نامه‌ای به فرزندم

پنج‌شنبه 2 اردیبهشت 1395 - 08:30
مطالعه 10 دقیقه
RC_10-perfect-father-s-day-gift-ideas-for-a-car-loving-dad
چندی پیش مطلب جالبی در مورد وضعیت صنعت خودروسازی کشورمان در 25 سال قبل توسط یکی از دوستان گرامی و محترم بنده در سایت پدال منتشر شده بود و مورد...
تبلیغات

چندی پیش مطلب جالبی در مورد وضعیت صنعت خودروسازی کشورمان در 25 سال قبل توسط یکی از دوستان گرامی و محترم بنده در سایت پدال منتشر شده بود و مورد توجه مخاطبین نیز قرار گرفت. زمانی که مشغول مطالعه آن مطلب بودم، با خود فکر می‌کردم که اگر کسی در 25 سال بعد بخواهد وضعیت صنعت خودروی کشورمان در سال 1395 را بررسی کند، چه دیدگاهی نسبت به وضعیت امروز ما خواهد داشت. درنتیجه تصمیم گرفتم که مطلبی برای آیندگان بنویسم و در آن وضعیت صنعت خودروسازی کشورمان را در مقطع کنونی در چند بند شرح دهم. از آنجا که فکر می‌کنم که اگر قرار باشد صاحب فرزندی شوم، 25 سال بعد یعنی سال 1420 در دهه سوم از زندگی خویش خواهد بود و اگر مانند پدرش اهل دنبال کردن مطالب خودرویی باشد، برایش جالب خواهد بود که بداند در زمانی که پدرش در سن و سال او بود، در چه شرایطی زندگی می‌کرد، تصمیم گرفتم که این مطلب را به صورت یک نامه خطاب به فرزندی بنویسم که هنوز وجود خارجی ندارد، اما اگر این مطلب و آرشیو سایت پدال تا آن زمان همچنان باقی مانده باشند، می‌تواند در دوران جوانی این نوشته را بخواند و با شرایط زمان خود مقایسه کند.

حال شرح این نامه:

فرزندم این نامه را در بهار سال 1395 برای تو می‌نویسم. نمی‌دانم زمانی که تو این نامه را می‌خوانی در چه شرایطی خواهی بود و شرایط صنعت خودروسازی کشورمان در آن زمان به چه صورت خواهد بود؛ اما می‌خواهم از آنچه که در این روزها در صنعت خودروی کشورمان می‌گذرد برایت بنویسم. امیدوارم که تو هم مثل من علاقه‌مند به مطالب خودرویی باشی و این مطلب در سال‌های آینده به دست تو برسد. این ده مورد را بخوان تا کمی با شرایطی که پدرت و هم‌نسلانش در آن عمر خود را گذرانده‌اند آشنا شوی و بدانی که شرایط در سال 1395 در صنعت خودروسازی کشورمان چگونه بوده است.

شاید بد نباشد بدانی که اولین خودرویی که توسط ایران‌خودرو تولید شد، پیکان نام داشت و پس از گذشت دهه‌ها از عمر ایران‌خودرو، تولید نسخه وانت آن تا همین چند وقت پیش ادامه داشت. در حال حاضر نیز که تولید وانت پیکان به‌تازگی متوقف شده است، بسیاری از قطعات و تجهیزات فنی آن در خودروهای به ظاهر جدید دیگری همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند.

  • غیر از این دو خودروساز بزرگ البته در کشور ما خودروسازان دیگری هم هستند، اما اگر فکر می‌کنی که بخش خصوصی عملکرد بهتری نسبت به خودروسازان دولتی دارد، سخت در اشتباهی. خودروسازان بخش خصوصی ما نیز هیچ‌گاه پا را از دایره مونتاژکاری فراتر نگذاشته‌اند و هیچ‌گاه توان رقابت با خودروسازان بزرگ کشور را نداشته‌اند. اکثر این خودروسازان کوچک کار خود را با مونتاژ محصولات کمپانی‌های مطرح جهانی آغاز کرده‌اند، اما اکنون چند سالی است که چیزی جز برندهای چینی از خطوط تولید آنها خارج نشده است. این برندهای چینی اغلب آن‌قدر کوچک و ناشناخته هستند که تنها در تعداد کمی از کشورها به فروش می‌رسند و حتی اگر به صورت اتفاقی در قلب تجارت چین، یعنی شانگهای، جلوی یک نفر را بگیرید و از وی در مورد لیفان، جک، زوتی، چری و ... بپرسید احتمالاً نمی‌داند که این اسامی خوردنی هستند یا پوشیدنی!

شاید برخی از این اسامی در زمان شما با توجه به رشد سریعی که دارند تبدیل به برندهای مطرحی شده باشند و محصولاتشان در سراسر جهان خریدار داشته باشد. در آن روز اگر کسی از این برندها در پیش تو تعریف کرد، می‌توانی به وی بگویی که در زمان پدرانمان این برندها را مسخره می‌کردیم، اما اکنون آرزوی سوار شدن آن‌ها را داریم! (این جمله را در زمان ما در مورد خودروهای کره‌ای و ژاپنی به وفور به کار می‌برند!).

به هر روی، در حال حاضر بخش خصوصی خودروسازی ما با پدیده هجوم برندهای چینی مواجه شده است و خودروسازان دولتی نیز سعی می‌کنند که از قافله عقب نمانده و چندین مدل از برندهای چینی را برای عرضه به بازار دارند. اگر روزی جک، لیفان، چری و ... تبدیل به خودروسازان بزرگی شوند (که با توجه به رشد عجیب و غریبی که در این روزها دارند اصلاً بعید نیست)، می‌توانیم به خود افتخار کنیم که مدت‌ها قبل از اینکه جوامع به‌اصطلاح پیشرفته (!) از وجود چنین برندهایی خبردار شوند، ما آنها را می‌خریدیم و سوار آن‌ها می‌شدیم!

خودروسازان ما این روزها در تحرک هستند تا آینده متفاوتی را رقم بزنند. آن‌ها قصد دارند از طریق همکاری با شرکای جدید و ساخت محصولات به روز، تغییراتی در آینده صنعت خودروسازی کشورمان را رقم بزنند. به همین منظور، اکنون ماه‌هاست که هر روز خبر جدیدی از مذاکره خودروسازان بزرگ بین‌المللی با شرکت‌های داخلی می‌رسد. ایران‌خودرو و سایپا هر روز خبرهایی از مذاکره با فولکس‌واگن، فیات، پژو، رنو، سیتروئن، نیسان و ... را منتشر می‌کنند، اما در عمل آنچه که اتفاق افتاده است پیش‌فروش هایما و دانگ فنگ و برلیانس است!

  • می‌خواستم یک بخش طولانی در مورد خودروهای وارداتی هم بنویسم، اما ترجیح می‌دهم که فقط یک مثال از وضع بی سروسامان موجود بزنم و صحبت را به درازا نکشانم. چند روز پیش وقتی‌که مشغول بررسی قیمت خودروها در بازار بودم، متوجه شدم که در لیست قیمت خودروهای وارداتی مدل 2016، مرسدس بنز C200 حدوداً 510 میلیون تومان و مدل E200 حدوداً 435 میلیون تومان قیمت‌گذاری شده است. این در حالی است که کلاس C به دلیل برخورداری از اتاق کوچک‌تر و حضور در کلاس پایین‌تر، ازنظر قیمتی در گستره پایین‌تری نسبت به کلاس E قرار می‌گیرد. از طرف دیگر بنز C200 در بازارهای جهانی چیزی در حدود 40 هزار دلار قیمت دارد که با احتساب نرخ ارز در این روزها، حدود 150 میلیون تومان می‌شود. با این حساب این اختلاف قیمت 360 میلیون تومانی در داخل خارج از ایران بسیار جای سؤال دارد.

درواقع بازار خودروهای وارداتی در کشور ما بسیار بی دروپیکر و بی‌نظم است و مواردی بس عجیب در آن دیده می‌شود. تحریم‌ها باعث شده‌اند که خودروسازان بزرگ جهانی از ایران رفته و واردات خودروهای آنها از طریق کشورهای همسایه انجام می‌شود و سودهای کلانی در این میان نصیب دلالان و واسطه‌ها می‌شود.

دولت نیز با برقرار کردن سیاست‌های حمایتی برای خودروسازان داخلی عملاً به این آشفته‌بازار دامن زده است. ازجمله تعرفه‌های گمرکی که ورود خودروهای خارجی را سخت‌تر کرده‌اند و این امکان را به خودروسازان داخلی داده‌اند تا در غیاب رقبای قدرتمند و در انحصار کامل، در بازار یکه‌تازی کرده و هر آنچه که می‌خواهند بر مردم روا بدارند.

  • از عجیب‌ترین قوانین گمرکی که برای جلوگیری از واردات خودروهای به روز در کشور ما وجود دارد، ممنوعیت واردات خودروهایی با حجم بالاتر از 2500 سی‌سی است. شاید تو که در 25 سال بعد این مطلب را می‌خوانی برایت این موضوع شبیه طنز باشد؛ اما این واقعیتی دیگر در کشور ماست. به نظر می‌رسد که افرادی که خود این قوانین را وضع کرده‌اند هم به‌درستی نمی‌دانند که چرا چنین قانونی وضع شده است. عده‌ای دلیل وضع این قوانین را جلوگیری از ورود خودروهای لوکس به کشور و عده‌ای دیگر نیز کاهش مصرف سوخت را دلیل وضع این قانون عنوان می‌کنند؛ اما در عمل هیچ‌کدام از این دو دلیل چندان منطقی نیست. چراکه الزاماً خودروهایی که موتور پر حجم دارند لوکس محسوب نمی‌شوند. همچنین با استفاده از فناوری‌های مدرنی که این روزها در موتورها به کار می‌رود، مصرف سوخت بسیاری از خودروهایی که موتور 2500 سی‌سی و بالاتر از آن دارند، حتی از مصرف خودروهای دارای موتور 1600 سی‌سی و 1800 سی‌سی ساخت داخل نیز کمتر است.
  • تنها شرایط فروش خودرو در کشور ما ظالمانه و غیرمنصفانه نیست؛ بلکه شرایط خدمات پس از فروش هم بسیار ناامید کننده است و به قول حکیم توس: یکی داستانست پر آب چشم...

این‌که یک خودرو حتی در هنگام تحویل دچار عیب و ایراد باشد و هرکدام از بخش‌های آن به دلیلی کار نکند، در زمانه ما اصلاً چیز عجیبی نیست، برعکس، حتی اگر ایرادات کوچکی نیز در خودروی صفر کیلومتر وجود داشته باشد، مسئولین نمایندگی به مشتریان می‌گویند که خدا را شکر کنید که فعلاً موتور و گیربکس و صفحه کلاچ آن سالم است!

بسیار به وفور دیده می‌شود که خودروهایی که کیلومترهای پایین دارند دچار مشکلات اساسی شده و بارها و بارها به نمایندگی مراجعه می‌کنند. مراجعه به نمایندگی هم داستان‌های خاص خودش را دارد و در اغلب اوقات نه‌تنها مشکل اصلی کاملاً برطرف نمی‌شود، بلکه مشکلات دیگری نیز به آن افزوده می‌شوند. از آن بدتر شیوه پاسخگویی کارکنان نمایندگی است که اغلب انگار که از مشتریان ارثیه پدری‌شان را طلب دارند! برای مثال اگر پراید صفر کیلومتر شما خراب شود و آن را به نمایندگی ببرید و شکایت کنید احتمالاً خواهند گفت: "بابا پراید خریدی، می خوای خراب نشه؟". اگر کمی بیشتر خرج کنید و مثلاً یک سمند بخرید و برای رفع ایراد به نمایندگی مراجعه کرده و اعتراض کنید احتمالاً پاسخ خواهید شنید که:"می‌خواستی بری ماشین خارجی بخری!" و اگر بهایی گراف برای یک خودروی خارجی بپردازید، در هنگام مراجعه به نمایندگی به شما به‌عنوان یک کیسه پول متحرک نگاه می‌شود و هزینه‌هایی بی‌مورد و چندین برابر نرخ اصلی از شما دریافت خواهد شد.

ضمناً باید در هنگام مراجعه به نمایندگی باید دعا کنید که یک وقت هوس رانندگی به سر شاگرد مکانیک‌های نمایندگی نزند که بسیار دیده شده که نه‌تنها با خودروی مردم به دور زدن پرداخته‌اند، بلکه حتی با آن تصادف نیز کرده و از پیش خود آن را صافکاری نیز کرده‌اند و هیچ اطلاعی نیز به مشتری بیچاره نداده‌اند!

تعمیرکاران و مسئولین فنی نمایندگی‌ها قرار است که افرادی مجرب و دوره‌دیده باشند که در مورد خودروهای تحت پوشش آن شرکت اطلاعات فنی و کاربردی کافی را داشته باشند؛ اما حقیقت این است که بسیاری از این افراد نیز نه به‌اندازه کافی تجربه دارند و نه اطلاعات بالایی در مورد خودروهای جدید دارند و معمولاً از ایرادات احتمالی و نقاط ضعف خودروهای جدیدتر نیز آگاهی ندارند. درنتیجه مجبور به انجام آزمون خطا بر روی خودروهای مردم می‌شوند. فاجعه اینجاست که در بسیاری از اوقات قطعات برای خودرویی که در همین کشور مونتاژ می‌شود هم در نمایندگی‌ها به‌اندازه کافی موجود نیست و دیده شده است که خودروها هفته‌ها و حتی ماه‌ها برای تأمین قطعه در لیست انتظار می‌مانند.

فرزندم، در این 10 بند سعی کردم گوشه‌ای از واقعیت‌های بازار و صنعت خودروی کشورمان در ابتدای سال 1395 را برای تو شرح دهم. بسیاری از موارد بود که می‌خواستم آن را بیان کنم، ازجمله کیفیت بد جاده‌ها و سوخت در کشوری که دارای یکی از بزرگترین منابع نفت دنیاست، مدیریت نادرست و ضرردهی کمپانی‌های بزرگی که بیش از 80 درصد از سهم بازار خودرو این کشور را در اختیار دارند، کیفیت افتضاح خودروها، ایمنی ضعیف آنها و ... اما بهتر است که سخن را در همین‌جا خاتمه داده و به امید فردایی بهتر بنشینم. این نامه را با نصیحتی از جانب حضرت حافظ خاتمه می‌دهم. این سخن را همیشه به یاد داشته باش و هیچ‌گاه امید خود به بهبود اوضاع را از دست نده.

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور

نظرات

تبلیغات

©1404 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.