داستان آخرین پیشرانههای هشت سیلندر خطی جهان، افسانههایی که منسوخ شدند
در اواسط دهه ۵۰، آخرین پیشرانههای هشت سیلندر خطی از صنعت خودروسازی محو شدند. در آمریکا، این پیشرانهها در سال ۱۹۵۴ برای همیشه از خطوط تولید کنار رفتند؛ پیشرانههایی که در آن زمان دیگر به نمونههایی قدیمی و کلاسیک تبدیل شده بودند. دو برند پونتیاک و پاکارد آخرین خودروسازانی بودند که تا آخرین لحظه به این ساختار قدیمی وفادار ماندند. هر دو شرکت دههها به این نیروگاههای هشت سیلندر خطی متکی بودند و با وجود اینکه سایر خودروسازان در اوایل دهه ۵۰ میلادی این ساختار را کنار گذاشته بودند، آنها تا سال ۱۹۵۴ به استفاده از آن ادامه دادند. در جبهه پونتیاک، پیشرانه ۴.۴ لیتری هشت سیلندر خطی وظیفه تأمین نیروی مدلهایی مانند چیفتن و استار چیف را بر عهده داشت. در سمت دیگر، طیف وسیعی از محصولات پاکارد از نسخههای ۴.۷ لیتری، ۵.۳ لیتری و ۵.۸ لیتری نیرو میگرفتند اما با فرارسیدن سال ۱۹۵۵، هر دو کمپانی سرانجام این نیروگاههای قدیمی را بازنشسته کرده و موتورهای کاملاً جدید V8 را جایگزین آنها کردند.
چرا پیشرانههای هشت سیلندر خطی جای خود را به V8 دادند؟
پیشرانههای هشت سیلندر خطی حتی در آخرین روزهای حیات خود نیز مزایای جالبتوجهی داشتند؛ ازجمله عملکردی بینهایت نرم، کمصدا و بدون لرزش که به لطف تعادل ذاتی ساختار خطی حاصل میشد اما سلیقه بازار و روند طراحی خودروهای آمریکایی در حال تغییر بود. خریداران به سمت خودروهای جدید و بدنههای کمارتفاعتر تمایل پیدا کرده بودند؛ بدنههایی که دیگر کاپوتهای کشیده گذشته را نداشتند و نمیتوانستند چنین موتورهای طویلی را در خود جای دهند. همچنین بدنههای کمارتفاعتر به پیشرانههای جمعوجورتری نیاز داشتند تا سنگینی و وزن زیاد روی محور جلو کاهش یابد. پیشرانههای V8 در هر دو زمینه برتری مطلق داشتند و موتورهای هشت سیلندر خطی را منسوخ کردند. علاوه بر این، پیشرانههای V8 توانایی تحمل تراکمهای بسیار بالاتری را داشتند؛ اگرچه آخرین نسل از هشت سیلندرهای خطی از نظر توان تولیدی با اولین هشت سیلندرهای V شکل برابری میکردند اما مشخص بود که پتانسیل پیشرفت و ارتقای V شکلها بسیار بیشتر است.
دلایل اقتصادی
عامل مهم دیگری نیز در این تصمیمگیری دخیل بود؛ نهتنها ساختار این موتورهای هشت سیلندر خطی قدیمی شده بود بلکه تجهیزات و ابزارآلات خط تولید آنها نیز فرسوده شده بودند. برای پونتیاک و پاکارد که باید هزینههای سنگینی را برای نوسازی خطوط تولید متحمل میشدند، سرمایهگذاری روی پیشرانههای جدید V8 بسیار منطقیتر از مدرنسازی یک معماری روبهزوال بود. پیشرانههای جدید V8 بسیاری از چالشهای فنی را حل کردند. آنها بسیار سبکتر و جمعوجورتر بودند و بهراحتی زیر کاپوت خودروهای مدرن جای میگرفتند. همچنین میللنگ کوتاهتر در موتورهای V8 تنشهای پیچشی را بهشدت کاهش میداد و بدون نیاز به مهندسی پیچیده، دوام و طول عمر موتور را بالا میبرد. پیشرانههای V8 همچنین به سوپاپهای روی سرسیلندر مجهز بودند درحالیکه هشت سیلندرهای خطی از طراحی سنتی سوپاپ جانبی استفاده میکردند. طراحی سوپاپ رو تنفس بهتر موتور، محفظهٔ احتراق فشردهتر و امکان استخراج قدرتهای بالاتر را فراهم میکرد. همین جهشهای فنی بود که آمریکاییها را شیفته موتورهای V8 کرد.
سرانجام پیشرانههای هشت سیلندر خطی در خارج از آمریکا
پیش از آنکه خودروسازان آمریکایی در سال ۱۹۵۴ برای همیشه با موتورهای هشت سیلندر خطی خداحافظی کنند، برندهای لوکس و بنام اروپایی مانند بوگاتی و آلفارومئو در اواخر دهه ۱۹۳۰ و سالهای پس از جنگ جهانی دوم در اواسط دهه ۱۹۴۰، این ساختار را کاملاً کنار گذاشته بودند. در این میان، مرسدس بنز 300 SLR در سال ۱۹۵۵ آخرین خودرویی بود که از یک پیشرانه هشت سیلندر خطی استفاده کرد. البته این خودرویی مسابقهای بود که فقط در دو پروتوتایپ جادهای ساخته شد تا پرونده تولید انبوه این موتورها در کل جهان رسماً با پونتیاک و پاکارد بسته شود.