هزینه و کوتاه کردن زمان توسعه محصولات جدید، از فناوری و مهندسی شرکتهای چینی استفاده میکنند.
فورد، اوپل و رنو سه نمونه مهم از این تغییر رویکرد هستند؛ شرکتهایی که به شکلهای مختلف تلاش میکنند از سرعت بالای توسعه در چین برای رقابت در بازار خودروهای برقی اروپا استفاده کنند.
مفهوم China Speed؛ چرا چینیها سریعتر خودرو میسازند؟
یکی از مهمترین مزیتهای صنعت خودرو چین، چیزی است که در سالهای اخیر با عنوان China Speed شناخته میشود. شرکتهای چینی توانستهاند چرخه طراحی، مهندسی، آزمایش و تولید خودرو را کوتاهتر کنند. یکی از دلایل اصلی این موضوع، استفاده گستردهتر از معماریهای ماژولار، نرمافزار، هوش مصنوعی و توسعه همزمان بخشهای مختلف خودرو است.
در مدل سنتی خودروسازی، طراحی یک پلتفرم اختصاصی میتواند به سرمایهگذاری سنگین و چند سال زمان نیاز داشته باشد. در مقابل، شرکتهای چینی در بسیاری از پروژهها از پلتفرمهای مشترک و ماژولار استفاده میکنند و سپس اجزای مختلف را برای یک مدل یا بازار خاص تغییر میدهند.
این تفاوت برای خودروسازان اروپایی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا رقابت در خودروهای برقی بسیار سریع شده و فاصله چند ساله بین معرفی نسلهای جدید میتواند از نظر فناوری و هزینه، یک مزیت بزرگ برای رقبا ایجاد کند.
فورد و استفاده از معماری جیلی
یکی از جالبترین نمونهها، همکاری فورد با جیلی است. فورد در کارخانه والنسیا اسپانیا در حال استفاده از معماری مهندسیشده توسط جیلی برای توسعه محصولات برقی خود است. هدف این رویکرد، کاهش قابل توجه زمان و هزینه توسعه نسبت به طراحی یک پلتفرم کاملاً جدید از ابتدا عنوان شده است.
اهمیت این اتفاق فقط به یک پلتفرم محدود نمیشود. فورد عملاً به این نتیجه رسیده است که در شرایط فعلی، الزاماً لازم نیست تمام فناوری مورد نیاز خود را در داخل شرکت توسعه دهد. استفاده از فناوری آماده و تجربه مهندسی یک شرکت چینی میتواند منابع مالی و نیروی انسانی فورد را برای بخشهای دیگری از پروژه آزاد کند.
البته این رویکرد به معنای کنار گذاشتن مهندسی فورد نیست. مدل جدید بیشتر شبیه ترکیب مهندسی و استانداردهای فورد با سرعت و فناوری توسعهیافته در چین است. خود فورد نیز سالها قبل در برنامه «Ford China 2.0» بر ترکیب تواناییهای جهانی خود با دانش و فناوری محلی چین تأکید کرده بود.
همکاری لیپموتور با زیرمجموعههای استلانتیس
اوپل و واکسهال نیز نمونه دیگری از این روند است. این برند بریتانیایی که زیرمجموعه استلانتیس محسوب میشود، برای نسل جدید محصولات برقی خود از همکاری با لیپموتور بهره میگیرد.
طبق برنامه اعلامشده، یک شاسیبلند برقی جدید اوپل و واکسهال در سال ۲۰۲۸ عرضه خواهد شد که از فناوری توسعهیافته در همکاری با لیپموتور استفاده میکند. نکته مهم این است که چنین محصولی قرار نیست صرفاً یک خودروی چینی با لوگوی واکسهال باشد؛ بلکه قرار است ترکیبی از مهندسی اروپایی و فناوری چینی شکل بگیرد.
این روش به استلانتیس اجازه میدهد بدون صرف تمام زمان و هزینه لازم برای توسعه یک معماری کاملاً مستقل، سریعتر به فناوریهای جدید دسترسی پیدا کند. برای واکسهال، چنین راهکاری میتواند اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا بازار اروپا با سرعت زیادی به سمت خودروهای برقی و نرمافزارمحور حرکت میکند.
رنو در چین از بازار فروش به مرکز توسعه تبدیل شده است
رنو نیز در سالهای اخیر نگاه خود به چین را تغییر داده است. گزارش رویترز نشان میدهد که خودروسازان قدیمی از جمله رنو، به شکل فزایندهای از مراکز تحقیق و توسعه و تیمهای مهندسی مستقر در چین برای توسعه محصولات جدید استفاده میکنند. حتی برخی پروژههای چینی میتوانند فناوری و معماری خود را به محصولات بازارهای دیگر منتقل کنند.
این اتفاق نشان میدهد که نقش چین دیگر فقط تولید قطعات ارزان یا مونتاژ خودرو نیست. چین به یک مرکز نوآوری خودرو تبدیل شده است؛ بهخصوص در حوزه خودروهای برقی، باتری، نرمافزار، سیستمهای هوشمند و معماریهای الکترونیکی.
چرا کاهش هزینه اهمیت پیدا کرده است؟
خودروهای برقی به سرمایهگذاری سنگینی در باتری، موتور الکتریکی، نرمافزار و سیستمهای الکترونیکی نیاز دارند. از طرف دیگر، قیمت نهایی خودرو در بازار اروپا تحت فشار رقابت با برندهای چینی قرار گرفته است. بنابراین خودروسازان قدیمی نمیتوانند برای هر نسل خودرو میلیاردها دلار هزینه کنند و چندین سال منتظر بازگشت سرمایه بمانند.
استفاده از فناوری چینی میتواند سه مزیت اصلی داشته باشد: کاهش هزینه تحقیق و توسعه، کوتاه شدن زمان عرضه محصول و دسترسی سریعتر به فناوریهای جدید.
این موضوع در باتری نیز دیده میشود. شرکتهای چینی مانند CATL، BYD و جیلی در سال ۲۰۲۶ به توسعه فناوریهای شارژ فوقسریع ادامه دادهاند و برخی فناوریهای جدید، زمان شارژ را به چند دقیقه کاهش دادهاند.
آیا این همکاریها یک تهدید هستند؟
وابستگی به فناوری چینی البته بدون ریسک نیست. خودروسازان غربی باید درباره مالکیت فناوری، زنجیره تأمین، امنیت نرمافزار، استانداردهای کیفی و حفظ هویت برند تصمیمهای دقیقی بگیرند. رویترز نیز به نگرانیهایی درباره احتمال انتقال بخشی از توان مهندسی و دانش فنی از مراکز سنتی اروپایی و آمریکایی به چین اشاره کرده است.
با این حال، روند فعلی نشان میدهد صنعت خودرو وارد مرحلهای شده که مرز میان «خودروساز چینی» و «فناوری چینی» دیگر مانند گذشته مشخص نیست. ممکن است خودرویی با برند آمریکایی یا اروپایی روی جاده حرکت کند، اما بخش مهمی از معماری، نرمافزار، باتری یا فرایند توسعه آن در چین شکل گرفته باشد.
همکاری فورد، واکسهال و رنو با شرکتها و تیمهای چینی را میتوان بخشی از تغییر بزرگتر در صنعت خودرو دانست. چین از یک مرکز تولید کمهزینه به یکی از منابع مهم فناوری و مهندسی خودرو تبدیل شده است. برای خودروسازان اروپایی و آمریکایی، استفاده از این ظرفیت راهی برای کاهش زمان توسعه، کنترل هزینه و پاسخ سریعتر به رقابت خودروهای برقی است.
در واقع، رقابت آینده صنعت خودرو احتمالاً فقط میان «خودروهای چینی» و «خودروهای اروپایی» نخواهد بود؛ بلکه ترکیبی از فناوریها و مهندسی کشورهای مختلف در یک محصول واحد، به مدل غالب صنعت تبدیل خواهد شد.