بیوک انکلیو اونییر، شگفتی لوکس بازار شاسیبلندها
سفر هوایی فقط وقتی واقعا لوکس به نظر میرسد که صندلی درست را انتخاب کرده باشید. اگر در فرستکلاس ننشینید، عبور از کنار پادهای فرستکلاس و لیوانهای شامپاین در مسیر ردیف ۳۸ میتواند یادآور فاصلهای باشد که میان راحتی معمولی و تجمل واقعی وجود دارد. در بازار شاسیبلندهای سهردیفه هم سالها همینطور بود؛ مدلهای معمولی مثل فوردها و شورولتها شما را به مقصد میرساندند، اما رفتن به سراغ مرسدسبنز یا بامو دستکم ۸۵٬۰۰۰ دلار هزینه داشت، آن هم پیش از اضافهکردن آپشنها.
بهگزارش تاپ اسپید، حالا پردهی فرضی میان لوکس و غیرلوکس در حال پایینآمدن است و موج تازهای از خانوادگیهای نزدیک به لوکس، مرزها را در ردهی سهردیفه کمرنگ کردهاند. نتیجه، تجربهای شبیه فرستکلاس و در حد استانداردهای آلمانی است، اما با قیمتی نزدیک به فورد و شورولت و بدون پرداخت هزینهی گزاف ارتقا. نکتهی جالبتر آنکه این پیشنهاد از برندی میآید که خیلیها یا فراموشش کردهاند یا اصلا آن را گزینهای لوکس به حساب نمیآورند.
شاسیبلندهای خانوادگی مدرن دیگر مثل گذشته شما را مجبور به مصالحه نمیکنند. اصطلاح «جعبهی جریمهی متحرک» زمانی برای شاسیبلندهای سهردیفهی غیرلوکس به کار میرفت، اما امروز سه محصول اصلی بازار میتوانند حتی یک مرسدسبنز اسکلاس ۱۵ ساله را هم پشت سر بگذارند. هیوندای پالیسید که بهتازگی کاملا بازطراحی شده، صندلیهای ردیف اول و دوم با قابلیت خواباندن، متریال نرم و چشمنواز و حتی دو نمایشگر ۱۲.۳ اینچی ارائه میدهد. گرند هایلندر هیبرید مکس هم ۳۶۲ اسببخار قدرت تولید میکند و به برخی شاسیبلندهای لوکس فولسایز نزدیک میشود. پیام روشن است؛ دیگر لازم نیست برای رسیدن به تجهیزات کامل، سراغ تیپهای بسیار گران یا برندهای ردهبالا بروید.
فاصلهی میان استاندارد، پریمیوم و لوکس را میشود از برچسب قیمت فهمید. هیوندای پالیسید کالیگرافی در بالاترین تیپ خود ۵۶٬۱۶۰ دلار قیمت دارد و درست در محدودهی قیمت آغازین لکسوس تیایکس و آکورا امدیایکس قرار میگیرد. گرند هایلندر پلاتینیوم فولامکانات هم به ۵۸٬۰۰۰ دلار میرسد. خودروسازان هم این را میدانند و به همین دلیل برای چنین محصولاتی قیمتگذاری لوکس طلب میکنند؛ در عمل هم همین موضوع بخشی از خریداران را از مدلهای پایهی مرسدسبنز یا بامو دور میکند.
تجربهی فرستکلاس در یک شاسیبلند خانوادگی فقط با یک آپشن تعریف نمیشود، بلکه ترکیبی از تجهیزات، روکشها و فناوری را میطلبد. جیپ گرند واگونیر هم بهتازگی فیسلیفت قابلتوجهی دریافت کرده، اما بسیاری از تجهیزات لوکس خود را حفظ کرده است؛ از جمله صندلیهای جلو با تنظیم برقی ۲۴ جهته و بستهی صوتی پریمیوم، فرقی هم نمیکند کدام تیپ را بخرید. لینکلن ایویاتور بلک لیبل با تمهای داخلی متفاوت عرضه میشود و قیمتش از حدود ۹۰٬۰۰۰ دلار آغاز میشود. هیوندای پالیسید هم در برابر آن، صندلی ماساژ سمت راننده و محفظهی استریلسازی با یوویسی را کنار گزینههای بهتر برای کابین و تودوزی قرار میدهد. خلاصهاش این است که برنده، برندی خواهد بود که همین سطح تجهیزات را با کمترین هزینه عرضه کند.
در بخش پرچمداران لوکس، اعداد واقعا سنگیناند. کادیلاک اسکالید از ۹۱٬۱۰۰ دلار شروع میشود، مرسدسبنز جیالاس با قیمت آغازین ۹۰٬۲۵۰ دلار وارد میشود و بامو ایکس۷ هم برچسب ۸۷٬۵۰۰ دلاری دارد. بازار لوکس امروز تقریبا میداند از مشتری چه چیزی باید انتظار داشته باشد؛ نمایشگرهای عظیم، قابلیت رانندگی بدون دستزدن به فرمان، مواد بسیار مرغوب و کابینی تا حد ممکن بیصدا. با وجود اینکه شاسیبلند مورد بحث تقریبا همهی این جعبهها را تیک میزند، بعید است در نگاه اول حدس بزنید کدام مدل است.
در سالهای اخیر، لوکسبودن تقریبا با بزرگترین نمایشگر ممکن معنی شده است. کادیلاک در اسکالید یک نمایشگر خمیدهی ستونبهستون ۵۵ اینچی دارد و لینکلن ناتیلوس هم از نمایشگر پانورامای ۴۸ اینچی بههمراه یک صفحهی جداگانه برای کنترلها استفاده میکند. خودروی مورد نظر هم نمایشگر بزرگی دارد که شاید به اندازهی نمونههای بالا نباشد، اما همچنان آنقدر چشمگیر است که در جنگ نمایشگرهای بخش لوکس، یک مدعی جدی محسوب شود.
اگر چیزی بوی لوکسبودن بدهد، همان رانندگی بدون نیاز به دخالت دست است. تسلا یکی از معدود سیستمهای رانندگی کاملا خودکار بازار را دارد، اما جنرال موتورز بهطور گسترده بهترین سامانهی دستکمگرفتنِ دخالت راننده در بزرگراه را در اختیار دارد و بسیاری آن را معیار اصلی میدانند. سوپرکروز بیشتر با نوار سبزرنگی شناخته میشود که روی فرمان چندین مدل کشیده شده است. شاید کمتر بدانید که این سیستم بیش از ۷۵۰٬۰۰۰ جادهی نقشهبرداریشده در ایالات متحده و کانادا را پوشش میدهد؛ مزیتی قابلتوجه در برابر فورد بلوکروز که فقط ۱۳۰٬۰۰۰ مایل از بزرگراهها را نقشهبرداری کرده و بازخوردهای درخشانی هم نگرفته است. معمولا سوپرکروز فقط روی محصولات پرچمدار دیده میشد، اما حالا به این شاسیبلند در دسترستر هم آمده است.
بیوک انکلیو اونییر ۲۰۲۶ همان بلیت غافلگیرکنندهی فرستکلاس است. اگر کمپینهای تبلیغاتی بیوک را دیده باشید، با سؤال «این واقعا بیوک است؟» آشنا هستید و انکلیو اونییر دقیقا همین حس را زنده میکند، چون فعلا یکی از غیرمنتظرهترین خودروهای پریمیوم و لوکس بازار به شمار میرود. دو تیپ دیگر، یعنی پریفررد و اسپرت تورینگ، بیشتر به بخش استاندارد نزدیکاند، اما اونییر یک خودروی لوکس واقعی محسوب میشود. در آن از زبان طراحی پیور بیوک استفاده شده که روی خطوط تمیز، تناسبات دراماتیک و زیبایی مجسمهوار تأکید دارد. اگر بخواهید ریشهی این زبان طراحی را ببینید، بیوک وایلدکت را بررسی کنید.
بیوک همهی امکانات لوکس را برای تیپ بالایی نگه داشته است. بیوک انکلیو اونییر تنها تیپی است که صندلی ماساژ، تعلیق تطبیقی و سیستم صوتی بوز با ۱۶ بلندگو را ارائه میدهد. افزون بر آن، نمایشگر سربالا، سقف پانورامای شیشهای و رینگهای ۲۲ اینچی پیوتر نیکل هم فقط برای همین تیپ در نظر گرفته شدهاند. تعلیق یادشده از مجموعهی دمپر تطبیقی استفاده میکند و در لحظه با شرایط جاده تغییر میکند. بیوک همچنین از فناوری ثبتشدهی کویِتتونینگ دارد که حذف فعال نویز را به کار میگیرد و مثل یک خودروی لوکس واقعی، دنیای بیرون را تا حد زیادی ساکت میکند.
پیشرانهی توربوشارژ این خودرو برای حرکت بیدردسر ساخته شده است. نسل قبلی با یک موتور ششسیلندر پرقدرت عرضه میشد، اما حالا همهی انکلیوها فقط یک پیشرانه دارند؛ پیشرانهای که با شورولت تراورس و جیامسی آکادیا هم مشترک است. زیر کاپوت، یک موتور چهارسیلندر خطی ۲.۵ لیتری توربوشارژ قرار دارد که ۳۲۸ اسببخار قدرت و ۳۲۶ نیوتنمتر گشتاور تولید میکند. نیروی آن از طریق گیربکس هشتسرعتهی اتوماتیک منتقل میشود، شتاب صفر تا ۹۷ کیلومتر بر ساعت را در ۶.۸ ثانیه ثبت میکند و توان یدککشی ۲٬۲۶۸ کیلوگرم دارد؛ رقمی که برای این سگمنت استاندارد به حساب میآید.
با این حال، توان خروجی نباید شما را گول بزند. این پیشرانه ۱۸ اسببخار بیشتر از موتور ششسیلندر نسل قبل قدرت دارد. برآوردهای سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا نشان میدهد نسخهی دیفرانسیلجلو در شهر ۲۰ مایل بر گالن و در بزرگراه ۲۴ مایل بر گالن مصرف دارد، در حالی که نسخهی چهارچرخمحرک به مصرف ترکیبی ۲۱ مایل بر گالن میرسد. وقتی همین اعداد را روی باک ۷۳.۴ لیتری اعمال کنیم، برد بزرگراهی به ۷۸۰ کیلومتر میرسد، آن هم بدون کمک گرفتن از سامانهی هیبریدی.
شگفتانگیزترین بخش ماجرا، قیمت تیپ فولامکانات بیوک انکلیو است. در مقایسه با رقبای لوکس، بیوک برچسب قیمتی بهمراتب پایینتری دارد. لکسوس تیایکس ۵۵۰اچپی پلاس لاکچری با قیمت آغازین ۸۱٬۷۶۰ دلار عرضه میشود و آکورا امدیایکس تایپ اس با پکیج پیشرفته، حدود ۷۷٬۳۰۰ دلار قیمت دارد. بهتر است اصلا سراغ قیمت بامو ایکس۷ و مرسدسبنز جیالاس نرویم. در سوی دیگر، بیوک انکلیو اونییر با چهارچرخمحرک اختیاری، سوپرکروز و پکیج روشنایی، ۶۵٬۴۴۰ دلار قیمت دارد؛ رقمی که در مقایسه با رقبا واقعا حکم شکار را دارد.
اگر کسی بخواهد خودرویی خوشچهره اما کمهزینه داشته باشد، بیوک یکی از بهترین انتخابها به شمار میرود. اشتراک قطعات با شورولت تراورس و جیامسی آکادیا، هزینهی نگهداری را به کاری ساده و ارزان تبدیل میکند. در مقابل، رقبای آلمانی خودروهایی اختصاصی با موتورهای منحصربهفرد هستند که حتی در بحث مایعات مصرفی هم به سرویس تخصصی نیاز دارند. کیلیبلوبوک با احتساب قیمت پایه، هزینهی مالکیت پنجسالهی اونییر را ۹۰٬۵۵۰ دلار برآورد کرده است؛ یعنی ۱۰٬۰۰۰ دلار کمتر از اسکالید.
البته بیوک انکلیو هم بینقص نیست. قبلا از توانایی آن در طی کردن نزدیک به ۸۰۰ کیلومتر بدون سامانهی هیبریدی تعریف شد، اما همچنان جای خالی یک پیشرانهی هیبریدی برای بیوک و در واقع برای هر محصول جنرال موتورز احساس میشود. داشتن فقط یک موتور، هرچند از نگاه نگهداری و هزینهها مزیت دارد، اما هنوز حس کمبود را از بین نمیبرد. از طرف دیگر، رسانههایی مثل ادموندز به انکلیو نمرهی ۶.۴ از ۱۰ دادهاند و گفتهاند کیفیت مواد داخلی ارزان به نظر میرسد و تجربهی رانندگی فقط در حد قابلقبول بوده است. با وجود همین نمرههای متوسط، همچنان میتوان آن را در بازاری که بیش از حد گران شده، یک گزینهی لوکس و منطقی دانست.
مشخصات پایهی بیوک انکلیو شامل موتور ۲.۵ لیتری چهارسیلندر خطی درونسوز، گیربکس اتوماتیک هشتسرعته، سامانهی دیفرانسیلجلو، قدرت ۳۲۸ اسببخار در ۵۵۰۰ دور بر دقیقه، گشتاور ۳۲۶ نیوتنمتر در ۳۵۰۰ دور بر دقیقه، مصرف ۱۹/۲۴/۲۱ مایل بر گالن، باتری سرباسید، وزن ۲۰۵۷ کیلوگرم و توان یدککشی ۲٬۲۶۸ کیلوگرم است. این خودرو در ردهی شاسیبلند لوکس میانسایز قرار میگیرد و نشان میدهد لوکسسواری الزاما نباید با برچسب قیمتی سنگین همراه باشد.
شما بیوک انکلیو اونییر را خرید هوشمندانه میدانید یا هنوز رقبا را ترجیح میدهید؟