برخی آرایشهای موتور بهطور سنتی با انواع خاصی از خودروها گره خوردهاند. وقتی صحبت از موتورهای هشت سیلندر میشود، ناخودآگاه به یاد خودروهای عضلانی آمریکایی میافتیم، پیشرانههای دوازده سیلندر معمولاً متعلق به خودروهای لوکس و سنگین هستند و موتورهای ۱۰ سیلندر بیبروبرگرد با سوپراسپرتهایی مثل لامبورگینی، پورشه کاررا GT یا دوج وایپر شناخته میشوند. این پیشرانه که در دهه ۱۹۳۰ نخستین بار برای لوکوموتیوهای قطار توسعه یافته بود و بعداً روی هر چیزی از تانکها گرفته تا کامیونهای سنگین و اتوبوسها نصب شد، در سال ۱۹۸۹ سرانجام وارد دنیای خودروها شد. هرچند از موتورهای V10 سالها در مسابقات فرمول یک استفاده میشد اما در دنیای خودروهای تولیدی، پیشرانه V10 نخستین بار در سال ۱۹۹۱ در نسل اول دوج وایپر دیده شد. پس از وایپر، موتورهای V10 به لطف خودروهایی چون پورشه کاررا GT، لامبورگینی گالاردو، آئودی R8 و لکسوس LFA شهرت بیشتری یافتند. بااینحال، در سه دهه گذشته تعدادی از خودروسازان بزرگ وسوسه شدند تا این آرایش خاص را در خودروهایی استفاده کنند که هیچکس انتظار دیدن ۱۰ سیلندر را زیر کاپوت آنها نداشت. نتیجه این تصمیم، تولد وسایل نقلیهای بود که میتوانستند کل خانواده را به سفر ببرند، سنگینترین قایقها را بکسل کنند یا در اتوبان با صدایی شبیه به خودروهای فرمول یک بتازند. در ادامه نگاهی به عجیبترین خودروهایی داریم که میزبان پیشرانه V10 بودهاند.
دوج رم ۲۵۰۰ و ۳۵۰۰
بسیاری از افراد مدل معروف رم SRT-10 مجهز به موتور وایپر را به خاطر دارند اما دوج خیلی پیشتر از آن تصمیم گرفته بود یک پیکاپ فول سایز با پیشرانه V10 بسازد. این مدل شامل نسخههای سنگین ۲۵۰۰ و ۳۵۰۰ از نسل دوم رم بود که در سال مدل ۱۹۹۴ با یک موتور تنفس طبیعی ۸ لیتری عرضه شدند. این پیشرانه که عضو خانوادهٔ مگنوم بود، با بلوک و سرسیلندر چدنی و طراحی سوپاپ پوشراد، شباهت چندانی به موتور آلومینیومی وایپر نداشت و بیشتر شبیه به اعضای خانواده موتورهای کرایسلر مگنوم با دو سیلندر اضافه بود. هدف اصلی از عرضه آن، ارائه یک گزینه بنزینی قدرتمند در برابر موتورهای دیزلی برای خریداران پیکاپهای سنگین بود زیرا این موتور ۳۰۰ اسب بخار قدرت و گشتاور عظیم ۶۱۰ نیوتن متر تولید میکرد که در اوایل دهه ۱۹۹۰ بسیار چشمگیر به شمار میرفت. برخلاف مدل تولید محدود و اسپرت رم SRT-10 که بعداً به موتور وایپر مجهز شد، رمهای مجهز به موتور مگنوم در اصل خودروهای کار سادهای بودند که به پیشرانه ۱۰ سیلندر مجهز شدند.
فورد اکسکرشن
شاسیبلند عظیمالجثه فول سایز فورد اکسکرشن که در اوایل دهه ۲۰۰۰ برای رقابت با شورلت سابرین و جیامسی یوکان XL طراحی شد، درواقع یک کامیون کار سنگین سری سوپر دیوتی بود که لباس شاسیبلند به تن کرده بود. این خودرو روی پلتفرم F-250 ساخته شده بود، ۵,۷۵۸ میلیمتر طول داشت و میتوانست تا ۹ سرنشین را در خود جای دهد. در زمان معرفی، اکسکرشن طولانیترین و سنگینترین شاسیبلند تاریخ محسوب میشد. به همین دلیل، فورد تصمیم گرفت پیشرانه ۶.۸ لیتری تریتون V10 را برای این خودرو در نظر بگیرد. این پیشرانه ۳۱۰ اسب بخار قدرت و ۵۷۶ نیوتن متر گشتاور تولید میکرد و نیرو را به چرخهای عقب یا هر چهارچرخ انتقال میداد. با توجه به وزن ۳۳۰۰ کیلوگرمی اکسکرشن، این موتور برای ارائهٔ ظرفیت یدک کشی تا ۵ تن کاملاً ضروری بود. البته مصرف سوخت بسیار بالا و باک بزرگ ۱۶۷ لیتری که بهسختی پاسخگوی این اشتها بود، باعث شد تا این مدل پس از مدتی از خط تولید کنار برود.
فولکسواگن توارگ V10 TDI
نسل اول فولکسواگن توارگ علاوه بر اینکه نخستین ورود این برند به بازار شاسیبلندهای لوکس بزرگ بود، پلتفرم مشترکی با پورشه کاین داشت اما فردیناند پیئک (مدیرعامل وقت گروه فولکسواگن) تصمیم گرفت این شاسیبلند را با یک پیشرانه غولپیکر ۵ لیتری V10 توئین توربودیزل کامل کند. این پیشرانه با تولید ۳۱۳ اسب بخار قدرت و گشتاور ویرانگر ۷۵۰ نیوتن متر، توارگ را به یکی از قدرتمندترین خودروهای سواری دیزلی جهان تبدیل کرد. این شاسیبلند ۲.۶ تنی با باک ۱۰۰ لیتری و قابلیت بکسل ۳۵۰۰ کیلوگرمی، به لطف گشتاور فوقالعادهاش در بازار آمریکا نیز موفق ظاهر شد. جالب اینکه این موتور حتی برای نسخهٔ فیسلیفت توآرگ هم ارائه شد که خروجی بیشتری برابر با ۳۵۰ اسب بخار قدرت و ۸۵۰ نیوتن متر گشتاور را تولید میکرد.
فولکسواگن فیتون
فیتون رؤیای فردیناند پیئک برای تبدیل فولکسواگن به بزرگترین خودروساز جهان و رقابت مستقیم با مرسدس بنز و بامو بود. این سدان فوقالعاده لوکس در کارخانه درسدن بهصورت دستساز مونتاژ میشد و به لطف مهندسی پیچیده، سیستم تعلیق بادی پیشرفته و بدنهای با پنلهای آلومینیومی، استانداردهای بالایی داشت. یکی از جذابترین پیشرانههای عرضهشده روی فیتون، همان موتور V10 دیزلی توارگ بود که با تولید ۳۱۳ اسب بخار قدرت و ۷۵۰ نیوتن متر گشتاور، عنوان قدرتمندترین سدان دیزلی جهان را به خود اختصاص داد. این خودرو با گیربکس اتوماتیک و سیستم چهارچرخ محرک، شتاب صفرتاصد ۶.۹ ثانیهای را ثبت میکرد و با وجود صدای خاص موتور دیزلی، در سرعتهای اتوبان فضایی کاملاً آرام و لوکس برای سرنشینان فراهم میکرد.
بامو M5 نسل E60
معرفی نسل E60 از بامو M5 با پیشرانه V10، دنیا را شگفتزده کرد. در آن دوران که بامو در مسابقات فرمول یک حضور پررنگی داشت، مهندسان این شرکت تصمیم گرفتند پیشرانهای با الهام از خودروهای F1 بسازند. پیشرانه ۵ لیتری تنفس طبیعی با کد S85 که بلوک آن در همان ریختهگری خودروهای فرمول یک ساخته شده بود، توانست ۵۰۷ اسب بخار قدرت در دور موتور خیرهکننده ۷,۷۵۰ rpm (با کاتآف ۸,۲۵۰ rpm) و ۵۲۰ نیوتن متر گشتاور تولید کند. این پیشرانه با دریچههای گاز مجزا برای هر سیلندر، شخصیت متفاوتی در دورهای بالا پیدا میکرد و صدای آن کاملاً یادآور خودروهای فرمول یک بود. نسخه استیشن این نسل از M5 هم ساخته شد که بهعنوان یک خودروی خانوادگی با ظرفیت کامل سرنشین و بار، یکی از دیوانهوارترین ترکیبهای تاریخ صنعت خودرو به شمار میرفت.
آئودی S8 نسل D3
برخلاف بامو M5 که از یک پیشرانهٔ V10 اختصاصی استفاده میکرد، نسل سوم آئودی S8 یک گام فراتر رفت و از نسخه اصلاحشده پیشرانه ۵.۲ لیتری V10 که در اصل برای لامبورگینی گالاردو و آئودی R8 توسعه یافته بود بهره برد. این پیشرانه در S8 تا ۴۵۰ اسب بخار قدرت در دور ۷ هزار rpm و ۵۴۰ نیوتن متر گشتاور تولید میکرد. مهندسان آئودی گشتاور دورهای پایین این موتور را برای یک سدان لوکس بهینهسازی کرده بودند تا با شخصیت باوقار S8 هماهنگ شود. این خودرو به لطف شاسی آلومینیومی و سیستم چهارچرخ محرک کواترو میتوانست در عرض ۵.۱ ثانیه از سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برسد. آئودی S8 با ظاهر ساده، کابین جادار و قلبی از لامبورگینی، یکی از بهترین نمونههای خودروهای موسوم به گرگ در لباس میش در تاریخ محسوب میشود.