پیشرانه پنج سیلندر ولوو، جان‌سخت‌ترین موتور توربوشارژ تاریخ

سه‌شنبه 26 خرداد 1405 - 10:00
مطالعه 4 دقیقه
موتور پنج سیلندر ولوو
پیشرانه پنج سیلندر توربوشارژ وایت‌بلاک ولوو با دوام خیره‌کننده و استهلاک پایین، یکی از جان‌سخت‌ترین موتورهای تاریخ خودرو نام گرفته است.
تبلیغات

وقتی صحبت از پیشرانه‌های جان‌سخت توربو به میان می‌آید، بیشتر ذهن‌ها به سمت تویوتا یا هوندا می‌رود اما سال‌ها پیش از آنکه خودروهای مدرن با سیستم‌های الکترونیکی حساس و مجموعه‌های پیچیده هیبریدی اشباع شوند، یک خودروساز به‌آرامی نیروگاهی ساخت که می‌توانست در برابر بوست‌های سنگین و خشن‌ترین رفتارها مقاومت کند. ولوو در آغاز قرن بیست و یکم با یک بحران هویت بزرگ دست‌وپنجه نرم می‌کرد؛ از یک سو سنت دیرینه آن‌ها در ساخت خودروهای مستحکم و ایمن قرار داشت و از سوی دیگر تمایل به مدرن‌سازی و استفاده از فناوری‌های جدید. با ورود فورد به‌عنوان مالک جدید در سال ۱۹۹۹، اصول مهندسی منطقی سوئدی‌ها با سیاست‌های کاهش هزینه آمریکایی‌ها تلاقی پیدا کرد و فرآیند تغییر زبان طراحی شرکت با سرعت بالایی کلید خورد.

ناهماهنگی فورد و ولوو و خلق پیشرانه‌های ناموفق

عدم درک متقابل میان آنچه ولوو به آن شهرت داشت و آنچه فورد از آن‌ها می‌خواست، به‌ویژه در اوایل دهه ۲۰۰۰ به تولید چند پیشرانه ناامیدکننده منجر شد. موتور شش سیلندر خطی ۲.۹ لیتری توئین توربو از خانواده وایت‌بلاک که پیش از ورود آمریکایی‌ها توسعه یافته بود، یک نمونه ناموفق بود؛ موتوری پرفشار با بوست بالا که گیربکس چهار سرعته ساخت جنرال موتورز را به‌راحتی متلاشی می‌کرد. هرچند XC90 در نوع خود شاسی‌بلندی عالی بود اما این نقص فنی یک چالش جدی ایجاد کرد. پس‌ازآن پیشرانه ۴.۴ لیتری V8 با مهندسی ولوو و ساخت یاماها معرفی شد که آن‌قدر پتانسیل داشت که بعداً با دو توربو در سوپرکار نوبل M600 به کار گرفته شد؛ اما نقص در طراحی بلبرینگ شفت تعادلی و تجمع آب روی آن هنگام عبور از گودال‌ها، باعث سوختن موتورها با نرخ بالایی شد و تصویر خودروهای جان‌سخت ولوو را خدشه‌دار کرد.

تولد یک جواهر فنی در اوج بحران

گروه «پریمیر اتوموتیو» که مدیریت ولوو را زیر نظر فورد از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۰ بر عهده داشت، عملکرد چندان موفقی نداشت و برندهای بزرگی چون لینکلن، جگوار، لندروور و حتی آستون‌مارتین را هم با خود به چالش کشید. بااین‌حال، این همکاری دست‌کم یک نکته مثبت داشت و آن اجبار ولوو به ارتقای ساختار وایت‌بلاک برای هزاره جدید بود. نسخه اصلاح‌شده این معماری در مدل‌های پنج سیلندر، قلب تپنده محصولاتی چون S60 و V70 شد. مهندسان در این ساختار از قطعات داخلی سبک‌تر و مقاوم‌تر، سیستم زمان‌بندی متغیر پیوسته سوپاپ‌ها (CVVT) و استکان تایپیت‌های صلب به‌جای هیدرولیکی استفاده کردند تا موتور بتواند تراکم بالا و بارهای حرارتی موردنظر فورد را بدون مشکل تحمل کند.

شاهکار مهندسی پنج سیلندر ولوو

این موتور به‌صورت عرضی نصب می‌شد و فضای مناسبی را برای مناطق جذب ضربه در تصادفات فراهم می‌کرد. با وجود کارآمد بودن نسخه‌های چهار و شش سیلندر، جادوی اصلی در نسخه‌های ۲.۴ و ۲.۵ لیتری پنج سیلندر نهفته بود. ولوو با به‌کارگیری توربوشارژرهای کم‌فشار، بوست کافی برای یک رانندگی چابک را فراهم کرد بدون اینکه موتور را به مرز انفجار بکشاند. این موتور پنج سیلندر خطی توربو در مدل‌هایی مانند سدان S60 و استیشن محبوب V70، توانی معادل ۲۰۸ اسب بخار و ۳۲۰ نیوتن‌متر گشتاور تولید می‌کرد. بوست ملایم توربو باعث شد گشتاور چشمگیر در دورهای پایین در دسترس باشد که یادآور موتورهای پرحجم آمریکایی بود و گزینه‌ای متمایز در برابر رقبا به شمار می‌رفت.

دوام واقعی

با فدا کردن اسب بخار بالا در ازای دوام بی‌نظیر، این موتورها به‌اندازه‌ای کم‌استهلاک بودند که راننده گاهی فراموش می‌کرد خودرو توربو دارد. استفاده از سیستم انژکتوری پاشش چندنقطه‌ای سنتی به‌جای سیستم‌های تزریق مستقیم سوخت، مانع از تجمع کربن روی سوپاپ‌ها شد. داستان‌های کارکرد بدون دردسر این خودروها تا مسافت‌های بیش از ۳۰۰ هزار حتی نزدیک به ۵۰۰ هزار کیلومتر تنها با تعویض روغن و سرویس‌های دوره‌ای، کاملاً عادی است. همچنین استفاده از گیربکس‌های باکیفیت آیسین جایگزین جعبه‌دنده‌های ضعیف قبلی شد و خودروهای ولوو را به انتخابی ایده‌آل برای کسانی تبدیل کرد که می‌خواستند فراتر از گزینه‌های تکراری ژاپنی مانند کمری و آکورد، یک خودروی خاص، بادوام و لوکس سوار شوند.

منبع: CarBuzz

نظرات

تبلیغات

©1405 - 1393 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب پدال تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.