فراری F355 حالا وارد دوره‌ای شده که تا چند سال پیش تصورش هم برای بسیاری سخت بود. پس از موج بازسازی موستانگ‌ها، کاماروها، پورشه‌های قدیمی و حتی لانچیا، نوبت به یکی از نمادهای دست‌نخورده‌ی مارانلو رسیده است. حالا یک گروه جسور بریتانیایی سراغ F355 برلینتا رفته‌اند، خودرویی که بعضی‌ها آن را اوج فراری دهه‌ی ۹۰ میلادی می‌دانند.

به‌گزارش رود اند ترک، نتیجه‌ی این پروژه، خودرویی با نام ۳۵۵ اِولوتو است؛ پروژه‌ای که نویسنده برای قضاوت درباره‌ی آن، یک نمونه‌ی اصلی از F355 را هم کنار نسخه‌ی بازسازی‌شده گذاشته تا ببیند آیا این «جاه‌طلبی» واقعا به چیزی فراتر از شعار رسیده یا نه. این مطلب نخستین‌بار در جلد ۳۶ مجله‌ی رود اند ترک منتشر شده و اکنون بار دیگر توجه‌ها را به یکی از تحسین‌برانگیزترین فراری‌های دهه‌ی نود جلب کرده است. اِولوتو می‌گوید ظاهر تغییرات عمدی‌ست و زیر پوست خودرو، ماجرا بسیار بزرگ‌تر از چیزی‌ست که ظاهرا دیده می‌شود.

F355 از دید بسیاری یکی از جذاب‌ترین خودروهای دهه‌ی نود به‌شمار می‌رود؛ تکامل نهایی یک فرم گُوِه‌ای که هر کسی در هر کجا آن را به‌عنوان یک فراری تشخیص می‌دهد. این خودرو از نظر عملکرد هم عالی بود، چون شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت آن از شورولت کوروت ZR1 با موتور ۵٫۷ لیتری و قدرت ۴۰۵ اسب‌بخار بهتر بود. موتور هشت سیلندر ۳٫۵ لیتری چهل سوپاپ (پنج‌سوپاپ‌ به‌ازای هر سیلندر) ، ۳۷۵ اسب‌بخار قدرت تولید می‌کرد و به نسبت ۱۰۷ اسب‌بخار در هر لیتر می‌رسید؛ رکوردی برای یک موتور تنفس طبیعی تولیدانبوه در آن زمان. پل فره، نویسنده‌ی رود اند ترک، درباره‌ی آن نوشت که «احتمالا بهترین پیشرانه‌ی مخصوص خودروهای اسپرت که تاکنون ساخته شده». نویسنده‌ی اصلی هم نخستین‌بار در سال ۲۰۰۶ با F355 رانندگی کرد و بسیار لذت برد.

خودروهای فراری ۳۵۵ (Ferrari 355) قرمز در حال حرکت در جاده کوهستانی
خودروهای فراری (Ferrari) مدل F355 در حال حرکت در جاده کوهستانی

بخش مکانیکی بازسازی اِولوتو از اَدونسد اِنجینییرینگ می‌آید؛ شرکتی با ۲۰ سال تجربه که هم در توسعه‌ی خودروهای مفهومی کاربردی و ایستا برای خودروسازان فعالیت کرده و هم قطعات محدودِ پرفورمنس مثل بال و پنل بدنه ساخته است. حالا همین مجموعه گذشته را بازآفرینی می‌کند و از طریق اِولوتو (Evoluto)، و همچنین برند خواهر بورهام موتورورکز که رویکردی مشابه برای فوردها دارد، خودروهای آنالوگ و نمادین را مدرن‌سازی می‌سازد. روند کار با برهنه‌کردن F355 ارسالیِ مشتری تا پوسته‌ی فلزی آغاز می‌شود.

سپس خودرو با ۱۰ قطعه‌ی فیبرکربنی که روی شاسی چسبانده می‌شوند تقویت می‌شود. اِولوتو ادعا می‌کند سختی پیچشی خودرو ۲۳ درصد بالا می‌رود. تقریبا تمام بدنه، به‌جز تقویت‌کننده‌های عقب، با فیبرکربن جایگزین می‌شود و گلگیرها عریض‌تر و ورودی‌های درها بزرگ‌تر از نسخه‌ی استاندارد هستند. طراحی بیرونی از کالوم می‌آید؛ برندی که ایان کالوم آن را بنیان‌گذاری کرده، همان طراح فراری‌نساخته‌ای که برای آستون مارتین DB7، DB9، ون‌کوئیش اصلی و همچنین جگوار اف-تایپ مشهور است. در تصاویر هم کمبود اسب‌های رقصان روی بدنه به‌چشم می‌آید؛ نشانه‌ای که ثابت می‌کند این هنوز فراری‌ست، اما نه کاملا.

اِولوتو در بازسازی موتور بیش از ۲۰۰ قطعه‌ی تازه یا بازطراحی‌شده را وارد کار می‌کند و از روش‌های کلاسیک هات‌راد نیز بی‌بهره نیست؛ از جمله پورت‌کردن سرسیلندرها، ارتقای سوپاپ‌ها و استفاده از میل‌سوپاپ‌های جدید. جایگزینی پمپ فرمان برقی-هیدرولیکی و پمپ برقی تهویه هم چند اسب‌بخار آزاد می‌کند. طبق گزارش، خروجی موتور اکنون به ۴۱۴ اسب‌بخار رسیده و خودرو به‌وضوح تیزتر شده است. به لطف قطعات داخلی سبک‌تر، واحد کنترل موتور مو‌تک و فلای‌ویل بسیار سبک، موتور هشت سیلندر حتی آزادتر از قبل دور می‌گیرد.

تغییرات شاسی هم کم‌اهمیت نیستند. سیستم تعلیق بیرون از نقاط اتصال اصلی بازطراحی شده، بازوهای کنترلی بلندتر عرض محور جلو را ۷٫۶ سانتی‌متر و محور عقب را ۶٫۶ سانتی‌متر بیشتر کرده‌اند و سگ‌دست‌های تازه، هندسه را با کاستر بیشتر تنظیم می‌کنند؛ در کنار آن، محل نصب میل تعادل نیز بازنگری شده است. یک قفسه‌فرمان تازه هم یکی از دهه‌نودی‌ترین ضعف‌های F355 اصلی را درمان می‌کند، یعنی نسبت کند فرمان. به‌جای ۳٫۲ دور قفل‌تا‌قفل در نسخه‌ی کارخانه، حالا دو دور کامل کافی‌ست. رینگ‌های ۱۹ اینچی که می‌توانند از جنس منیزیم هم باشند، جای ترمزهای بزرگ و خنک‌شونده‌ی برمبو را گرفته‌اند و با تایرهای میشلن پایلوت اسپرت ۴ اس، پهن‌تر از قبل پوشیده شده‌اند؛ ۱۰ میلی‌متر در جلو و ۴۰ میلی‌متر در عقب، یعنی ۲۳۵ در جلو و ۳۰۵ در عقب.

کابین قابل شخصی‌سازی، حساب‌شده و لمسی طراحی شده و از چرم غنی، بافت کربن با پرداخت ساتن، پیچ‌ها و ولوم‌های فلزی شیاردار و دکمه‌های خوانا دارد. نشانگرها، خوشبختانه، بدون تغییر باقی مانده‌اند و اِولوتو از افزودن نمایشگرها خودداری کرده است، هرچند پایه‌ی کربنی اختیاری برای گوشی امکان استفاده از جی‌پی‌اس و پخش صدای بلوتوث را فراهم می‌کند. اهرم دنده‌ی گِیت‌دار و جلوپنجره‌ی دماغه‌ی بازطراحی‌شده هم دست‌نخورده مانده‌اند؛ تنها دو جایی که نشان اسب شَبح‌وار را می‌توان دید.

نویسنده در ادامه به سوگیری شخصی خود هم اعتراف می‌کند و فراری F355 را یکی از بزرگ‌ترین خودروهای تاریخ می‌داند. از نگاه او، تنها دلیلی که این مدل به شکل افراطی گران‌قیمت نشده، ترس منطقی بسیاری از مالکان بالقوه از هزینه‌های نگهداری‌ست. با این حال، او خود را پاک‌دینِ مطلق نمی‌داند و می‌گوید به‌جز چند نمونه‌ی تاریخی خاص، فراری‌ها گاوهای مقدس نیستند؛ حتی اگر در میان اعضای جامعه‌ی طرفداران فراری، تمایل به حفظ اصالت بیشتر از دنیای پورشه باشد. برای اطمینان از اینکه خاطره‌ی جوانی‌اش زیادی رنگی نشده، یک نمونه‌ی اصل و بسیار تمیز از F355 برلینتا مدل ۱۹۹۹ را هم با خود آورده که جز تایرهای مدرن و یک اگزوز کاپریستو با صدای جیغ‌مانند، تقریبا کاملا استاندارد است.

در مقایسه‌ی مستقیم، نخستین چیزی که درباره‌ی نسخه‌ی اصلی به‌چشم می‌آید، بخشندگی آن است. کلاچ سبک است و فرمان همان حس راحت و بیش‌ازحد تقویت‌شده‌ی خودروهای اسپرت دهه‌ی نود را دارد. پدال ترمز، اگر پیش از محوشدن ناشی از استفاده‌ی شدید به‌موقع فشرده شود، مؤثر عمل می‌کند و تعلیق هم با ضرب‌آهنگی خوشایند، سواری نرم و وقار حرکتی خوبی ارائه می‌دهد. در دوره‌ی خودش نقدها مثبت بودند، هرچند نه چندان ستایش‌آمیز؛ با این حال، پل فره آن را «قهرمان بی‌چون‌وچرای کلاس خودش» توصیف کرد. چند دهه بعد، F355 بیشتر شبیه یک کروزر کلاسیک عالی در هفت‌دهم توانایی‌اش به نظر می‌رسد؛ ماشینی که می‌خواهید صدایش را بشنوید، با دنده‌کشیِ گِیت‌دارش بازی کنید و آخر هفته‌ای به جاده بزنید، اما هرگز به اندازه‌ی یک خودروی نو اعتماد کامل برای فشار آوردن به مرزهای ترمز و هندلینگ به شما نمی‌دهد.

فرمان کند، که از میان غربیلک زشتِ ایربگ‌دار عبور می‌کند، در پیچ‌های تند نیاز به جابه‌جایی فراوان دست‌ها دارد و اگر قدبلند باشید، به دلیل موقعیت ثابت غربیلک، گرفتن فرمان با دست زیرین را هم تحمیل می‌کند. با این حال، نویسنده می‌گوید می‌توانست به‌راحتی با یک F355 استاندارد به‌عنوان خودروی روزمره زندگی کند. صندلی‌ها راحت‌اند، دسته‌دنده تا حد ممکن مستقیم عمل می‌کند و کل خودرو میل دارد شما را وارد بازی کند و با شما همکاری کند؛ یک معکوس کمی ناهماهنگ یا یک سبک‌دنده‌کشیِ تنبل، در یک مجموعه‌ی کاملا مکانیکی، سرکوب می‌شود نه تشدید.

اما وقتی پای نسخه‌ی اِولوتو به میان می‌آید، قضاوت نهایی تقریبا روشن می‌شود. از نظر دینامیکی، ۳۵۵ بای اِولوتو تا لبه‌ی کمال پیش می‌رود. تقریبا با همه‌ی انتخاب‌هایی که برای بهتر رانده‌شدن F355 انجام شده موافقت می‌شود. کمک‌فنرهای آر ۵۳ به‌خوبی برای سواری اسپرت اما بی‌خشونت تنظیم شده‌اند، ترمزها اعتمادبه‌نفس می‌دهند و شاید به‌طرز متکبرانه‌ای مثل یک فراری مدرن مؤثر نباشند، اما قطعا در محدوده‌ی رقبای فعلی کلاس خود قرار می‌گیرند. فرمان یک شگفتی واقعی‌ست؛ حسی مدرن دارد و آن‌قدر سریع است که اگر بقیه‌ی خودرو هم‌زمان بازمهندسی نشده بود، شاید شخصیتی عصبی و بی‌قرار ایجاد می‌کرد. نتیجه خودرویی‌ست متعادل، گویا و توانمند. با طنزی ظریف، بزرگ‌ترین مانع برای بیشترین سرعت در جاده‌های کوهستانی همان دسته‌دنده‌ی گِیت‌دار است؛ قطعه‌ای که زمانی بسیار مناسب‌تر بود، وقتی خودرو کمی کندتر و نرم‌تر بود.

اِولوتو همچنین سبک‌تر و پُرجنب‌وجوش‌تر حس می‌شود، چون عایق صوتی کمتر، بدنه‌ی سبک‌تر و موتور تندتر دارد. خودرو از نگاه معیارهای امروز سریع است، اما موتور هشت سیلندر هنوز گشتاور چندانی ندارد، بنابراین حتی بدون کنترل پایداری هم می‌توان زود روی پدال رفت و بابت بیش‌فرمانی نگران نشد. رانندگی با ۳۵۵ بای اِولوتو تجربه‌ای سرشار از شادی و دگرگون‌کننده توصیف می‌شود؛ بازسازی‌ای که یک کلاسیک محبوب را نه فقط تازه، بلکه به‌نوعی دوباره زنده کرده است.

با وجود همه‌ی این‌ها، نویسنده یادآوری می‌کند که مجموع، اگرچه از اجزا بزرگ‌تر به نظر می‌رسد، اما خودِ اجزا هم کم نیستند و قیمت کار به ۷۷۰٬۵۲۵ دلار می‌رسد، به‌اضافه‌ی خود فراری شما. به همین دلیل، اگر نتیجه به‌طور عظیم بهتر نباشد، سوال اصلی باقی می‌ماند که اصلا هدف چیست. در نظر او، برخی بخش‌ها به‌هیچ‌وجه پیشرفت بزرگی محسوب نمی‌شوند؛ رینگ‌های پره‌استخوانی بیشتر روی لامبورگینی‌ها و بی‌ام‌وها جواب می‌دهند تا روی فراری‌های خوش‌فرم. به باور او، این خودرو باید رینگ‌هایی با الهام از کُرومودورای اف۴۰ می‌داشت و بحث در همین‌جا تمام می‌شد. غربیلک فرمان نیز به‌جای قرارگرفتن در فضای فراری‌گونه، بیشتر یادآور پروژه‌های رینگ‌برادرز در سیما است و دریچه‌های گلگیر به سبک ۳۰۸ هم از نگاه او کارکرد بصری دلنشینی ندارند. در بازطراحی درها، اِولوتو ظاهرا دستگیره‌ها را فراموش کرده و صندلی‌ها نیز بالاتر از نسخه‌ی استاندارد نصب شده‌اند، به‌طوری‌که فضای سر کاهش پیدا کرده و پشتی‌های بلند، فقط چند سانتی‌متر با سقف فاصله دارند. اِولوتو حتی صندلی‌های تمام‌کربنی را هم به‌صورت گزینه عرضه می‌کند که از نظر نویسنده، ایده‌ی وحشتناکی به نظر می‌رسد.

در نهایت، پاسخ به پرسش ارزش خرید هم ساده نیست. اگر پول برایتان مهم باشد، پاسخ منفی‌ست؛ چون بهترین F355 جهان کمتر از نصف این رقم قیمت دارد و بیشتر نمونه‌های خوب هم به کمتر از یک‌سوم آن می‌رسند. نسخه‌ی ایده‌آل برای او، خودرویی بود که از بیرون و داخل تقریبا از نمونه‌ی استاندارد قابل‌تشخیص نباشد، اما همه‌ی بهبودهای شاسی، فرمان و ترمز اِولوتو را داشته باشد، به‌علاوه‌ی یک اگزوز به‌شدت بلند با دریچه‌ای که برای سفرهای جاده‌ای بسته شود. با این حال، همین حالا هم نخستین سری بازسازی‌ها تقریبا پیش‌فروش شده و صحبت‌هایی درباره‌ی یک نسخه‌ی روباز و جی‌تی‌اس در آینده شنیده می‌شود.

اگر اِولوتو به‌جای فروش ۵۵ نمونه‌ی سفارشی، وارد کسب‌وکار قطعات انبوه می‌شد، نویسنده نسبت به موفقیتش کمتر مطمئن بود. تعداد اف۳۵۵های موجود در جاده محدود است و آدم‌های کمی واقعا می‌خواهند چنین خودرویی را دست‌کاری کنند. با این حال، آدم‌های دیوانه‌ی کافی با نزدیک به یک میلیون دلار پول برای خرج‌کردن یا بهتر بگوییم سرمایه‌گذاری روی نسخه‌ای بازایده‌آل‌سازی‌شده از فراریِ رؤیاهای نوجوانی‌شان وجود دارند تا شرکت اِولوتو فعلا سرپا بماند. از نگاه نویسنده، ۳۵۵ بای اِولوتو هم یک ماموریت موفق به‌حساب می‌آید و هم هشداری برای خودروسازان؛ اگر محصول فعلی‌تان در سال ۲۰۲۶ حس‌برانگیز، آنالوگ و درگیرکننده نباشد، جایی کسی محصول قدیمی شما را برایتان دوباره مهندسی خواهد کرد.

شما درباره‌ی بازسازی فراری F355 چه فکر می‌کنید؟ نظر خودتان را بنویسید.