دنده عقب: بازگشایی پل بروکلین

سه‌شنبه 4 خرداد 1395 - 04:45
مطالعه 6 دقیقه
Brooklyn-Bridge-Park-88567
پس از ۱۴ سال به طول انجامیدن فرآیند ساخت و ۲۷ سانحه منجر به فوت در حین آن، بالاخره ۱۳۳ سال پیش در چنین روزی بود که پل بروکلین بر فراز رود شرقی شهر...
تبلیغات

پس از ۱۴ سال به طول انجامیدن فرآیند ساخت و ۲۷ سانحه منجر به فوت در حین آن، بالاخره ۱۳۳ سال پیش در چنین روزی بود که پل بروکلین بر فراز رود شرقی شهر نیویورک افتتاح شد؛ پلی که برای اولین بار منهتن و نیویورک را به هم متصل می‌کرد و با طراحی و ساخت توسط John A. Roebling (جان روبلینگ)، با نشان بزرگترین پل معلق تا آن زمان، سر برافراشت.

جان روبلینگ که همواره از وی به‌عنوان یکی از بزرگترین پیشروهای طراحی پل‌های معلق آهنی یاد می‌شود، در سال ۱۸۰۶ میلادی در آلمان چشم به جهان گشود. او پس از فارغ‌التحصیلی از آکادمی معماری برلین تحت نظر بزرگترین اساتید و مهندسان آن دوره، در سن ۲۵ سالگی به پنسیلوانیای غربی (ایالات متحدهٔ آمریکا) مهاجرت کرد. البته وی که تلاش داشت تا ادامهٔ زندگی‌اش را به‌عنوان یک کشاورز بگذراند، پس از مدتی با شکست روبرو شد و این‌بار تصمیم گرفت تا شانسش را در مرکز ایالت پنسیلوانیا، هریسبورگ، بیازماید. خوشبختانه این‌بار رؤیای آمریکایی او به تحقق پیوست و روبلینگ پس از استخدام به‌عنوان مهندس عمران در یکی از موسسه‌های گسترش آمریکا، مدتی نگذشت که موفق به تأسیس یک کارخانهٔ تولید کابل گشت.

موفقیت‌های پی‌درپی او کم‌کم از یک دیگر پیشی می‌گرفتند و درست در هنگامی‌که علی‌رغم نیاز بسیار زیاد به پل‌های معلق، استفادهٔ از آن‌ها به دلیل فروپاشی‌شان در برابر جریان‌های باد قوی و نیروهای شدید مانع گسترششان می‌شد؛ روبلینگ با پیشنهاد طراحی نوعی خاص از خرپا، یکی از تأثیرگذارترین گام‌ها را در پیشرفت تکنولوژی و افزایش استحکام این نوع از پل‌ها برداشت. وی با استفاده از همین خرپاها موفق به ساخت پل‌های Niagara Gorge در آبشار نیاگارا و همچنین پل رودخانهٔ اوهایو در سینسیناتی، ایالت اوهایو شد. با کسب تمام این موفقیت‌ها و پیروزی در اغلب مناقصات مرتبط با ساخت پل‌ها، کمتر کسی بود که از او به‌عنوان یکی از بهترین طراحان پل‌های معلق یاد نکند و همین محبوبیت و اعتبار وی باعث شد تا ایالت نیویورک با طرح او برای پل ۴۸۶ متری بروکلین- منهتن موافقت کند و با انتصاب او به‌عنوان مهندس ارشد این پروژه، افتخاری دیگر هم به تالار افتخارات روبلینگ اضافه گردد؛ حال او طراح اولین پل معلق آهنین دنیا بود!

قبل‌تر به فوت‌های بسیاری که بر اثر سوانح ایجاد شده در طول ساخت این پل منجر شده بودند اشاره کردم. درست قبل از شروع ساخت پل در سال ۱۸۶۹، روبلینگ هنگام انجام آخرین مراحل نقشه‌برداری از منطقهٔ مورد نظر، دچار یک سانحه که شاید اگر امروز اتفاق می‌افتاد به راحتی قابل درمان بود، شد. یک قایق انگشتان یکی از پاهای او را له کرد و گرچه خود سانحه مرگ‌بار نبود اما با توجه به علم پزشکی آن زمان، او پس از ۳ هفته به خاطر کزاز درگذشت. این اولین سانحهٔ مرگ‌بار فرآیند ساخت این پل بود که بعداً در طی ۱۴ سال به ۲۷ سانحه هم رسید. پس از درگذشت روبلینگ، پسر ۳۲ سالهٔ او، واشینگتن آ. روبلینگ، که قبلاً هم سابقهٔ همکاری با پدرش را در سایر پروژه‌ها داشت، به‌عنوان مهندس ارشد جدید پروژه کار ساخت پل بروکلین را آغاز کرد.

به دلیل اینکه پایه‌های پل به ترتیب در ۱۴ (بروکلین) و ۲۴ متری (نیویورک) پی‌ریزی شده بود، بخش اعظمی از جای‌گذاری پایه‌های گرانیتی پل بروکلین در اعماق آب انجام می‌شد و کارگران ناگزیر بودند تا عمدهٔ زمان ساخت پایه‌ها را در زیر آب بگذرانند. کار در چنین وضعیتی مخصوصاً در آن زمان، که هنوز اطلاعات زیادی دربارهٔ کار در چنین شرایطی (اعماق آب) وجود نداشت، باعث شد تا بیش از صد کارگر به بیماری (های) ناشی از کاهش ناگهانی فشار مبتلا شوند. این بیماری به خاطر به وجود آمدن حباب‌های نیتروژن در خون به دلیل کاهش ناگهانی فشار رخ می‌دهد و متأسفانه در آن هنگام باعث فوت چندین کارگر و حتی بستری شدن خود واشینگتن روبلینگ در سال ۱۸۷۲ شد.

مثل اینکه بیماری و تخت‌نشینی‌های بعد از آن در احساس مسئولیت و انجام وظیفهٔ مدیران لاییکِ خدانشناس غرق در کابوس آمریکایی (!) اثری ندارد و این برخی از مدیران زحمت‌کش دیگر ممالک هستند که پس از کمترین احترام و «مهندس» و «دکتر» خواندنشان بر تخت ادعا و تفاخر می‌نشینند و دیگر وظایف و مسئولیتشان را به باد فراموشی می‌سپارند! شاهد این قضیه هم این است که روبلینگ پسر حتی در بستر بیماری هم دستورات و راهنمایی‌های لازم را از طریق همسرش، امیلی روبلینگ، به کارگران می‌رساند و حتی در سال ۱۸۷۷، او و همسرش با نقل مکان به یک خانهٔ جدید که دید کامل به پل و مراحل ساخت آن داشت، مغروق بودن خود در کابوس آمریکایی را بیش از پیش به نمایش گذاشتند! هرچند وضعیت جسمی واشینگتن روبلینگ به‌مرور زمان بهبود یافت، اما او تا آخر عمرش از فلج نسبی رنج می‌برد و این هم لابد از کافر بودنش بود و الخ...

پل بروکلین بالاخره در ۲۴ ماه مه سال ۱۸۷۷ میلادی افتتاح شد و به احترام تمام زحمات و ازخودگذشتگی‌های خانوادهٔ روبلینگ، امیلی روبلینگ اولین شخصی بود که از این پل عبور کرد. پس از ۲۴ ساعت از گذشت افتتاح این پل، حدود ۲۵۰, ۰۰۰ نفر از راه مخصوص پیاده‌رو این پل، که از همان ابتدای کار طراحی توسط جان روبلینگ تنها برای سرگرمی و لذت افراد پیاده از منظرهٔ بالای پل در نظر گرفته شده بود، بین دو جزیرهٔ بروکلین و نیویورک جابجا شدند. البته این راه مخصوص با در نظر گرفتن تمام فاکتورهای امنیت جان مسافران، در ارتفاع قابل توجهی نسبت به راه‌های گذر خودروها طراحی شده است تا هیچ‌گونه خطری از سمت خودروها متوجه مردم نباشد. تدبیری که پس از گذشت ۲۰۰ سال از طراحی پل بروکلین، هنوز در کشور عزیز ما اعتقادی به آن وجود ندارد؛ در هر زمینه‌ای! نمونه‌اش هم در اینجا توسط همکار عزیزم، علیرضا رحیقی، به رشتهٔ تحریر درآمده است.

برخی پل بروکلین را هشتمین مورد از عجایب دنیا می‌دانند و برخی هم این را فقط یک شوخی می‌خوانند. اما مسالهٔ مهم‌تر خدمتی است که این پل به مردم جزایر منهتن و بروکلین کرد. هر دوی این جزایر از جمعیت چشم‌گیری برخوردار هستند و بدون وجود این پل، قطعاً نیویورک بزرگ فعلی به وقوع نمی‌پیوست. در سال ۱۸۹۸ شهر بروکلین به‌صورت رسمی به شهر نیویورک، جزیره استیتن و چند شهر کوچک دیگر ملحق شد تا سیب بزرگ یا همان شهر ۲۴ ساعته به عنوان مرکز یکی از بزرگترین، زیباترین و جذاب‌ترین ایالات آمریکا شناخته شود. واقعاً اهمیتی ندارد که این پل هشتمین «عجیب» دنیا است یا نه؛ مهم در این حقیقت است که ما کجا و آن‌ها کجا... قصد ناامیدی و قُر زدن ندارم. تنها دل تنگی دارم که اگر اینجا بازش نکنم، قطعاً خواهم ترکید!

روز افتتاح پل بروکلین بر شما خوانندگان عزیز پدال، مبارک!

تهیه‌شده در: مجله خودرو و حمل و نقل پدال

اقتباس شده از: History

نظرات

تبلیغات

©1405 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.