آیا گروه فولکسواگن با مشکلات مالی به سرنوشت جنرال موتورز دچار میشود؟
برند فولکسواگن برای دههها در بازار ایالاتمتحده با چالشهای متعددی ازجمله قیمتگذاریهای نامناسب و ورود دیرهنگام به بخشهای پرطرفدار بازار مانند شاسیبلندهای سه ردیفه دستوپنجه نرم کرده است. اگرچه در گذشته بازار اروپا، آمریکای جنوبی و چین، حاشیه سود این گروه را تأمین میکردند اما اکنون شرایط بهکلی تغییر کرده است و گروه فولکسواگن که مالک برند اصلی فولکسواگن و هفت برند دیگر است، در وضعیت بحرانی قرار دارد بهطوریکه از سال ۲۰۱۹ تاکنون حدود یکسوم فروش خود را در چین از دست داده و همزمان خودروسازان چینی در حال تصاحب سهم این شرکت در بازار داخلی اروپا هستند.
خاطره تلخ ورشکستگیهای خودروسازان بزرگ
تمامی این فشارهای اقتصادی، خاطرات سیاه سال ۲۰۰۹ را زنده کرده است؛ دورانی که جنرال موتورز و کرایسلر در اوج بحران مالی جهانی، رسماً اعلام ورشکستگی کردند. اکنون این پرسش جدی مطرح است که آیا بحران فعلی میتواند مسیر مشابهی را برای فولکسواگن رقم بزند و باعث شود که برند فولکسواگن بهعنوان یک شرکت خودروسازی، از مجموعه گسترده و عظیم گروه فولکسواگن جدا شود؟
شباهت با دوران سقوط جنرال موتورز
مدیریت ارشد گروه به رهبری اولیور بلوم با هدف احیای سودآوری، برنامهای رادیکال را تدوین کرده است. گزارشهای منتشر شده در آلمان حاکی از آن است که خانوادههای پورشه و پیئک بهعنوان سهامداران عمده، در حال بررسی ایدهای هستند که برند اصلی فولکسواگن و کارخانههای تولید قطعات آن را به نهادهای مستقل تبدیل کنند. هدف از این اقدام، کوچکسازی ساختار و کاهش نفوذ اتحادیههای کارگری است که قدرت وتوی قابلتوجهی در تصمیمگیریهای کلان شرکت دارند. «کنراد لیسون»، تحلیلگر ارشد صنعت خودرو، وضعیت فعلی فولکسواگن را با تصمیمات جنرال موتورز در سال ۲۰۰۴ برای تعطیلی برند الدزمبیل و سپس سرنوشت برندهای ساترن، هامر، پونتیاک و ساب در جریان ورشکستگی سال ۲۰۰۹ مقایسه میکند. لیسون میگوید:
الدزمبیل مسئول ۸۰ درصد مهندسی فنی در تمام برندهای جنرال موتورز بود آما آنها این برند را نابود کردند.
بنابراین جداسازی فولکسواگن میتواند ضربهای کاری به منابع مهندسی سایر برندهای زیرمجموعه وارد کند.
پیامدهای احتمالی جدایی برند فولکسواگن
اگر برند فولکسواگن از ساختار گروه جدا شود، منابع مالی که تاکنون میان برندها تقسیم میشد، محدود خواهد شد. کارشناسان معتقدند این جدایی مستقیماً بر برندهای جانبی مانند سئات و کوپرا در اسپانیا تأثیر میگذارد و برندهای پورشه و آئودی ناچار خواهند بود یا بهتنهایی به مسیر خود ادامه دهند یا استراتژیهای جدیدی برای همگرایی با یکدیگر تدوین کنند. بزرگترین چالش این مسیر، محصولات فعلی فولکسواگن است. به عقیده تحلیلگران، فولکسواگن همچنان با مدلهایی دستبهگریبان خواهد بود که در بسیاری از بازارها موفقیت چندانی ندارند. جدایی ساختاری به معنای نبود منابع مالی برای تغییرات لازم جهت جذابتر کردن خودروهایی نظیر تائوس یا تیگوان در بازار آمریکای شمالی است.
تأثیر بر کیفیت خودروها
جدایی برند اصلی میتواند منجر به افزایش قیمت خودروها در بازار آمریکا شود تا هزینههای عملیاتی پوشش داده شود. این بحران در آلمان، پیامدهای جهانی دارد. به گفته لیسون، در صورت جدایی، خریداران نکتهسنج تفاوت میان قطعات بهکاررفته در یک خودروی فولکسواگن با مدلهای ردهبالاترِ آئودی را بهوضوح حس خواهند کرد. این دو برند از نظر جهتگیری، تمرکز، کیفیت و حس رانندگی، مسیرهای متفاوتی را در پیش خواهند گرفت. درنهایت، پرسش کلیدی اینجاست که اگر برند فولکسواگن خود به حلقه ضعیف این مجموعه عظیم تبدیل شده، چگونه میتواند بدون حمایتهای گروه فولکسواگن بهتنهایی روی پای خود بایستد؟
منبع: CarBuzz