هواپیمای مافوق‌صوت کنکورد یکی از پیچیده‌ترین وسایل مسافربری تاریخ بود؛ هواپیمایی که برای رسیدن به سرعت بیش از دو برابر سرعت صوت، بسیاری از اصول رایج را کنار گذاشت و ترفندهایی خلاقانه در مهندسی هوانوردی ارایه کرد.

یکی از جالب‌ترین ویژگی‌های کنکورد، سیستم جابه‌جایی سوخت میان مخزن‌های مختلف در طول پرواز بود. این کار در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد؛ زیرا معمولاً تصور می‌کنیم سوخت هواپیما فقط برای تأمین انرژی موتور مصرف می‌شود. اما در کنکورد، سوخت علاوه بر تأمین انرژی موتورهای رولزرویس/اسنکما اولیمپوس ۵۹۳، بخشی از سیستم کنترل مرکز ثقل و تعادل هواپیما نیز بود.

چرا کنکورد به جابه‌جایی سوخت نیاز داشت؟

دلیل اصلی به سرعت بسیار زیاد کنکورد و شکل آیرودینامیکی بدنه و بال آن مربوط می‌شد. کنکورد در ارتفاع کروز حدود ۶۰ هزار پا، با سرعت تقریبی ۲ ماخ پرواز می‌کرد. در چنین سرعتی، کوچک‌ترین تغییر در شرایط آیرودینامیکی می‌توانست روی پایداری و مصرف سوخت اثر قابل توجهی داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین موضوعات در هواپیما، محل قرارگیری مرکز ثقل یا Center of Gravity است. اگر مرکز ثقل بیش از اندازه به جلو یا عقب منتقل شود، هواپیما برای حفظ وضعیت مناسب پروازی به نیروی کنترلی بیشتری نیاز پیدا می‌کند. این موضوع به‌خصوص در یک هواپیمای مافوق‌صوت اهمیت دارد، زیرا ایجاد نیروی اضافی معمولاً به معنی افزایش پسای آیرودینامیکی و مصرف سوخت است.

مهندسان کنکورد برای حل این مشکل، مخزن‌های سوخت متعددی را در قسمت‌های مختلف بال و بدنه قرار دادند و امکان انتقال سوخت بین آنها را فراهم کردند.

مرکز ثقل در سرعت مافوق‌صوت

کنکورد هنگام عبور از سرعت صوت و ورود به محدوده مافوق‌صوت، شرایط آیرودینامیکی متفاوتی نسبت به پرواز زیرصوت داشت. در این وضعیت، محل مناسب مرکز ثقل نیز تغییر می‌کرد. به همین دلیل، سیستم مدیریت سوخت کنکورد می‌توانست سوخت را از مخزن‌های مشخصی به مخزن‌های دیگر منتقل کند تا مرکز ثقل هواپیما در محدوده مطلوب باقی بماند.

در بخش‌هایی از پرواز، سوخت به سمت عقب یا جلو منتقل می‌شد. این جابه‌جایی به خلبان و سیستم‌های هواپیما اجازه می‌داد تعادل طولی را بدون اتکای بیش از حد به سطوح کنترلی حفظ کنند. به زبان ساده، کنکورد تا حدی از سوخت خود مانند یک وزنه متحرک بسیار بزرگ استفاده می‌کرد.

چرا این کار باعث کاهش مصرف سوخت می‌شد؟

ممکن است انتقال سوخت بین مخزن‌ها به معنی مصرف بیشتر انرژی به نظر برسد، اما هدف اصلی این سیستم کاهش نیاز هواپیما به اصلاحات آیرودینامیکی بود.اگر مرکز ثقل در نقطه نامناسبی قرار می‌گرفت، هواپیما برای حفظ وضعیت پروازی به نیروی بیشتری از سطوح کنترلی نیاز داشت. این وضعیت می‌توانست پسای بیشتری ایجاد کند.

اما با انتقال کنترل‌شده سوخت، مهندسان می‌توانستند هواپیما را در وضعیت آیرودینامیکی مطلوب‌تری قرار دهند. این موضوع در هواپیمایی مانند کنکورد اهمیت فوق‌العاده‌ای داشت؛ زیرا در سرعت حدود ۲ ماخ، حتی بهبودهای کوچک در بازده آیرودینامیکی می‌توانست روی برد و مصرف سوخت اثر بگذارد.

سیستم سوخت کنکورد فقط برای مرکز ثقل نبود

جابه‌جایی سوخت در کنکورد یک کاربرد مهم دیگر نیز داشت: مدیریت تغییرات حرارتی و ساختاری هواپیما. در سرعت مافوق‌صوت، اصطکاک آیرودینامیکی و فشرده‌شدن هوا باعث گرم‌شدن سطح هواپیما می‌شد. دمای بخش‌هایی از بدنه کنکورد در طول پرواز به میزان قابل توجهی افزایش پیدا می‌کرد و بدنه نیز تحت تأثیر انبساط حرارتی قرار می‌گرفت.

سوخت می‌توانست در برخی بخش‌های سیستم به‌عنوان بخشی از راهکار مدیریت حرارتی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین انتقال سوخت کمک می‌کرد توزیع جرم هواپیما با توجه به شرایط مختلف پرواز کنترل شود. بنابراین، مخزن‌های سوخت کنکورد صرفاً «ظرف‌های بنزین» نبودند؛ آنها بخشی از سیستم مهندسی پرواز هواپیما محسوب می‌شدند.

در هنگام برخاست و فرود چه اتفاقی می‌افتاد؟

کنکورد در مراحل مختلف پرواز به توزیع‌های متفاوتی از جرم نیاز داشت. در زمان برخاست، مقدار سوخت هواپیما بسیار زیاد بود و وزن آن به حداکثر وزن عملیاتی نزدیک می‌شد. با مصرف سوخت، وزن هواپیما کاهش پیدا می‌کرد. اما مسئله فقط کاهش وزن نبود؛ محل قرارگیری سوخت باقی‌مانده نیز اهمیت داشت.

سیستم مدیریت سوخت می‌توانست با انتقال سوخت میان مخزن‌ها، مرکز ثقل را در محدوده مناسب نگه دارد. این موضوع در مراحل مختلف پرواز، از صعود گرفته تا کروز مافوق‌صوت و سپس کاهش ارتفاع، اهمیت داشت. در نتیجه، سوخت به تدریج مصرف می‌شد و هم‌زمان موقعیت آن در هواپیما نیز مدیریت می‌شد.

تاریخچه کنکورد

ایده ساخت هواپیمای مسافربری مافوق‌صوت در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به یکی از مهم‌ترین پروژه‌های صنعت هوانوردی تبدیل شد. در نهایت، بریتانیا و فرانسه با همکاری یکدیگر پروژه کنکورد را توسعه دادند و نخستین پرواز نمونه اولیه آن در ۱۹۶۹ انجام شد. کنکورد پس از گذراندن آزمایش‌های گسترده، در ۱۹۷۶ وارد خدمت تجاری شد و شرکت‌های بریتیش ایرویز و ایرفرانس مهم‌ترین بهره‌برداران آن بودند. این هواپیما عمدتاً برای پروازهای اقیانوس اطلس مورد استفاده قرار می‌گرفت و مسیر لندن–نیویورک را در زمانی بسیار کوتاه‌تر از هواپیماهای معمولی طی می‌کرد. آخرین پرواز تجاری کنکورد در ۲۰۰۳ انجام شد و پس از حدود سه دهه فعالیت، دوران هواپیماهای مسافربری مافوق‌صوت نسل نخست به پایان رسید.

مشخصات فنی کنکورد

کنکورد حدود ۶۱ متر طول داشت و طول بال آن تقریباً ۲۵٫۶ متر بود. وزن برخاست آن در حدود ۱۸۵ تن قرار داشت و ظرفیت معمول آن حدود ۱۰۰ مسافر بود. چهار موتور توربوجت Rolls-Royce/Snecma Olympus 593 نیروی پیشرانش هواپیما را تأمین می‌کردند. سرعت کروز کنکورد حدود ۲٫۰۴ ماخ، معادل تقریباً ۲٬۱۷۰ کیلومتر بر ساعت بود و هواپیما می‌توانست در ارتفاع حدود ۱۸ کیلومتری پرواز کند. یکی از ویژگی‌های مهم آن، دماغه متحرک بود که هنگام برخاست و فرود پایین آورده می‌شد تا خلبان دید مناسبی به باند داشته باشد، اما در پرواز سریع بالا می‌آمد و شکل آیرودینامیکی مناسب‌تری ایجاد می‌کرد.

سوخت؛ یکی از شاهکارهای مهندسی کنکورد

کنکورد نمونه بسیار خوبی از این واقعیت است که در یک هواپیمای مافوق‌صوت، سوخت فقط منبع انرژی نیست. مهندسان بریتانیایی و فرانسوی با طراحی ده‌ها مخزن و مسیر انتقال سوخت، از جرم سوخت برای مدیریت مرکز ثقل، بهینه‌سازی وضعیت آیرودینامیکی و کمک به کنترل شرایط پرواز استفاده کردند.

concorde
concorde
concorde
concorde
هواپیمای کنکورد (Concorde) با چرخ‌های باز شده در حال فرود
concorde

به همین دلیل، وقتی می‌بینیم کنکورد در طول پرواز سوخت را از یک مخزن به مخزن دیگر منتقل می‌کرد، نباید تصور کنیم که این کار صرفاً برای رساندن سوخت به موتور انجام می‌شد. در واقع، خود سوخت به یکی از ابزارهای کنترل و مدیریت هواپیما تبدیل شده بود؛ راهکاری هوشمندانه که برای پروازی با سرعت بیش از ۲ ماخ، نقش بسیار مهمی در عملکرد کنکورد داشت.