نقطه مرگ بالا و پایین در موتورهای درون‌سوز چیست؟

یک‌شنبه 9 آذر 1404 - 14:00
مطالعه 7 دقیقه
پیستون و سیلندر
در بررسی عملکرد موتورهای درون‌سوز همواره عبارت نقطه مرگ بالا و پایین بکار می‌رود اما این عبارات چه معنایی دارند؟
تبلیغات

در دنیای موتورهای درون‌سوز که قلب تپنده‌ میلیون‌ها خودرو در سراسر جهان هستند، چند مفهوم بنیادین وجود دارد که درک دقیق آن‌ها برای هر علاقه‌مند به مکانیک خودرو ضروری است. موتورهای بنزینی و دیزلی چهار زمانه بر اساس چرخه‌ای به نام چرخه اتو یا چرخه دیزل کار می‌کنند که شامل چهار مرحله اصلی است: مکش، تراکم، کار و تخلیه. در این چرخه، پیستون درون سیلندر بالا و پایین می‌رود و با کمک میل‌لنگ، سوپاپ‌ها، شاتون و سایر اجزا، انرژی شیمیایی سوخت را به انرژی مکانیکی تبدیل می‌کند.

یکی از مهم‌ترین مفاهیم در این حرکت رفت و برگشتی پیستون، نقطه مرگ بالا و نقطه مرگ پایین است. به زبان ساده، نقطه مرگ بالا (TDC – Top Dead Center) زمانی است که پیستون به بالاترین نقطه‌ ممکن در داخل سیلندر رسیده و نقطه مرگ پایین (BDC – Bottom Dead Center) زمانی است که پیستون به پایین‌ترین نقطه‌ خود می‌رسد. فاصله‌ بین این دو نقطه که به آن کورس پیستون یا فاصله بین نقطه مرگ بالا و پایین نیز گفته می‌شود، یکی از پارامترهای اصلی طراحی موتور است.

در این مقاله قصد داریم به‌طور کامل به توضیح نقطه مرگ بالا و پایین در سیلندر، نقطه مرگ بالا و پایین پیستون، اهمیت آن‌ها، تفاوت‌هایشان در زمان‌بندی موتور و تأثیرشان بر عملکرد، راندمان و طول عمر موتور بپردازیم. اگر می‌خواهید دقیقاً بدانید این دو نقطه چه نقشی در کارکرد موتور دارند تا انتها با ما همراه باشید.

نقطه مرگ بالا و پایین چیست؟

برای درک کامل نقطه مرگ بالا و پایین در سیلندر، ابتدا باید حرکت پیستون در موتور را بررسی کنیم. پیستون درون سیلندر روی یک مسیر کاملاً خطی حرکت می‌کند، اما این حرکت مستقیماً به چرخش میل‌لنگ متصل است. میل‌لنگ با تبدیل حرکت رفت‌وبرگشتی پیستون به حرکت دورانی، موجب گردش سیستم انتقال قدرت و در نهایت چرخش چرخ‌ها می‌شود.

نقطه مرگ بالا (Top Dead Center – TDC)

نقطه مرگ بالا، بالاترین نقطه‌ای است که پیستون درون سیلندر به آن می‌رسد. این نقطه جایی است که پیستون بیشترین فاصله را از مرکز چرخش میل‌لنگ دارد. در بسیاری از موتورهای چهارزمانه، لحظه‌های مهمی مانند پایان تراکم و زمان جرقه‌زنی دقیقاً در نزدیکی همین نقطه رخ می‌دهند. زمانی که پیستون در نقطه مرگ بالا قرار دارد، حجم محفظه احتراق به کمترین مقدار خود می‌رسد و شرایط برای آغاز مرحله احتراق کاملاً مهیا است.

نقطه مرگ پایین (Bottom Dead Center – BDC)

نقطه مرگ پایین در واقع پایین‌ترین موقعیت پیستون است. در این حالت پیستون در نزدیک‌ترین فاصله به میل‌لنگ قرار دارد و حجم سیلندر به حداکثر مقدار خود می‌رسد. این نقطه معمولاً پایان مرحله مکش و پایان مرحله توان در موتورهای چهارزمانه را نشان می‌دهد؛ بنابراین نقطه مرگ بالا و پایین پیستون تعیین ‌کننده مرزهای اصلی حرکت پیستون و مقدار جابه‌جایی حجمی موتور هستند.

فاصله بین نقطه مرگ بالا و پایین (کورس پیستون)

فاصله بین نقطه مرگ بالا و پایین همان طول حرکت پیستون از بالاترین نقطه تا پایین‌ترین نقطه است که به آن کورس Stroke می‌گویند. این فاصله همراه با قطر سیلندر Bore دو پارامتر اصلی برای محاسبه حجم موتور هستند:

  • حجم یک سیلندر = π × (قطر/۲)² × کورس
  • حجم کل موتور = حجم یک سیلندر × تعداد سیلندرها

موتورهایی که کورس طولانی‌تری نسبت به قطر سیلندر دارند (Long Stroke) معمولاً گشتاور بیشتری در دور پایین تولید می‌کنند، درحالی‌که موتورهای کورس کوتاه (Short Stroke) قابلیت دور موتور بالاتر و قدرت بیشتر در دور بالا را دارند.

اهمیت نقطه مرگ بالا و پایین در عملکرد موتور

این دو نقطه فقط موقعیت‌های هندسی نیستند بلکه نقش کلیدی در تحلیل چرخه کار موتور دارند. برخی از مهم‌ترین دلایل اهمیت آن‌ها عبارت‌اند از:

مبنای محاسبه حجم جابه‌جایی موتور

اصولاً حجم موتور یا همان حجم جابه‌جایی از طریق محاسبه فاصله بین نقطه مرگ بالا و پایین و قطر سیلندر به دست می‌آید. هرچه این فاصله بیشتر باشد، حجم موتور نیز بیشتر و توان بالقوه آن بالاتر خواهد بود.

تنظیم زمان‌بندی احتراق

جرقه‌زنی دقیق باید نزدیک نقطه مرگ بالا انجام شود تا فشار ناشی از احتراق حداکثر نیروی ممکن را به پیستون وارد کند. فاصله چند درجه‌ای قبل از نقطه مرگ بالا، زمان ایده‌آل برای جرقه‌زنی است.

تأثیر بر طراحی سیستم سوپاپ‌ها

باز و بسته شدن سوپاپ هوا و دود بر اساس موقعیت پیستون تنظیم می‌شود. به همین دلیل آگاهی از لحظه عبور پیستون از نقطه مرگ بالا و پایین برای طراحی میل‌سوپاپ و پروفیل آن ضروری است.

تحلیل ارتعاشات و طراحی میل‌لنگ

موقعیت‌های TDC و BDC در تحلیل نیروهای وارد شده به میل‌لنگ اهمیت بالایی دارند، زیرا مقدار نیروی جانبی و عمودی پیستون در این نقاط متفاوت است.

نقطه مرگ بالا و پایین پیستون چگونه تعیین می‌شود؟

این نقاط به‌صورت هندسی از رابطه بین طول شاتون، شعاع میل‌لنگ و موقعیت زاویه‌ای آن مشخص می‌شوند. وقتی میل‌لنگ در زاویه‌ای قرار می‌گیرد که محور شاتون تقریباً هم‌راستا با محور سیلندر باشد، پیستون در موقعیت نقطه مرگ بالا قرار می‌گیرد. در مقابل، زمانی که میل‌لنگ به‌گونه‌ای قرار دارد که بیشترین فاصله را از امتداد خط سیلندر ایجاد کند، پیستون در ‌نقطه مرگ پایین قرار می‌گیرد. این معیارهای هندسی، اساس طراحی موتورهای جدید و تعیین طول شاتون، قطر میل‌لنگ و نسبت تراکم هستند.

کورس پیستون یک معیار کلیدی است

فاصله میان این دو نقطه، میزان حرکت خطی پیستون در هر سیکل است و با نام کورس پیستون شناخته می‌شود. کورس پیستون پارامتر بسیار مهمی در موتور است و تأثیر فراوانی بر موارد زیر دارد:

توان و گشتاور موتور

موتورهایی با کورس بلند معمولاً گشتاور بیشتری تولید می‌کنند. موتورهای با کورس کوتاه امکان دورگیری بالا دارند و توان بیشتری در دورهای بالا تولید می‌کنند؛ بنابراین، فاصله بین نقطه مرگ بالا و پایین یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین ‌کننده شخصیت حرکتی موتور است.

نسبت تراکم

نسبت تراکم از تقسیم حجم کامل سیلندر (در BDC) به حجم محفظه احتراق (در TDC) به دست می‌آید. این نسبت تعیین‌کننده راندمان احتراق و بازده حرارتی موتور است.

میزان ضربه و تنش وارد بر شاتون و میل‌لنگ

هرچه کورس بلندتر باشد، سرعت متوسط پیستون بیشتر و تنش حرکتی بالاتر است و نیاز به طراحی دقیق‌تر قطعات وجود دارد.

کاربردهای عملی شناخت نقطه مرگ بالا و پایین

این آگاهی برای مهندسان، تعمیرکاران، تیونرها و حتی دانشجویان مهندسی مکانیک اهمیت زیادی دارد. برخی از کاربردهای عملی این دو نقطه عبارت‌اند از:

تنظیم زمان‌بندی جرقه

برای تنظیم دقیق دلکو، سنسور موقعیت میل‌لنگ و ECU باید موقعیت نقطه مرگ بالا با دقت مشخص باشد. کوچک‌ترین خطا می‌تواند راندمان موتور را کاهش دهد

تشخیص مشکلات فنی

وجود ناک، افت توان یا مصرف سوخت بالا می‌تواند با تنظیم نبودن زمان‌بندی موتور و فاصله نامتناسب بین نقطه مرگ بالا و پایین مرتبط باشد.

طراحی موتورهای جدید

مهندسان با تغییر کورس حرکت پیستون می‌توانند ویژگی‌های عملکردی موتور را تغییر دهند؛ برای مثال کورس بلند برای موتورهای دیزلی و کورس کوتاه برای موتورهای اسپرت بنزینی طراحی می‌شود.

سنجش و تحلیل عملکرد در تست داینو

در دستگاه داینو، نمودار توان و گشتاور بر اساس زاویه میل‌لنگ و موقعیت پیستون نسبت به نقطه مرگ بالا و پایین تحلیل می‌شود.

جمع‌بندی

درک صحیح نقطه مرگ بالا و پایین، یکی از مهم‌ترین اصول شناخت عملکرد موتورهای درون‌سوز است. این دو نقطه، نشان‌دهنده بالاترین و پایین‌ترین موقعیت پیستون در سیلندر هستند و مبنای محاسبه حجم موتور، نسبت تراکم، زمان‌بندی جرقه و طراحی سیستم سوپاپ‌ها به شمار می‌آیند. علاوه بر آن، نقطه مرگ بالا و پایین در سیلندر در تعیین رفتار دینامیکی موتور، تحلیل ارتعاشات و طراحی قطعات دوار اهمیت فراوانی دارند. همچنین، فاصله بین نقطه مرگ بالا و پایین که همان کورس حرکت پیستون است، نقش تعیین‌کننده‌ای در تولید توان، گشتاور، شخصیت حرکتی موتور و راندمان سوخت دارد.

شناخت کامل این مفاهیم برای مهندسان، تعمیرکاران و علاقه‌مندان به دنیای خودرو ضروری است، زیرا نقطه مرگ بالا و پایین پیستون به‌عنوان پایه‌ای‌ترین اصول طراحی موتور، در تمام بخش‌های عملکرد خودرو نقش مستقیم دارند. با فهم صحیح این نقاط، می‌توان بسیاری از رفتارهای موتور را تحلیل کرد، مشکلات احتمالی را تشخیص داد و عملکرد کلی خودرو را بهبود بخشید.

داغ‌ترین مطالب روز

نظرات

تبلیغات

©1404 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.