بازار خودروی آمریکا هنوز زیر سلطه‌ی خودروهای چینی نرفته، اما موجی از نگرانی در واشنگتن شکل گرفته که اگر امروز سد ساخته نشود، فردا کار از کار گذشته باشد. موضوع فقط قیمت و رقابت تجاری نیست؛ پای داده، نرم‌افزار، زیرساخت و امنیت ملی هم وسط آمده است.

اتحادیه نوآوری صنعت خودرو آمریکا (Alliance for Automotive Innovation) از کنگره خواسته است قانونی دائمی برای ممنوعیت فروش، واردات و تولید خودروهای متصل چینی و همچنین سخت‌افزار و نرم‌افزار مرتبط با این خودروها تصویب شود. جان بوزلا، رئیس و مدیرعامل این اتحادیه، در نامه‌ای به رهبران مجلس نمایندگان و سنا خواسته است این ممنوعیت پیش از پایان دوره‌ی فعلی کنگره یعنی کنگره‌ی صدونوزدهم به قانون تبدیل شود.

منطق او روشن است. خودروسازان چینی با تکیه بر حمایت‌های دولتی، خودروهای مجهز به فناوری‌های متصل را در بازارهای مختلف جهان عرضه می‌کنند و از نگاه این اتحادیه، آمریکا نباید صبر کند تا حضور آنها در داخل کشور گسترده شود. پیام اصلی نامه هم همین بود که چارچوبی دائمی برای مقابله با تهدید احتمالی لازم است، نه واکنش‌های مقطعی.

واشنگتن پیش‌تر هم دست به محدودسازی زده بود و حالا می‌خواهد آن رویکرد را از سطح مقررات اجرایی به قانون دائمی ارتقا دهد. وزارت بازرگانی آمریکا از سال ۲۰۲۵ واردات سخت‌افزار سامانه‌های ارتباطی خودرو با منشا مرتبط با چین و روسیه و همچنین فروش نرم‌افزارهای مربوط به سامانه‌های ارتباطی و رانندگی خودکار را در شرایط مشخص ممنوع کرده است. در کنار آن، فروش خودروهای متصل کامل توسط برخی شرکت‌های دارای ارتباط مشمول مقررات نیز محدود شده است.

اکنون بحث اصلی بر سر Connected Vehicle Security Act of 2026 جریان دارد؛ لایحه‌ای که توسط الیسا اسلاتکین و برنی مورنو، دو سناتور دموکرات و جمهوری‌خواه، ارائه شده و واردات، تولید و فروش خودروهای مرتبط با چین و برخی فناوری‌های کلیدی متصل را هدف گرفته است. این طرح در ژوئیه‌ی ۲۰۲۶ به‌صورت اجماعی از کمیته‌ی بازرگانی سنا عبور کرد و برای بررسی در صحن سنا آماده شد.

چرا خودروهای چینی حساسیت‌برانگیز شده‌اند؟

پاسخ کوتاه، امنیت سایبری و داده است. خودروهای امروز فقط موتور، گیربکس و چهار چرخ نیستند. دوربین، حسگر، واحد مخابراتی، موقعیت‌یاب و نرم‌افزارهای متصل به شبکه در آنها نقش محوری دارند. از نگاه قانون‌گذاران آمریکایی، چنین سامانه‌هایی اگر تحت نفوذ یا کنترل دولت‌های رقیب قرار بگیرند، می‌توانند به ابزاری برای جمع‌آوری داده‌های مکانی و رفتاری یا حتی شناسایی زیرساخت‌های حساس تبدیل شوند.

اما موضوع به امنیت ختم نمی‌شود. آمریکا می‌داند مزیت خودروسازان چینی فقط در قیمت پایین خلاصه نشده است. چین در باتری، زنجیره‌ی تامین مواد اولیه، الکترونیک قدرت، نرم‌افزار، خودروهای برقی و مقیاس تولید به جایگاهی رسیده که توان فشار آوردن بر خودروسازان سنتی را دارد. برندهایی مانند BYD و جیلی هم در بازارهای خارج از چین با سرعت رشد کرده‌اند و حضورشان در اروپا، آمریکای لاتین، جنوب شرق آسیا و دیگر بازارها نگرانی رقبای سنتی را افزایش داده است.

در همین نقطه، مرز میان «امنیت ملی» و «حمایت صنعتی» باریک می‌شود. وقتی انجمنی صنعتی که نماینده‌ی خودروسازانی مانند جنرال موتورز، فورد، تویوتا، فولکس‌واگن، هوندا، هیوندای و استلانتیس است از کنگره می‌خواهد ورود رقیب چینی محدود شود، نمی‌توان فقط بُعد امنیتی را دید. نگرانی درباره‌ی آینده‌ی رقابت هم در پسِ ماجرا قرار دارد. رویترز نیز در گزارش خود به همین پیوند میان ملاحظات امنیتی و ترس صنعت خودروی آمریکا از رقابت با محصولات یارانه‌ای چین اشاره کرده است.

حتی آمریکا هم در برابر بازار خودش دیوار می‌کشد

این ماجرا برای صنعت خودرو ایران از خودِ نزاع واشنگتن و پکن مهم‌تر است. آمریکا یکی از رقابتی‌ترین بازارهای خودروی جهان را دارد و خودروسازان بزرگ، شبکه‌ی تولید گسترده و سرمایه‌گذاری عظیم تحقیق‌وتوسعه در آن فعال‌اند. با این حال، وقتی سیاست‌گذاران احساس کنند ورود یک رقیب خارجی می‌تواند در بلندمدت به تولید داخلی، اشتغال، فناوری یا امنیت داده آسیب بزند، دیگر «بازار آزاد» تنها معیار تصمیم‌گیری نیست.

به بیان دیگر، حتی آمریکا هم صنعت خودرو را صرفا یک کسب‌وکار معمولی نمی‌بیند. اتحادیه‌ی نوآوری صنعت خودرو این بخش را صنعتی می‌داند که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم از میلیون‌ها شغل پشتیبانی می‌کند و آن را بخشی مهم از اقتصاد آمریکا می‌شمارد.

البته این به معنای درست‌بودن هر نوع محدودیت وارداتی یا ممنوعیت فناوری نیست. بستن درِ رقابت خارجی شاید در کوتاه‌مدت به خودروساز داخلی فرصت بدهد، اما اگر این فرصت به افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه، توسعه‌ی فناوری و بهبود محصول منتهی نشود، هزینه‌ی نهایی را مصرف‌کننده می‌پردازد.

درس این پرونده برای ایران چیست؟

مقایسه‌ی آمریکا و ایران در صنعت خودرو باید با احتیاط انجام شود. خودروسازان آمریکایی از نظر سرمایه، فناوری، مقیاس تولید، دسترسی به بازارهای جهانی و تحقیق‌وتوسعه با صنعت خودروی ایران قابل مقایسه نیستند. بنابراین نمی‌توان نتیجه گرفت که هر نوع محدودیت واردات در ایران خودبه‌خود به نفع تولید داخلی تمام می‌شود.

با این حال، یک اصل مهم از تجربه‌ی آمریکا بیرون می‌آید. کشورهایی که صنعت خودرو را راهبردی می‌دانند، آینده‌ی این صنعت را فقط بر اساس ارزان‌ترین قیمت محصول وارداتی تعیین نمی‌کنند.

برای ایران، مسئله نباید انتخاب صفر و یکی میان آزادی کامل واردات و بستن بازار باشد. سیاست صنعتی مؤثر باید واردات را به ابزاری برای ارتقای صنعت داخلی تبدیل کند، نه جایگزینی دائمی برای آن.

واردات می‌تواند رقابت ایجاد کند، فناوری وارد کند و انتخاب مصرف‌کننده را افزایش دهد. در عین حال، تولیدکننده‌ی داخلی باید مجبور شود کیفیت، ایمنی، مصرف سوخت، خدمات پس از فروش و بهره‌وری خود را بالا ببرد. حمایت زمانی معنا دارد که زمان‌دار، مشروط و همراه با مطالبه‌ی عملکرد باشد.

در غیر این صورت، تعرفه و محدودیت واردات فقط دیواری حفاظتی می‌سازند؛ دیواری که ممکن است به‌جای حفاظت از صنعت، آن را از رقابت جهانی دور کند.

جایگاه خودروهای چینی در ایران

ایران برخلاف آمریکا در موقعیتی قرار دارد که بخش قابل‌توجهی از واردات خودروهای جدید خود را از چین انجام می‌دهد. از طرف دیگر، تحریم‌ها و دشواری دسترسی به بسیاری از برندهای جهانی، انتخاب‌های بازار را محدود کرده است.

در چنین شرایطی، سیاست درست احتمالا حذف خودروهای چینی نیست، بلکه مدیریت هوشمندانه‌ی حضور آنها به‌حساب می‌آید. الزام به خدمات پس از فروش، تامین قطعات، انتقال فناوری، داخلی‌سازی واقعی، تضمین کیفیت، شفافیت در قیمت‌گذاری و ایجاد رقابت میان برندهای چینی، کره‌ای، ژاپنی، اروپایی و تولیدکنندگان داخلی در هر سطح ممکن، می‌تواند مسیر معقول‌تری بسازد.

نمونه‌ی آمریکا نشان می‌دهد حتی کشورهایی با خودروسازان بزرگ هم حاضر نیستند آینده‌ی صنعت خودرو، اشتغال و زنجیره‌ی تامین خود را کاملا به نیروهای بازار بسپارند. اختلاف اصلی بر سر اصل حمایت نیست؛ بر سر شیوه‌ی حمایت است، تا حمایت به انحصار و افت کیفیت تبدیل نشود.

برای صنعت خودروی ایران نیز همین نقطه تعیین‌کننده می‌شود. حمایت از تولید داخلی زمانی ارزش دارد که نتیجه‌اش خودروی بهتر، ارزان‌تر، ایمن‌تر و رقابت‌پذیرتر باشد، نه صرفا خودرویی که چون بازار بسته است، مشتری انتخاب دیگری برای خریدش ندارد.

آمریکا امروز برای جلوگیری از ورود خودروهای چینی از تعرفه، مقررات و قانون‌گذاری استفاده می‌کند. پشت این سیاست فقط ترس از چین نیست؛ یک نگاه صنعتی هم دیده می‌شود که خودرو را بخشی از امنیت اقتصادی کشور می‌داند. شاید مهم‌ترین درس این پرونده برای ایران هم همین باشد؛ حمایت از صنعت خودرو ضروری است، اما حمایت واقعی باید در خدمت ساختن صنعتی رقابت‌پذیر قرار بگیرد، نه حفظ وضع موجود.

نظر شما درباره‌ی این رویکرد آمریکا و درس آن برای ایران چیست؟