اولین رانندگی با زینگر 21C، تجربهای بینظیر در هایپرکار آمریکایی
زینگر برای تولید خودرو از رویکردی مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکند که هزینههای گرانقیمت ابزارسازی را حذف کرده، امکان تکرار سریع طراحی را فراهم میآورد و قطعات بهینهشده و سبکوزن را از طریق چاپ سهبعدی تولید میکند. طی پنج سال گذشته، چندین بار از این پروژه بازدید شده و شاهد تبدیل این ایده علمی تخیلی به واقعیت بودیم. از سال ۲۰۲۴، شرکت خواهر زینگر یعنی دایورجنت، همزمان قطعاتی برای بوگاتی، آستونمارتین، مکلارن، اسپیسایکس و ارتش آمریکا تولید میکند و در کنار آن، زینگر 21C در مرحله نهایی توسعه بوده است. دایورجنت حدود یک میلیارد دلار در سیستم تولید تطبیقی سرمایهگذاری کرده و زینگر 21C برای نابود کردن رکوردهای پیست طراحی شده تا تواناییهای این سیستم را به نمایش بگذارد.
طراحی و داونفورس
21C تقریباً بهاندازه ساختارهای تارعنکبوتی زیر بدنه فیبر کربنیاش، فرازمینی به نظر میرسد. این خودرویی عریض و فوقالعاده کمارتفاع است اما با چیدمان صندلیهای پشتهم یا 1+1 که از هواپیمای SR-71 بلکبرد الهام گرفته، کابین سرنشین باریک و به شکل قطره اشک است. البته، جدای از ایجاد حس و حال خلبان جنگنده و موقعیت رانندگی جذاب مرکزی، این پیکربندی برای بهینهسازی آیرودینامیک هم فوقالعاده است. زینگر ادعا میکند 21C در سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت ۱۲۰۰ کیلوگرم و در ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت ۲۵۵0 کیلوگرم داونفورس تولید میکند.
قوای محرکه
قلب این هایپرکار یک پیشرانهٔ V8 توئین توربوی ۲.۹ لیتری با ۷۵۰ اسب بخار قدرت و ۵40 نیوتن متر گشتاور است که تا 11 هزار rpm دور میگیرد و از طریق یک گیربکس اتوماتیک هفت سرعته نیرو را منتقل میکند. این پیشرانه با یک سیستم هیبریدی ۸۰۰ ولتی تکمیل میشود که شامل یک MGU متصل به میللنگ است که تا ۲۰۰ اسب بخار قدرت به باطری میفرستد و دو موتور الکتریکی دیگر برای محور جلو که از یک باطری ۴ کیلووات ساعت کوچک اما پرقدرت تغذیه میشوند. خروجی کل ۱۲۵۰ اسب بخار قدرت و ۹40 نیوتن متر گشتاور است. زینگر ادعا میکند صفر تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت در ۱.۹ ثانیه و صفر تا ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت در ۴.۸ ثانیه طی میشود که حدود یک ثانیه سریعتر از فراری F80 است.
داخل کابین
دکمه لاستیکی کوچکی در انتهای درب را فشار دهید تا سفر به دنیایی جدید آغاز شود. درب بالا میرود و صندلی راننده خیلی دور به نظر میرسد. تیم پشتیبانی زینگر پیشنهاد میکند روی رکاب عریض فیبر کربنی بنشینید، سپس پاها را به سمت جای پا بچرخانید. فرآیند چندان راحتی نیست اما دسترسی بهمراتب آسانتر از آستونمارتین والکری است. در کابین آنقدر جلو نشستهاید که برجستگی گلگیرها در دید جلویی قرار نمیگیرند. این یعنی فقط یک فرمان کوچک، صفحه آمپر ساده و پشت آنکه روی ساختار چاپ سهبعدی نصب شده و جاده پیش رو دارید. حس میکنید در نوک یک پرتابه بسیار سریع هستید.
رانندگی
V8 با حالتی پرتنش و پرانرژی روشن میشود و زمانی که در حالت درجا کار میکند، حجم و تن صدا مثل گوردون موری T.50 قلبها را تسخیر نمیکند. گیربکس اما خیلی نرمتر و سریعتر از انتظارات است. تولیدکنندگان کوچک همیشه به دلایل هزینهای، گیربکسهای اتوماتیک معمولی را انتخاب میکنند و بعد ادعا میکنند برای وزن است اما این گیربکس یک پله بالاتر از چیزی است که مثلاً در پاگانی هوآیرا BC دیدهایم. بهتر از آن، وزن فوقالعاده و حس ارتباط با تمام کنترلها است. فرمان خیلی سریع است اما وزن کافی دارد تا حس پاسخگویی بدهد. زینگر از سیستم ترمز با سیم استفاده میکند اما حس آن عالی است. تا اینجا همهچیز خوب است.
مشکلات چیست؟
شاید سختترین مشکل، برنامهریزی پدال گاز باشد که بیشازحد دوحالتی به نظر میرسد. با این همه قدرت، شما انتظار پیشرفت تدریجی دارید اما پدال 21C ناگهانی و تیز عمل میکند. همچنین، مقدار زیادی قدرت از طریق لاستیکهای ۲۶۵ جلو منتقل میشود و شکی نیست که فرمان کمی تحت تأثیر قرار میگیرد. سطح پیست سونوما (محل آزمایش) در برخی نقاط کاملاً خشن است و پدال گاز تیز و افزایش آنی قدرت به چرخهای جلو گاهی خودرو را از مسیر انتخابی خارج میکند. البته زینگر اعتراف میکند که این قسمت خودرو اینجا کمی به توسعه و کار بیشتر نیاز دارد و هنوز پتانسیل کامل سیستم کنترل گشتاور بُرداری چرخهای جلو را هم باز نکرده است.
تجربهٔ نهایی
هرچه سریعتر بروید گویی خودرو رامتر میشود و عقب 21C آرام میگیرد. هایپرکار زینگر در خروج از پیچ بهآرامی دچار بیشفرمانی میشود ولی بدون شک کشش در پیچهای آهسته خیرهکننده است. در گام بعدی، راننده آزمایشی جوئل میلر پشت فرمان نشست و توانستم تکنیک او را ببینم. در پیچهای شیبدار (Off Camber یا پیچی که بخش داخلی آن شیب بیشتری نسبت به بخش بیرونی دارد)، جایی که من سعی میکنم پا را روی پدال گاز نگه دارم و با تکانهای کوچک بیشفرمانی مواجه میشوم، او با قدرت وارد پیچ میشود تا عقب ماشین لیز بخورد، یک یا دو ثانیه صبر میکند تا خودرو آرام شود و سپس ماشه را میکشد. نتیجه تماشایی است. این خودرویی است با لایههای مختلف، درست مثل قطعات جذاب چاپ سهبعدیاش.
جمعبندی
در یک پیست پرتلاطم و بیرحم، زینگر تجربهای باورنکردنی، زنده و غوطهورکننده است. شاید مهمترین نکته این باشد که 21C حس متفاوتی نسبت به هر چیز دیگری دارد. این ماشین سعی نمیکند از دیگران تقلید کند و در عوض، روش کاملاً جدیدی برای توسعه و تولید خودرو انتخاب کرده و آن را با ذهنهای فنی و خلاق مهندسان سابق فرمول یک، هوافضا و اسپیسایکس مسلح کرده است. کمی مثبتاندیشی کالیفرنیایی، مقداری الهام از SR-71 و شخصیتهایی مثل جیم هال از چپارال را اضافه کنید و نتیجه یک داستان مهیج و منحصربهفرد آمریکایی خواهد بود که تنها در 80 دستگاه با قیمت 1.6 میلیون پوند ساخته میشود.
منبع: TopGear