مکس وستپن در یکی از عجیبترین و تماشاییترین چالشهای کارتینگ سال، کاری کرد که در نگاه اول بیشتر شبیه رویا به نظر میرسد تا واقعیت. او در سیلورستون از ردهی ۱۰۱ مسابقه را شروع کرد و در رویداد ویژهی مکس در برابر ۱۰۰، همهی ۱۰۰ رقیبش را در ۱۴ دور پشت سر گذاشت. قهرمان چهاردورهی فرمول یک جهان، تنها ۳۵ دقیقه بعد، به عنوان نخستین نفر از خط پایان رد شد و در برابر تماشاگرانی از سراسر جهان، نمایشی تمامعیار از سرعت و خونسردی ارائه داد.
این رقابت روز چهارشنبه ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در سیلورستون برگزار شد و بهعنوان بزرگترین مسابقهی کارتینگ تاریخ معرفی شد. وستپن در خطی قرار گرفته بود که مخصوص همین رویداد ساخته شده بود و در اطرافش ورزشکاران، تولیدکنندگان محتوا، استریمرها، روزنامهنگاران و هوادارانی از نقاط مختلف دنیا ایستاده بودند؛ بیشترشان هم فقط برای دومین بار، آنهم بعد از تمرین روز سهشنبه و یک دور تعیین خط در همان روز، پشت فرمان نشسته بودند. مقیاس ماجرا از همان لحظهای که گرید شکل گرفت، روشن شد؛ ۱۰۱ کارت در ردیفهایی پشتسرهم روی آسفالت سیلورستون صف کشیده بودند و وستپن در آخرین جایگاه دیده میشد.
شروع مسابقه بهمعنای واقعی کلمه انفجاری بود. وستپن در همان دور نخست، پیش از رسیدن به خط شروع و پایان، بیش از ۱۰ راننده را رد کرد و در پیچ تند نخست، میدان در هم فروپاشید؛ کارتها به هم خوردند و برخی برعکس مسیر ایستادند. خود وستپن از طریق رادیو گفت «نمیدانم چه خبر است، اوضاع بههمریخته»، اما فقط دو دقیقه بعد، در جایگاه سیوهفتم بود و عملا از تجربهی سالها کارتینگش دارد. زمانی که عدد ۶۳ رانندهی حذفشده پیش از کاملکردن یک دور به او اعلام شد، پاسخ داد «شروع بدی نبود، نه!»
قوانین مسابقه هم کار را عجیبتر میکرد. هر راننده بهمحض آنکه قسمت عقب کارت وستپن همسطح بخش جلوی کارت او میشد، از مسابقه کنار میرفت؛ بنابراین هر سبقت، قطعی و برگشتناپذیر بود. همین مسئله باعث شد میکروفونهای روی کارت، واکنش رقیبان را یکییکی ضبط کنند. در دور هفتم، پکی تیدابلیوسی، یوتیوبر دنیای موتوراسپرت که آن لحظه ششم بود، از وستپن خواست او را رد نکند، اما کمی بعد خودش هم کنار رفت. تا آن زمان، رقابت از آشوب اولیه فاصله گرفته بود و به تعقیب و گریزی تمامعیار تبدیل شده بود.
در بخش بالایی جدول، جکی مارتنس، زک آلساپ (یوتیوبر) و لوئیس اوسلر، تکنسین پیشرانههای ردبول فورد، حدود ۱۲ ثانیه جلو افتاده بودند، اما وستپن با سرعتی خیرهکننده هر دور سه ثانیه از فاصله کم میکرد. در حالیکه ۵۴ دقیقه از زمان مسابقه باقی مانده بود، مدیر مسابقه به گروه صدرنشین یک آوانس داد و هر سه نفر در دور ۱۲ از میانبُر استفاده کردند. آنها سپس بهجای جنگ برای صدرنشینی، حالت تدافعی گرفتند تا اندکی زمان بخرند؛ اما در دور بعد، وستپن رسید، آلساپ و اوسلر را در یک پیچ کنار زد و سپس مارتنس را هم رد کرد تا کار را با ۳۵ دقیقهی باقیمانده تمام کند.
جایگاههای سکو هم کمسابقه بودند. مارتنس، روزنامهنگار هلندی فرمول یک، بیشتر مسابقه را در صدر گذراند و همراه با اوسلر روی سکو ایستاد؛ تکنسین تیم قهرمان جهان، دقیقا یک پله پایینتر از وستپن قرار گرفت. پشت سر آنها، آلساپ چهارم شد و پول تارس، موتورسوار مشهور آفرود، پنجم ایستاد. پکی تیدابلیوسی، رودخیماستریمر آردیجیوی، عکاس لَری چن، دوچرخهسوار کوهستان برنارد کر و بازیگر نئو یاو هم جمع ۱۰ نفر برتر را کامل کردند. برای مسابقهای که ۱۰۰ نفر در آن شرکت کرده بودند، چنین ترکیبی از چهرهها خودش بخشی از جذابیت ماجرا بود.
آمار وستپن هم البته تحقیرکننده به نظر میرسد. سریعترین دور او ۲ دقیقه و ۲۰٫۶۷۳ ثانیه ثبت شد، در حالیکه بهترین زمان بعدی متعلق به مارتنس با ۲ دقیقه و ۲۳٫۳۲۷ ثانیه بود؛ یعنی بیش از ۲٫۶ ثانیه تفاوت. او در کل ۳۵ دقیقهی مسابقه، بهطور میانگین هر ۲۱ ثانیه یک راننده را رد کرد. وقتی برایش روشن شد چه مسیری را طی کرده، خودش هم لحظهای عقب کشید و گفت که در شروع، با دیدن ۱۰۰ کارت مقابلش، کمی نگران شده بود؛ با این حال، بعد از دور نخست و آن هرجومرج اولیه، به خودش اطمینان داد که «اوکی، اوضاع تحت کنترل است».
وستپن بعدتر توضیح داد که مسابقه برایش حس بازگشت به ریشهها را داشته و از تجربهاش لذت برده است. او گفت دوباره سوار کارتشدن و برگشتن به مبانی، یادآور روزهای قدیم مسابقهدادن بود. به گفتهی او، پیست بسیار زیبا و حسابشده طراحی شده بود و اینکه دادهها از طریق رادیو برایش ارسال میشد، نکتهی خوشایندی به شمار میرفت. وستپن همچنین اعتراف کرد که تنها سه یا چهار دور روی پیست فرصت تمرین داشته و در واقع، قبل از مسابقه هیچ اطمینان کاملی از نتیجه نداشته است. با این حال، گفت که میدانسته با توجه به زمانهای خود و زمانهای تعیین خط دیگران، پیروزی شدنی است؛ البته همهچیز به دو دور نخست بستگی داشت و همان دو دور هم بهتر از انتظارش پیش رفتند.
دیوید ترینیَن، طراح پیست و مدیر مسابقه هم از آنچه دید شگفتزده شد و گفت هیچکس پیش از این، عبور از ترافیک چنین میدان بزرگی را تجربه نکرده بود. او توضیح داد که وستپن هر بار از شکاف درست عبور میکرد، در سمت مناسب پیست میماند و در لحظهای که آنسوی مسیر حادثه رخ میداد، از قبل جای خود را انتخاب کرده بود. ترینیَن باور داشت تفاوت اصلی وستپن همین «دید مسابقهای» و واکنش فوقالعادهاش است؛ به گفتهی او، وستپن شکافی را میبیند که هنوز باز نشده، اما قرار است باز شود. همین توانایی، از نگاه او، چیزی است که بیشتر رانندهها ندارند و باعث شد این پیروزی در سیلورستون به یکی از بهیادماندنیترین لحظههای کارنامهی وستپن تبدیل شود.
وستپن حتی از ادامهدارشدن چنین ایدهای هم بدش نمیآید. او در پایان، با لحنی نیمهجدی و نیمهخوشمشرب گفت شاید دفعهی بعد نوبت ۲۰۰ نفر باشد. برای رانندهای که همین حالا هم از دل شلوغترین میدان ممکن، با دست پر بیرون آمده، چنین پیشنهادی فقط یک شوخی ساده نیست؛ بیشتر شبیه هشدار به همهی کسانی است که هنوز فکر میکنند در برابر او، فرصت چندانی برای نفسکشیدن دارند.
شما قدرت وستپن را در چنین رقابت شلوغی چطور میبینید؟