در نگاه اول، مرسدس بنز G600 TA AMG اصلا شبیه یک جی واگن به نظر نمیرسد؛ بدنهاش از قطعات پراکندهی مدلهای دههی ۱۹۸۰ مرسدس-بنز ساخته شده و تناسبات عجیبش هم هیچ شباهت روشنی به جیکلاسی که همه میشناسند ندارد. با این حال، پشت همین ظاهر نامعمول، یکی از شگفتانگیزترین خودروهای مسابقهای تاریخ مرسدس پنهان شده؛ خودرویی که برای رالی پاریس-داکار ساخته شد و یک رانندهی پیشین فرمول یکِ فلج آن را به دل بیابان برد.
بهگزارش اوتوایولوشن، این خودرو از همان نگاه نخست با جلوپنجرهای الهامگرفته از اس-کلاس دبلیو ۱۲۶، چراغهای عقب اس۱۲۴ و شیشهی جلویی با شیب بسیار بیشتر خود را لو میدهد؛ اما جذابیت واقعی وقتی آشکار میشود که سراغ جزئیات فنی بروید. پیشرانهی تنفس طبیعی شش لیتری وی هشت در میانهی جلو نصب شده، ظرفیت سوخت به عدد باورنکردنی ۴۵۰ لیتر میرسد و تقریبا تمام بدنه از فایبرگلاس، کِولار و آلومینیوم ساخته شده است.
نامی که این خودرو را از یک پروژهی عجیب به یک افسانهی مسابقه تبدیل میکند کلای رگاتزونی است. رانندهی سوئیسی که از او بهعنوان یکی از بزرگترین شخصیتهای فرمول یک در دههی ۱۹۷۰ یاد میشود، برای تیمهای فراری و ویلیامز مسابقه داد و در طول ۱۳۲ استارت فرمول یک، پنج پیروزی به دست آورد. او حتی در فیلم راش (Rush) به کاراکتری تبدیل شد که همتیمی نیکی لائودا در فراری بود.
رگاتزونی در ۳۰ مارس ۱۹۸۰ و در جریان جایزهی بزرگ غرب ایالات متحده در لانگ بیچ دچار سانحهای ویرانگر شد. نقص ترمز در دور ۵۱، خودروی او را در سرعتی بیش از ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت از کنترل خارج کرد و ابتدا به برابهام متوقفشدهی ریکاردو زونینو در مسیر فرار و سپس به دیوار بتنی کوبید. نتیجه، آسیب شدید نخاعی و فلج شدن او از کمر به پایین بود؛ مردی که دیگر هرگز نتوانست راه برود، اما برخلاف بسیاری از سرنوشتهای تلخ، کنار نرفت.
پس از چند جراحی و دورههای توانبخشی، رگاتزونی مجموعهای از کنترلهای دستی را توسعه داد که دوباره امکان رانندگی را برایش فراهم کرد. او گواهی مسابقهی خود را پس گرفت و بهتدریج با خودروهای اختصاصی با تجهیزات خودش، به دنیای موتوراسپرت برگشت، تا جایی که سراغ رقابتهای استقامت و رالی رفت. حضور در مسابقههایی مانند ۱۲ ساعتهی سبرینگ و پاریس-داکار بخشی از همین بازگشت افسانهای بود.
جی 600 TE دقیقا در همین مرحله وارد زندگی او شد. خودرویی که اواخر دههی ۱۹۸۰ توسط ایامجی و در زمانی ساخته شد که این شرکت هنوز تیونر مستقلی در آفلترباخ بود و زیر چتر مرسدس-بنز قرار نداشت، بهصورت رسمی مرسدس-بنز جی ۶۰۰ تیای نام گرفت. گفته میشود تنها دو دستگاه از این هیولا برای رقابت در پاریس-داکار و رویدادهای مشابه ساخته شد و از میان آنها احتمالا فقط یک نمونه باقی مانده است.
جی-کلاس بهطور طبیعی هم برای داکار انتخابی منطقی به نظر میرسید، چون پیشتر ۲۸۰ جیای پشتیبانیشده توسط کارخانه در ۱۹۸۳ و با رانندگی جکی ایکس و کمکرانندگی کلود برَسور این رالی طاقتفرسا را برده بود، اما چیزی که AMG ساخت یک مرحله جلوتر رفت. شاسی نردبانی و معماری پایه تا حد زیادی حفظ شد، ولی تقریبا همهچیز دیگر یا تقویت شد یا از نو ساخته شد تا خودرو بتواند از پس شرایط سخت رالی بیابانی برآید.
ایامجی نخست یک موتور هشت سیلندر ۵٫۵ لیتری M117 را از S کلاس W126 برداشت و حجم آن را به ۶٫۰ لیتر رساند. حاصل کار، ۳۳۱ اسببخار و ۵۲۰ نیوتنمتر گشتاور بود؛ عددی که در کنار تشنگی سوختِ بیشتر در دورهای بالا، نیازمند طراحی دوباره شد. مهندسان پیش از نصب موتور روی جیواگن داکاری، شاسی را تغییر دادند تا پیشرانه تا جای ممکن عقبتر بنشیند و توزیع وزن برای پرش از تپههای شنی بهتر شود.
شاسی نردبانی، جعبهدنده و دیفرانسیلها هم برای تحمل فشارهای رالی استقامتی تقویت شدند. بدنهی فولادی اصلی جای خود را به ترکیبی از فایبرگلاس، کِولار و آلومینیوم داد و با افزودن دو مخزن دیگر به مخزن ۱۰۰ لیتری اولیه، ظرفیت سوخت به ۴۵۰ لیتر رسید. توان پیمایش طولانی، بخشی از راهبرد مسابقه بود؛ جایی که توقفهای سوختگیری کم و زمانبر، برنامهریزی دقیق را به یک ضرورت تبدیل میکرد.
چهرهی خودرو هم در گذر زمان دگرگون شد. ظاهر نسبتا معمولی سال ۱۹۸۹ که رگاتزونی با آن در داکار رانندگی کرد، فقط یک اجرای موقت بود. برای رویدادهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲، جی ۶۰۰ تیای به همان شکلی تبدیل شد که در تصاویر دیده میشود؛ ظاهری که تقریبا هیچ شباهتی به یک جی-کلاس ندارد و بیشتر به یک ترکیب آزمایشی از چند مرسدس مختلف شبیه است.
بدنهی چهارگوش و باوقارِ مرسدس بهکلی با یک پوستهی سفارشی جایگزین شد که از چند نشانه و قطعهی مرسدس-بنزدههی ۱۹۸۰ الهام میگرفت. هدف البته ساخت خودرویی زیباتر نبود؛ برعکس، این تغییرات برای بهبود آیرودینامیک انجام شدند و پس از این دستکاریها، تعداد بخشهای مکعبی شکل بدنه بهشدت کم شد و حتی شیشهی جلو نیز شیب بیشتری پیدا کرد.
جانی که این خودرو به داستانش میدهد، بیش از همه از خودِ کلای رگاتزونی میآید. او با نام کامل جیانکلائودیو جوزپه «کلای» رگاتزونی در منطقهی ایتالیاییزبان سوئیس به دنیا آمد و در دورهای به فرمول یک پا گذاشت که تصادفهای هولناک و حتی مرگ، بخشی از واقعیت روزمرهی این ورزش بودند. از ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰، او در ۱۳۲ مسابقه شرکت داشت، پنج رقابت را پیروز شد و تنها با سه امتیاز اختلاف، عنوان قهرمانی ۱۹۷۴ را به امرسون فیتیپالدی واگذار کرد.
او در طول آن دهه با تیمهایی مثل فراری، جایی که همتیمی نیکی لائودا بود، بیارام، اِنساین، شَدو و ویلیامز رقابت کرد و آخرین پیروزی گرندپری خود را در سیلورستون سال ۱۹۷۹ برای ویلیامز به دست آورد. اما همهچیز در ۳۰ مارس ۱۹۸۰ تغییر کرد؛ همان روزی که در لانگ بیچ، خودروی او بهدلیل نقص ترمز در دور ۵۱ از کنترل خارج شد و زندگی ورزشیاش به شکلی ناگهانی متوقف شد.
رگاتزونی فقط یک رانندهی سرسخت نبود؛ او از نخستین کسانی هم به شمار میرفت که زندگی و فعالیت خود را وقف کمک به افراد دارای معلولیت کرد تا فرصتهای برابر در جامعه و زندگی عمومی داشته باشند. همین نگاه، او را سرانجام به سراغ جی ۶۰۰ تیای ایامجی برد؛ خودرویی که با آن چندین بار مسابقه داد، هرچند متاسفانه هیچگاه پیروزی نصیبش نشد.
این جی-کلاسِ عجیب از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ چهار بار در پاریس-داکار رقابت کرد. نخستین حضورش در نسخهی ۱۹۸۹، زمانی که هنوز نام رویداد رالی پاریس-داکار بود، به تصادف و ماندن خودرو در بیابان ختم شد. سال بعد، ایامجی پوستهی جعبهای را کاملا کنار گذاشت و بدنهای آیرودینامیکتر ساخت، اما شانس باز هم یارش نبود و خرابی مکانیکی مانع از پایان موفق شد.
ورود ۱۹۹۱ از همه زودتر به پایان رسید؛ نقص فنیای که اجازهی استارت بهموقع را نمیداد، درست در بندر مارسی رخ داد، جایی که خودروها برای عبور به آفریقا آماده میشدند. چهارمین و آخرین حضور داکاریِ این زوج رگاتزونی و جی ۶۰۰ تیای در ۱۹۹۲ اتفاق افتاد، زمانی که کلای در یکی از مراحل آفریقایی خودرو را واژگون و چند بار رول کرد. خوشبختانه نه او و نه کمکرانندهاش آسیب جدی ندیدند و خودرو بعدا تعمیر شد.
رگاتزونی همین جی ۶۰۰ تیای ایامجی را در رالی فراعنهی ۱۹۹۱ و باخا اسپانیا ۱۹۹۳ هم به میدان فرستاد و بعدها در رقابتهای دیگری نیز از آن استفاده کرد. خودرو برای سالها در مجموعهی شخصی او ماند و حتی در دهههای بعد در آرژانتین هم رانده شد. پس از مرگ تراژیک رگاتزونی در یک سانحهی رانندگی در ۲۰۰۶، خانوادهاش آن را فروختند و بعدها در چند رالی کلاسیک، از جمله ترانسفاریکن کلاسیک ۲۰۰۸، دوباره به کار گرفته شد.
امروز گفته میشود که این خودرو آخرین نمونهی باقیمانده از آن دو دستگاهی است که ایامجی ساخت. به همین دلیل، جی-کلاس ویژهی داکار نه یک ویترین پر از جام و افتخار، بلکه یک تکهی منحصربهفرد از تاریخ مرسدس و ایامجی به شمار میآید؛ تاریخی که از هر جی-کلاس دیگری طولانیتر و هیجانانگیزتر است.
در ۲۰۲۶، مجموعهی مِکاترونیک که به خاطر بازسازی و بازتولید دقیق مرسدسهای کمیاب شناخته میشود، همین جی ۶۰۰ تیای ایامجیِ تنها بازمانده را برای فروش گذاشت. صرفِ یگانه بودن، گذشتهی مسابقهای و مالک اولیهاش برای هر قیمتی کافی به نظر میرسد، اما چون هیچ بردی در کارنامهی مسابقهایاش ثبت نشده، شاید برخی آن را معاملهای عجیب هم بدانند.
گفته میشود خودرو در وضعیت فنی مناسب قرار دارد و برای رالیهای کلاسیک کاملا مناسب است. البته هر کسی که سوارش شود، احتمالا باید آمادگی داشته باشد برای توضیح ظاهر عجیب و شجرهنامهی مسابقهایاش بارها و بارها حرف بزند. مِکاترونیک دیگر برای آن قیمت علنی نمایش نمیدهد، هرچند در زمان درج اولیهی آگهی در سال ۲۰۲۵، رقم ۴۹۹ هزار یورو روی آن نشسته بود. هر خریدار علاقهمند که توان پرداخت چنین مبلغی را داشته باشد، در نهایت یکی از خاصترین قطعات تاریخ جی-کلاس و ایامجی را به گاراژ خود میبرد.
شما دربارهی این جیکلاس عجیب و داستان رگاتزونی چه فکر میکنید؟