چرا خیابانهای کشور شلوغ تر از قبل شده است؟
ظاهراً رانندگی بد و ساعات شلوغ تنها مسئولان افزایش ترافیک نیستند؛ گویا این ماجرا پشت پردههای دیگری هم دارد! <! --more--> چندی پیش در خیابان اصلی شهر کوچک محل زندگیام رانندگی میکردم که با ترافیک ساعت 6 عصر برخورد کردم. شهر «آشخانه» تا چند سال پیش رنگ ترافیک را به خود ندیده بود و حال خودروها باید در آن توقف میکردند. یاد شهرهای بزرگ چون تهران یا مشهد افتادم با این تفاوت که خیابان بهمراتب تنگتر بود و خودروها در مواجهه با یک چهارراه شلوغ، در یکدیگر تنیده و متوقف میشدند.
ایران مبتلا به ترافیک
این مسئله تنها به شهر من ختم نمیشد. مهم نیست که کجای ایران زندگی کنید (از وضعیت جزایر آزاد خبر ندارم) اما میدانم که از شهرهای کوچکی چون آشخانه گرفته تا کلانشهرها، همهوهمه با معضلی نهچندان تازه روبهرو شدهاند: افزایش سرسامآور حجم ترافیک. ترافیک سنگین غروب یا زمان تعطیلی ادارات هرچند برای مردم تهران مسئلهای عادی به شمار میرود؛ اما ظاهراً نتایج عدم مدیریت درست آن به سایر شهرهای کشور هم سرایت کرده و گریبانگیر مردم تمام استانها شده است.
در ادامه از چند جهت به بررسی این مسئله میپردازیم تا ببینیم درحالیکه به گزارش همشهری، ۴۵درصد کل وسایلنقلیه (که شامل ۹۰ درصد موتورسیکلتها و ۸۰ درصد خودروهای عمومی میشود) فرسوده به شمار میروند، چرا خودروسازان در حال ورود خودروهای بیشتر به بازار هستند؟ آیا نرخ فرسودگی و اسقاط خودروها با ورود خودروهای نو همخوانی دارد؟ آیا اصلاً مشکل سیاستهای فروش خودرو است یا مردم هم در این همهمه نقشی دارند؟!
مسابقه خیابانی مردم
بگذارید در ابتدای کار و پیش از پرداختن به دادهها، ببینیم که اصلاً چرا ترافیک ایجاد میشود؟ رسانه «بلومبرگ» این پدیده مدرن را اینگونه توصیف میکند:
دلیل اصلی ترافیک آن است که خودروهای بسیاری سعی دارند در فضای جادهای کوچک خود را جای دهند. اما این تنها مشکل نیست؛ عدم توانایی رانندهها در حفظ فاصله و سرعت پایا در این جریان باعث از بین رفتن جریان روان ترافیک میشود.
بنابراین، دستورپخت ترافیک چند مادهاولیه ساده دارد: رانندگی انسانی، خودروهای زیاد و فضای کم. ازآنجاکه تا فرارسیدن خودروهای خودران و رفع نقص انسانی زمان زیادی باقیمانده است، بگذارید کمی روی فاکتور رانندگی تمرکز کنیم. رانندگی بسیاری از مردم ما تهاجمی است؛ اگر تجربه شخصیتان این مسئله را روشن نکرده میتوانید با یک جستجو ساده، یکبار تماشای اخبار ترافیکی و رانندگی در نزدیکی غروب در یک خیابان مهم شهر خود به آن پی ببرید. تجربه شخصی نشان داده که امکان ندارد بخواهید در ترافیک مسیر «گلبهار» تا ابتدای مشهد با آرامش رانندگی کنید و حداقل 100 خودروی سیاهوسفید از چهار جهت جغرافیایی از شما سبقت نگیرند!
قاعدتاً پیش گرفتن عملکردی مشابه یک مسابقه خیابانی در قبال ترافیک شهری نهتنها به ایجاد جریانی هموار کمک نمیکند، بلکه باعث بدتر شدن عملکرد رانندههای آهسته، مبتدی و حتی پایبند به فرهنگ قانونی میشود. جدا از آنکه بهدلیل انسانی بودن رانندگی، حتی اگر رانندهها بهشکلی قانونمند از ترافیک عبور کنند، باز هم مشکل ترافیک بهشکلی کمتر برجا خواهد بود.
ترافیک کلاستروفوبیا دارد
این اصطلاح بهنوعی ترس از فضای تنگ و نداشتن راه درو اطلاق میشود؛ اگر کسی که به این تنگناهراسی دچار است را در محیط تنگ و نامناسب قرار دهید، تعادل ذهنی خود را از دست خواهد داد. ترافیک هم همینگونه است و فضای بسته حالش را بدتر میکند. وقتی هجمه خودروها به خیابانهای کوچک یا بهتر است بگوییم «مهندسی نشده برای فضای شهری امروزی» میرسد، ترافیک سنگینتر و وضعیت وخیمتر میشود. البته که این مسئله منکر ترافیکهای بزرگراه همت با هشت لاین مسیر حرکتی نمیشود؛ اما حقیقت دارد.
اینگونه به ماجرا نگاه کنید که شاید خود بزرگراه همت هم برای تهران و خودروهایش کوچک است! دو سال پیش، کارشناس تصادفات پلیس راهور تهران بزرگ از حضور بیشاز 8 میلیون خودرو در خیابانهای این شهر خبر داد. رئیس مرکز کنترل ترافیک پلیس راهور فراجا هم سال گذشته به روزنامه «اقتصاد آنلاین» اعلام کرد در تهران بهازای هر دو تن انسان، یک خودرو وجود دارد. پس باتوجهبه ابعاد مالکیت خودرو در این شهر، احتمالاً شهرداری تهران باید یا خیابانها را بزرگتر کند یا به روش شهرداری توکیو، خیابانهای چندطبقه بسازد که هر دو تقریباً محال به نظر میرسند. پس اگر فضا کوچک نمیشود، هویدا و آشکارا است که معماری خیابانهای ما بهوضوح برای این حجم از خودرو طراحی نشده است. البته شاید هم خودرو زیاد داریم؟!
بازاری که اشباع نمیشود؟
بازار خودروی کشور بیشک یکی از آشفتهترین، بیثباتترین و بیکیفیتترین بازارهای خودروی جهان است؛ نیازی نیست به آمار خریدوفروش خودرو در ونزوئلا یا تانزانیا نگاه کنید که بگویید ما از آنها بهتر عمل میکنیم؛ چون هدف ما رسیدن به وضعیت اقتصادی این کشورها نیست! فقط برای مدتی ۶ماهه به تغییرات قیمت، نحوه قیمتگذاریها و وضعیت بازار آزاد نگاهی بیاندازید.
اگر هم چشمهایمان را به روی بازار آزاد ببندیم، با ثبتنامها و طرحهای عجیب مالکیت خودروهای نو توسط خودروسازان داخلی مواجه میشویم. ثبتنام پشت ثبتنام؛ آن هم با شرایطی که بیشتر مناسب فرستادن انسان به ماه است تا تحویل یک دستگاه 207 با طرح بدنه گوجه کبابی!
مقصودم آن است که چگونه به گزارش «دنیای اقتصاد»، سه خودروساز بزرگ کشور در سال 1401 تعداد بیشاز یک میلیون و صد هزار دستگاه خودرو نو را به فروش رساندند؛ درحالیکه به نقل از «ایسنا» نرخ اسقاط خودرو در شش ماه نخست همین سال برابر 60 هزار دستگاه بوده است؟ وضعیت آنجا جالبتر میشود که به گزارش «همشهری» در شهریور 1402، ۴۵ درصد کل وسایلنقلیه (ازجمله ۹۰ درصد موتورسیکلتها و ۸۰ درصد خودروهای عمومی) فرسوده اعلام شدهاند و بالای 20 سال سن دارند؛ یعنی برابر یک دانشجوی ترم 4 کارشناسی! مشخصاً نرخ اسقاط و فروش خودرو برابر نخواهد شد و نباید هم بشود؛ اما باتوجهبه ظرفیت خیابانها و حتی خانههایی که باید میزبان این خودروها باشند، این روند چندان حسابشده به نظر نمیرسد.
سپس با درنظرگرفتن مسئله یادشده، آقای «عبدالله توکلی لاهیجانی»، مدیرکل صنایع خودرویی وزارت صمت، تولید 643 هزار دستگاه خودروی نو را در راستای برنامه دولت قدمی مفید میداند. تازه براساس گزارش این وزارتخانه، برنامه اصلی تولید 708,333 دستگاه خودرو تا پایان مرداد بوده که «متاسفانه» محقق نشده است. ظاهراً خودروسازان در تولید و فروش خود تنبل هم شدهاند. این داستان به این میماند که خانوادهای برای جای دادن وسایلی چون بخاری و یخچال در خانهشان به مشکل برخورده؛ اما هر روز برای خرید اقلام جدیدی چون میز سلطنتی و مبلهای تازه برنامهریزی میکند. باز اگر مشکل تنگ بودن این خانه از ابعاد آن بود، میشد خانه را مقصر ماجرا دانست؛ اما ظاهراً مدیریت خانه، آن را به بازار شام تبدیل کرده است.
تولید خودروی سواری، وانت و کامیونت در بخشهای دولتی و خصوصی در تیرماه سال جاری بهترتیب 27، 52 و 77 درصد رشد داشته است. احتملا باید کمکم به فکر طراحی یک استند و جایگاه خودرو درون اتاقهایمان باشیم؛ چون ظاهراً خیابانها بیشاز این گنجایش پذیرش ساینا، 207، پارس و سایر خودروهایی چینی را ندارند.
راه حل علمی ترافیک
حل مسئله ترافیک، یک راهحل واحد نیست و باید باتوجهبه شرایط و ویژگیهای هر شهر یا منطقه، مورد بررسی قرار گیرد. بااینحال، برخی از راهکارهای کلی که میتواند به کاهش ترافیک کمک کند، عبارتاند از:
- تقویت حملونقل عمومی: یکی از مؤثرترین راههای کاهش ترافیک، توسعه و بهبود حملونقل عمومی است. با افزایش دسترسی و کیفیت حملونقل عمومی، افراد بیشتر به استفاده از آن ترغیب میشوند و از خودروهای شخصی خود استفاده کمتری میکنند.
- تشویق استفاده از وسایل نقلیه پاک: استفاده از وسایل نقلیه پاک مانند دوچرخه، موتورسیکلت برقی و خودروهای برقی، میتواند به کاهش آلودگی هوا و ترافیک کمک کند. دولتها میتوانند با ارائه مشوقهای مالی و غیرمالی، مردم را به استفاده از این وسایل نقلیه تشویق کنند.
- ایجاد زیرساختهای مناسب: ایجاد زیرساختهای مناسب مانند بزرگراهها، آزادراهها و سیستمهای کنترل ترافیک، میتواند به روانسازی ترافیک کمک کند.
- تغییر فرهنگ استفاده از خودرو: فرهنگ استفاده از خودرو در بسیاری از کشورها، به گونهای است که افراد ترجیح میدهند برای انجام هر کاری از خودروی شخصی خود استفاده نکنند. تغییر این فرهنگ، نیازمند آموزش و فرهنگسازی است.
برخی از راهکارهای نوین که میتواند به کاهش ترافیک کمک کند، عبارتند از:
- خودروهای خودران: خودروهای خودران میتوانند به کاهش ترافیک کمک کنند، زیرا نیاز به توقف و ترافیکهای سنگین را کاهش میدهند.
- ناوگان اشتراکی خودرو: ناوگان اشتراکی خودرو، به افراد این امکان را میدهد که تنها زمانی که به خودرو نیاز دارند، از آن استفاده کنند. این امر میتواند به کاهش تعداد خودروهای شخصی در خیابانها کمک کند.
- کاربری چندمنظوره فضاهای شهری: کاربری چندمنظوره فضاهای شهری، میتواند به کاهش ترافیک کمک کند. به عنوان مثال، ساخت پارکینگهای زیرزمینی در نزدیکی مراکز تجاری و تفریحی، میتواند به کاهش ترافیک در سطح شهر کمک کند.
البته، اجرای این راهکارها نیازمند همکاری دولت، بخش خصوصی و مردم است. دولتها باید زیرساختهای لازم را فراهم کنند و بخش خصوصی نیز باید در توسعه حملونقل عمومی و وسایل نقلیه پاک سرمایهگذاری کند. مردم نیز باید با تغییر فرهنگ خود، به کاهش ترافیک کمک کنند.
درد بیدرمان ترافیک
با نگاه به روندی که درباره آن بحث کردیم، نهتنها خبری از بهبود این وضعیت نیست؛ بلکه امیدی هم به تدبیر راهکاری برای آن هم وجود ندارد. دیدن هرباره اخباری که مینویسم، از تلاش ابرشرکتهای بزرگ و سازمانهای بزرگراهی برای آسانتر کردن وضعیت عبورومرور مردم عادی، تنها بذر این اندیشه را در ذهنم میکارد که واردات و تولید خودروهای برقی و نصب ایستگاههای شارژ آنها قصد دواکردن چه درد بیدرمانی را در این کشور دارد؟ بهتر نیست که ابتدا به جیب اقتصادی، ذهنی و حتی فیزیکی کشورمان نگاهی بیاندازیم و سپس به خرید فکر کنیم؟ آیا کشور دچار «چشم و همچشمی» شده است یا باید درهرصورت «بهروز» باشیم؟ شما چه فکری میکنید؟