ثبت اختراع فورد میخواهد اشتراکهای خودرو را کمتر آزاردهنده کند
در میان بحثبرانگیزترین موضوعهای صنعت خودرو، شاید هیچکدام به اندازهی اشتراکها جنجالبرانگیز نباشد. وقتی مردم همین حالا درگیر پرداخت اشتراک برای سرویسهای مختلف در زندگی روزمره هستند، دیدن همان منطق در خودرو هم چندان خوشایند نیست. با این حال، خودروسازان هنوز این ایده را بهعنوان منبعی برای درآمدزایی دنبال میکنند و فورد حالا با یک ثبت اختراع تازه سراغ نسخهای رفته که میتواند این دردسر را کمی کمتر کند، هرچند مسئلهی اصلی را حل نمیکند.
بهگزارش carbuzz، تفاوت اصلی ایدهی فورد این است که اشتراک به یک خودرو گره نمیخورد، بلکه به یک حساب کاربری وابسته میشود. درست شبیه اینکه در سرویسهایی مثل نتفلیکس میتوان با حساب خود روی دستگاههای سازگار در هر جایی وارد شد، در این طرح هم کاربر میتواند در یک خودروی فورد یا لینکلن که قابلیتهای قفلشده با اشتراک دارد، از همان حساب استفاده کند. برای نمونه، اگر یک نسخهی تازه از بلوکرایز روی خودروی اجارهای فورد یا لینکلن فعال باشد، دسترسی به آن از طریق همان حساب ممکن میشود.
جذابتر از همه، امکان ورود همزمان به چند خودرو است؛ همان چیزی که در سرویسهایی مانند نتفلیکس برای چند دستگاه مجاز میشود. اگر کسی دو یا سه مدل فورد داشته باشد، تنها یکبار هزینهی اشتراک را برای همهی آنها میپردازد. فورد حتی از ایدهی بهاشتراکگذاری حساب با اعضای نزدیک خانواده یا دوستان هم حرف میزند، هرچند بعید نیست این موضوع همچنان با سقفی برای تعداد خودروهای مجاز از سوی فورد محدود شود. با وجود این محدودیت احتمالی، همین تصور هم برای بسیاری از مشتریان خوشایند به نظر میرسد.
از همه عجیبتر، پیشنهاد فورد برای انتقال اشتراک بین خودروهای کاملا متفاوت و حتی میان خودروسازان مختلف است. در سناریویی که از بلوکرایز گرفته شده، کاربر میتواند همان اشتراک را در یک خودروی اجارهای جنرال موتورز بهکار بگیرد و به قابلیتهای سوپرکروز دسترسی پیدا کند. چنین چیزی البته نیازمند همکاری چشمگیر میان برندها و احتمالا تمایل به اشتراکگذاری دادههای کاربران خواهد بود. با توجه به دشواریای که خودروسازان برای رسیدن به استاندارد مشترک در درگاههای شارژ داشتند، یا حتی مشکلهای مداوم در هماهنگ کردن محصولات اندروید و اپل برای کارهایی مثل پیامرسانی، عملی شدن چنین ایدهای شاید سادهتر از گفتن نباشد.
خودروسازان اما در مسیر اشتراکها روی لبهای باریک حرکت میکنند. از نخستین تلاشهای جدی در این حوزه، اقدام بیامو بود که خیلی هم خوب پیش نرفت. این خودروساز برنامه داشت صندلیهای گرمکن را بهصورت اشتراکی عرضه کند و همین موضوع به دلایل مختلفی واکنش منفی شدیدی بهدنبال داشت. یکی از مهمترین انتقادها این بود که، چه مشتری پول اشتراک را میداد چه نمیداد، تمام سختافزار از قبل داخل خودرو نصب شده بود و فقط یک لایهی نرمافزاری مانع استفاده میشد؛ لایهای که از کاربر میخواست ماهانه پول پرداخت کند. افزون بر این، این قابلیت همیشه یک آپشن یکباره در زمان ساخت خودرو محسوب میشد. نتیجه آنقدر بد بود که بیامو در نهایت آن اشتراک را بهطور کامل کنار گذاشت.
اکنون خودروسازان تلاش میکنند با احتیاط بیشتری سراغ قابلیتهای قفلشده بروند. جنرال موتورز بیشتر روی اشتراک سوپرکروز از طریق آناستار تمرکز کرده است. برای کارکرد کامل، خودرو باید سختافزار سازگار داشته باشد، اما چون این قابلیت تا حدی به نقشه و دادههای دیگر وابسته است، جنرال موتورز برای نگهداشتن آن در حال تحمل هزینههای مداوم است و همین موضوع تا حدی توجیهش میکند. البته شرکت هم صراحتا گفته که درآمد تکرارشونده برایش جذابیت زیادی دارد، بهویژه وقتی این درآمد از خودروهایی بهدست میآید که قبلا فروخته شدهاند. ولوو هم گفته احتمالا تمرکز خود را روی اشتراک برای سیستمهای کمکی مشابه خواهد گذاشت، نه چیزهایی مثل صندلی گرمکن. با این حال همهی خودروسازان با این موضوع سنجیده برخورد نمیکنند، چون هوندا هم اخیرا برای قابلیت باز کردن درِ گاراژ هزینهی اشتراک تعیین کرده است.
اگر خودروسازان واقعا میخواهند اشتراک در خودرو به یک چیز جاافتاده تبدیل شود، حداقل کاری که باید انجام دهند این است که آن را تا جای ممکن انعطافپذیر و در دسترس کنند. ایدهی فورد در این زمینه کمی کمک میکند، چون از تکرار اشتراکهای جداگانه جلوگیری میکند و حتی امکان استفادهی مشترک با دوستان و خانواده را هم مطرح میسازد. با این حال، خودروسازان باید مراقب موج روبهافزایش نارضایتی مصرفکنندگان از اشتراکها باشند، چون برای بسیاری از مردم زندگی روزبهروز به مجموعهای از هزینههای بیپایان تبدیل میشود. چیزی که میتوانست یک مدل تجاری سودآور باشد، ممکن است در نهایت خریداران را بهطور کامل از خود دور کند.
منبع این ثبت اختراع، ادارهی ثبت اختراع و علائم تجاری ایالات متحده اعلام شده است.
شما دربارهی اشتراکهای خودرو چه فکر میکنید؟