مقایسه خودروی بنزینی و برقی در شرایط جنگی؛ کدام‌یک انتخاب بهتری است؟

سه‌شنبه 4 فروردین 1405 - 16:00
مطالعه 9 دقیقه
خودروی برقی در حال شارژ در یک ایستگاه شارژ مدرن شهری
در شرایط بحرانی و جنگی که با محدودیت‌هایی در تأمین انرژی همراه می‌شود، نوع قوای محرکه وسایل نقلیه بر جنبه‌های بسیاری تأثیرگذار است.

جغرافیای سیاسی و استراتژیک کشورها همواره در معرض تهدیدات گوناگونی قرار دارد. کشور ما به دلیل موقعیت خاص ژئوپلیتیک همواره در معرض تهدیدات نظامی و جنگ‌های ترکیبی قرار دارد. یکی از مهم‌ترین ارکان قدرت در هر جنگی، قدرت حرکتی و لجستیکی است.

در شرایط عادی، انتخاب خودرو میان موتورهای احتراق داخلی (بنزینی و دیزلی) و خودروهای برقی، بیشتر بر اساس ملاحظات زیست‌محیطی و اقتصادی انجام می‌شود؛ اما در شرایط جنگی و بحران، معیارهای تغییر می‌کنند. پایداری، تاب‌آوری، سهولت تعمیرات و دسترسی به انرژی، جایگزین آلایندگی و هزینه‌های روزمره می‌شوند. به همین دلیل است که انتخاب خودروی مناسب در شرایط جنگی اهمیت بسیار بالایی دارد.

چالش انرژی در جنگ؛ آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها

اولین و مهم‌ترین فاکتور در مقایسه خودروی بنزینی و برقی، منبع انرژی آن‌هاست. در جنگ‌های مدرن، یکی از اولین اهداف دشمن، تضعیف زیرساخت‌های حیاتی است. نیروگاه‌های برق، پالایشگاه‌ها و خطوط انتقال سوخت، در صدر لیست اهداف نظامی قرار دارند.

آسیب‌پذیری شبکه برق در برابر پالایشگاه‌ها

شبکه سراسری برق یک سیستم متمرکز و به شدت پیچیده است. در شرایط جنگی، هدف قرار دادن دکل‌های انتقال برق، ترانسفورماتورهای اصلی و نیروگاه‌های حرارتی یا هسته‌ای می‌تواند بخش وسیعی از کشور را در تاریکی فرو ببرد. خودروهای برقی کاملاً به این شبکه متکی هستند. اگر برق قطع شود، شارژ کردن آن‌ها غیرممکن می‌شود مگر با استفاده از ژنراتورهای شخصی که خود به سوخت فسیلی نیاز دارند.

در مقابل، سوخت‌های فسیلی (بنزین و گازوئیل) قابلیت ذخیره‌سازی را دارند. یک مخزن سوخت می‌تواند برای ماه‌ها انرژی لازم را نگه دارد، اما برق را نمی‌توان به همین سادگی در باطری‌های عظیم برای استفاده عمومی ذخیره کرد.

صف‌های طولانی بنزین و مدیریت بحران

یکی از تصاویر آشنای جنگ یا حتی بحران‌های سیاسی، صف‌های طولانی پمپ‌بنزین است. در شرایطی که پالایشگاه‌ها بمباران می‌شوند یا جاده‌های انتقال سوخت بسته می‌شوند، عرضه بنزین محدود می‌شود. اینجاست که بسیاری از افراد تصور می‌کنند خودروهای برقی برنده بازی هستند، اما این یک تصور ساده‌انگارانه است.

در ایران، زیرساخت شارژ خودروهای برقی هنوز در ابتدای راه بوده و تعداد ایستگاه‌های شارژ بسیار محدود است. در شرایط بحران، اگر برق باشد، صف‌های طولانی برای استفاده از تعداد انگشت‌شمار ایستگاه‌های شارژ شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، خودروهای احتراق داخلی در ایران مزیت مهمی به نام سوخت دوگانه (CNG) دارند. با توجه به ذخایر عظیم گاز طبیعی در ایران، در شرایطی که عرضه بنزین مختل شود، شبکه گازرسانی کشور به دلیل استقلال نسبی و پراکندگی جغرافیایی، پایداری بیشتری نسبت به پالایشگاه‌های بنزین دارد. خودروهای دوگانه‌سوز می‌توانند با گاز طبیعی حرکت کنند که دسترسی به آن در سراسر کشور، حتی در دورترین نقاط، از طریق شبکه لوله‌کشی امکان‌پذیر است. این یک امتیاز استراتژیک بزرگ برای خودروهای احتراق داخلی در ایران است.

تاب‌آوری فنی و نگهداری

در شرایط جنگی، دسترسی به قطعات یدکی و مکانیک متخصص به شدت محدود می‌شود. خودرویی که بتوان آن را با ابزارهای ساده و توسط افراد عادی تعمیر کرد، بر خودرویی که نیاز به قطعات خاص و نرم‌افزارهای پیچیده دارد، برتری دارد.

پیچیدگی فنی خودروهای برقی

خودروهای برقی از نظر مکانیکی ساده‌ترند (آن‌ها موتور احتراق داخلی، گیربکس پیچیده، سیستم اگزوز و تسمه‌ها را ندارند)، اما از نظر الکترونیکی بسیار پیچیده‌تر به نظر می‌رسند. باتری‌های لیتیوم-یونی قلب تپنده این خودروها هستند. این باتری‌ها بسیار گران‌قیمت هستند، عمر محدودی دارند و در صورت آسیب دیدن تعویض آن‌ها تقریباً غیرممکن یا بسیار پرهزینه خواهد بود.

علاوه بر این، سیستم مدیریت باتری و اینورترها قطعاتی هستند که ساخت آن‌ها نیاز به صنایع پیشرفته نیمه‌هادی دارد. در شرایط جنگی و تحریم، واردات این قطعات متوقف می‌شود. صنعت خودروسازی ایران هنوز به خودکفایی کامل در تولید باتری‌های با ظرفیت بالا و سلول‌های لیتیومی نرسیده است و وابستگی به واردات در این بخش یک نقطه‌ضعف حیاتی است.

استحکام و تعمیر پذیری خودروهای بنزینی

در مقابل، خودروهای بنزینی و به ویژه محصولات داخلی علیرغم انتقاداتی که در کیفیت تولید به آن‌ها وارد شده است، در شرایط بحران مزیت‌های قابل‌توجهی دارند. مکانیک این خودروها ساده، شناخته شده و فراگیر است. در هر شهر و حتی روستای ایران، تعمیرگاهی وجود دارد که می‌تواند موتور پژو یا پراید را تعمیر کند.

قطعات یدکی این خودروها به وفور در بازار انبوه و حتی در کارگاه‌های کوچک قطعه‌سازی موجود است. در شرایطی که قطعات اصلی کارخانه موجود نباشد، صنعت قطعه‌سازی غیررسمی ایران قادر است بسیاری از قطعات را بسازد یا بازسازی کند. یک خودروی بنزینی را می‌توان با سیم‌کشی‌های موقت، تعمیرات مکانیکی و حتی با استفاده از قطعات دست‌دوم دوباره راه انداخت. این قابلیت تعمیر در میدان جنگ، ارزشی بالاتر از بهره‌وری انرژی دارد.

لجستیک و حمل‌ونقل در مناطق جنگی

جنگ معمولاً همراه با تخریب جاده‌ها و پل‌هاست. در چنین شرایطی، خودرو باید بتواند از مسیرهای سخت عبور کند و در صورت نیاز، سوخت کافی برای عبور از مناطق محاصره شده را داشته باشد.

برد و شارژ

خودروهای بنزینی با یک باک کامل می‌توانند مسافت زیادی را طی کنند و در کمتر از ۵ دقیقه سوخت‌گیری مجدد کنند و به مسیر ادامه دهند. این قابلیت برای حرکت‌های اضطراری و تخلیه مناطق جنگی حیاتی است. خودروهای برقی معمولاً برد کمتری دارند (به خصوص در شرایط رانندگی پرشتاب و استفاده از کولر در هوای گرم ایران) و زمان شارژ آن‌ها طولانی است.

تصور کنید که در یک مسیر تخلیه اضطراری، صف خودروها در ایستگاه شارژ (اگر برق داشته باشد) چند کیلومتر باشد و هر خودرو 20 تا 40 دقیقه برای شارژ زمان نیاز داشته باشد. این یک فاجعه لجستیکی خواهد بود. درحالی‌که کامیون‌های سیار سوخت‌رسان می‌توانند در کنار جاده بنزین را تأمین کرده و خودروها به حرکت خود ادامه دهند.

استقلال عملیاتی

خودروهای برقی به دلیل سکوت عملیاتی، در برخی عملیات نظامی خاص مزیت دارند، اما برای استفاده عمومی و غیرنظامی در جنگ، سکوت لزوماً مزیت محسوب نمی‌شود. نکته مهم دیگر، وابستگی به دمای محیط است. باتری‌های لیتیومی در دماهای بسیار پایین یا بسیار بالا کارایی خود را از دست می‌دهند.

در زمستان‌های سرد یا تابستان‌های بسیار گرم کشور، برد خودروی برقی به شدت کاهش می‌یابد که در شرایط بحران می‌تواند مرگبار باشد. خودروهای بنزینی به مراتب تحمل دمایی بهتری دارند و سیستم گرمایش و سرمایش آن‌ها مستقیماً از موتور تأمین می‌شود که بازدهی حرارتی بالاتری نسبت به استفاده از برق باتری برای تهویه دارد.

تحلیل اقتصادی و صنعتی در بستر تحریم

کشور ما سال‌هاست که تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار دارد. صنعت خودروی برقی نیازمند تکنولوژی‌های روز دنیا در زمینه مواد شیمیایی باتری و میکروکنترلرهاست. حتی در شرایط جنگی، واردات این تکنولوژی‌ها غیرممکن خواهد بود. در مقابل، صنعت سوخت فسیلی و خودروهای احتراق داخلی، علیرغم چالش‌ها، زنجیره تأمین کاملاً بومی شده‌ای دارد.

از استخراج نفت و گاز تا پالایش و تولید قطعات مکانیکی، تماماً در داخل کشور انجام می‌شود. این استقلال زنجیره تأمین مهم‌ترین فاکتور در تاب‌آوری وسایل نقلیه است. در شرایط فعلی ما نمی‌توانیم برای تأمین انرژی خودروهای برقی به باتری‌هایی که خارج از مرزها تولید می‌شود تکیه کنیم، اما می‌توانیم بنزین و گازوئیل را در پالایشگاه‌های داخلی، حتی با ظرفیت محدود، تولید کنیم.

نقش سوخت گاز طبیعی (CNG) به عنوان معجزه لجستیکی ایران

در این مقایسه، نادیده گرفتن جایگاه سوخت گاز طبیعی در ایران خطای استراتژیک است. ایران یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی جهان است. شبکه گازرسانی کشوری یکی از امن‌ترین و پایدارترین زیرساخت‌های کشور است که بمباران آن به دلیل پراکندگی زیاد، بسیار دشوارتر از بمباران یک پالایشگاه بزرگ بنزین است.

خودروهای دوگانه‌سوز سهم نسبتاً خوبی از ناوگان وسایل نقلیه کشور را در اختیار دارند. در شرایطی که بنزین جیره‌بندی شود یا صادرات آن متوقف گردد، گاز طبیعی به عنوان یک سوخت پاک، ارزان و در دسترس، می‌تواند چرخ‌های کشور را بچرخاند. خودروهای برقی فاقد این قابلیت انعطاف‌پذیری سوختی هستند. آن‌ها فقط به برق وابسته‌اند و هیچ جایگزینی برای منبع انرژی‌شان وجود ندارد. این تک‌مسیره بودن در جنگ، بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف خودروهای برقی محسوب می‌شود.

سناریوهای عملیاتی در شرایط جنگی

برای درک بهتر، دو سناریو را در نظر بگیرید:

سناریوی اول: حملات سایبری و قطعی سراسری برق

در جنگ‌های مدرن، جنگ سایبری پیش‌درآمد جنگ فیزیکی است. با قطعی برق خودروهای برقی به توده‌های آهن‌پاره سنگین و بی‌فایده تبدیل می‌شوند که نمی‌توانند حتی یک سانتی‌متر حرکت کنند؛ اما خودروهای بنزینی و دوگانه‌سوز، با وجود تاریکی خیابان‌ها، همچنان می‌توانند حرکت کنند، امدادرسانی کرده و افراد را از محل‌های خطر دور کنند. در این سناریو، برنده قطعی خودروهای احتراق داخلی هستند.

سناریوی دوم: محاصره دریایی و کمبود سوخت

فرض کنید با محاصره کشورمان فرایند صادرات و واردات متوقف می‌شود. باید دانست ذخایر استراتژیک بنزین محدود بوده اما گاز طبیعی همچنان در جریان است. خودروهای دوگانه‌سوز با استفاده از گاز به تردد ادامه می‌دهند. خودروهای برقی اگر بتوانند با برق تولیدی از نیروگاه‌های گازی که هنوز کار می‌کنند شارژ شوند، می‌توانند عملکرد خوبی داشته باشند؛ اما مشکل اینجاست که زیرساخت شارژ کافی برای ناوگان خودروهای برقی وجود ندارد؛ بنابراین، حتی در این سناریو نیز خودروهای بنزینی/گازسوز به دلیل انعطاف‌پذیری بیشتر و زیرساخت گسترده پمپ‌های CNG، عملکرد بهتری خواهند داشت.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

با توجه به بررسی‌های انجام شده و با در نظر گرفتن شرایط خاص جغرافیایی، سیاسی و صنعتی کشور، می‌توان نتیجه گرفت که در شرایط جنگی و بحرانی، خودروهای احتراق داخلی (بنزینی و به ویژه دوگانه‌سوز) گزینه‌های بسیار بهتری نسبت به خودروهای تمام برقی هستند.

مهم‌ترین دلایل این برتری عبارت‌اند از:

  • استقلال از شبکه برق: خودروهای بنزینی در صورت قطع برق که احتمال آن در جنگ بسیار بالاست همچنان قابل‌استفاده هستند.
  • قابلیت ذخیره‌سازی سوخت: بنزین و گازوئیل را می‌توان در مخازن ذخیره کرد، اما برق را نه.
  • تاب‌آوری و تعمیر پذیری: خودروهای بنزینی با تکنولوژی ساده و قطعات یدکی فراوان در ایران، در شرایطی که دسترسی به قطعات پیشرفته برقی قطع است، دوام بیشتری دارند.
  • زنجیره تأمین بومی: وابستگی خودروهای برقی به واردات باتری و تکنولوژی خارجی، آن‌ها را در شرایط تحریم و جنگ آسیب‌پذیر می‌کند.
  • انعطاف‌پذیری سوختی: وجود شبکه گاز طبیعی گسترده و خودروهای دوگانه‌سوز در ایران، یک پشتوانه استراتژیک عظیم است که خودروهای برقی فاقد آن هستند.

بدون شک، توسعه تکنولوژی برقی در آینده و برای کاهش آلودگی هوا و صرفه‌جویی در منابع نفتی ضروری است، اما حمل‌ونقل در شرایط جنگی نیازمند نگاهی واقع‌بینانه است. در لحظاتی که هر یک ثانیه نیز حکم مرگ و زندگی را دارد، سادگی، پایداری و استقلال عملیاتی خودرو حرف اول را می‌زند. خودرویی که با ابزارهای ساده تعمیر می‌شود و با سوختی که در کشور تولید و ذخیره می‌شود کار می‌کند، قطعاً در چنین شرایطی گزینه منطقی‌تر و بهتری خواهد بود. نظر شما چیست؟

©1405 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.