گاهی یک رکورد فقط عدد نیست؛ تبدیل میشود به خطی که صنعت خودروسازی سالها دورش میچرخد. مکلارن F1 دقیقا از همان جنس خودروهاست. ابرخودرویی که نزدیک به سه دهه پیش در پیست Ehra-Lessien آلمان به سرعت نهایی ۲۴۳ مایلبرساعت (۳۸۸ کیلومتر برساعت) رسید و هنوز هم برای بسیاری از سوپراسپرتهای صفرکیلومتر، رویای نهایی باقی مانده است.
موتور V12 تنفسطبیعی، بدون توربو و پیچیدگیهای هیبریدی، در آن روزها نهایت مهندسی مکانیک را نمایندگی میکرد. این خودرو امروز هم میراث خودر را حفظ کرده و هنوز سریعترین خودروی غیرهیبریدی و تنفسطبیعی تولیدشده محسوب میشود.
بهگزارش کارباز، با سختتر شدن مقررات آلایندگی و کوچکتر شدن حجم موتورها، بعید به نظر میرسد این رکورد هرگز سقوط کند. سوپراسپرتهای درونسوز کمکم جای خود را به پیشرانههای هیبریدی و برقی میدهند و حتی همان مدلهای مجهز به فناوریهای کمکی هم هنوز به عدد جادویی ۳۸۸ کیلومتر برساعت نزدیک نشدهاند. همین فاصله، تفاوت دو عصر را روشن میکند؛ دورانی که در آن مهندسی سادهتر، اما بیرحمانهتر بود، در برابر دورانی که نرمافزار، وزن و مقررات دست بالا را دارند.
یکی از نزدیکترین رقبای امروزی، پورشه 911 GT3 است. نسخهی فعلی این خودرو به سرعت نهایی ۱۹۴ مایلبرساعت میرسد و از یک موتور ۴.۰ لیتری ششسیلندر تخت تنفسطبیعی نیرو میگیرد. تمرکز GT3 بیشتر بر لذت رانندگی، صدای موتور و زمان دور پیست است تا شکار سرعت نهایی. با وجود آیرودینامیک جدی و ماهیت کاملا پیستمحور، هنوز از مرز ۲۰۰ مایلبرساعت عبور نمیکند. با این حال، یک برگ برنده دارد که در دنیای امروز کمیاب شده؛ نسخهی ششدندهی دستیاش رکورد گیربکس دستی در نوربرگرینگ نوردشلایفه را در اختیار دارد.
موتور GT3 تا ۹۰۰۰ دوربردقیقه میچرخد و ۵۰۲ اسببخار قدرت تولید میکند. شتاب صفر تا ۶۰ مایلبرساعت هم کمی بیش از سه ثانیه طول میکشد. با این حال، هرچه Porsche به سمت آیرودینامیک پیچیدهتر و تمرکز بیشتر بر زمان دور پیست رفته، سرعت نهایی قربانی شده است. در سوی دیگر، مکلارن F1 با دوازده سیلندر و ۶۲۷ اسببخار، هنوز هم برای چنین اعدادی محترم است؛ نه به خاطر نمایش قدرت، بلکه به خاطر نسبت مهندسیاش با زمانهی خود.
شورلت کوروت استینگری نیز وارد همین میدان شده، اما با منطق آمریکایی. نسخهی ۲۰۲۷ کوروت استینگری به سرعت نهایی ۲۰۰ مایلبرساعت میرسد؛ عددی که تا چند سال پیش برای خودروهای اروپایی گرانقیمت معنا داشت. موتور جدید LS6 با حجم ۶.۷ لیتر، ۵۳۵ اسببخار قدرت و شتاب صفر تا ۶۰ مایلبرساعت در ۲.۸ ثانیه، نشان میدهد که هنوز هم در دنیای خودرو، حجم پیشرانه حرف خودش را میزند. قیمت پایهی ۷۳٬۴۹۵ دلار هم جایگاه کوروت را روشن میکند؛ خودرویی سریع که قرار نیست فقط در پوسترها بماند.
کابین و کاربردپذیری هم در این مقایسه اهمیت دارد. کوروت فضای مناسب در جلو و عقب، امکانات رفاهی و سواری قابلتحملی دارد. مکلارن F1 هم در زمان خودش با همین فلسفه ساخته شد. گوردون موری میخواست این خودرو بهانهتراش نباشد؛ چیزی که نه فقط برای نمایش، بلکه برای رانندگی ساخته شده باشد. به همین دلیل، درون F1 تهویه مطبوع، سیستم پخش CD سفارشی ساخت کنوود و تودوزی چرمی دیده میشود. دو خودرو، دو دورهی متفاوت، اما یک فلسفهی مشترک؛ قدرتی که بتوان با آن زندگی کرد.
فراری 12چیلندری شاید نزدیکترین یادآور عصر موتورهای تنفسطبیعی V12 باشد. فراری هنوز هم به این قالب وفادار مانده و نسخهی تازهی 12چیلندری با موتور ۶.۵ لیتری، ۸۱۹ اسببخار قدرت و دور موتور ۹۵۰۰ rpm عرضه میشود. سرعت نهایی آن به ۲۱۱ مایلبرساعت میرسد. نام خودرو هم مستقیما به همین پیشرانه اشاره دارد. فراری با تکیه بر زمانبندی متغیر سوپاپها، خنککاری بهتر و پیشرفت مواد مهندسی، کاری کرده که یک V12 تنفسطبیعی امروزی از نظر توان خروجی، فاصلهی بزرگی با نسلهای قدیمی داشته باشد.
در عین حال، این خودرو شاید یکی از آخرین نمونههایی باشد که هنوز بدون تکیه بر هیبرید و برقیسازی، پرچم V12 تنفسطبیعی را بالا نگه میدارد. حتی نسخهی مجهز به گیربکس دستیِ تازه معرفیشده نشان میدهد خودروسازها هنوز هم به گذشته نگاه میکنند؛ به دورانی که ارتباط مستقیم راننده و موتور، بخشی از شخصیت خودرو بود.
لامبورگینی روئلتو تصویر آینده را نشان میدهد. پرچمدار تازهی لامبورگینی یک هیبرید است، با ۱۰۰۱ اسببخار قدرت و سرعت نهایی ۲۱۷ مایلبرساعت. ظاهر تیز، صدای بلند و کاراکتر پرزرقوبرق آن هنوز امضای لامبورگینی را دارد، اما وزن بیشتر و حضور سیستمهای کمکی، شخصیت خودرو را از F1 دور میکند. برخلاف مکلارن F1 که ABS، کنترل کشش و حتی فرمان هیدرولیک نداشت، روئلتو با تورکوکتورینگ، سامانههای الکترونیکی و حتی پیمایش تمامبرقی کوتاه وارد میدان میشود.
تفاوت اصلی همینجاست. F1 از دورانی میآید که راننده باید خودش همهچیز را کنترل میکرد. روئلتو از عصری میآید که نرمافزار، بخشی از رانندگی را میبلعد. یکی سبکتر، خالصتر و کمواسطهتر است. دیگری سریعتر در بسیاری از شرایط، اما وابستهتر به لایههای الکترونیکی. با این حال، وقتی بحث سرعت نهایی مطرح میشود، هنوز هم همان اعداد قدیمی حرف آخر را میزنند. مکلارن F1، با وجود قدمتش، هنوز برای فراری 12Cilindri، لامبورگینی Revuelto، پورشه 911 GT3 و کوروت استینگری، معیار سنجش باقی مانده است.
شما کدام را انتخاب میکنید؛ خلوص مکلارن F1 یا قدرت مدرن سوپراسپرتهای امروز؟