بهترین خودروهای عضلانی جمعوجور آمریکایی، بزرگمردان کوچک گمنام!
اگرچه اوایل دهه ۱۹۷۰ پایان دوران ماسلکارهای غولپیکر با اسب بخارهای نجومی بود اما عاشقان سرعت و عملکرد فنی هنوز هم گزینههای جذابی در پیش رو داشتند. خودروسازان آمریکایی برای مقابله با نرخ سنگین حق بیمه خودروهای قدرتمند و همچنین قوانین سختگیرانه آلایندگی، ناچار شدند از مدلهای میان سایز پرقدرت فاصله بگیرند؛ در عوض، آنها شروع به عرضه خودروهای جمعوجور با تمرکز بر عملکرد فنی کردند که همچنان میتوانستند راننده را به وجد بیاورند. این تغییر رویه منجر به خلق ماسلکارهای کوچکی شد که بیاندازه هیجانانگیز و سرگرمکننده بودند اما هرگز آنطور که بایدوشاید مورداحترام قرار نگرفتند و زیر سایه برادران بزرگتر خود ماندند. در ادامه نگاهی به پنج نمونه از این جواهرات نادیده گرفته شده میاندازیم و بررسی میکنیم که چرا بسیار بهتر از چیزی بودند که بیشتر خودرو دوستان تصور میکردند.
دوج دیمن ۳۴۰ مدل ۱۹۷۱
در اردوگاه موپار، پلیموت با مدل داستر پتانسیل بالا و موفقیت تجاری ماسلکارهای کوچک را در سال ۱۹۷۰ به اثبات رساند و فروش بسیار خوبی را تجربه کرد. همین موفقیت باعث شد تا زیرمجموعه دیگر کرایسلر یعنی دوج نیز دستبهکار شده و در سال ۱۹۷۱ نسخه اختصاصی خود را بر پایه مدل دارت و با نام دیمن روانه بازار کند. دیمن با وجود نام شیطانی، یک فرشته نجات و هدیهای آسمانی برای طرفداران دوج بود که خواهان یک خودروی اسپرت و پرقدرت بودند اما بودجه کافی برای خرید یا پرداخت هزینههای سنگین بیمه مدلهای بزرگتر را نداشتند. دیمن با رنگهای جیغ و فسفری بدنه، برچسبهای گرافیکی و همان فرم بدنه کوپه نیمهفستبک که عامل موفقیت پلیموت داستر بود، یک ماسل کار واقعی به شمار میرفت بهخصوص زمانی که به موتور ۵٫۶ لیتری V8 بلوک کوچک مجهز میشد. این پیشرانه ۲۷۵ اسب بخار قدرت داشت که هرچند رقم خیلی زیادی نبود اما به لطف وزن بسیار خودرو، شتاب و چابکی فوقالعادهای داشت که بسیار فراتر از عدد روی کاغذ به نظر میرسید. این خودرو میتوانست مسافت درگ را در حدود ۱۴٫۵ ثانیه طی کند و با توجه به قابلیتهای بالای موتور آن برای تقویت و تیونینگ، یک غولکش واقعی در پیستها بود.
AMC هورنت SC/360 مدل ۱۹۷۱
آمریکن موتورز نیز همانند غولهای بزرگ دیترویت، برای سال ۱۹۷۱ تغییراتی در سبد محصولات خود ایجاد کرد که یکی از آنها معرفی نسخه پرفورمنس از خودروی جمعوجور هورنت بود. این مدل جدید هرچند شهرت خودروهای عضلانی قبلی AMC را نداشت اما کاملاً خودرویی هیجانانگیز، سرگرمکننده و مقرونبهصرفه برای جوانانی بود که از افزایش هزینههای نگهداری خودرو واهمه داشتند. هورنت SC/360 به قطعات تعلیق مستحکمتر، رینگهای اسپرتتر و موتور هشت سیلندر قدرتمند ۵.۹ لیتری مجهز شده بود که ۲۴۵ اسب بخار قدرت داشت. بااینحال، اگر خریداران پکیج سفارشی Go را انتخاب میکردند، یک کاربراتور بزرگتر چهار دهنه و سیستم مکش هوای فعال (رم ایر) روی خودرو نصب میشد که قدرت را به عدد قابلتوجه ۲۸۵ اسب بخار میرساند. هورنت با این پکیج فنی میتوانست بهراحتی مسافت درگ را در محدوده ۱۴٫۵ ثانیه طی کند که با توجه به قیمت پرداختی و مشخصات خودرو، کاملاً رضایتبخش بود. متأسفانه AMC بودجه کافی برای تبلیغات مناسب این مدل را در اختیار نداشت و از سوی دیگر با رقابت بسیار شدید کامپکتهای اسپرت سه غول بزرگ دیترویت مواجه شد و درنتیجه، هورنت SC/360 هرگز نتوانست به آمار فروش موفقی دست پیدا کند.
فورد ماوریک گربر مدل ۱۹۷۱
فورد در سال ۱۹۷۰ خودروی جمعوجور کاملاً جدیدی را به نام ماوریک معرفی کرد اما این خودرو در سال اول عرضه خود بهجز تغییرات ظاهری پرزرقوبرق در تیپ گربر، عملکرد فنی یک ماسل کار واقعی را ارائه نمیداد. این وضعیت در سال ۱۹۷۱ دستخوش تغییر شد و کسانی که به دنبال خرید یک ماوریک گربر بودند، بالاخره گزینهای فراتر از موتورهای کمجان شش سیلندر خطی در پیش رو داشتند. مدل ۱۹۷۱ گربر اکنون با موتور ۴.۹ لیتری V8 قابل سفارش بود که ۲۱۰ اسب بخار قدرت تولید میکرد. این رقم در نگاه اول اصلاً چشمگیر به نظر نمیرسید اما طولی نکشید که طرفداران فورد متوجه پتانسیل بالای این خودرو شدند. آنها دریافتند که تنها با اضافه کردن یک کاربراتور بزرگتر و تعویض میلسوپاپ با نمونههای افترمارکت، میتوانند نیروی بسیار بیشتری از این موتور ۴.۹ لیتری استخراج کنند. به همین دلیل، ماوریک گربر مدل ۱۹۷۱ بهسرعت به محبوبیت بالایی در میان رانندگان مسابقات درگ دست یافت.
پونتیاک GTO مدل ۱۹۷۴
پونتیاک در سال ۱۹۶۴ با معرفی پکیج GTO برای مدلهای تمپست و لمانز، رسماً جنون خودروهای عضلانی را آغاز کرد. در سالهای بعد، GTO تبدیل به یک مدل مستقل و نماد بیچونوچرای دوران طلایی ماسلکارها شد. بااینحال، پونتیاک برای مدل سال ۱۹۷۴ تصمیم بسیار جنجالی و چالشبرانگیزی گرفت و نام بزرگ GTO را روی خودروی کامپکت و کاملاً جدید ونچورا که بر پایه پلتفرم X-Body جنرال موتورز ساخته شده بود، گذاشت. GTO در مدل ۱۹۷۴ درواقع دوباره به یک پکیج پرفورمنس تبدیل شده بود که خریداران میتوانستند آن را روی نسخههای دودرِ ونچورا سفارش دهند. این پکیج خطکشیهای روی بدنه، جلوپنجره منحصربهفرد، آینههای اسپرت، سیستم تعلیق سنگین و البته دریچه هوای معروف و کاربردی روی کاپوت را به خودرو اضافه میکرد. زیر این کاپوت، موتور ۵.۷ لیتری V8 پونتیاک جا خوش کرده بود که با کاربراتور چهار دهنه راچستر خروجی خالص ۲۰۰ اسب بخار را ارائه میداد. اگرچه این میزان قدرت در مقایسه با گذشته اصلاً چشمگیر نبود اما به لطف وزن بسیار کم ونچورا، این GTO کوچک شتاب و سرعت هیجانانگیزی را به نمایش میگذاشت. علاوه بر این، هندلینگ و فرمانپذیری خودرو بهشدت عالی بود تا جایی که بسیاری از کارشناسان، مدل ۱۹۷۴ را خوشدستترین GTO با بهترین فرمانپذیری در کل تاریخ این مدل توصیف میکنند. ازآنجاکه این خودرو بر پایه مدل ونچورا شکل گرفته بود، به منفورترین مدل تاریخ GTO تبدیل شد اما در واقعیت، خودروی اسپرت فوقالعادهای بود که با توجه به بحران سوخت و شرایط سخت آن دوران، کاملاً شایستگی نام بزرگش را داشت.
شورلت مونزا ۲+۲ مدل ۱۹۷۵
شورلت در پاسخ به نسل دوم موستانگ، بجای کوچک کردن کامارو، در سال ۱۹۷۵ کوپهٔ مونزا 2+2 را روانهٔ بازار کرد. طراحی ظاهری این خودرو با دماغه رو به پایین و چراغهای مستطیلی، بهوضوح از فراری ۳۶۵ دیتونا الهام گرفته بود و برخلاف اتاقهای مکعبی آن زمان آمریکا، حسی کاملاً اروپایی و اسپرت داشت. جنرال موتورز در ابتدا این شاسی سبکوزن را برای موتورهای وانکل طراحی کرده بود اما با لغو آن پروژه، مهندسان شورلت دستبهکار شدند و در اقدامی جسورانه، موتور هشت سیلندر را در دل این بدنه ریزجثه جا دادند. نسخه اولیه مونزا ۲+۲ به یک موتور ۴.۳ لیتری V8 مجهز شد که کوچکترین موتور هشت سیلندر تاریخ شورلت به شمار میرفت و تنها ۱۱۰ اسب بخار قدرت داشت. شورلت بعداً موتور ۵ لیتری را هم روی مونزا گذاشت اما اسب بخار به خاطر قوانین سختگیرانه آن سالها همچنان خندهدار به نظر میرسید. بااینحال، برگ برنده بزرگ مونزا مهندسی شاسی فوقالعاده بود. این خودرو با تعلیق مدرن در عقب و تقسیم وزن مناسب، هندلینگی ارائه میداد که تا آن زمان در هیچ ماشین آمریکایی ارزانقیمتی دیده نشده بود تا جایی که نسخه مسابقهای آن در پیستها پورشه ۹۱۱ را بهزانو درآورد. مونزا ۲+۲ شاید شتابِ دیوانهواری نداشت اما ماشینبازهایی که بهجای درگ، عاشق پیچیدن و سرعت در جادههای کوهستانی بودند، پتانسیل واقعی این مینیماسلکار خوشتراش را درک میکردند.
منبع: Autoevolution